|
بسم الله الرحمن الرحیم
نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش نهم /قسمت دوم تفسیر قرآن ،تفسیر روایی،روش روایی ومتون تفسیری مفسرعظیم الشان مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید جواد سید فاطمی رحمه الله علیه چکیده آنچه در پی می آید پژوهشی ازتفسیر قرآن ،تفسیر روایی،روش ومتنون تفسیری موجود ازمفسرعظیم الشان مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سید جواد سید فاطمی رحمه الله علیه وبه عبارتیتفسیر چند سوره و بررسی های موضوعی وتفسیری روزدر قرآن کریم از درس تفسیر استادبزرگوارمان مفسر عظیم الشان علامه حضرت آیت الله سید جواد سید فاطمی رحمه الله علیه . ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 22:23  توسط ازشاگردان ایشان
|
نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش هشتم پرسشهای وجملات وتوصیههای ناب اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، خانواده، عبادی، اخلاقی، تزکیه ومعنوی از حضرت آیت الله سید جوادسید فاطمی رحمه الله علیه و جوابهای ایشان. رضاقارزی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 21:27  توسط ازشاگردان ایشان
|
نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش هفتم راهکارها و راه حل های مسائل اجتماعی ،ازدواج، خانواده ،روحی وروانی دراسلام ولزوم مقابله همه جانبه با آسیبهای فرهنگ امریکایی وغربی دراندیشه وآثار وسخنرانی های آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله.رضاقارزی ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 21:6  توسط ازشاگردان ایشان
|
نظریات اندیشه ایی وفتاوی فقهی اصلاحی درسطح جامعه اسلامی آیت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) –بخش ششم اسلا
بسم الله االرحمن الرحیم نظریات اندیشه ایی وفتاوی فقهی اصلاحی درسطح جامعه اسلامی آیت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) –بخش ششم اسلام شناسی،منابع وتعالیم دین اسلام،اصول اعتقادات، آداب واخلاقیات اسلامی وتزکیه وخدامحوری (بررسی اسلام شناسی، اندیشه اعتقادی،معرفت شناسی،جهان بینی ،انسان شناسی، آداب واخلاقیات اسلامی وتزکیه وخدامحوری ایشان براساس قرآن و سنت آثارعلامه ، مفسر قرآن کریم حضرت آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله وضرورت مقابله با اندیشه وفرهنگ مادی غرب وشرق وراهکارهای های پیشرو ایشان.) رضاقارزی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 20:26  توسط ازشاگردان ایشان
|
نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش پنجم تبری، دشمنشناس
بسم الله االرحمن الرحیم نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش پنجم تبری، دشمنشناسی و دشمن ستیزی، جهاد تدافعی، ایثاروشهادت ولزوم و وجوب مقابله با اشغالگران ومتجاوزان به کشورهای اسلامی (شناختی در ماهیت، برنامهها و نظامهای حاکمه شمنان اسلام ناب: صهیونیسم، غرب، دشمن شناسی، دشمن ستیزی، آثار و مضرات صنعت و فرهنگ غرب و تهاجم فرهنگی غرب وتقابل اسلام با کفر جهانی برگرفته از آثار آیت الله سید جواد سید فاطمی رحمه الله علیه).رضاقارزی ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 20:4  توسط ازشاگردان ایشان
|
نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی--چهارم بررسی مسائل مهم ا
بسم الله االرحمن الرحیم نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی--چهارم بررسی مسائل مهم اجتماعی، ولایت فقیه و حکومت اسلامی و تزکیه وخودسازی (بررسی مهمترین محورهای مهم تحول واصلاح بنیادین فضای سیاسی،اجتماعی وفرهنگی کشوربارویکرد قرآن و سنت وضرورت مقابله با اندیشه وفرهنگ غرب وشرق وراهکارهای های پیشرودر آثارعلامه ، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه).رضاقارزی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 19:26  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله االرحمن الرحیم نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش سوم ابعادمسئله سیر تاریخی مسجد تحلیلی بر مسئله کثرت جمعیت وهمچنین مسئله نوظهور آسمانخراشها وراهکارها (بررسی مسئله سیر تاریخی مسجد و تحلیلی برمسئله کثرت جمعیت و مسئله نوظهور آسمانخراشهابارویکرد ضرورت مقابله با اندیشه وفرهنگ غرب وشرق واهمیت مساجد را از غربت درآوریم وراهکارهایهای پیشرودر آثارعلامه، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه) رضاقارزی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی. برچسبها: ره, درجامعه اسلامی3 ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 22:20  توسط ازشاگردان ایشان
|
نظریات وفتاوی فقهی اصلاحی درجامعه اسلامی حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه بخش دو
نظریات وفتاوی فقهی اصلاحی درجامعه اسلامی حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه بخش دوم اصلاح نظام بانکی واقتصادی کشور با بازگشت به نظام اقتصادی اسلامی (بررسی ماهیت دیدگاه اصلاح بنیادین نظام اقتصادی کنونی وبازگشت به نظام اقتصاد اسلامی درقرآن و سنت در آثارعلامه ، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه) ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 22:1  توسط ازشاگردان ایشان
|
نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش اول تحول واصلاح نظام
بسم الله االرحمن الرحیم نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی-بخش اول تحول واصلاح نظام آموزشی کشوروآموزش وپرورش با بازگشت به نظام آموزشی بامحوریت مساجد وتربیت الهی (بررسی ماهیت دیدگاه تحول واصلاح بنیادین نظام آموزشی وآموزش وپرورش کنونی وبازگشت به نظام آموزشی درقرآن و سنت در آثارعلامه ، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه) رضاقارزی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 21:53  توسط ازشاگردان ایشان
|
مكتب قرآن )از آثار و بیانات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمه الله علیه) ● قرآن كريم پايه و اساس درس و تعليم و تعلم ما است. فهم و درك قرآن آنچنان سهل و آسان است كه عرب دس نخوانده در محضر رسولخدا(ص) با يكبار شنيدن آيات ميفهميد و آيات را ... و حلال و حرامش را ميگرفت و عقيده ميكرد، در جائيكه ابهامي به نظرش ميرسيد يا در آيات متشابه، كلام رسوخدا(ص) توضيح وتفسير ميكرد، در زمان ائمه اطهار عليهمالسلام نيز به همان كيفيت كلمات ائمه(ع) را مردم كوچه و بازار كه اكثراً درس نخوانده بودند و ميگرفتند و نقل حديث ميكردند كسي اگر كمترين آشنايي با روايات و روايان احاديث كه همان از اصناف: خياط، حداد، عطار، بزاز و... بودند، اما غير عرب زبان مانند ما ايرانيها يك مقدار مقدمه لازم است تا حدودي، درباره صرف و نحو تا جائيكه كل فاعل و مرفوع و كل مفعول ومنصوب و كل مضافاليه مجرور با توضيحي در پيرامون آن كه با يك دوره جامعه المقدمات تأمين ميشود و وارد خواندن كتابت عربي مخصوصاً قران كريم و روايات اهل بيت در پيرامون آيات كريم كه طبق تحقيقي كه در اين باره شده است بهترين راه براي يادگيري زبان خارجي (عربي) خواندن متن و روزنامههاي به زبان مورد نظر ميباشد و خوشبختانه مسلمانان دنيا در هر زباني متعهدند كه قران بخوانند و با تكرار قرائت آشنايي حاصل ميشود بدون احتياج به قواعد صرف و نحو كه در حديث آمده خيلي خود را در اين امور معطل نكنيد، چه قرآن به زبان مردم عادي و عامي و به طور آسان نازل شده است (وَلَقَد يَسّرنَا القرآنَ لِلذَّكر فَهَل من مُدَّكّر ) از سوره مباره قمر آيه 17 به طور مكرر آمده است يعني ما قران را براي يادگيري و تذكر بسيار آسان كردهايم آيا هست كسي كه متذكر شود. برچسبها: مكتب قرآن ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۴۰۲ساعت 18:11  توسط ازشاگردان ایشان
|
قرآن کریم کتاب انسان سازی
قرآن مجید، کتابی است آسمانی که در گذر زمان هرگز دچار تغییر یا کاستی و فزونی نگردیده است. آنچه در آن است از سوی خداوند یکتا بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرود آمده است. هدف آن نیز رهایی انسان از وادی جهل و غفلت و راهنمایی او به سوی نور و تعالی و تکامل است؛ « هُوَ الَّذی یُنَزَّلُ عَلی عُبدِهِ آیات بَیِّناتٍ لِیُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُماتِ الَی النُّورِ...» ( حدید، 9) او کسی است که آیات روشنی بر بنده اش ( محمد) نازل می کند تا شما را از تاریکی ها به سوی نور ببرد. در قرآن کریم، مطالب فراوانی وجود دارد که پیش از نزول قرآن، در دنیا یافت نشده و پس از آن نیز کسی مانند آن را نخواهد آورد. دلیل این حقیقت نیز آشکار است؛ قرآن سخن خدا است، مگر کسی می تواند خدا سخن بگوید؟ از سوی دیگر محتوای معارف قرآنی به اندازه ای عمیق و پرمایه است که جز پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت عصمت علیهم السلام، هیچ مغز متفکری توان درک همه حقایق آن را ندارد. این کتاب الهی سفره پهن و گسترده معنویاتی است که همه تشنگان علم و عرفان را سیراب و سرشار می کند بدون آنکه هرگز از طراوت، نشاط و شکوفایی آن کاسته شود. شناخت قرآن و ارتباط با آن برای یک مسلمان لازم و ضروری است. قرآن کتاب آسمانی و برنامه هدایت و سعادت برای جهانیان است؛ باید آن را شناخت، پیامهایش را دریافت و به احکامش عمل کرد تا سعادت دنیا وآخرت تضمین شود. دانشمندان اسلام به پیروی از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) از صدر اسلام تا کنون با گفتن و نوشتن تفسیر سعی در شناساندن قرآن به جامعه اسلامی داشته اند و از آنجا که بیشتر ایمان آوردنگان به قرآن، زبانشان غیر زبان قرآن بوده، این وظیفه را خطیر تر یافته و اهتمام بیشتر به خرج داده و سعی کرده اند تفسیر و ترجمه آیات را به زبان قوم خویش یا به زبان عربی بیان کرده و در اختیار مسلمانان قرار دهند، قرآن مجید که معجزه زنده و گواه رسالت رسول خدا (ص) و حاوی دستورات الهی و کلیات زندگی انسان است در ظرف بیست و سه سال تدریجاً و در مناسبت های مختلف نازل گشت. در حدود دوازده سال و نیم آن، از زمان بعثت تا هنگام هجرت، در مکه و تمام آیات و سوره هایی که در این فاصله نازل گردید « مکی» نام گرفت، از آغاز هجرت تا زمان رحلت آن بزرگوار، در مدینه و اطراف آن نازل گردیده است، این بخش از آیات « مدنی» نام دارد. سپس به دستور پیامبر (ص) و با نظارت دقیق آن حضرت به همین صورت امروزی، قرآن جمع آوری گردید. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر ۱۴۰۰ساعت 20:4  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله الرحمن الرحیم پرسش قرآنی، پرسش5: قران دربیان قرآن : قرآن در آیات قرآن کریم چگونه بیان شده است؟ با 10 ترجمه به زبان های دیگردنیا بسم الله الرحمن الرحیم پرسش قرانی:پرسش5: قران دربیان قرآن :قرآن در گفتار خود آیات قرآن کریم چگونه کتابی است؟ 1-منم کتابی که دارای تمامی تذکرات لازم هستم. (ص وَ القُرآنِ ذِی الذِّکرِ) سوگند به قرآن که صاحب تذکر است 2- منم کتابی که شرح همه آنچه را که نمی دانید بیان می نمایم. ( وَ یَومَ نَبعَثُ فی کُلِّ اُمَّهٍ شهیداً عَلَیهِم من أَنفُسِهِم و جِء نابِکَ شهیداً علی هولاء و نزَّلنا علیکَ الکتاب تبیاناً شیءٍ و هدیً و رحمه و بُشری لِلمسلِمینَ) و ما این را بر تو فرستادیم که توضیح همه چیز است و هدایت و رحمت و مژده ای برای مسلمانان است. 3- منم کتابی که هیچگونه دروغی به آن نسبت داده نمی شود. ( و ما کان هذا القرآنُ أَن یُفتَری مِن دونِ اللهِ و لکِن تَصدیقَ الَّذی بَینَ یَدَیهِ و تَفصیلَ الکِتاب لارَیبَ فیه مِن رَبِّ العالَمینَ) این قرآن که در شان آن نیست که دروغی از جانب غیر خدا باشد؛ بلکه آنچه پیش از آن بوده را تصدیق می کند و کتاب را شرح می دهد و شکی در آن نیست که از جانب پروردگار جهانیان است. 4- منم کتابی که جزء به جزء به رسول اکرم (ص) نازل گردیدم. ( وَ قُرآناً فَرَقناهُ لِتَقرَأَهُ عَلَی الناسِ عَلی مُکثٍ وَ نَزَّلناهُ تنزیلاً) و قرآنی را جزء به جزء بر تو فرستادیم که تو نیز بر امت بتدریج قرائت کنی و یقیناً این قرآن را ما نازل کرده ایم. 5- منم کتابی که مطالبم بدون هیچ گونه انحرافی می باشد. ( قُرآناً عَرَبیاً غَیرَ ذی عِوَجٍ لَعَلَّهُم یَتَّقُونَ) قرآنی که عربی و بدون انحراف است، تا شاید پرهیزکار شوید. 6- منم کتابی که برای مردم عامل به علم مفید می باشم. ( کِتابٌ فُصِّلَت آیاتُهُ قُرآناً لِقَومٍ یَعلَمونَ) کتابی است که آیاتش جامع است و به زبان فصیح عربی برای مردمی که می دانند. 