|
مكتب قرآن )از آثار و بیانات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمه الله علیه) ● قرآن كريم پايه و اساس درس و تعليم و تعلم ما است. فهم و درك قرآن آنچنان سهل و آسان است كه عرب دس نخوانده در محضر رسولخدا(ص) با يكبار شنيدن آيات ميفهميد و آيات را ... و حلال و حرامش را ميگرفت و عقيده ميكرد، در جائيكه ابهامي به نظرش ميرسيد يا در آيات متشابه، كلام رسوخدا(ص) توضيح وتفسير ميكرد، در زمان ائمه اطهار عليهمالسلام نيز به همان كيفيت كلمات ائمه(ع) را مردم كوچه و بازار كه اكثراً درس نخوانده بودند و ميگرفتند و نقل حديث ميكردند كسي اگر كمترين آشنايي با روايات و روايان احاديث كه همان از اصناف: خياط، حداد، عطار، بزاز و... بودند، اما غير عرب زبان مانند ما ايرانيها يك مقدار مقدمه لازم است تا حدودي، درباره صرف و نحو تا جائيكه كل فاعل و مرفوع و كل مفعول ومنصوب و كل مضافاليه مجرور با توضيحي در پيرامون آن كه با يك دوره جامعه المقدمات تأمين ميشود و وارد خواندن كتابت عربي مخصوصاً قران كريم و روايات اهل بيت در پيرامون آيات كريم كه طبق تحقيقي كه در اين باره شده است بهترين راه براي يادگيري زبان خارجي (عربي) خواندن متن و روزنامههاي به زبان مورد نظر ميباشد و خوشبختانه مسلمانان دنيا در هر زباني متعهدند كه قران بخوانند و با تكرار قرائت آشنايي حاصل ميشود بدون احتياج به قواعد صرف و نحو كه در حديث آمده خيلي خود را در اين امور معطل نكنيد، چه قرآن به زبان مردم عادي و عامي و به طور آسان نازل شده است (وَلَقَد يَسّرنَا القرآنَ لِلذَّكر فَهَل من مُدَّكّر ) از سوره مباره قمر آيه 17 به طور مكرر آمده است يعني ما قران را براي يادگيري و تذكر بسيار آسان كردهايم آيا هست كسي كه متذكر شود. برچسبها: مكتب قرآن ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۴۰۲ساعت 18:11  توسط ازشاگردان ایشان
|
نگاهي كوتاه به مباني اسلام فهرست مطالب : * آشنايي با دين مقدس اسلام * اصول اعتقادات اسلامي ( اصول دين ) 1 – توحيد 2 – عدل الهي 3 – نبوت 4 – امامت 5 – معاد * احكام و دستورات عملي اسلام ( فروع دين يا احكام ) * اخلاق و آداب اسلامي
آشنايي با دين مقدس اسلام دين مقدم اسلام يك برنامه عمومي و هميشگي است كه از جانب خداي متعال براي زندگي انسان در دو جهان به سوي خاتم پيغمبران حضرتمحمد(ص) نازل شده است تا در جامعه بشري به مورد اجراء درآيد و كشتي انسانيت را از گرداب جهالت و بدبختي بيرون كشيده و به ساحل نجات و سعادت دو دنيا برساند. دين در لغت به معناي اطاعت و جزاء و... آمده و اصطلاحاً به معناي اعتقاد به آفرينندهاي براي جهان و انسان و همچنين دستورات عملي متناسب با اين اعتقاد ميباشد. كساني كه مطلقاً معتقد به آفريننده نيستند « بيدين» و كساني كه معتقد به آفريننده براي جهان هستند، « ديندار» شمرده ميشوند اينها (بيدينها) جهان را تصادفي و يا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادي و طبيعي ميدانند. بر اين اساس اديان موجود در ميان انسانها به حق و باطل تقسيم ميشوند دين حق آئيني است كه داراي عقايد درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهايي را مورد توصيه و تأكيد قرار دهد كه از ضمانت كافي براي صحت و اعتبار برخوردار باشد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر ۱۴۰۰ساعت 21:31  توسط ازشاگردان ایشان
|
آثار ،برکات و تاثیر مداومت به خواندن قرآن کریم
برچسبها: آثار