7- منم کتابی که دارای مجد و عظمت و مورد احترام می باشم. ( ق وَ القُرانِ المَجیدِ) سوگند به قرآن مجد و عظمت 8- منم کتابی که تذکراتم آسان و قابل فهم است. ( وَ لَقَد یَسَّرنا القُرآنَ لِلذِّکرِ فَهَل من مُدَّکِرٍ) قرآن را برای وعظ و اندرز به فهم آسان کردیم کیست که از آن پند بگیرد؟ 9- منم کتابی که حتی کوه های سخت در مقابل عظمت من تعظیم می نمایند. ( لَو أَنزَلنا هذَال القُرآنَ عَلی جَبَلٍ لرَأَیتَهُ خاشِعاً مُتَصدِّعاً مِن خَشیَهِ اللهِ وَ تِلکَ الأمثالُ نَضرِبُها لِلناس لَعَلَّهُم یَتَفَکَّرُونَ) اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم مشاهده می کردی که از ترس خدا خاشع و متلاشی می گشت و این امثال را برای مردم بیان می کنیم تا شاید که اهل فکرت شوند. 10- منم کتابی که کلام آن را باید با بهترین صورت تلاوت نمایید. ( اَو زِد عَلَیهِ وَ رَتِّلِ القُرآنَ ترتیلاً) یا چیزی بر نصف بیفزا و به تلاوت قرآن با توجه کامل مشغول باش. 11- منم کتابیک ه در حد توان همه باید آن را تلاوت نمایند. ( فَاقرؤا ما تَیَسَّرَ مِنَ القرآنِ عِلمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَرضی و آخَرونَ) لذا هر مقدار که می توانید قرآن بخوانید... 12- منم کتابی که شیطان دشمن همیشگی آن است. (فَاِذا قَرَأتَ القُرآنَ فَاستَعِذ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ) هنگامی که قرآن می خوانی از شر شیطان رانده شده به خدا پناه ببر. 13- منم کتابیک ه مسیر هدایتم محکم ترین و معتدلترین هدایت ها است. ( اِنَّ هذَا القُرآنَ یَهدی لِلَّتی هِیَ أَقوَمُ و یُبَشِّرُ المؤمِنینش الَّذینَ یَعمَلُونَ الصّالِحات أَنَّ لَهُم أَجراً کَبیراً) همانا این قرآن مردم را به صحیح ترین و استوارترین راه هدایت می کند... 14- منم کتابی که آیاتم مومن از غیر مومن را معین می نماید. ( وَ أِذا قَرَاتَ القُرآن جَعَلنا بَینَکَ وَ بَینَ الَّذینَ لا یُومِنُونَ بِالاخره حِجاباً مَستوراً) و چون تو قرآن تلاوت کنی ما میان تو و آنها که به آخرت ایمان ندارند حجابی مستور قرار می دهیم. 15- منم کتابی که به هنگام تلاوت آیات من همه باید گوش فرا دهند. ( وَ اِذا قُرِیءَ القُرآنُ فَاستَمِعوُا لَهُ وَ اَنصِتُوا لَعَلَّکم تُرحَمُونَ) و چون قرآن قرائت می شود بدان گوش بسپارید و سکوت کنید، امید است که مورد رحمت قرار بگیرید. 16- منم کتابی که بیان کننده زیباترین و راست ترین قصه ها هستم. ( نَحنُ نَقُصُّ عَلَیکَ أَحسَنَ القَصَصِ بما أَوحَینا اِلیکَ هذَا القُرآنَ وَ ان کُنتَ مِن قَبلِه لَمِنَ الغافِلینَ) ما بهترین داستان ها را به تو، با این قرآن که به تو وحی می کنیم، می گوییم؛ و هر چند پیش از این از آن آگاه نبودی. 17- منم کتابی که در ماه رمضان نازل گشته ام. (شَهرُ رَمَضانَ الَّذی أُنزِلَ فیهِ القُرآنُ هُدیً لِناسِ وَ بَیِّنات مِنَ الهُدی وَ الفُرقانِ) ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن برای هدایت مردم و راهنمایی و امتیاز حق از باطل نازل شده است. 18- منم کتابی که باعث بهبودی جسم و روح انسانها هستم. ( وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَهٌ لِلمُؤمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظالِمینَ الاخساراً) و ما آنچه از قرآن می فرستیم شفا و رحمت برای اهل ایمان است ولی ستمکاران را جز زیان نخواهد افزود. 19- منم کتابی که مثل و مانندی ندارم. (قُل لَ ءِنِ اجتَمَعَتِ الانسُ وَ الجِنُّ علی أَن یَاتُوا بِمِثلِ هَذا القُرآن لا یَاتُونَ بمِثلِه وَ لَو کانَ بعضُهُم لِبَعض ظَهیراً) بگو: اگر جن و انس متفق شوند تا کتابی مانند این قرآن بیاورند هرگز نتوانند، اگر چه همه پشتیبان یکدیگر باشند. 20- منم کتابی که دارای نمونه ها و مثلهای عبرت آموز برای شما هستم. ( وَ لَقَد صَرَّفنا فی هذا القُرآنِ لِلنّاسِ مِن کُلِّ مَثَلٍ وَ کانَ الانسانُ أَکثَرَ شَی ءٍ جَدَلاً) ما در این قرآن هر گونه مثال برای هدایت خلق آوردیم و لیکن انسان بیشتر از هر چیز به جدال بر می خیزد. 21- منم کتابی که شما را به رنج نمی افکنم. ( ما أَنزَلنا عَلَیکَ القُرآنَ لِتَشقی) ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا خود را به رنج افکنی. 22- منم کتابی که آیات خدا را با دلایل روشن بیان نموده ام. (ط س تِلکَ آیاتُ القُرآنِ وَ کِتابٍ مُبینِ) این آیات قرآن و کتاب هویدای خداست 23- منم کتابی که از جانب خدایی که درکارهای خود حکیم و به خلق خود علیم است نازل شده ام. ( وَ اِنَّکَ لَتُلَقَّی القُرآنَ مِن لَدُن حَکیمٍ عَلیمٍ) همانا قرآن از جانب خدای حکیم بر تو القا می شود. 24- منم کتابی که زبان گویای خدا هستم نه ساخته و پرداخته ای از ذهن بشر ( وَ ما عَلَّمناهُ الشِّعرَ وَ ما یَنبَغی لَهُ اِن هُوَ الا ذِکرٌ وَ قرآنٌ مُبینٌ) و ما به پیامبر شعر نیاموختیم و شاعری هم شایسته او نیست و قرآن چیزی جز ذکر و قرآن آشکار نیست. 25- منم کتابی که کفار حتی از شنیدن آیات من بیمناک هستند. ( وَ قالَ الَّذینَ کَفَرَوُا لا تَسمَعُوا لِهذا القُرآنِ وَ الغَوا فیهِ لَعَلَّکُم تَغلِبُونَ) و کافران به مردم گفتند به این قرآن گوش ندهید و سخنان لغو در هنگام تلاوت آن بگویید شاید غالب شوید. 26- منم کتابی که جن و انس از آیات من پند می گیرند. (وَ اِذ صَرَفنا اِلیکَ نَفَراً مِنَ الجِنَّ یَستَمِعُونَ القُرآنِ فَلما حَضَرُوه قالُوا أَنصِتُوا فَلَمّا قٌضِیَ وَ لَّوا الی قَومِهِم مُنذرینَ) به یادآور زمانی که گروهی از جنیان را به سوی تو متوجه کردیم تا قرآن را بشنوند پس زمانی که حضور یافتند با یکدیگر گفتند خاموش باشید و بشنوید و هنگامی که تمام شد بسوی ملت خود بازگشتند در حالی که بیم دهنده بودند. 27- منم کتابی که تصدیق کننده کتابهای الهی پیشین می باشم. (نَزَّلَ عَلَیکَ الکِتابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یَدَیهِ وَ أَنزَلَ التَّوراهَ وَ الانجیلَ) آن خدایی که قرآن را به سوی تو فرستاد که دلیل راستی کتب آسمانی پیش از آن باشد ( تورات و انجیل) 28- منم کتابی که جوابگوی تمامی نیازهای بشر می باشم. ( هُوَ الَّذی أَنزَلَ عَلَیکَ الکِتابَ مِنهُ آیاتٌ محکماتٌ هنَّ أُمَّ الکِتاب وَ أُخَرَ مُتَشابِهاتٌ) خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که آنها مرجع سایر آیات کتاب خواهد بود و برخی دیگر... 29- منم کتابی که اگر اعتقاد و ایمان به آن نداشته باشید گمراه می گردید. ( یا أَیُّها الَّذینَ آمنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِه و الکِتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلی رَسُولِه و الکتابِ الَّذی أَنزَلَ مِن قَبلُ و مِن یَکفُر بِاللهِ وَ مَلاءِکَتِه و رُسُلِه وَ الیَومِ الاخِرِ فَقَد ضَلَّ ضَلالاً بعیداً ) ای اهل ایمان به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش فرستاده و به کتابی که پیش از این فرستاد ایمان بیاورید و کسی که به خدا و فرشتگان او و کتابهای او و پیامبران او و روز قیامت کافر شود به تحقیق دچار گمراهی شده است. 30- منم کتابی که اعتقاد به آن از اعمال خیر و پسندیده می باشد. ( لَیسَ البِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُم قِبَلَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَ لکِنَّ البِرَّ مَن امَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الاخِرِ وَ المَلاءِکَهِ وَ الکِتابِ وَ النَّبِینَ وَ آتی المالَ عَلی حُبِّه ذِوی القُربی) نیکی آن نیست که روی به جانب مغرب و مشرق بگردانید لیکن نیکوکار کسی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورد. 31- منم کتابی که به جهت ر فع اختلاف و ایجاد یکپارچگی و وحدت بین شما نازل گشته ام. ( أنزَلَ مَعَهُمُ الکِتابَ بِالحَقِّ لیَحکُمَ بَینَ الناسِ فی ما اختَلَفُوا فیه و مَا اختَلَفَ فیهِ اِلَّا الَّإین أُتُوهُ من) و بیم دهنده را همراه با کتاب به حق فرستاد تا بین مردم در آنچه که اختلاف می کنند حکم کنند. 32- منم کتابی که نباید کسی آیات را سبک و بی ارزش بشمارد. ( لا تَتَّخِذُوا آیاتِ اللهِ هُزُواً وَ اذکُرُوا نِعمَهَ اللهِ عَلَیکُم و ما أَنزَلَ عَلَیکُم مِنَ الکِتابِ وَ الحِکمَهِ یَعِظُکُم بِه وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اعلَمُوا أَنَّ اللهَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ) و آیات خدا را مسخره نگیرید و نعمت هایی را که به شما داده و آنچه از کتاب و حکمت برای اندرز شما فرستاده را به یاد آورید... 33- منم کتابی که هیچ شکی در حقیقت آن نیست. ( ذلِکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیه هُدیً لِلمُتَّقین) این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزکاران است. 34- منم کتابی که باید به تمامی آیات آن ایمان آورید تا عذاب خدا شامل حال شما نگردد. ( أَفَتُومِنُونَ بِبَعضِ الکتابِ وَ تَکفُرونَ بِبَعضٍ فما جَزاءُ مَن یَفعَلُ ذلِکَ الّا ذلِکَ خِزیٌ فِی الحَیاهِ الدُّنیا و یَومَ القِیامَهِ یُرَدُّونَ اِلی أَشَدِّ العَذابِ وَ ما اللهُ بِغافِلٍ عن ما تَعمَلُونَ) چرا به برخی از کتاب ایمان می آورید و به بعضی دیگر کافر می شوید؟ پس جزای کسی از شما که چنین کند جز ذلت در دنیا نیست و به سخت ترین عذاب در روز قیامت باز گردانده می شود. 35- منم کتابی که اگر در آیاتش با هم اختلاف کنید از هدایت دور می شوید. ( ذلِکَ بِاَنَّ اللهَ نَزَّلَ الکِتابَ بِالحَقِّ وَ اِنَّ الَّذینَ اختَلَفُوا فِی الکِتابِ لَفی شِقاقٍ بَعیدٍ) کسانی که در کتاب خدا اختلاف کردند در ستیزی دور از حق هستند.
برچسبها: قران دربیان قرآن, قرآن درآیات قرآن کریم ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ساعت 14:50  توسط ازشاگردان ایشان
|
آثار ،برکات و تاثیر مداومت به خواندن قرآن کریم
برچسبها: آثار
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ساعت 13:39  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نظام آموزشی قرآن و اسلام(از کتاب تفسیر سوره شمس آیت الله سیدجوادفاطمی ره).تهیه :رضاقارزی Quran and Islam educational system نظام تعليم القرآن والإسلام
قرآن کریم دستگاه و عظیم خلقت را مقدمه برای به کمال رسیدن انسان می داند که با تعلیم و تزکیه و در نهایت با بندگی خدا تحقق پیدا می کند واین همان است که در سوره زاریات بعبارت دیگر آمده : ما خَلَقتُ الجِنِّ وَ الاِنس اِلاّ لِیَعبُدوُنِ، ما اُریُدُ مِنهُم مِن رِزقٍ وَ ما اُریدُ اَن یُطعُمونِ، اِنِّ اللهَ هُوَ الرزاق ذُو القُوه اِلمَتین.انسان درباره نان و آب و مسکن مسئله ندارد با کمترین فعالیت طبق تقسیم پروردگار به نصیب خود می رسد (نَحنُ قسمنا بَینَهُم مَعیشتَهم فی الحَیوهِ الدُنیا-32 زخرف).
در این قسمت نیازی آنچنانی به درس و تعلیم و تعلم نیست . مشکل انسان فجور اوست، اینجاست که نیاز شدید به درس و تعلم دارد، انسان اسیر نفس است. انسان شکست خورده است، انسان در آتش است، آزادی انسان، پیروزی انسان و نجات انسان از آتش در پیروی از مکتب انبیاء است و تا تربیت انبیاء و بخصوص درس و تعلیم انبیاء دست انسان را نگرفته انسان در فجور و آتش خواهد بود.اشارات قرآن قسمت مهم این کتاب کریم است : قرآن در خیلی جاها به اشاره سخن گفته در این سوره مبارکه که جلوانداختن فجور بر تقوی همین معنی را می رساند.(فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها- 8 ).
بعضاً در یک آیه حقایق زندگی انسان را از اول تا آخر ترسیم کرده است. در آیه 185 آل عمران دقت کنید : هر کسی چشنده مرگ است و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت کسی که از آتش درونی رهیده و از فجور و اسارت خود خلاص شود و در بهشت آید پیروز شده است و زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست .(کلُّ نَفسٍ ذائِقَهُ المَوتِ وَاثِما تُوفونَ اُجورَ کُم یَومَ القیمه فَمن رُحرحَ عَنِ النّارً وَ اُدخِلَ الجِّنه فَقَد فازَ وَ ما الحیوهُ الدُنیا اِلاّ مَتاعُ الغرور).
قرآن کریم و همچنین سایر مکاتیب آسمانی محکوم می کند کسانی را که تعلیم و تربیت و بطور خلاصه فعالیتهای خود را فقط برای رسیدن به دنیا و آب و نان قرار می دهند، متأسفانه امروز نظام آموزشی دنیا(شرق و غرب) در محور مادیات و علوم تجربی و نتیجهً آباد کردن دنیا را هدف قرار داده است.[1]
اینک چند آیه که محکوم می کند :
در سوره مبارکه روم چنین آمده : آنان فقط ظاهری از دنیا را می دانند و از پایان کار و آخرت غافلند(یَعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیواه الدُنیا وَ هم عَنِ الاخِره غافِلونُ – 7 ) آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آندوست جز بحق و برای زمان معینی نیافریده است. ولی بسیاری از مردم لقای پروردگارشان را منکرند(اَوَلَم یَتَفکّروُا فی اَنفُسِهِم ما خَلَقَ الله السّماوات و الارض وَ ما بینهما اِلا بِالحَق و اَجَلٍ مُسمّی و اِن کَثیراً مِنَ النّاسِ بلقاء رَبّهم لکافرون – 8 ) .
آیا در زمین(تاریخ) گردش نکردند تا به بینند عاقبت کسانیکه قبل از آنان بودند چگونه بود، آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را برای زراعت و آبادی بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند. اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند، خداوند هرگز به آنان ستم نکرد آنها بخودشان ستم کردند.(اَوَلَم یَسیروا فی الارضِ فَینظُر و اکیفَ کانَ عاقِبَهُ الذّین مِن قَبلِهم کانوا اَشّدَ مِنهُم قُوّهً و آثارُ و الارَضَ وَ عَمَروها اکثَرمّما عَمَروها وَ جائتهم رُسُلهُمَ بِالبیّناتِ فما کانَ اللهُ لِیَظلمَهُِم وَ لکنِ کانوا اَنفُسَهُم یَظلِموُن)، سپس سرانجام کسانیکه اعمال ناروا مرتکب شدند بجائی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را بمسخره گرفتند.(ثُمَ کانَ عاقَبَه الذینَ اَساوا السُوای اَن کَذِّبوا بِاآیاتَ اللهِ و کَانوابِها یَستَهزون- 10)
و در سوره مبارکه مومن آیات 21 و 22 : اَوَلَم یَسیرُوا فی الاَرضِ فَیَنظِروا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ کانوا مِن قَبلِهِم کانوا اَشَدَّ مِنهُم قوهً وَ اثاراً فی الارِض فَاَخَذَ هُمُ اللهُ بِذُنوبِهمِ وَ ما کانَ لَهُ مِن الله ِ مِن واقٍ، ذلِکَ بانَّهُم کانَت تَاتیهِم رُسُلُهم بالبَیناتِ فَکفَروا فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَدید العِقاب).
و در آیات آخر سوره مومن چنین است : اَفَلَم یُسیروا فی الارضِ فینطروُا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ مِن قَبلِهِم، کانُوا اَکثَر مِنهُم وَ اَشّدَ قُوُهً و آثاراً فی الارض، فَما اَغنی عَنهُم ما کانوُا یَکسِبُون، - فَلمّا جائَتهُم رُسُلُهم بِالبَیّناتِ فَرِحُوا بِما عِندَهُم مِن العِلم وَ حاقَ بِهم ما کانُوا بِهِ یَستَهزون،- فَلَما رَاوا بأسَنا قالوا امَنّا بِاللهِ وَ کَفَرنا بِما کُنّا بِهِ مُشرکین،- فَلم یَکُ یَنفَعهُم ایمانُهُم لِّما رَاوُا باسَنا، سُنَّهَ اللهِ التّی قَد خَلَت فی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الکافِروُن- 85) و در سوره مبارکه هود آیه 16 : مَن کانَ یَریدُ الحیوه الدنیا و زینتها نُوَفّ اَلیهم اعمالهم فیها و هم فیها لاینجسون، اولئک لیس لهم فی الاخره الا النّار و حبطما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعلمون.
کَذَّبت ثَموُدُ بِطَغویها- 11، - قسمتی از قرآن کریم تاریخ و قصه های انبیاء و امتهای آنان است، این قبیل آیات برای تذکر و عبرت و تثبیت خاطر مبارک رسول اله و مومنان است(لِنُثَّبِتَ بِهِ فُوادَک- 120 هود)
اگر خداوند وعده نصرت به پیغمبر و مومنان می دهد : (اِنّا لَننصُرُ رُسُلَنا وَ الّذینَ امنُوا فی الحَیوهِ الّدنیا ...... آیه 51 مومن) با خواندن آیات مربوط به قصه موسی و فرعون نمایشی از تحقق این وعده را می بیند همچنین آیاتی مربوط به قصه نوع نبی و امتش . [2]و عبرت است تا آیندگان به بینند آخر و عاقبت مذکبین چگونه شد:(وَ لَقَد بَعثنا فی کُلّ اُمَهٍ رَسوُلاً اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتنِبوا الطاغوتِ فَمِنهمُ مَن هدَی اللهُ و مَ مِنهُم مَن حَقَّت عَلَیه الضِّلاله فَسیروا فی الارضِ فَانظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَهُ المکّذبین- 36 نحل)
قوم ثمود دعوت الی الله را تکذیب نموده و بطاغوت گرائیدند آنگاه که بد سرشتترینشان برانگیخته شد، پیغمبر خدا گفت ناقه خدا و آبشخورآنرا متعرض نباشید(اِذا نبَعَثَ اَشقاها، فَقالَ لَهُم رَسولاللهِ ناقَهَ اللهِ وَ سُقیاها 13)
مفسرین با استناد به نقل تاریخ و روایات گفته اند که این شتر با درخواست قوم صالح و بطور اعجاز از میان صخره بزرگی- که شاید محل عبادتشان بود بیرون آمده . قاری وخواننده قرآن باین نکته زیبا و به این عقیده توحیدی می رسد که موثری در عالم غیر از خدا نیست، این آتش نیست که می سوزاند، این اثری است که خداوند به او داده و باذن اوست. اگر بخواهد سرد و سلامش می کند(قُلنا یا نارُکُونی بَرداً وَ سلاماً علی اِبراهیم- 69 سوره انبیاء) این آب نیست که سیلان دارد وتشنگی را برطرف می نماید، این اثری است که خداوند داده و باذن او است.
اگر اراده کند مانند سنگ می کند(فَاوحَینا اِلی مُوسی اَنِ اضرب بِعَصاک البَحر فَانغَلَقَ فکانَ کُلُّ فِرقٍ کَالطّوُدِ العَظیم- 63 شعراء) و سنگ را آب(وَ اذِ ستَسقی موُسی لِقومَهِ فَقّلُنتا اِضرِب بِعَصاکَ الحجَرَ فانفَجَرت مِنهُ اثِنتا عَشَرهَ عیناً ... آیه 60 بقره ) . در دعا دارد : یا مَن ضَلَّ عِندَهُ الأسباب، - اگر با مقاربت نر و ماده موجود زنده متولد می شود بدون پدر و حتی بدون پدر و مادر هم می آفریند(اِنَّ مَثَلَ عیسی عیندَ الله کَمَثلِ آدَم خَلقَه مِن تُراب ثّم قال لَهُ کُن فیکَون – 59 آل عمران).
اگر با قرار دادن تخم ها زیر سینه مرغ و گذشت بیست شبانه روز جوجه زنده بیرون می آید در یک آن هم این عمل را انجام می دهد(وَ اِذ تخلُقُ مِنَ الطّین کَهَئیهِ الطَیر باِذنی فَتَنفُخُ فیها فَتکونُ طیراً بِاذنی ... از آیه 11 مائده) و شتری را که ده ماهه آبستن است از سنگ بیرون می آورد.
و اما سرگذشت آن بطور خلاصه : حضرت صالح سومین پیغمبر است که برای دعوت الی الله و توحید قیام نموده و خداوند تبارک و تعالی بعد از حضرت نوح و هود برانگیخته است.
آنحضرت مردم را با حکمت و موعظه حسنه دعوت نمود و به اذیتهای قوم صبر نمود، مدتی بر این منوال گذشت عده کمی از ضعفای قوم ایمان آوردند و اما طاغیان مستکبر و تبعه ای آنها بر کفر خود اصرار ورزیدند، مومنان به آنحضرت را خوار شمرده و تسفیه کردند و گفتند صالح اینها را سحر کرده است و در نهایت از حضرت نشانه و معجزه خواستند و گفتند اگر راست می گوئی از سنگ این کوه ناقه ای با مشخصات(غیرعادی) بیرون آور.
حضرت صالح آنچه را می خواستند با همان خصوصیتها آورد و فرمود خداوند شما را امر کرده که از آب آبادی یک روز شما بخورد و یک روز خودداری کنید و آنروز مخصوص ناقه باشد(فَلَها شَربُ یومِ وَ لَکَمُ شِربُ یَومٍ مَعلوُم ) و او را بحال خود بگذارید آنطور که خواهد چرا کند و آسیب به او نرسانید که عذاب نزدیک شما را می گیرید(وَ لا تَمَسّوها بِسوُء فَیا خَذَکُم عذابُ قریبُ – 72 اعراف، - 64 هود، - 156 شعرا)
مدتی این چنین گذشت قوم طغیان کردند و درباره اش حیله نمودند و شقی ترین خود را برای کشتن ناقه برانگیختند و بصالح گفتند (اِئتِنا بما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصادِقین) ما آماده هستیم عذاب خدا را بما بیاور. حضرت صالح گفت:(تَمتّعوا فی دارکُم ثَلاثَهِ اَیام ذلِکَ وَ عُد غَیرُ مَکذُوبٍ- 65 هود).
سپس درباره قتل حضرت صالح هم قسم شدند اما خداوند مکر آنها را بخودشان برگرداند(وَمَکَروا مَکراً و َ مکَرا الله مکراً و هُم لا یَشعُرون- 50 نحل) صاعقه آمد در حالیکه نگاه می کردند(فَاخَذَتهُم الصّاعِقَه وَ هُم یَنظُرون) حضرت صالح با اندوه و حسرت گفت : ای قوم من رسالت پروردگارم را رساندم و شما را نصیحت کردم لیکن شما دوست ندارید، ناصحان را- و منادی حق درباره ایشان ندا در داد(اَلا اِنَّّ تَمُود کَفَروا رَبَهّم اَلا بُعداً لِثَمود).
سخن را در اینجا با کلام زیبای مولا امیرالمومنین علیه السلام ختم می کنیم:
کلام 192 نهج البلاغه فیض الاسلام
اَیُها الناسُ لا تَستُو حِشُوا فی ای مردم در راه نجات و
طریق النَجاه لِقِلهَ اَهلِهِ، فانّ رستگاری بکمی جمعیت
الناسَ قَد اِجتَموا عَلی مائدَهٍ وحشت زده نباشید و به بسیاری
شَبَعُها قَصیرٌ وَ جَوعُها طَویلُ مخالفین نگران نشوید، زیرا مردم
اَیُهّا النّاسُ اِنَمّا یَجمَعُ النّاسَ گرد آمده برسرخوانی که سیری
الرِضا و السَخِّط وَ اِنمّا غَقرناقَهَ آن اندک و گرسنگیش بسیار
ثَمودٍ رَجُلُ واحِد است (دنیا و دلبستگی آن) ای مردم رضامندی و خشم مردم را گرد می آورد ناقه ثمود را یک نفر پی کرد
فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ لذا خداوند همه آنها را
بِالّرضا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها عذاب نمود بجهت آنکه همه
فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ اِلاّ اَن راضی بودند از اینرو خداوند
خارَت اَرضُهُم بالخَسفَهِ خُوارَ گفته : پی کردند و در بامداد
السِکهِ المُحماهِ فی الارضِ پشیمان شدند عذاب چنین زود
الخَّوارَه که زمینشان در حال فرورفتن
صدا کرد مانند صدا کردن آهن
شخم زنی داغ شده در زمین
هموار.
اَیُها النّاسُ مَن سَلَکَ الطَریقَ ای مردم هر که راه راست به پیماید
الواضِح و رَدَ الماءَ وَ مَن خالَفَ به آبادی می رسد و هر که بی راهه
و َقَعَ فی الّتیه . برود در بیابان بی آب و گیاه فرود آید.
نکات: 1-بدون پرده باید اذعان کنیم که با قرار گرفتن نظام آموزشی ایران اسلامی تحت پوشش نظام جهانی که در حدود هشتاد سال است و هنوز هم ادامه دارد مردم ما نیز خواهی نخواهی در همان مسیر مادیات قرار گرفته اند، بچه های ما در مدارس با مطالبی آشنا می شوند که در نظام آموزشی دنیا مطرح است(با کمی تغییر محلی) ریشه این مطالب مربوط به زندگی مادی و دور از معنویت است در پایان مدارج دانشگاهی نیز در همین مطالب مربوط به زندگی دنیا صاحب نظر می شوند اما راجعب ه معنویت و مفاهیم عالیه قرآن بجز مقدار اندکی خالی هستند، بیشتر از این هم نباید انتظار داشت.چه از روز اول تأسیس این نظام هدف همین بوده(روزی که دانش بشری از کلیسا جدا شد و انقلاب رنسانس قرن 16 میلادی رخ داد، درست در برابر معارف الهی و معنویت جبهه گرفت که در فصل جداگانه بشرح آن می پردازیم. انشاء الله)
2- وقتی خواننده قرآن با آیات مربوط به قصه یونس نبی می رسد و نجات او را از زندان تنگ و تاریک بطن ماهی و همچنین از آن اندوه وغمَ شدید ملاحظه می کند، در مواقع غم و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام می فرماید من تعجب می کنم از کسی که گرفتار می شود چرا از این آیه غافل است : (وَ ذالنّونِ اِ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنِّ اَن لَن نَقدَرَ عَلَیِ فَنادی فی الظَّلماتِ اَن لا اِاله الا اِنتَ سُبحانکَ انی کنتُ مِنَ الظالِمین، فَاستجبنا لَهُ و نَجبیناهُ مِن الغَّغم و کَذلِکَ نُنجی المومنین- 88 انبیاء).یا در مواقع غم احساس نیاز به غنا و موسیقی پیدا نمی کندبلکه روبخدا می آورد که (نَجیناهُ مِنَ الغم) می گوید و با رو آوردن بدرخانه خدا، خدا را می بیند و حال خوشی پیدا می کند که امام صادق علیه السلام فرمود : گاهی برای درخواست حاجت رو بخدا کردم، حس نمودم که خداوند بمن توجه کرده حالت خوشی بمن دست داد که از خود حاجتم برتر بود ولون آن حاجت بهشت بوده.