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۹ساعت 13:39  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله الرحمن الرحیم اصول اعتقادات اسلامي:1 -توحید توحيد(خداشناسی،خداپرستی،خدامحوری): باترجمه به 10 زبان دنیا. (برگرفته ازجلسات و آثار حضرت آيت الله فاطمي رحمه الله علیه) - توحيد آن است كه خالق آسمانو زمين و آنچه بين آنهاست خداي واحد است نه تنها خلقت، تدبير هم از آن خداست تمام كارها، تمام حوادث ، چه حوادث شخصي و چه اجتماعي همه زير نظر خدا و به اراده خداست. - نخستين گام در راه دينداري و عبادت خدا شناخت خداوند و اساس شناختن ، يگانه دانستن اوست. - لذت بندگي خدا و عبوديتش بهترين و والاترين مقام است. - توحيد يعني هرچه هست اوست كسي كارهاي نيست مگر به اجازه او . توحيد همان سوره قلهواللهاحد است. - توحيد يعني كارها براي خدا باشد براي بندگي او كه براي همين آفريده شدهايم «ما خلقت الجن و الانس الابيعبدون» انسان وقتي به اين خط آمد تعبير همان صراط مستقيم است. - خدا از انسان دور نيست اما اين انسانها هستند كه با خدا فاصله دارند و از خدا دورند عامل آن هم هواي نفس است ( تكبر، حرص، حسد و... ) انسان وقتي درست ميشود كه از اين جاذبه دور شود بندگان خدا آنانند كه خدا را شناختند و در راه طاعت آن حركت كردند . - شكوفايي انسان در توحيد است توحيد انسان را برپا مي دارد و شكوفا مي كند . - خداوند با تمام ذرات عالم است و از يك ذره هم دور نيست با هر ذره هست نه بطور قاطي و از هر چيز جداست نه به طور دوري، مثل او چيزي نيست اما او بصير و شنوا است، درد ما را ميداند و احتياجمان را ميفهمد و ما در محضر او هستيم. - بالاترين مرتبه شكر گزاري خداوند «فنا فيالله» است يعني خداوند همه چيز را به ما داده پس همه چيز ما براي او ، در راه او باشد و ذوب شدن در خداوند و رسيدن به بقاءالله اين همان عبوديت و بندگي خداست. هرچه انسان خود را در مقابل خداوند بشكند به خدا نزديكتر ميشود. خداوند نقش انسان را در قرآن بيان ميكند و كسي كه قرآن بخواند راه و رسم انسان را مييابد. پس اگر اين (طور) نباشد اسفلالسافلين است وقتي انسان خدا را به بزرگي ياد كرد غير خداوند (پول، ماشين، شهوت و....) در نظر او كوچك ميشود دنيا برايش كوچك ميشود و خداوند در نظر او بزرگ، اين بهشت است و حالات بهشتي، بهشت موعود دنيا قبل از بهشت جاوداني اما اگر انسان خدا را فراموش كند پرده كفر ضخيم ميشود و همين انسان باهوش طوري پردههاي كفرش ضخيم ميشود كه ديگر خدا را نميبيند و وقتي به اين حالت رسيد ديگر انذار و عدم و انذار برايش فرقي ندارد و آنگاه كه انسان شقي شد ديگر صلاحيت هم ندارد، «ختماللهعلي قلوبهموعليسمعهموعلي أَبْصارِهم غشاوه و لهمعذاب عظيم » . - خداوند بردباري ميكند آنچنان كه گويا نميداند و اغماض ميكند كه گويي نديده است و ميپوشاند كه گويي بر او عصيان نميشود براي عقوبت عجله نميكند به لحاظ كرمش و اغماض و حلمش. - الله بالاتر و والاتر است از اين كه وصف كنندگان او را درك كنند با صفاتي كه او موصوف است به آن و جز اين نيست كه وصف كنندگان به اندازه خودشان وصف ميكنند نه اندازه عظمت و جلال او، خداوند ولاتر از آن است كه وصف كنندگان او را درك كنند خداوند از بندگان خود غني است، احتياج به عبادت بندگانش ندارد ولي انسان موظف است تكليف خود را انجام دهد، زندگي ما بايد زندگي محمدوآلمحمدصلاللهعليهوآله باشد 1 . چند روايت در باب توحيد
چند نكته در توحيد:
در باب تزكيه (خودسازي)[8]
آري اسلام با تعليماتش با مقررات روزمرهاش، نماز، زكوه، حج، جهاد و... حتي كساني را كه سواد خواندن و نوشتن هم ندارند نيز به اين مقام ميرساند دنيا و زيبائيهاي آن اگر در چشمها صغير و ناچيز باشد ديگر جايي براي حرص، بخل و حسد و ديگر حالات رذل جهنمي باقي نميماند و زندگي بهشت گونه ميگردد پيامبر اكرم (ص) فرمود : هركس به فقرش صبر كند روز قيامت با من خواهد بود.