3-اینجاست که معنی حدیث حضرت رضا علیه السلام فهمیده می شود که فرمود از گناهان کبیره اینست که شخص در موقغ فراغت خواندگی کند و تار بزند، «تحت العقول» آری همچنانکه قمار و شرب خمر از خداوند غافل می کند، غناء و خوانندگی هم از خدا غافل می کند و از دریافت آن حالت شیرین مناجات یا قاضی الحاجات محروم می نماید و این از بزرگترین گناهان است. تهیه:رضا قارزی
ترجمه عربی متن:
نظام تعليم القرآن والإسلام من كتاب تفسير سورة شمس لآية الله السيد جواد فاطمي رحمه الله علیه الإعداد: رضا قارزی يعتبر القرآن الكريم نظام الخلق وعظمته مقدمة لكمال الإنسان ، ويتحقق ذلك من خلال التربية والتعليم ، وأخيراً من خلال خدمة الله ، وهذا ما ورد في سورة الزاريات ، أي: يعوذون بقوتهم ، ونرغب في إطعامنا ، فإن الله هو المعين ، القدير ، الحكيم. ليست هناك حاجة للدروس والتدريس في هذا الجزء. مشكلة الإنسان هي شره ، وهذا هو المكان الذي يحتاج فيه بشدة إلى الدروس والتعلم ، والإنسان أسير الروح. هُزم الإنسان ، والإنسان في النار ، وحرية الإنسان ، وانتصار الإنسان ، وخلاص الإنسان من النار باتباع مدرسة الأنبياء ، وإلى أن يتم تدريب الأنبياء ، وخاصة دروس وتعاليم الأنبياء ، لن يكون في نار الإنسان. الجزء المهم في هذا الكتاب المقدس هو: يذكر القرآن في مواضع كثيرة في هذه السورة المباركة أن مظاهر الفسق في التقوى تحمل نفس المعنى (فَاَلَهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها - 8). أحيانًا في إحدى الآيات يصف حقائق حياة الإنسان من البداية إلى النهاية. لاحظ في الآية 185 من سورة آل عمران: كل واحد يذوق الموت ، وستحصل على أجرك كاملاً يوم القيامة. لا غش إلا في البضاعة. يدين القرآن الكريم وغيره من المدارس السماوية أولئك الذين اختصروا تعليمهم وأنشطتهم فقط للوصول إلى العالم والماء والخبز ، ولسوء الحظ ، فإن نظام التعليم العالمي (شرق وغرب) اليوم يقوم على المواد والعلوم. تهدف إلى إعادة بناء العالم تجريبيًا وبالتالي إعادة بناء العالم. وهذه بعض الآيات التي تدين: جاء في سورة الروم: إنهم يعرفون فقط ظهور الدنيا ، وهم يجهلون نهاية الدنيا والآخرة (وهم على ما يبدو يجهلون حياة الدنيا والآخرة - 7) لم يخلق Andost شيئًا سوى الحق ولفترة معينة. لكن كثير من الناس ينكرون لقاء ربهم. ألم يسافروا في الأرض (التاريخ) ليروا مصير من قبلهم ، وكانوا أقوى منهم ، وحوّلوا الأرض إلى مزيد من الفلاحة والتطور ، وأتوا إليهم أنبياءهم ببراهين واضحة. لكنهم أنكروا ومجرمك رأى الله ما ظلمهم ولم يظلمهم من نفسه مظلوما. فجعلهم الله ظلمهم ، لكنهم لم يظلموا أنفسهم ، ثم وصل الذين ارتكبوا الشر إلى درجة أنكروا بآيات الله وسخروا منها.
وفي سورةالورع الآيات 21 و 22: أولم يسيرفا فينزرفا أكياس على الأرض كاهن عقبة الزين كانوفا أنا كانوفا قببلهم أقصى قوة وعسرة أنا أيضا لدي الله على الأرض فخز خان بزنفبهم وحقا سحقني يا إلهي دافات بونهام كنت تاتيهم رسلهم بالبينات فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَیديد العقاب).
وآيات سورة مؤمن هي: أفلم يسيرفا على الأرض فنرتفا أكياس كاهن عقبة الزين أنا قبلهم ، كانوفا معظم منهم وأقصى قوة وسارة الأرض ، فما أغني نهم نحن كنوفا يكسبفن ، - داك جايثم رسلهم بالبينات فرحفا لنا ندهم أنا العلم اهتز قلبنا أحمق إلى يستحزفن ، - بطة راوية بسنا قلفا أمناء الله ، وكفرنا قانوع لنا إلى الوثنيين ، - فيلم أيمنهم ينفهم لما بسنا راوا ، سنه طول القضيب مقشع لأوبادا والأب حنك الكفرفن- 85) وسورة هود الآية 16: من شاء حياة الدنيا وزينتها ، لم يؤجر على ما كانوا يفعلونه ، ولا يؤجرون عليها ، ومن لم يكن له في الآخرة إلا النار والنار فلا يعلم. زيف الباطل - 11 - جزء من القرآن الكريم ، وتاريخ وقصص الأنبياء وأممهم ، ومثل هذه الآيات للتذكير والدروس ، ولتأسيس الذاكرة المباركة لرسول الله والمؤمنين. إذا وعد الله بالنصر للنبي والمؤمنين: ذات صلة بقصة الرسول صلى الله عليه وسلم وأمته. [2] ودرس للأجيال القادمة لنرى نهايتها مزكبين كيف (وركل بسنا في جدول رسل عبدفا الله ولاجتنابفا التغفط فمنهم أنا هدى علي ومنهم أستحق الزلاله فسيرفا على الأرض فانزرفوا على الحقائب كاهن عقبة المكذبين - 36 نحل) رفض قوم ثمود الدعوة إلى الله واتجهوا إلى الباطل ، فلما هيج شرهم قال نبي الله: وقد قال المعلقون ، مستشهدين بالتاريخ والروايات ، إن هذا الجمل خرج بأعجوبة من صخرة كبيرة بطلب من الصالحين - ربما كان مكان عبادتهم. يصل القارئ والقارئ للقرآن إلى هذه النقطة الجميلة والاعتقاد التوحيد أنه لا تأثير في الدنيا إلا الله ، وليست النار هي التي تشتعل ، بل الأثر الذي أعطاه الله له وإذنه. إن شاء برده وسلم عليه (قلنا أو نرقوني برده وسلام علي إبراهيم - 69 سورة الأنبياء) هذا ليس ماء يسيل ويروي العطش ، هذا العمل الذي أنعم الله عليه بإذنه. لو كانت الوصية كالحجر (فافحينا لموسى ، ازرب بسك بحر فنغلق مختلف تماما فكان كالتفد الزيم- 63 شاعرا) وحجر بالماء (ومضايقات ستصقي موسى لقفمة فقلنتا ازرب بسك فنفجرتي بحجر اسنتا شرحه فقط ... الآية 60 الثاني ). في الصلاة يقول: أو أخطأت في الأسباب - إذا ولد حي بمجامعة ذكر وأنثى خلق بلا أب ولا أب. 59 آل عمران). إذا خرجت دجاجة حية بوضع بيضها تحت صدر دجاجة ومر عليها عشرين يومًا وليلة ، فستفعل الشيء نفسه في إحداها ( ويخرج البعير وهو حامل في شهره العاشر. أما قصتها باختصار: فحضرة صالح هو ثالث نبي قام للدعوة إلى الله والتوحيد ، وباركه الله وعلوه بعد نوح وهود. دعا الناس بالحكمة والوعظ الحسن ، وتحمل اضطهاد الناس ، وبعد فترة ، آمن قلة من الناس بضعف الناس ، لكن المتمردون المتكبرون ورعاياهم أصروا على كفرهم ، مؤمنين بالمؤمنين وإذلالهم. طهروه وقالوا إن صالح قد سحرهم ، وأخيراً طلب من النبي آية ومعجزة ، وقالوا: إذا كنت على حق ، فاخرج نقاة ذات خصائص (غير عادية) من صخرة هذا الجبل. أحضر حضرة صالح ما أرادوه بنفس الصفات وقال: أمر الله أن تأكل من قريتك يومًا وتبتعد عنه ليوم واحد ، وهذا اليوم للنقعة (فَلَها شَرُبُ يومِ وَلَكَمُ شِربُ يَومٍ مَعلُوم) واتركه وشأنه. دعه يفعل ما يشاء ولا تؤذيه ، لأنك ستنال العذاب بالقرب منك. وبعد قليل تمرد الناس وتآمروا عليه ، وحرضوا أعنفهم على قتل النقا ، وقالوا محقين: نحن مستعدون لإخراجك من الصالحين ، ونحن مستعدون لجلب عذاب الله علينا. قال حضرة صالح: (استمتع بثلاثة أيام الزلق وعدد من الأكاذيب الأخرى - 65 قلنسوة). ثم أقسموا بالولاء لقتل حضرة صالح ، لكن الله أعاد مؤامراتهم عليهم. قال حصرات: يا شعبي نقلت رسالة ربي ونصحتكم ، لكنكم لا تحبوا المستشارين - وصرخ عليهم داعية الحق (إلا أن الكافرين كانوا كافرين بربهم ، وبعد ذلك خيب أمله). نختتم الخطاب هنا بكلمات جميلة لمولاء أمير المؤمنين عليه السلام: کلام 192 نهج البلاغ فیض الاسلام أيها الناس ، لا ينخدع الناس في طريق الخلاص طريق الخلاص للشعب ، لخلاص عدد قليل من السكان الناسَ قَد ِجتَموا على مائدَهٍ لا تخافوا وكثيرون لا تقلقوا على المعارضة لان الشعب قصير وطويل. اَيُهَا النّاسُ ِنَمَا يَجَمَعُ النّاسَ اجتمعوا لتلاوة ذلك الشبع. الرعضا و السَخِّط و ِنمّا غَقرناقَه أند كد ثمود رجل واحد (الدنيا وتعلقها) ، يا أيها الناس ، إنها تجمع رضا الناس وغضبهم. فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ بِالّرقا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها لأن الجميع عذبوا فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ أَلاّ أَن أَرَاز بودندد قال خرّطة أرزوم بالخسفة خوار: تبعوا والصبح تابت شفقة الحمقى على الأرض بسرعة الخوارزة التي تغرق أرضها بدا مثل صوت الحديد تسخين الحرث على الأرض ناعم. أيها الناس الذين يسلكون الصراط المستقيم ، أيها الناس ، من سار على الصراط المستقيم الواضِح و رَدَ الماءَ وَمَن خالَفَ يصل إلى القرية ومن يضلّ و َقَعَ فی الّتیه. اذهب وانزل في صحراء بلا ماء ونباتات.
تلميحات: 1- يجب أن نعترف صراحةً أنه مع تغطية النظام التعليمي لإيران الإسلامية بالنظام العالمي ، والذي يبلغ من العمر حوالي ثمانين عامًا وما زال مستمراً ، فإن شعبنا كان في نفس المسار المادي ، سواء أعجبهم ذلك أم لا ، أطفالنا في المدارس ذات المحتوى يتعرفون على نظام التعليم العالمي (مع قليل من التغيير المحلي). ويرتبط أصل هذه القضايا بالحياة المادية وبعيدًا عن الروحانية. وفي نهاية الشهادات الجامعية ، يعلقون أيضًا على نفس القضايا المتعلقة بالحياة العالمية ، ولكن حول الروحانيات والمفاهيم. باستثناء كمية قليلة ، القرآن فارغ ، ولا ينبغي توقع أكثر من ذلك. سيطرت الروحانية ، والتي سنصفها في فصل منفصل. 2- عندما يصل قارئ القرآن بآيات تتعلق بقصة يونس النبي ويرى خلاصه من سجن بطن السمكة الضيق والمظلم ، وكذلك من ذلك الحزن والأسى الشديد ، فإنه لا يلجأ إلى الكحول أو المخدرات في أوقات الحزن. أن الإمام الصادق عليه السلام ووقفه لا يحتمان في الخمر أو المخدرات ، يقول الإمام الصادق عليه السلام: أتساءل لماذا يجهل من قبض عليه هذه الآية: ومن ناحية أخرى في الظلام لا إله إلا أنت في الصباح أنت من الظالمين. يقول الغام) وعندما يلجأ إلى الله يرى الله ويسعده أن الإمام الصادق (عليه السلام) قال: أحيانًا كنت أدعو الله أن يوفقني ، شعرت أن الله اهتم بي وأعطاني حالة من السعادة. كانت حاجتي الخاصة أكبر ، وكانت تلك الحاجة هي الجنة. 3- هنا يُفهم معنى حديث حضرة رضا عليه السلام أنه قال إن من أكبر الذنوب أن الإنسان يقرأ ويدور في أوقات فراغه "تحت العقل". يهمل الله ، ويحرمه من عذوبة الدعاء أو قاضي الحاجات ، وهذه من أكبر الذنوب. الإعداد: رضا قارزی
ترجمه انگلیسی: Quran and Islam educational system From the book of interpretation of Surah Shams by Ayatollah Seyyed Javad Fatemi Prepared by: Reza Gharzi The Holy Qur'an considers the system and greatness of creation as a prelude to the perfection of man, which is achieved through education and cultivation, and ultimately through the service of God. They seek refuge in their sustenance, and we desire that they feed us, for God is the Sustainer, the Mighty, the Wise. . There is no need for lessons and teaching in this part. Man's problem is his wickedness, this is where he desperately needs lessons and learning, man is a captive of the soul. Man is defeated, man is in the fire, man's freedom, man's victory and man's salvation from the fire is in following the school of the prophets, and until the training of the prophets, and especially the lessons and teachings of the prophets, he will not be in the fire of man. The important part of this holy book is: The Qur'an mentions in many places in this blessed surah that the manifestation of immorality on piety conveys the same meaning. (فَاَلَهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها - 8). Sometimes in one verse he describes the facts of human life from beginning to end. Note in verse 185 of Al-Imran: Everyone tastes death and you will receive your reward in full on the Day of Resurrection. Whoever escapes from the inner fire and gets rid of his wickedness and captivity and comes to Paradise is victorious and the life of this world is nothing. There is no deception except for the goods. The Holy Quran, as well as other heavenly schools, condemns those who put their education and activities in short only to reach the world and water and bread. Unfortunately, today the world education system (East and West) is based on materials and sciences. It aims to empirically and consequently rebuild the world. [1]
Here are some verses that condemn: It is stated in Surah Al-Rum: They know only the appearance of this world, and they are unaware of the end of the world and the Hereafter. Andost has created nothing but right and for a certain time. But many people deny the meeting of their Lord. Did they not travel in the land (history) to see the fate of those before them? They were stronger than them, and they transformed the land for further cultivation and development, and their prophets came to them with clear proofs. But they denied and your criminal saw God never wronged them not, of himself wronged. (Ulm Ysyrva on earth Fynzr and Akif Khan Aqbh Alzyn I Qblhm Canova maximum Mnhm branch and works on earth and Amr Aksrmma resources and Jaythm Rslhm Balbynat So God made them unjust, but they did not oppress themselves. Then, those who did wrong deeds came to the point where they denied the revelations of God and ridiculed them. And in Sura pious verses 21 and 22: Ulm Ysyrva Fynzrva bags on earth Kahn Aqbh Alzyn Canova I Canova Qblhm maximum power and Asara I too have God on earth Fakhz Kahn Bznvbhm and we really crushed me, my God, Da'vat Bonham Kant Tatyhm Rslhm Balbynat فَكفَروا فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَیديد العقاب). And the verses of the Surah Momin is: Aflm Ysyrva on earth Fyntrva bags Kahn Aqbh Alzyn I Qblhm, Canova most Mnhm and maximum power and Sara earth, Fma Aghny Nhm we Canova Yksbvn, - Duck Jaythm Rslhm Balbynat Frhva us Ndhm I Science and the heart of us foolish of me to Ysthzvn, - Duck RAWA Basna Qalva trustees of God, and Kfrna Canoa us to pagans, - film a Aymanhm Ynfhm Lama Basna RAWA, the year's penile length expectorant per Ubada and father Hnalk Alkafrvn- 85) and Sura Hud verse 16: Whoever desires the life of this world and its adornments, they will not be rewarded for what they used to do, and they will not be rewarded for it. The falsehood of the falsehoods - 11, - is a part of the Holy Qur'an, the history and stories of the prophets and their nations, such verses are for reminders and lessons and to establish the blessed memory of the Messenger of God and the believers. If God promises victory to the Prophet and the believers: Related to the story of the type of prophet and his nation. [2] and is a lesson to posterity to see whose end Mzkbyn How (and kickin Bsna per the schedule messengers of Abdva God and Ajtnbva Altaghvt Fmnhm I Hoda Ali and the Mnhm I deserve the Alzlalh Fsyrva on earth Fanzrva bags Kahn Aqbh Almkzbyn - 36 Nahl) The people of Thamud rejected the call to God and turned to falsehood. When the worst of them was aroused, the Prophet of God said, "Do not expose Naqah to God and drink water for him." The commentators, citing history and narrations, have said that this camel miraculously came out of a large rock at the request of the righteous people - which may have been their place of worship. The reader and reader of the Qur'an comes to this beautiful point and the monotheistic belief that there is no effect in the world other than God, it is not the fire that burns, it is the effect that God has given him and it is his permission. If He wills, He cools and greets him (Qulna or Narkouni Barda and Salam Ali Ibrahim - 69 Surah Al-Anbiya) This is not water that flows and quenches thirst, this is the work that God has given and by His permission. If the will is like a stone (Favhyna to Moses, Azrb Bsak sea Fanghlq entirely different Fakkan Kaltvd Alzym- 63 poets) and stone with water (and harassment Stsqy Moses Lqvmh Fqlnta Azrb Bsak my Fanfjrt stone Asnta Shrh just ... verse 60 II ). In prayer, he says: Or I have erred from the causes, - if a living being is born with the intercourse of a male and a female, he creates without a father and even without a parent (this is like Jesus in the sight of God, like the man created in your womb. 59 Al-Imran). If a living chicken comes out by laying eggs under the breast of a hen and twenty days and nights have passed, it will do the same in one of them ( And pulls out a camel that is ten months pregnant. As for its story in a nutshell: Hazrat Saleh is the third prophet to rise up for the call to God and monotheism, and God has blessed and exalted him after Noah and Hood. He invited the people with wisdom and good preaching and endured the persecution of the people. After a while, a few people believed in the weaknesses of the people, but the arrogant rebels and their subjects insisted on their infidelity, believing in the believers and humiliating them. They purified him and said that Saleh had enchanted them, and finally asked the Prophet for a sign and a miracle, and said, "If you are right, take out a naqah with (unusual) characteristics from the rock of this mountain." Hazrat Saleh brought what they wanted with the same characteristics and said: God has commanded you to eat from your village one day and abstain from it for one day, and that day is for naqah (فَلَها شَرُبُ يومِ وَلَكَمُ شِربُ يَومٍ مَعلُوم) and leave him alone. Let him graze as he pleases and do not harm him, for you will receive the torment near you (وَ لاَ تَمَسّوها بِسوُء فَیا خَذَكُم قامبُ غيرُ - 72 Mystics, - 64 Hood, - 156 Poets) After a while, the people rebelled and plotted against him, and incited their fiercest to kill Naqah, and rightly said, "We are ready to bring you from the righteous." We are ready to bring the punishment of God upon us. Hazrat Saleh said: (Enjoy in the dark of the three days of Zalq and a number of other falsehoods - 65 hood). Then they swore allegiance to the murder of Hazrat Saleh, but God turned their plots back on them. Hasrat said: O my people, I conveyed the message of my Lord and I advised you, but you do not like the advisers - and the preacher of the truth cried out about them (except that the disbelievers were disbelievers in their Lord, but after that he was disappointed). We end the speech here with the beautiful words of Mawla Amir al-Mu'minin (as): کلام 192 نهج البلاغه فیض الاسلام O people, do not be fooled by the people on the way to salvation The way of salvation for the people, for the salvation of a small population الناسَ قَد ِجتَموا على مائدَهٍ Do not be terrified and many Do not worry about the opposition, because the people are short and long. اَيُهَا النّاسُ ِنَمَا يَجمَعُ النّاسَ الرعضا و السَخِّط و ِنمّا غَقرناقَه أند كد Thamud is a single man (the world and its attachment). O people, it gathers the satisfaction and anger of the people. فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ بِالّرقا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها tormented because everyone فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ أَلاّ أَن أَرَاز بودندد Kharrat Arzum Balkhsfa Khwar said: They followed and in the morning The pity of the fools on earth repented so soon Al-Khwarizah, whose earth is sinking It sounded like the sound of iron Heated plowing on the ground Smooth. O people who follow the right path, O people, whoever walks on the right path الواضِح و رَدَ الماءَ وَمَن خالَفَ reaches the village and whoever w و َقَعَ فی الّتیه. Go and land in a desert without water and plants.
Hints: 1- We must openly admit that with the educational system of Islamic Iran being covered by the world system, which is about eighty years old and is still going on, our people have been in the same material path, whether they like it or not, our children in schools with content They get acquainted with the world education system (with a little local change). The roots of this material are related to material life and away from spirituality. Except for a small amount of the Qur'an are empty, more should not be expected. Spirituality took over, which we will describe in a separate chapter. 2- When the reader of the Qur'an arrives with verses related to the story of Yunus the Prophet and sees his salvation from the narrow and dark prison of the belly of the fish, as well as from that grief and sorrow, he does not take refuge in alcohol or drugs in times of grief. That Imam Sadegh (as) and his endowment do not take refuge in alcohol or drugs. Imam Sadegh (as) says: I wonder why someone who is caught is unaware of this verse: On the other hand, in the darkness, there is no god but you, in the morning, you are one of the oppressors. Al-Gham) says and when he turns to God, he sees God and finds joy. My own need was superior, and that need was heaven. 3- This is where the meaning of the hadith of Hazrat Reza PBUH is understood that he said that one of the great sins is that a person reads and spins in his spare time, "under the intellect" He neglects God and deprives him of receiving the sweet state of prayers or the judge of needs, and this is one of the greatest sins. Prepared by: Reza Gharzi
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۹ساعت 10:13  توسط ازشاگردان ایشان
|
پيرامون سوره صف
به حسب آنچه از ائمه عليهم السلام رسيده: بسم الله هر سوره از لحاظ معني مربوط به همان سوره است،چنين بيان مي شود: بنام الله كه همواره رحمان به همه موجودات است بخصوص انسانها،و پيغمبراني فرستاده كه انسانها با راهنماييهاي آنان شكوفا و معتدل باشند و مشمول رحمانيت عمومي در دنيا و در آخرت بر حميت ويژه نائل آيند و اگر عده اي در اثر انحراف از راهنماييهاي پيغمبران در زمين فساد ايجاد كنند بدست مؤمنان جهادگر و شهادت طلب فساد را از بين ببرندو رحمت عمومي را به اجتماع برگردانند. وَلَو لا دَفَعَ اللهِ النّاس بِبَعضِهِم ببعض لِفَسَدَتِ الارض ولكن الله ذوا فضل علي العالمين. ي ترجمه: اگر خداوند بعضي از مردم را بدست بعضي دفع نكند زمين فاسد مي شود و لكن خدا داراي فضل و رحمت بر عالميان است.
شماره ترتيب 61 «سوره الصف» تعداد آيات 14 بسم الله الرحمن الرحيم بنام خداوند بخشنده و مهربان 1-سبح لله ما في السماوات و ما في الارض و هو العزيز الحكيم. 1-آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است خدا را تسبيح گويند و اوست قدرتمند حكيم. 2- يا ايّها الّذين امنو لم تقولون ما لا تفعلون. 2-اي كسانيكه ايمان آورده ايد چرا چيزي مي گوييد كه عمل نمي كنيد. 3-كبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون. 3-نزد خدا بسيار مورد غضب است كه چيزي را نگوييد كه عمل نمي كنيد. 4- انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً كانهم بنيان موصوص. 4-همانا خداوند كساني را دوست دارد كه صف بسته در راه او جنگ و مقابله كنند چنانكه گويي بنايي آهنين است. 5- و اذ قال موسي لقومه يا قوم لم توذونني اليكم و قد تعلمون اني رسول الله فلما زاغوا ازارع الله قلوبهم و الله لا يهدي القوم الفاسقين. 5- و آنگاه كه موسي به قوم خود گفت اي قوم من با اينكه مي دانيد من فرستاده خدا به سوي شما هستم چرا اذيتم مي كنيد پس چون منحرف شدند،خداوند دلهاي آنان را منحرف ساخت و خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند. 6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله اليكم مصدقاً لما بين يدي من التوراه و مبشراًبرسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبينات قالو هذا سحر مبين. 6- و آنگاه كه عيسي پسرمريم به بني اسرائيل گفت همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش از من بوده است تصديق مي كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند اين سحري آشكار است. 7- و من اظلم افتري علي الله الكذب و هو يدعي الي الاسلام و الله لايهدي القوم الظالمين. 7- و كيست ظالمتر از كسي كه بخدا به دروغ افترا ببندد در حاليكه او به اسلام دعوت مي شود و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمي كند. 8- يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون. 8- آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهانها (سخنان و افتراهاي خود) خاموش كنند در حاليكه خداوند كامل كننده نور خويش است هرچند كافران ناخشنود باشند. 9- هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلّه و لو كره المشركون. 9- او كيست كه پيامبرش را همراه با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را برهمه اديان غالب سازد گرچه مشركان آن را خوش نداشته باشند. 10- يا ايّها الذين امنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب اليم. 10- اي كساني كه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتي كه از عذاب دردناك نجاتتان دهد راهنمايي كنم. 11- تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذالكم خيرلكم ان كنتم تعلمون. 11- بخدا و رسولش ايمان آوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد كه اين براي شماست خير و بهتر است اگر بدانيد. 12- يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّات تجري من تهتا الانهار و مساكن طيّبه في جنّات عدن ذلك الفوز العظيم. 12- (در اين صورت) خداوند گناهان شمارا مي آمرزد و به باغهايي كه نهرها از فرودست آن ها جاري است و خانه هاي دلپسند در بهشت هاي جاويدان واردتان مي كند اين رستگاري بزرگي است. 13- و اخري تحبّونها نصرمن الله و فتح قريب و بشّر المومنين. 13- و نعمت ديگري كه آن را دوست داريد ياري و نصرت از جانب خداوند و پيروزي نزديك است. (واي پيامبر) مومنان را بشارت ده. 14- يا ايها الذين امنوا كونوا انصارالله كما قال عيسي بن مريم للحواريين من انصاري الي الله فامنت طائفه من بني اسرائيل و كفرت طائفه فايدنا الذين امنو علي عدوهم فاصبحوا ظاهرين. 14- اي كساني كه ايمان آورده ايد ياوران خدا باشيد همان گونه كه عيسي بن مريم به حواريون گفت ياوران من در راه خدا چه كساني هستند حواريون گفتند ما ياوران خدا هستيم پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند پس كساني را كه ايمان آوردند بر دشمنانشان ياري داديم تا (بر آنان غلبه كرده) و پيروز شدند.