1) جلسات و آثار حضرت آيت الله فاطمي دام ظله 2) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 125 ، اخبار و روايات نقل شده از اهل بيت در اين مسائل بسيار زياد است . 3) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 129 [3])بحارالانوار ، ج 2 ، ص 94 [4]) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 92 [5])شيعه در اسلام ، علامه سيد محمد حسين طباطبائي ، بخش سوم [6])طهارت روح برگرفته از آثار علامه شهيدمطهري [7]كتاب اصول عقايد آيت الله مصباح يزدي [8]برگرفته از جلسات اصول عقايد و تفسير آيت الله فاطمي [9]جزاء من تزكي/ طه 76
در ادامه مطلب با ترجمه به 10 ده زبان دنبال کنید: ترجمه عربی: بسم الله الرحمن الرحیم أصول العقيدة الإسلامية: 1- التوحيدالتوحيد (العقيدة ، الإيمان ، التمركز حول الله) ، أساس ومبدأ المعتقدات الإسلامية (مأخوذة من اجتماعات وأعمال آية الله فاطمي رحمه الله). التوحيد هو أن خالق السماوات والأرض وما بينهما هو الإله الواحد ، ليس فقط الخليقة ، ولكن أيضًا العناية الإلهية لذلك الإله. - الخطوة الأولى في طريق التدين وعبادة الله هي معرفة الله ومعرفة أساس معرفته وحدها. - لذة عبادة الله وعبادته هي أفضل وأسمى مكانة. - التوحيد: أيا كان ، فهو إنسان لا عمل له إلا بإذنه. التوحيد هو نفس سورة قال الله أحد. - التوحيد يعني أن الأشياء لله ، وعبادته ، ولهذا خُلقنا. "نحن من خلق الجن والبشر ، الأحباش". عندما جاء الإنسان إلى هذا الخط ، كان التفسير هو نفس الصراط المستقيم. - الله ليس ببعيد عن الإنسان ولكن هؤلاء هم بعيدين عن الله وبعيدين عن الله سببه هواء الروح (الغطرسة والجشع والغيرة ... إلخ). عرفوا الله وطاعته. - يزدهر الإنسان في التوحيد ، والتوحيد يؤسس الإنسان ويزده. الله مع كل جسيمات الكون وليس بعيدًا عن جسيم واحد. إنه مع كل جسيم ، ليس بطريقة مختلطة ، وبعيدًا عن كل شيء ، ليس بعيدًا. لا يوجد شيء مثله ، لكنه الرائي والمستمع ، يعرف ألمنا ويفهم احتياجاتنا. ونحن في حضرته. - أسمى درجات الشكر لله "فناء الله" ، أي أن الله قد وهبنا كل شيء ، فكل شيء في طريقه له ، وتذوب في الله وتصل إلى لقاء الله هي عبادة الله. كلما كسر الإنسان نفسه أمام الله ، اقترب منه أكثر. ويذكر الله دور الإنسان في القرآن ، ومن قرأ القرآن وجد طريق الإنسان. فإذا لم يكن الأمر كذلك ، فهو سقوط الفقير ، فعندما يذكر الإنسان الله بطريقة عظيمة ، غير الله (المال ، السيارة ، الشهوة ، إلخ) يصغر في عينيه ، يصبح العالم صغيراً في عينيه ، وفي عينيه الله أكبر ، هذه هي الجنة. وشروط الجنة ، جنة الدنيا الموعودة قبل الجنة الأبدية ، ولكن إذا نسي الإنسان الله ، فإن حجاب الكفر يثخن ويثخن نفس الرجل الذكي حجاب كفره حتى لا يعود يرى الله ، وعندما يصل إلى هذه الحالة لا فرق بين الإنذار وعدم الإنذار. ليس عنده ، وعندما يغضب الإنسان لم يعد له السلطان ، "لقد سمع الله قلوبهم وعلى أعينهم وعيونهم وعذابهم العظيم". إن الله صبور كأنه لا يعلم ويغفر كأنه لم يره ويستر كأنه غير متمرد ولا يتسرع في معاقبته من رحمته ومغفرته وصبره. - الله أسمى وأعلى من الذين يصفونه بالصفات التي ينسبها إليه ، وأن الذين يصفونه بقدر أنفسهم وليس بعظمته ومجده ، فإن الله أسمى ممن يصفونه. لكي نفهمه فإن الله غني بعباده ، ولا يحتاج إلى عبادة عباده ، بل على الإنسان أن يقوم بواجبه ، ويجب أن تكون حياتنا حياة محمد ومحمد صلى الله عليه وآله وسلم. بعض الروايات عن التوحيد يقول الإمام السادس ع: "لله كيان ثابت وعلمه هو نفسه وهو غير معلوم وسماعه هو نفسه وهو غير مسموع وبصره هو نفسه وهو غير رائي وقوته هو نفسه. لم يكن ممكنا 2 [1] ». يقول الأئمة الخامس والسادس والسابع والثامن: "الله تعالى نور لا يختلط بالظلمة وهو علم لا جهل فيه حياة لا موت فيها" [2]. يقول الإمام الثامن ع: "للناس ثلاث ديانات في صفاتهم: من يثبت الصفات إلى الله بتشبيهها بالآخرين ، والبعض ينكر الصفات ، والطريقة الثالثة هي حقيقة الحق ، وهو إثبات الصفات بإنكار الشبه بالآخرين". ». قال الإمام السادس ع: "الله تعالى لا يبرره الزمان والمكان والحركة والسكون ، بل هو خالق الزمان والمكان والحركة والسكون". [4] بعض النقاط في التوحيد: إن جوهر الله لانهائي ولانهائي. وهذه الكماليات ، التي تم إثباتها له في شكل (شكل وعنوان) الصفات ، هي في الواقع نفس الجوهر كما هي نفسها ، والتناقض بين الجوهر والصفات وكذلك بين الصفات نفسها فقط في إنه مفهوم وهو في الواقع ليس جزءًا من وحدة لا تتجزأ ، ولمنع هذا الخطأ الجائر (التهديد بوصف إنكار مبدأ الكمال) ، يحافظ الإسلام على عقيدة أتباعه بين الإنكار ويؤكد ويوجههم للاعتقاد بأن: الله لديه معرفة ، ليس مثل معرفة الآخرين ، لديه قوة لا تشبه قوة الآخرين ، لا يسمع بالأذن ولا بالعين ، وما إلى ذلك. [5] التوحيد له مستويات وأنواع: التوحيد الجوهري ، التوحيد المنسوب ، التوحيد اللفظي ، التوحيد التعبدي [6]. إن الحكمة التي أوصى الله تعالى أن يناشدها أهل البيت (عليه السلام) هي التعريف بالمكانة الرفيعة للخدام المستحقين وتشجيع الآخرين على العبادة والطاعة ، الأمر الذي جعلهم يصلون إلى هذه المكانة وأن يتعبد بعض الناس. يمنعون أنفسهم من التكبر [7]. يبرهن القرآن بالآيات ويقود الإنسان إلى معرفة أن الحياة هادفة وأن هدف النمو البشري هو رفاه الإنسان ويصل الإنسان إلى المكان الذي خلق الله من أجله وهو الجنة الأبدية. 1) أعمال حضرة آية الله فاطمي رحمه الله 2) بهارالانفار ج 2 ص 125 ، كثرة الأخبار والروايات عن أهل البيت في هذه الأمور. [3]) Baharalanvar، vol. 2، p. 94 [4]) Baharalanvar، vol. 2، p. 92 [5] الشيعة في الإسلام ، العلامة السيد محمد حسين طباطبائي [6]) نقاء الروح مأخوذ من أعمال العلامة الشهيد مطهري 7 اصول عقايد آيت الله مصباح يزدي رضاقارزی
ترجمه انگلیسی in the name of God
Principles of Islamic beliefs: 1- Monotheism Monotheism (theology, theism, God-centeredness), the basis and the first principle of Islamic beliefs (Taken from the meetings and works of Ayatollah Fatemi, may God have mercy on him) Monotheism is that the Creator of the heavens and the earth and what is between them is the one God, not only creation, but also the plan of God. All things, all events, whether personal or social, are all under the supervision of God and by the will of God. - The first step in the path of religiosity and worship of God is to know God and to know the basis of knowing Him alone. - The pleasure of serving God and His worship is the best and highest position. - Monotheism means that whatever it is, he is a person who has no work except with his permission. Tawhid is the same as Surah Qalahullah Ahad. - Monotheism means that things are for God, for His servitude, which is why we are created. "We are the creation of the jinn and mankind, the Abyssinians." - God is not far from man, but these are the people who are far from God and are far from God, the cause of which is the air of the soul (arrogance, greed, jealousy, etc.) Man They knew God and moved in obedience to it. - Man is flourishing in monotheism. Monotheism establishes and flourishes man. God is with all the particles of the universe and is not far from one particle. He is with every particle, not in a mixed way, and apart from everything, not far away. There is nothing like him, but he is the seer and the hearer, he knows our pain and understands our needs. And we are in his presence. - The highest level of gratitude to God is "annihilation of God", meaning that God has given us everything, so everything is in His way for him, and to melt in God and reach the meeting of God is the worship of God. The more man breaks himself before God, the closer he gets to God. God states the role of man in the Qur'an and whoever reads the Qur'an finds the way of man. So if this is not the case, then it is the downfall of the poor. When man mentions God in a great way, other than God (money, car, lust, etc.) becomes small in his eyes, the world becomes small in his eyes, and in his eyes God is great, this is paradise. And the conditions of paradise, the promised paradise of the world before the eternal paradise, but if man forgets God, the veil of disbelief becomes thicker, and the same intelligent man thickens the veils of his infidelity so that he can no longer see God. He does not have it, and when a person becomes angry, he no longer has the authority, "God Almighty has overheard their hearts, and over their eyes, their eyes, and their great torment." God is patient as if he does not know and forgives as if he has not seen and covers as if he is not rebellious and does not rush to punish him in terms of his mercy and forgiveness and patience. God is higher and higher than those who describe Him with the attributes that He describes, and it is only that those who describe Him are as