بسم الله الرحمن الرحيم و صلّي الله علي محمد و اله طاهرين پيرامون سوره مباركه صف. نام اين سوره مباركه از آيه چهارم گرفته شده است. انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاًكانّهم بنيان مرصوص: بي ترديد خداوند دوست دارد كساني را كه مي جنگند در راه او در صفي بهم فشرده كه هيچگونه فرجه و شكافي در آن نيست. مقدمه اي از تفسير الميزان مرحوم علامه طباطبايي: در اين سوره مومنان را به جنگ در تقابل دشمنان اسلام دعوت مي كند كه اين نور ساطعي است از طرف خداوند، كفار مي خواهند اين نور را با دهانهاي خود خاموش كنند و خداوند نورش را تمام مي كند و لو مشركان را خوش نيايد. اين پيغمبري كه به او ايمان آورده ايد فرستاده اوست و عيسي فرزند مريم اين دين را بشارت داده پس بر مومنان است كه اراده شان را محكم كنند و به آن چه آن ها را امر مي كنند از جنگ و قتال و ياري خدا را در دينش تا اينكه خداوند آنها را در آخرت به پاك نمايند. تاسيس فريضه جهاد در اسلام به همين منظور است آري آمدن پيامبران گذشته براي از بين بردن فساد از زمين بود با اين تفاوت كه در زمان آنان خداوند تبارك و تعالي پس از مهلتي و چند روزي آنان را عذاب مي كرد و يك روز نزد خداوند مثل هزار سال است. و انّ يوماًٌ هند ربّك كالفً سنه ممّا تعدّون ي 47 س حج اما عذاب كفار آخر الزمان را با فرمان جنگ و جهاد بدست مومنان سلحشور و شهادت طلب انجام مي دهد: قاتلوهم يعذّبهم الله بايديكم. ي 14 توبه خلاصه: رسالت هاي انبياء عليهم السلام موجب رشد و شكوفائي انسانهاست و تكذيب كنندگان مفسداني هستند كه بر عليه انبياء خداوند تبارك و تعالي آنان را طرد كرده از رحمتش و پس از مدتي با بلاهاي طبيعي از زمين پاك كرده در سوره مباركه عنكبوت چنين خلاصه مي كند: كلاً اخذنا بذنبه من ارسلنا عليه حاصباًو منهم اخذته الضيحه و منهم من حسقنا به الارض و منهم من اغرقنا و ما كان الله ليظلمهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون ي40. ترجمه: همه را به گناهانشان گرفتيم بر بعضي از آنها طوفان ريگ فرستاديم و بعضي شان را صيحه مرگبار گرفت و برخي را بر زمين فرو برديم و بعضي ديگر را غرق كرديم و اين خدا نبود كه بر ايشان ستم كرد بلكه خودشان بر خود ستم كردند اينچنين بود تا زمان رسول الله كه پيغمبر آخر الزمان رسيد تقديرات الهيه عوض شد و خداوند تبارك و تعالي بدست پيغمبرش شمشير داد و به دست مومنان جهادگر عذابشان داد و در آينده نيز با تاسيس فريضه جهاد لوث كفر و فساد را از زمين پاك خواهد كرد در سوره مباركه توبه آيه 14 چنين آمده: قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مومنين. و يذهب غبط قلوبهم و يتوب الله علي من يشاء و الله عليمٌ حكيم. 15- ام حسبتم ان تتركوا و لمّا يعلم الله الذين جاهدوا منكم و لم يتخذ من دون الله و لا رسوله و لا المومنين وليجه و الله خير بما تعملون16 ترجمه: با آنها بجنگيد و خدا بدست شما آنان را عذاب كند و خوارشان نمايد و شما را بر عليه آنها ياري كند و سينه گروهي از مومنان را از غيظ و غضب دهد و تا خشم دلهاي آنان را فرونشاند و خداوند به هركه مي خواهد به لطف و رحمت باز مي گردد كه خداوند بسيار دانا و حكيم است. 2- يا ايها الذين امنوا لم تقولون مالا تفعلون. 3- كبر مقتاً عندالله ان تقولوا مالا تفعلون. ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد چرا مي گوييد چيزي را عمل نمي كنيد. بزرگ و سنگين گناه است پيش خداوند اينكه بگوئيد چيزي را و عمل نكنيد. با در نظر گرفتن آيه مباركه صف، معني چنين مي شود شما مومنان كه خدا را در كنار آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح مي گوييد و او را عزيز و حكيم مي دانيد و معتقد هستيد كه براي اصلاح و برطرف كردن لوث كفر بايد جنگيد چرا در عمل ايستادگي مي كنيد و مي گوييد آنچه را كه عمل نمي كنيد معني آيات مشابهي در اين زمينه آمده است،در سوره مباركه توبه آيه 38و39. يا ايّها الذين امنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا في سبيل الله اتّاقلتم الي الارض ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره فما متاع الحيوه الدنيا في الاخره الّا قليل. الّا تنفروا يعذبكم الله عذاباًاليماًو يستبدل قوماً غيركم و لا تضرّوه شيئاًو الله علي كل شيٍ قدير و نظائر آيه... ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد چه شده به شما وقتي گفته مي شود حركت كنيد در راه خدا (براي جهاد) خود را بر زمين سنگيني مي كنيد آيا راضي شديد به زندگي دنيا در عوض آخرت در حالي كه زندگي دنيا در مقابل آخرت جز اندكي نيست، اگر حركت نكنيد خداوند شمارا به عذاب دردناك معذب مي كند و قوم ديگري بجاي شما مبدل مي كند و اين كار براي خدا ضرري ندارد.
4- انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً كانّ هم بنيانٌ مرصوص. بي ترديد خداوند دوست دارد كساني را كه در راه او مي جنگند در صفي مثل بنيان محكم كه شكافي در او نباشد (محكم و فشرده). *كلمه اي در باره جنگ: جهاد و جنگ از فروع دين است، در كتابهاي فقهي مانند كتاب جواهر و شرح لمعه و غيره كتابي مخصوص دارد بعنوان كتاب جهاد و جنگ-جهاد و جنگ در صورت نياز واجب كفائي است و كمترين آن سالي يكبار است، در حديث معتبر آمده اگر كسي سال بيايد و برود در فكر شركت در جنگ نباشد منافق است. اگر جنگ و جهاد بر فرزند متعين نباشد پدر و مادر مي توانند او را از جهاد منع كنند. * طلبكار مي تواند بدهكار توانگر را در صورتيكه وقت اداي دين فرا رسيده باشد از شركت در جنگ و جهاد منع كند. * جنگيدن با كفار حربي پس از دعوت آنان به اسلام و امنتاعشان از واجبات است تا اينكه مسلمان شوند يا كشته شوند. * حكم كفار اهل كتاب مثل يهوديان و مسحيان و ... نيز همين است مگر اينكه شرايط ذمّه را در ديار مسلمانان بپذيرند. اكثر مراجع شيعه در اين مسئله توافق دارند. 5- و اذ قال موسي لقومه يا قوم لم توذونني و قد تعلمون اني رسول الله اليكم و فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم و الله لا يهدي القوم الفاسقين. ترجمه: و آنگاه كه موسي به قوم خود گفت اي قوم من با اينكه مي دانيد من فرستاده خدا به سوي شما هستم را چرا اذيتم مي كنيد؟ پس چون منحرف شدند خداوند دلهاي آنان را منحرف ساخت و خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند. *اذيت هايي كه قوم موسي در مورد او روا داشتند بسيار بود از جمله مي گفتند (لن نومن لك حتي نري الله جهره) هرگز به تو ايمان نمي آوريم تا اينكه خداوند را بطور آشكار ببينيم. (لن نصبر علي طعامٍ واحد) بر يك نوع طعام صبر نمي كنيم. (لن تدخلها حتي يخرجو منها) ما داخل نخواهيم شد تا آنها از آنجا بيرون نشوند. ( اذهب انت و ربّك فقاتلا انّا هيهنا قاعدون) تو و پروردگارت برويد و با آن ها جنگ كنيد و ما در اينجا نشسته ايم (اجعل لنا الهاًكما لهم الهه) براي ما نيز خدايي مثل خدايان اين بت پرستان قرار بده (قالو اوذينا من قبل ان تاتينا و من بعد ما جئنا) اي موسي ما هم پيش از آمدن تو و هم پس از آن در رنج و شكنجه بوده ايم. *پيغمبر اسلام نيز مورد آزار و اذيت مشركان و منافقان قرار داشت چنانكه قرآن مي فرمايد: (و منهم الّذين يوذون النبي و يقولون هواذن) بعضي از آن ها (منافقان) كساني هستند كه دائم پيغمبر را آزار مي دهند و مي گويند او زودباور است. (و الذين يوذون رسول الله لهم عذابٌ اليم) براي آنها كه پيغمبر خدا را اذيت مي كنند عذاب دردناك است. (انّذالكم كان يوذي النّبي فيستحيي منكم) اين كار شما پيغمبر را آزار مي دهد و او از شما شرم مي كند كه ناراحتي خود را اظهار كند. يكي ديگر از آزارهائيكه پيغمبر اسلام مي ديد سستي بعضي از مسلمانان براي جنگ و جهاد بود مي گفتند: (انّ بيوتنا عوره) خانه هاي ما حفاظ ندارد. (لا تنفرو في الحر) هوا گرم است،(بعدت عليهم الشّقد) راه دور است،(لا في الفتنه سقطوا) با شركت در جنگ تبوك ممكن است نگاه ما به دختران و زنان رومي بيفتند و گرفتار شويم،اسلحه و امكانات كم است. *با توجه به آيات قبل كه فرمود چرا به گفتار خود عمل نمي كنيد، و خدا رزمندگان را دوست دارد معلوم مي شود كه مراد از آزار در اين آيه سستي در جهاد و جبهه است. 6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله ليكم مصدّقا لما بين يدي من التوراه و مبشراًبرسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبيّنات قالوا هذا سحرٌمبين. ترجمه: و آنگاه كه عيسي پسر مريم گفت اي فرزندان اسرائيل همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش ازمن بوده است تصديق كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند: اين سحري آشكار است. *نكته: حضرت موسي از بني اسرائيل بود و لذا مي گفت «يا قوم» ولي حضرت عيسي از بني اسرائيل نبود و لذا به جاي «ياقوم» مي گفت: «يا بني اسرائيل»،اسلام كامل ترين اديان است زيرا بشارت در مورد چيز بهتر و كاملتر است «مبشراًبرسولٍ من بعدي» عيسي (ع) هم مبشّر است و هم مبشّر چه خداوند از وجود او بشارت مي دهد «يا مريم انّ الله يبشرت بكلمه منه اسمه المسيح» ي 45 ال عمران. «8» يريدون ليطفئوا نورالله بافواهم و الله متّم نوره و لو كره الكافرون» ترجمه: آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهان ها (سخنان و افتراها) ي خود خاموش كنند در حاليكه خداوند كامل كننده نور خودش است و هرچند كافران ناخوشنود باشند. «9» هو الّذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلبه و لو كره المشركون. ترجمه: او كسي است كه پيامبرش را همراه با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان غالب ازد گرچه مشركان آن را خوش نداشته باشند. الفتنه سقطوا) با شركت در جنگ تبوك ممكن است نگاه ما به دختران و زنان رومي بيفتد و گرفتار شويم،اسلحه امكانات كم است. *با توجه به آيات قبل كه فرمود چرا به گفتار خود عمل نمي كنيد،و خدا رزمندگان را دوست دارد معلوم مي شود كه مرا از آزار در اين آيه سستي در جهاد و جبهه است. 6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله ليكم مصدّقا لما بين يدي من التوراه و مبشراًبرسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبيّنات قالوا هذا سحرٌ مبين. ترجمه: و آنگاه كه عيسي پسر مريم گفت اي فرزندان اسرائيل همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش از من بوده است تصديق كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند: اين سحري آشكار است. *نكته: حضرت موسي از بني اسرائيل بود و لذا مي گفت «ياقوم» ولي حضرت عيسي از بني اسرائيل نبود و لذا به جاي «ياقوم» مي گفت «يا بني اسرائيل»، اسلام كاملترين اديان است زيرا بشارت در مورد چيز بهتر و كاملتر است « مبشّراًبرسولٍ من بعدي» عيسي(ع) هم مبشّر است و هم مبشّر چه خداوند از وجود او بشارت مي دهد « يا مريم انّ الله يبشّرت بكلمه منه اسمه المسيح» ي 45 ال عمران. «8» يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متّم نوره و لو كره الكافرون» ترجمه: آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهان ها (سخنان افتراها) ي خود ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتي كه از عذاب دردناك نجاتتان دهد راهنمائي كنم. بخدا و رسولش ايمان آوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جنگ و جهاد كنيد كه اين براي شما بهتر است اگر بدانيد. «12» يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّات تجري من تهتا الانهار و المساكن طيّبه في جناتٍ عدنٍذالك الفوزٍ العظيم. ترجمه: گناهان شما را مي آمرزد و به باغهايي كه از غفرودست آنها نهرها جاريست و خانه هاي دلپسند در بهشت هاي جاودان واردتان مي كند اين رستگاري بزرگي است. *در آيه قبل غلبه دين اسلام را بر ساير اديان وعده داده شد ولي تحقق اين وعده سه شرط لازم دارد. الف) قانون كامل و جهاني كه همان قرآن است نوري كه خداوند آن را كامل كرده و هيچكس قدرت خاموش كردنش را ندارد. ب) وجود رهبر جامع الشرايط با حداقل ده هز ار نفر كه هيچ قدرتي نمي تواند در برابرش ايستادگي كند يا ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف كه به يملااله به الارض قسطا و عدلا الحديث. ج)آمادگي مردم كه حداقل ده هزار نفر با انتخاب فرمانده از خودشان در حديث امام باقر و امام صادق در كتاب بحارالانور و ساير كتب اخبار و كتب فقهيه شيعه – اين آيات هموزن آيه 111 سوره توبه است: انّ الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّه يجاهدون في سبيل الله قيصّلون و يقيتون وعداًعليه حقاًفي التوريه و الانجيل و القران و من اوفي بعهده من الله فاستبسروا بعيبكم الذي بايعتم به و ذلك هوالفوز العظيم. ترجمه: همانا خداوند از مومنان جان ها و اموالشان را ببهاي بهشت خريده است آنان در راه خدا مي جنگند تا بكشند يا كشته شوند (وفاي به اين وعده) حق است كه در تورات و انجيل و قرآن آمده برعهده خداست و چه كسي از خدا بهدش وفادارتر است پس مژده باد شما را بر اين معامله اي كه به وسيله آن با خدا بيعت كرديد و اين همان رستگاري و پيروزي بزرگ است. *حديث: عبّاد بصري در راه مكه: امام سجاد (ع) را ديد بحضرت گفت تركت الجهاد و صعوبته و اقبلت الي الحج ولينه جهاد و سختي آن را رها كرده اي به حج و آساني آن رو آورده اي؟ انگاه اين آيه را خواند حضرت فرمود ادامه آن را هم بخوان عباد آيه التائبون را خواند حضرت فرمود اگر ياران ما اين صفات و كمالات را دارا مي بودند بر ما واجب بود قيام كنيم و در صورت جهاد از حج برتر بود.