much as themselves and not as much as His greatness and glory. God is higher than those who describe Him. To understand him, God is rich in His servants, He does not need the worship of His servants, but man is obliged to do his duty, our life should be the life of Muhammad and Muhammad, peace be upon him and his family. A few narrations about monotheism The sixth Imam (as) says: “God has a fixed existence and His knowledge is Himself while it was not known and His hearing is Himself while it was not audible and His sight was Himself while He was not a seer and His power was Himself while It was not possible 2 [1] ». The fifth, sixth, seventh and eighth Imams (as) say: "God Almighty is a light that is not mixed with darkness and is a science in which there is no ignorance and there is a life in which death is not." [2] The eighth Imam (as) says: "People have three religions in their attributes: some prove the attributes to God by likening them to others and some deny the attributes. The third way is the truth of the truth and that is proving the attributes by denying the likeness to others." ». The sixth Imam (as) said: "God Almighty is not justified by time and place and movement and transfer and stillness, but He is the creator of time and place and movement and stillness." [4] A few points in Tawhid: The essence of God is infinite and infinite. These perfections, which are proved to him in the form (form and title) of attributes, are in fact the same essence as well as the same, and the contradiction that is seen between essence and attributes as well as among the attributes themselves is only in the stage. It is a concept and in fact it is not part of an indivisible unit. In order to prevent this unjust mistake (threats by describing the denial of the principle of perfection), Islam keeps the belief of its followers among the denial and confirms and instructs them to believe that: God has knowledge, not like the knowledge of others, he has power not like the power of others, he hears neither with the ear, nor with the eye, and so on. [5] Monotheism has levels and types: intrinsic monotheism, attributive monotheism, verbal monotheism, devotional monotheism [6]. The wisdom that God Almighty has commanded to appeal to the Ahl al-Bayt (PBUH) is to introduce the high position of worthy servants and to encourage others to worship and obey that has led them to reach such a position and that some people to worship Prevent themselves from being arrogant [7]. The Qur'an proves with verses and leads man to the knowledge that life is purposeful and the goal of human growth is human well-being and man reaches the place for which God was created and which is eternal paradise. 1) The works of Hazrat Ayatollah Fatemi, may God have mercy on him 2) Baharalanvar, vol. 2, p. 125, the news and narrations narrated from Ahl al-Bayt are very much in these matters. [3]) Baharalanvar, vol. 2, p. 94 [4]) Baharalanvar, vol. 2, p. 92 [5] Shiites in Islam, Allama Sayyid Muhammad Hussein Tabatabai [6]) Purity of the soul taken from the works of Allameh Shahid Motahari
ترجمه اسپانیایی
n el nombre de Dios .... برچسبها: توحيد, خداشناسی, خداپرستی, خدامحوری ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۹ساعت 19:24  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نظام آموزشی قرآن و اسلام(از کتاب تفسیر سوره شمس آیت الله سیدجوادفاطمی ره).تهیه :رضاقارزی Quran and Islam educational system نظام تعليم القرآن والإسلام
قرآن کریم دستگاه و عظیم خلقت را مقدمه برای به کمال رسیدن انسان می داند که با تعلیم و تزکیه و در نهایت با بندگی خدا تحقق پیدا می کند واین همان است که در سوره زاریات بعبارت دیگر آمده : ما خَلَقتُ الجِنِّ وَ الاِنس اِلاّ لِیَعبُدوُنِ، ما اُریُدُ مِنهُم مِن رِزقٍ وَ ما اُریدُ اَن یُطعُمونِ، اِنِّ اللهَ هُوَ الرزاق ذُو القُوه اِلمَتین.انسان درباره نان و آب و مسکن مسئله ندارد با کمترین فعالیت طبق تقسیم پروردگار به نصیب خود می رسد (نَحنُ قسمنا بَینَهُم مَعیشتَهم فی الحَیوهِ الدُنیا-32 زخرف).
در این قسمت نیازی آنچنانی به درس و تعلیم و تعلم نیست . مشکل انسان فجور اوست، اینجاست که نیاز شدید به درس و تعلم دارد، انسان اسیر نفس است. انسان شکست خورده است، انسان در آتش است، آزادی انسان، پیروزی انسان و نجات انسان از آتش در پیروی از مکتب انبیاء است و تا تربیت انبیاء و بخصوص درس و تعلیم انبیاء دست انسان را نگرفته انسان در فجور و آتش خواهد بود.اشارات قرآن قسمت مهم این کتاب کریم است : قرآن در خیلی جاها به اشاره سخن گفته در این سوره مبارکه که جلوانداختن فجور بر تقوی همین معنی را می رساند.(فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها- 8 ).
بعضاً در یک آیه حقایق زندگی انسان را از اول تا آخر ترسیم کرده است. در آیه 185 آل عمران دقت کنید : هر کسی چشنده مرگ است و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت کسی که از آتش درونی رهیده و از فجور و اسارت خود خلاص شود و در بهشت آید پیروز شده است و زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست .(کلُّ نَفسٍ ذائِقَهُ المَوتِ وَاثِما تُوفونَ اُجورَ کُم یَومَ القیمه فَمن رُحرحَ عَنِ النّارً وَ اُدخِلَ الجِّنه فَقَد فازَ وَ ما الحیوهُ الدُنیا اِلاّ مَتاعُ الغرور).
قرآن کریم و همچنین سایر مکاتیب آسمانی محکوم می کند کسانی را که تعلیم و تربیت و بطور خلاصه فعالیتهای خود را فقط برای رسیدن به دنیا و آب و نان قرار می دهند، متأسفانه امروز نظام آموزشی دنیا(شرق و غرب) در محور مادیات و علوم تجربی و نتیجهً آباد کردن دنیا را هدف قرار داده است.[1]
اینک چند آیه که محکوم می کند :
در سوره مبارکه روم چنین آمده : آنان فقط ظاهری از دنیا را می دانند و از پایان کار و آخرت غافلند(یَعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیواه الدُنیا وَ هم عَنِ الاخِره غافِلونُ – 7 ) آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آندوست جز بحق و برای زمان معینی نیافریده است. ولی بسیاری از مردم لقای پروردگارشان را منکرند(اَوَلَم یَتَفکّروُا فی اَنفُسِهِم ما خَلَقَ الله السّماوات و الارض وَ ما بینهما اِلا بِالحَق و اَجَلٍ مُسمّی و اِن کَثیراً مِنَ النّاسِ بلقاء رَبّهم لکافرون – 8 ) .
آیا در زمین(تاریخ) گردش نکردند تا به بینند عاقبت کسانیکه قبل از آنان بودند چگونه بود، آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را برای زراعت و آبادی بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند. اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند، خداوند هرگز به آنان ستم نکرد آنها بخودشان ستم کردند.(اَوَلَم یَسیروا فی الارضِ فَینظُر و اکیفَ کانَ عاقِبَهُ الذّین مِن قَبلِهم کانوا اَشّدَ مِنهُم قُوّهً و آثارُ و الارَضَ وَ عَمَروها اکثَرمّما عَمَروها وَ جائتهم رُسُلهُمَ بِالبیّناتِ فما کانَ اللهُ لِیَظلمَهُِم وَ لکنِ کانوا اَنفُسَهُم یَظلِموُن)، سپس سرانجام کسانیکه اعمال ناروا مرتکب شدند بجائی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را بمسخره گرفتند.(ثُمَ کانَ عاقَبَه الذینَ اَساوا السُوای اَن کَذِّبوا بِاآیاتَ اللهِ و کَانوابِها یَستَهزون- 10)
و در سوره مبارکه مومن آیات 21 و 22 : اَوَلَم یَسیرُوا فی الاَرضِ فَیَنظِروا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ کانوا مِن قَبلِهِم کانوا اَشَدَّ مِنهُم قوهً وَ اثاراً فی الارِض فَاَخَذَ هُمُ اللهُ بِذُنوبِهمِ وَ ما کانَ لَهُ مِن الله ِ مِن واقٍ، ذلِکَ بانَّهُم کانَت تَاتیهِم رُسُلُهم بالبَیناتِ فَکفَروا فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَدید العِقاب).
و در آیات آخر سوره مومن چنین است : اَفَلَم یُسیروا فی الارضِ فینطروُا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ مِن قَبلِهِم، کانُوا اَکثَر مِنهُم وَ اَشّدَ قُوُهً و آثاراً فی الارض، فَما اَغنی عَنهُم ما کانوُا یَکسِبُون، - فَلمّا جائَتهُم رُسُلُهم بِالبَیّناتِ فَرِحُوا بِما عِندَهُم مِن العِلم وَ حاقَ بِهم ما کانُوا بِهِ یَستَهزون،- فَلَما رَاوا بأسَنا قالوا امَنّا بِاللهِ وَ کَفَرنا بِما کُنّا بِهِ مُشرکین،- فَلم یَکُ یَنفَعهُم ایمانُهُم لِّما رَاوُا باسَنا، سُنَّهَ اللهِ التّی قَد خَلَت فی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الکافِروُن- 85) و در سوره مبارکه هود آیه 16 : مَن کانَ یَریدُ الحیوه الدنیا و زینتها نُوَفّ اَلیهم اعمالهم فیها و هم فیها لاینجسون، اولئک لیس لهم فی الاخره الا النّار و حبطما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعلمون.