آيه 112 توبه: التابئون العابدون السّائحون الرّاكعون اليساجدون المرون بالمعروف و الناهون عن منكر و الحافظون لحدودالله و بشّرالمومنين. ترجمه: اهل توبه،عبادت ستايش، سياحت (روزه داران) ركوع و سجود امر به معروف و نهي از منكر و حفظ حدود و مقررات الهي اند و چنين مومناني را بشارت ده. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: قيمت شما بهشت است پس خودتان را ارزان مفروشيد: ليس لانفسكم ثمن الّا الجنّة فلا تبيعوها الّا بها. (نهج البلاغه حكمت 131) *دنيا تجارتخانه اولياء الهي است (الدنيا متجر اولياء الله) جالب آنكه حضرت اين سخن را بكسي فرمود كه از دنيا بدگويي مي كرد. *(13) و اخري تحبّونها نصرمن الله و فتح قريب و بشّر المومنين. ترجمه: نعمت ديگري كه آن را دوست داريد ياري و نصرت از جانب خداوند و پيروزي نزديك 5 و مومنان را بشارت بده، -به ورود به بهشت و مغفرت الهي مصداق نجات از عذاب الهي است ولي چون نصرت و فتح الهي لطف ديگري است خداوند آن را جداگانه بيان فرموده است. (14) يا ايها الّذين امنوا كونو اَنصار الله كَما قالَعيسي ابن مريم للحواريّين من انصاري الي الله قال الحواريّون نحن انصار الله فامنت طائفه من بني اسرائيل و كفرت طائفهُ فايّدنا الّذين امنوا علي عدوّهم فاصبحوا ظاهر. ترجمه: اي كساني كه ايمان آورده ايد ياوران خدا باشيد همانگونه كه عيسي بن مريم به حواريين گفت ياوران من در راه خدا چه كساني هستند؟ حواريون گفتند ما ياوران خدا هستيم پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند پس كساني را كه ايمان آوردند بر دشمنانشان ياري داديم تا پيروز شدند. *پس بودن مخاطبان انصارالله انصار پيغمبر انتشارات دعوت آن حضرت است بالا بردن كلمه حق با جهاد و جنگ در راه خدا. تا اختلاف بين ايمان و كفر هست،جنگ هست. جنگ صفين در زمان خلافت علي عليه السلام هيجده ماه طول كشيد. در شبي كه به ليله الهرير معروف است سي هزار نفر كشته شد. 26هزار از طرف معاويه و شش هزار نفر از طرف لشگر اميرالمومنين. در آن روزها يكي از اصحاب به حضرت علي عرض كرد يا علي ما در اينكه هردو طرف مسلمان هستيم اين همه خونريزي چه توجيهي دارد حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: تِلكَ الرُسلٌ بعضهم علي بعضٍ فَضّلنا بعضِ مِنهم مَن كلم الله و رَفَعَ بعضهم دَرَجات و اتَينا عيسي بن مريم البيّنات وَاَيَّدناه بروحِ القدس و لو شاء الله ما قَتَلَ الّذينَ مِن بعدِهِم مِن بَعدِ ما جائتهم البيّنات و لكن اختلفوا فمنهم من امَنَ منهم من كفرو لو شاء الله ما اقتلوا بَعدِما جائتهم البيّنات و لكن اختلفوا فمنهم من امن و منهم من كَفَرَ وَ لَو شاءالله ما اقتلوا و لكنّالله يفعل ما يريد. ي 253بقره. ترجمه: آن پيغمبران ما بعضي از آنان را بر بعضي برتري داديم از آنان كسي بود كه خداوند با او سخن گفته و درجات بعضي از آنان را بالا برد و به عيسي بن مريم نشانه هاي روشن داديم و او را با روح القدس (جبرئيل) تاييد نموديم و اگر خدا مي خواست كساني كه بعد از آنان بودند پس از آنكه نشانه هاي روشن براي آن ها آمد باهم جنگ و ستيز نمي كردند ولي باهم اختلاف كردند پس برخي از آنان ايمان آورده و بعضي كافر شدند اگر خدا مي خواست با هم جنگ نمي كرند ولي خداوند آنچه را اراده مي كند انجام مي دهد. از نمونه آياتي كه جنگ را واجب مي داند آياتي در سوره مباركه احزاب بلكه اكثر آيات سوره از جمله آيه 23 من المومنين رجالٍ صدقوا ما عاهدوا الله عليه منهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا. در آخرين آيه سوره مباركه بقره چنين درخواست مي كنم: وَ اعفَ عَنّا وَ اَغفِر لنا و ارحمنا انت مولتانا علي القوم الكافرين. ترجمه: از ما عفو كن و ما را ببخش تو اي مولاي ما هستي پس ما را برملت كافر پيروز كن. در سوره مباركه نمل آنجا كه به شب خيزي ترغيب و تشويق مي كند در آخرين آيه اش چنين مي فرمايد: «اِنَّ رَّبَّكَ يُعَلِّمُ اِنّكَ تثوم ادني من ثلثي اليل و نصفه و ثلثه و طائفه من الّذين معك و الله يقداًاليل و النهار علم ان لن تحصوه فتاب عليكم فاقرو اما تير القران علم ان سيكون منكم ترضي و آخرين يضربون يتبغون. من فضل الله و آخرون يقاتلون في سبيل الله فاقرو ما تيسّر منه ... ترجمه: بي ترديد خداي تو مي داند كه كمي از ثلث شب و روز را اندازه گيري مي كند و مي داند كه شما حسابش را نگه نمي داريد لذا از شما مي پذيرد كم و زيادش را پس آن مقدار را كه مي توانيد از قران قرائت كنيد آن مقدار كه ميسر است ... و در سوره محمد (سوره قتال) در مذمت آنهاكه در جنگ حاضر نمي شوند يا سستي مي كنند چنين آمده: فَهَلَ عَسَيتُم اِن تُفسِدوا في الاَرض و شتَقَطّعو اَرحامكم،اولئك الّذين لعنتهم الله فاصمهم و واعمي ابصارهم. ي 24. ترجمه: پس شما نزديك شديد اگر از جنگ و جهاد روي گردانيد در زمين فساد كنيد و قطع نماييد از ارحام خود آنان كساني اند كه لعنت خدا بر آنان باد و كرو و كورشان نمود آنان را (با دشمن خدا جنگ نكنند مبتلا مي شويد به جنگ داخلي) در اين باره اميرالمومنين در نهج البلاغه پس از بيان فضليت جهاد كه دري است از درهاي بهشت و خداوند آن را بر روي خواص و دوستان خود گشوده است مي فرمايد: هركس آن را بدون عذر ترك كند خداوند جامه ذلت و خواري را بر او مي پوشاند و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته به بي خردي مبتلا مي شود همه اينها به جهت ترك نصرت خدا است در حاليكه بحكم قرآن فرموده: اگر خدا را ياري كنيد شما را ياري مي كند و گامهايتان را استوار مي دارد (اِن تَنصُرو الله يَنصُرُكُم وَ يُثَبّت اَقدامَكُم) آيه هفت سوره قتال (محمد) فرمود: پيش از آنكه آنها به جنگ شما بيايند شما به جنگ آنها برويد سوگند به خدا هرگز قومي در ميان خانه و ديارشان جنگ نشد مگر اينكه ذليل و مغلوب شدند. (نهج البلاغه) انّ الملوك ادا دَخَلوا قَريَهَ اَفسُدو و جَعَلوها اهلها اذلبه و كذالك يفعلون آيه 32 نمل ملكه سبا است كه پادشاهان وقتي وارد قريه اي مي شوند فساد مي كنند و عزيزان و اهل آن را ذليل و خوار مي كنند و اينچنين مي كنند سخن حضرت را تاييد مي كند. بحمدالله امروز ملت ايران ابر قدرت است كه خدا فرموده وَ لا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا و اَنتمُ الاَعلون اِن كُنتُم مومنين. ي 139 سوره آل عمران. ملت ايران قصه هاي انبياء را در قرآن خوانده و ياري خدا را درباره آنها مطالعه كرده است و به وعده خدا در باره خود معتقد شده است كه اِنّا للنصر رسلنا و الذين امنوا في الحيوه الدنيا ي 47 سوره روم. ملت ايران مانند قوم بني اسرائيل نيست كه قدرت شيطاني و هياهوي فرعون آنان را مرعوب كند. ملت ايران هزاران موسي دارد كه فرمود: اِنّ الله معناي، - كلا ان معي ربّي سيهدين ي62 سوره شعرا. ملت ايران علم كتاب دارد كه به حروف ابجد اين علم قصه هاي انبياء در قرآن است. قصه حضرت ابراهيم را خوانده است كه حكم سوزاندن ابراهيم را صادر كردند: حَرِقوهٌ وَانصَروا الهتكم ي68 سوره انبيا. قلنا يا ناركوني برداً و سلاماًعلي ابراهيم. ي 69 سوره انبيا. درباره حضرت يونس عليه السلام خوانده: وَنَجّيناهٌ مِنَالغَمِ وَكَذالِكَ ننجي المومنين ي88 انبياء. و از الفباي اين علم (علم كتاب) قصه فتح خرمشهر در جنگ تحميلي ايران و عراق است، بطور خلاصه وعده خداوند است كه بارها در قرآن فرموده: انا لننصر رسلنا و الذين امنوا الحيوه الدنيا ي51 غافر. وَ كانَ حقّاً عَلَينا نَصرَ المومنين ي47روم. و آيات ديگر – اِن تَنصروالله يَنصُركُم وَ يُثَبّت اقدامَكُم. و در اين آيه تجهيزات و تداركات ما خلاصه مي شود: وَلَو انّ قرآناًسُيّرِت بِهِ الجِبال اَو قُطِعّت بِهِ الارض او كُلّم بِهِ الموتي. بِل لله الاَمر جميعا...ي31 سوره رعد. ترجمه: واگر قرآني باشد كه كوهها بواسطه او به حركت در آيد يا زمين تقطيع شود يا بواسطه آن مرده به تكلم در آيد بلكه همه امور زير نظر و قدرت الهيه است... *مخفي نماند كه اصالت جنگ و قتال و قاتلوا روبرو شدن و دست به يقه شدن با دشمن به قصد كشت است با چنگ و دندان چاقو و شمشير و خنجر و چوب و چماق و نيزه و حداقل چنانكه در بيان امام صادق و امام باقر آمده: اگر ده هزار نفر فراهم آيد هيچ قدرتي در مقابل آنها تاب مقاومت ندارد كه بحمدالله امروز صدها هزار بسيجي و سپاهي و ارتشي و مردم كوچه و بازار كه هريك، يك امت است تكليف دارند نماز و روزه را واجب مي دانند، خمس و زكات،حج و جهاد و جنگ را واجب مي دانند. البته منافق و كافر دل و جگر روبرو شدن با مسلمانان را ندارند كه قرآن گوشزد كرده: لا يقاتلونَكُم جَميعاً اِلّا في قريً مُحصّنه اَو مِن وَراء جَزر باسُهُم بَينَهُم شديد تَحسَبَهُم جَميعاً و قُلوبُهُم شَتّي. ي 14 سوره حشر. ترجمه: (با شما دل و جگر مقابله ندارد). مگر در قريه هاي محكم يا از پشت ديوار كارزارشان ميان خود سخت است پنداري آنها را با هم در حاليكه دلهايشان پراكنده است اين بخاطر آن است كه آنان مردمي بي عقل اند (چون ايمان ندارند.) گويا اسلحه هاي گرم هم از همين جا شروع شده است و از دور و پشت ديوار سنگ اندازي و گلوله و بمب پرتابي كه بهر جهت بحمدالله امروز ايران بزرگ مسلمان از هر حيث مجهز است بحمدالله ربّ العالمين – با زمزمه سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و ترنم ذكر خدا و آيات قرآن بخصوص آيات مربوط به جنگ عالوت و جالوت آيات 240 تا 249 سوره بقره. در حين جنگ به حداقل خرد و خوراك قناعت شود و قبل از حركت،چند روز روزه بهتر است كه بيشتر تسلط به خويشتن را تمرين مي نمايد. -دعا حضرت سجاد (ع) مرزداران را. (دعا صحيفه سجاديه) در دعا امام چهارم درباره مرزداران آمده: اللهم صلّ علي محمّد و آل محمّد وَ انسِهم عِندَ لِقائهم العَدوّ ذِكَرَ دُنيا هُم الخَدّاعهِ الغَروز وَ اَمحٌ عَن قلوبِهِم خَطَرات المال الفَتون وَ اجعل الجَنّه نَصَبَاَعيُنهِم وَ لَوّح مَنها لِابصارِهِم ما اَعددتَفيها مِن يَساكِنِ الخلد وَ مَنازِل الكرامَه وَ الحور الحِسان و النهارِ المُطَرّدَه بِاَنواعِ الَشرِبه وَ الاشجاري المتدَلّيهَ بصنوفِ،الثَمَرِ حَتي لا يَهمّ اَحَدٌ منهم بِالاِدبار و لا يُحدِثٌنَفسَه عَن قِرِنه بفرار. ترجمه: خدايا درود فرست بر محمد و آل او و هنگام لقاي دشمن ياد دنياي مكار و فريبنده را از خاطر آنها ببر و از دل آنها انديشه مال فتنه انگيز را محو كن و بهشت را پيش چشم آنها مجسم گردان و آنچه در بهشت آماده كرده اي از مسكن هاي جاويد و منزل كرامت و حوران نيكوروي و جويهاي روان و نوشيدني هاي گوناگون و درختان پربار و اقسام ميوه ها در پيش چشم ايشان مثل ساز تا هيچ يك آهنگ بازگشتن نكند و انديشه گريختن از هماورد خود به دل راه ندهد. (فرازي از دعاي حضرت زين العابدين براي مرزداران). «دعا 27صحيفه سجاديه» *- باطل را هرچند جولاني باشد بي گمان كامكاري از آن حق و پيروزي فتح از آن مومنان جاهد است كه ياران و لشگر خدايند اما ممكن نيست اين حقيقت در خلا و دور از قوانين و سنتهاي الهي حاكم در زندگي صورت پذيرد و از جمله آن سنتها جنگ بر ضد كفر و شرك و مبارزه با آن دو است پس بايد براي حق گروهي آماده شوند كه در راه خدا در صفي يكپارچه و زير درفش رهبري مكتبي جنگ كنند و با خداوند به تجارتي بپردازند (جان خود را بفروشند و خشنودي او و بهشت و فتح را بخرند. همچنانكه حواريوني كه پيرامون عيسي بن مريم (ع) گرد آمده بودند كردند و بحق ياري دادند و از اين رو به اذن خدا پيروز شدند. بحمدالله در ورامين چهار سال حركت مردمي و پلاكارتهاي در و ديوار مبني بر اينكه آمريكا هرچه زودتر از عراق بيرون رود و الا خاك عراق را قبرستان خواهيم كرد و امثال ذلك اثر كرد و آمريكا از عراق بيرون رفت بدون زحمت جنگ و لطف خدا بر ما شامل شد همچنانكه در جنگ احزاب به مسلمانان صدر اول شامل شد در آيه 25 از سوره احزاب وَ رَدَّ الله كَفَروا بِغَيظِهِم لَم يَنالوا خَيراًوَكَفي الله المومَنين القِتال و كانَالله قَوياًعَزيزاً. ترجمه: مردم كافر را با آن غيظ و شومي سرخورده برگردانيد كه بخير هدفي نرسيدند و جنگ را از مومنان كفايت كرد و خداوند همواره قوي و عزيز است. به داد افغانستان هم برسيم: افغانستان خانه ماست، خانه اسلام است، خانه محمد (ص) است. مردم مسلمان ايران امروز افغانستان هم شما را به ياري مي طلبد نبايد بي تفاوت نباشيم و افغانستان هم خانه ما است خانه اسلام است وامام باقر و امام صادق سلام الله عليهم فرمودند نگوييد آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد اسم محمد را و آثار اسلام را مي خواهند از بين ببرند اينجا هم اگر اقدامي نكنيد ترك واجب كرده ايد و مبتلا به عذاب الهي خواهيد شد. در سوره مباركه محمد اين عذاب را به بي خردي و فساد در روي زمين تعبير مي كند: اگر جهاد را ترك كنيد به جنگ داخلي و قطع رحم مبتلا مي شويد آيه 22 و 23 در سوره قتال (محمد) فَهَل عسيتم ان توليتم ان تفسدو في الارض و تقطعوا ارحامكم. اولئك الذين لعنهم الله واصمعم و اعمي و ابصارهم. ترجمه: پس آيا آماده ايد كه اگر از جهاد رويگردان شويد در زمين فساد كنيد و قطع رحم نمائيد (جنگ داخلي) اينان كساني اند كه خدا آنان را لعنت كرده چشم و گوش بصيرت را كر و كور كرده است، بلي هدف دشمنان اسلام از بين بردن آثار اسلام است و در سوره حج آيه 41 خوانديم كه اگر خدا رخصت جنگ و دفع شر بعضي از مردم را به بعض ديگر نكند همانا صومعه ها و دير و مساجديكه در آن ها نماز و ذكر خدا بسيار مي شود همه خراب و ويران مي شد البته خدا ياري خواهد كرد كسي را كه او را ياري كند كه خدا را منتهاي اقتدار و توانايي است. آنچه اين بنده در سفر حج از شيطنتهاي دشمنان اسلام مخصوصاً آمريكا و انگليس ديدم سال 1354 تقريباًچهار سال پيش از انقلاب اسلامي بود زيارت بيت غلام حلقه بگوش آمريكاست آنروز دستور آن بود ... كه اهل دنيا از هرگوشه مي آيند اسلام را و مسلمانان را كثيف ببينند. اما امروز از ترس رسوايي دستور چنين داده است خدا لعنتشان كند به هرحال امروز همين آمريكا و انگليس و اذنابشان در افغانستان هم طوفان مي كند. ملت ايران، مردم مسلمان هشيار باشيم باز وظيفه داريم بفرموده ائمه عليهم السلام نگوييم. آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد،اسم محمد را محو كند، اينجا هم همصدا باشيم؛ (آمريكا، انگليس و اذنابشان از افغانستان بيرون شويد كه با آه و فغان بيرونتان خواهيم كرد.) مردم مسلمان ايران اينجا هم مثل عراق واجب شرعي است مثل نماز. مسامحه نكنيم كه به عقوبت ترك واجب گرفتار نشويم. اخيراًشيطنت ديگري براي محو آثار اسلام در دست اقدام دارد در ضلع جنوب شرقي مسجد الحرام آپارتماني دوازده طبقه ساخته كه اگر مردم اعتراض نكنند دورادور مسجد الحرام را آنچنان بسازد و خانه كعبه و زوار را بطور مسخره آميز به نمايش بگذارد علاوه بر اينكه خود ساختمان چند طبقه در هرجا با ملاحظه متون فقهي خلاف شرع و حرام است بخصوص در خانه خدا شهر مكه كه از معصومين عليه السلام آمده لا ينبغي لاحدان بنبي بنائه فوق الكعبه (وسايل الشيعه). شايسته نيست به احدي كه بنايش را بالاتر از بناي كعبه بنا نهد. از خداي متعال پيروزي و سربلندي ايران و مسلمانان جهان را خواستار هستيم. حمام رايگان، شصت من خبر داد كه آمريكاي شيطان دست به كار شده و دستور ديگري داده كه هرچه بيشتر نظافت و محوطه را توسعه و ... كه مبادا خميني بيدار در اينجا هم آمريكا را رسوا كند. و آنروز بعضي از رفقا مي گفتند احسن دولت سعودي به خانه خدا چه زيبا خدمت مي كند. آهسته به او گفتم نه چنين است بلكه سعودي غلام حلقه بگوش آمريكاست آن روز دستور آن بود ... كه اهل دنيا از هرگوشه مي آيند اسلام را و مسلمانان را كثيف ببينند. اما امروز از ترس رسوايي دستور چنين داده است خدا لعنتشان كند به هر حال امروز همين آمريكا و انگليس و اذنابشان در افغانستان هم طوفان مي كند. ملت ايران، مردم مسلمان هشيار باشيم باز وظيفه داريم بفرموده ائمه عليهم السلام نگوييم. آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد،اسم محمد را محو كند، اينجا هم همصدا باشيم: (آمريكا، انگليس و اذنابشان از افغانستان بيرون شويد كه با آه و فغان بيرونتان خواهيم كرد.) مردم مسلمان ايران اين جا هم مثل عراق واجب شرعي است مثل نماز. مسامحه نكنيم كه به عقوبت ترك واجب گرفتار نشويم. اخيراًشيطنت ديگري براي محو آثار اسلام در دست اقدام دارد در ضلع جنوب شرقي مسجد الاحرام آپارتماني دوازده طبقه ساخته كه اگر مردم اعتراض نكنند دورا دور مسجدالاحرام را آنچنان بسازد و خانه كعبه و زوار را بطور مسخره آميز به نمايش بگذارد علاوه بر اينكه خود ساختمان چند طبقه درهرجا با ملاحظه متون فقهي خلاف شرع و حرام است بخصوص درخانه خدا شهرمكه كه از معصومين عليه السلام آمده لا ينبغي لاحدان بنبي بنائه فوق الكعبه (وسائل الشيعه). شايسته نيست به احدي كه بنايش را بالاتر از كعبه بنا نهد. از خداي متعال پيروزي و سربلندي ايران و مسلمانان جهان را خواستار هستيم. دفتر حضرت آيت اله العظمي سيدجواد سيد فاطمي تبريزي-تهران10/5/1388 9شعبان /1430 خداوند تبارك و تعالي همواره عزت و برتري ايران و مسلمانان جهان را خواهان است.
برچسبها: پيرامون سوره صف
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 12:17  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله الرحمن الرحیمپیرامون سوره مبارکه الشمستفسیر سوره مبارکه الشمس ازبرگرفته از کتاب انسان و درس نوشته مفسر عظیم الشأنحضرت آیت آلله سید جواد سید فاطمی رحمه اللهبسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله15 آیه دارد و ردیف شماره 91 قرآن است .اول سوره به ارکان دوازده گانه هستی قسم یاد می کند که : پیروزی، رستگاری، و همچنین خسران و سرخوردگی در بشریت حق است، رستگاری کسی که خود را تزکیه کرد و خسران کسی که خود را آلوده نمود.بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده بخشایشگروالشمس و ضحیها(1) به خورشید و گسترش نور آن سوگند(1) والقَمر اِذا تلیها(2) و به ماه هنگامی که پی آن در آید و النهار اِذا جلّها (3) و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد(خورشید را ظاهر سازد)وَ اللَیل اِذا یغشاها (4) و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند (آفتاب را پوشاند)وَ السِّماءِ وَ ما بَنیها (5) و قسم به آسمان و آنچه آن را بنا کردهوَ الارضِ ما طَحیها (6) و به زمین و آنچه آن را گستراندهوَنَفس وَ ما سَوّیها(7) و قسم بجان آدمی و به آنچه آنرا منظم ساختهفَاَلهَمهاً فُجُورَها وَ تقویها(8) سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است.قَد اَفلَحَ مَن زَکیّها(9) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده وَ قَدخابَ مَن دَستّها(10) و آنکس که خویش را با گناه آلوده ساخته و در پستی نگه داشته محروم شده است .[1]
با غروب آفتاب ستاره ها آرام آرام ظاهر می شوند . اینجا کمی دقت لازم است . ستاره هائی که در خط سیر آفتاب قرار دارند کار آفتاب می کنند . یعنی وقتی بچهار یک آسمان می رسد سه ساعت از شب رفته و چون به بالا می رسد نصف شب است و در چهار یک غرب وقت سحر است البته باید ستاره ای انتخاب شود که شب طلوع و غروب دارد.در اینجا حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده از آنحضرت پرسیدند نصف شب را چگونه تشخیص دهیم، فرمود آندسته ستاره ها که شب طلوع وغروب دارند، هرگاه به خط نصف النهار(بالاسر) رسیدند نصف شب است.آسمان در هر سه ساعت نقش عوض می کند : آشنا شدن با دو سه ستاره در خط سیر آفتاب و چند ستاره اطراف بیننده را بحقیقت فوق راهنمائی می کند .فلاح : رستن از بند و گرفتاری(آتش درونی)و دست یافتن مقصوداست.تزکیه : پاک نمودن و رشددادنخیبه : ناامیدی و نرسیدن بمطلوب است .تدسیه در مقابل تزکیه : آلوده کردن و خاموش داشتن استعدادها و مواهب آن است .و تلویحاً اشاره بمقدمیت همه موجودات و اینکه دستگاه عظیم آفرینش برای بکمال رسیدن انسان است که با تزکیه و بندگی خدا تحقق پیدا می کند(قَد اَفلحَ مَن ذِکّیها، 9 ) در حدیث آمده : خَلقتُ الاَشیاء لِاَجلِک وَ خَلَقتَکَ لِاَجلی، - نظیر قسمت مهم آیات قرآن در این زمینه : و سَخِّر لَکُم الشَمسَ والقَمَرَ دائبین وَ سَخِّرَ لَکمُ اللّیلَ وَ النَهار – 33 ابراهیم و خورشیده و ماه را به تسخیر شما در آورده و شب و روز را مسخر شما کرد.اَلذی جَعلَ لَکم الارضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ اَنزَل مِنَ السَماء ماءَ فَاَحرَجَ بِهِ مِنَ الثَمراتِ رِزقاً لَکم فلا تجعلوا لِلهِ اَنداداً و انتم تعلمون – 22 بقره – آنکس که زمین را بستر شما و آسمان را همچون سقفی قرار داد و از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن میوه ها تا روزی شما باشد.وَ الاَنعامَ خَلَقها لَکُ فیها دِفُ وَ منافِعُ وَمِنها تاکُلوُن، وَلَکُ فیها جمالُ حینَ تُریحونَ و حینَ تَشَرحُون- 6 نحل – چهارپایان را آفرید در حالیکه در آنها برای شما وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید، و در آنها برای شما زینت و شکوه است . بهنگامی که آنها را به استراحت گاهشان باز می گردانید و هنگامی که به صحرا می فرستید.وَاَلقی فی الرضِ رَواسِیَ اَن تَمیدَبِکم وَ النهاراً وُ سُبُلاً لعلّکُم تَهتَدون. وَعلاماتٍ وَ بِالنَجم هُم یهتصرون اَفَمن یخلق کَمِن لا یَخلُق افلا تَذکَرون، وَاِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصوا اِنّ الله لَغفُورُ رحیم- 18 نحل- و در زمین کوهها افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد، و نهرها و راههائی ایجاد کرد تا هدایت شوید، و علاماتی قرار داد و بوسیله ستارگان هدایت می شوید، آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید، و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را احصاء کنید، خدا بخشنده و مهربان است.در حدیث قدسی باین مضمون آمده : من با بندگانم طوری هستم که گوئی منم و او وزمین و آسمان، همه چیز برای او اما بندگانم با من بدجور تا می کنند، انگار همه خدای اوست غیر از من .تزکیه : آزاد شدن انسان از اسارت خود بوسیله تعلیم و تربیت انبیاء است. از حرص و آز، بخل، حسد و سایر شعبه ها و خصلتهای مذمومه که هر یک شعله از آتش است که انسان را در عذاب می دارد و جهنم او را تشکیل |