کَذَّبت ثَموُدُ بِطَغویها- 11، - قسمتی از قرآن کریم تاریخ و قصه های انبیاء و امتهای آنان است، این قبیل آیات برای تذکر و عبرت و تثبیت خاطر مبارک رسول اله و مومنان است(لِنُثَّبِتَ بِهِ فُوادَک- 120 هود)
اگر خداوند وعده نصرت به پیغمبر و مومنان می دهد : (اِنّا لَننصُرُ رُسُلَنا وَ الّذینَ امنُوا فی الحَیوهِ الّدنیا ...... آیه 51 مومن) با خواندن آیات مربوط به قصه موسی و فرعون نمایشی از تحقق این وعده را می بیند همچنین آیاتی مربوط به قصه نوع نبی و امتش . [2]و عبرت است تا آیندگان به بینند آخر و عاقبت مذکبین چگونه شد:(وَ لَقَد بَعثنا فی کُلّ اُمَهٍ رَسوُلاً اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتنِبوا الطاغوتِ فَمِنهمُ مَن هدَی اللهُ و مَ مِنهُم مَن حَقَّت عَلَیه الضِّلاله فَسیروا فی الارضِ فَانظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَهُ المکّذبین- 36 نحل)
قوم ثمود دعوت الی الله را تکذیب نموده و بطاغوت گرائیدند آنگاه که بد سرشتترینشان برانگیخته شد، پیغمبر خدا گفت ناقه خدا و آبشخورآنرا متعرض نباشید(اِذا نبَعَثَ اَشقاها، فَقالَ لَهُم رَسولاللهِ ناقَهَ اللهِ وَ سُقیاها 13)
مفسرین با استناد به نقل تاریخ و روایات گفته اند که این شتر با درخواست قوم صالح و بطور اعجاز از میان صخره بزرگی- که شاید محل عبادتشان بود بیرون آمده . قاری وخواننده قرآن باین نکته زیبا و به این عقیده توحیدی می رسد که موثری در عالم غیر از خدا نیست، این آتش نیست که می سوزاند، این اثری است که خداوند به او داده و باذن اوست. اگر بخواهد سرد و سلامش می کند(قُلنا یا نارُکُونی بَرداً وَ سلاماً علی اِبراهیم- 69 سوره انبیاء) این آب نیست که سیلان دارد وتشنگی را برطرف می نماید، این اثری است که خداوند داده و باذن او است.
اگر اراده کند مانند سنگ می کند(فَاوحَینا اِلی مُوسی اَنِ اضرب بِعَصاک البَحر فَانغَلَقَ فکانَ کُلُّ فِرقٍ کَالطّوُدِ العَظیم- 63 شعراء) و سنگ را آب(وَ اذِ ستَسقی موُسی لِقومَهِ فَقّلُنتا اِضرِب بِعَصاکَ الحجَرَ فانفَجَرت مِنهُ اثِنتا عَشَرهَ عیناً ... آیه 60 بقره ) . در دعا دارد : یا مَن ضَلَّ عِندَهُ الأسباب، - اگر با مقاربت نر و ماده موجود زنده متولد می شود بدون پدر و حتی بدون پدر و مادر هم می آفریند(اِنَّ مَثَلَ عیسی عیندَ الله کَمَثلِ آدَم خَلقَه مِن تُراب ثّم قال لَهُ کُن فیکَون – 59 آل عمران).
اگر با قرار دادن تخم ها زیر سینه مرغ و گذشت بیست شبانه روز جوجه زنده بیرون می آید در یک آن هم این عمل را انجام می دهد(وَ اِذ تخلُقُ مِنَ الطّین کَهَئیهِ الطَیر باِذنی فَتَنفُخُ فیها فَتکونُ طیراً بِاذنی ... از آیه 11 مائده) و شتری را که ده ماهه آبستن است از سنگ بیرون می آورد.
و اما سرگذشت آن بطور خلاصه : حضرت صالح سومین پیغمبر است که برای دعوت الی الله و توحید قیام نموده و خداوند تبارک و تعالی بعد از حضرت نوح و هود برانگیخته است.
آنحضرت مردم را با حکمت و موعظه حسنه دعوت نمود و به اذیتهای قوم صبر نمود، مدتی بر این منوال گذشت عده کمی از ضعفای قوم ایمان آوردند و اما طاغیان مستکبر و تبعه ای آنها بر کفر خود اصرار ورزیدند، مومنان به آنحضرت را خوار شمرده و تسفیه کردند و گفتند صالح اینها را سحر کرده است و در نهایت از حضرت نشانه و معجزه خواستند و گفتند اگر راست می گوئی از سنگ این کوه ناقه ای با مشخصات(غیرعادی) بیرون آور.
حضرت صالح آنچه را می خواستند با همان خصوصیتها آورد و فرمود خداوند شما را امر کرده که از آب آبادی یک روز شما بخورد و یک روز خودداری کنید و آنروز مخصوص ناقه باشد(فَلَها شَربُ یومِ وَ لَکَمُ شِربُ یَومٍ مَعلوُم ) و او را بحال خود بگذارید آنطور که خواهد چرا کند و آسیب به او نرسانید که عذاب نزدیک شما را می گیرید(وَ لا تَمَسّوها بِسوُء فَیا خَذَکُم عذابُ قریبُ – 72 اعراف، - 64 هود، - 156 شعرا)
مدتی این چنین گذشت قوم طغیان کردند و درباره اش حیله نمودند و شقی ترین خود را برای کشتن ناقه برانگیختند و بصالح گفتند (اِئتِنا بما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصادِقین) ما آماده هستیم عذاب خدا را بما بیاور. حضرت صالح گفت:(تَمتّعوا فی دارکُم ثَلاثَهِ اَیام ذلِکَ وَ عُد غَیرُ مَکذُوبٍ- 65 هود).
سپس درباره قتل حضرت صالح هم قسم شدند اما خداوند مکر آنها را بخودشان برگرداند(وَمَکَروا مَکراً و َ مکَرا الله مکراً و هُم لا یَشعُرون- 50 نحل) صاعقه آمد در حالیکه نگاه می کردند(فَاخَذَتهُم الصّاعِقَه وَ هُم یَنظُرون) حضرت صالح با اندوه و حسرت گفت : ای قوم من رسالت پروردگارم را رساندم و شما را نصیحت کردم لیکن شما دوست ندارید، ناصحان را- و منادی حق درباره ایشان ندا در داد(اَلا اِنَّّ تَمُود کَفَروا رَبَهّم اَلا بُعداً لِثَمود).
سخن را در اینجا با کلام زیبای مولا امیرالمومنین علیه السلام ختم می کنیم:
کلام 192 نهج البلاغه فیض الاسلام
اَیُها الناسُ لا تَستُو حِشُوا فی ای مردم در راه نجات و
طریق النَجاه لِقِلهَ اَهلِهِ، فانّ رستگاری بکمی جمعیت
الناسَ قَد اِجتَموا عَلی مائدَهٍ وحشت زده نباشید و به بسیاری
شَبَعُها قَصیرٌ وَ جَوعُها طَویلُ مخالفین نگران نشوید، زیرا مردم
اَیُهّا النّاسُ اِنَمّا یَجمَعُ النّاسَ گرد آمده برسرخوانی که سیری
الرِضا و السَخِّط وَ اِنمّا غَقرناقَهَ آن اندک و گرسنگیش بسیار
ثَمودٍ رَجُلُ واحِد است (دنیا و دلبستگی آن) ای مردم رضامندی و خشم مردم را گرد می آورد ناقه ثمود را یک نفر پی کرد
فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ لذا خداوند همه آنها را
بِالّرضا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها عذاب نمود بجهت آنکه همه
فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ اِلاّ اَن راضی بودند از اینرو خداوند
خارَت اَرضُهُم بالخَسفَهِ خُوارَ گفته : پی کردند و در بامداد
السِکهِ المُحماهِ فی الارضِ پشیمان شدند عذاب چنین زود
الخَّوارَه که زمینشان در حال فرورفتن
صدا کرد مانند صدا کردن آهن
شخم زنی داغ شده در زمین
هموار.
اَیُها النّاسُ مَن سَلَکَ الطَریقَ ای مردم هر که راه راست به پیماید
الواضِح و رَدَ الماءَ وَ مَن خالَفَ به آبادی می رسد و هر که بی راهه
و َقَعَ فی الّتیه . برود در بیابان بی آب و گیاه فرود آید.
نکات: 1-بدون پرده باید اذعان کنیم که با قرار گرفتن نظام آموزشی ایران اسلامی تحت پوشش نظام جهانی که در حدود هشتاد سال است و هنوز هم ادامه دارد مردم ما نیز خواهی نخواهی در همان مسیر مادیات قرار گرفته اند، بچه های ما در مدارس با مطالبی آشنا می شوند که در نظام آموزشی دنیا مطرح است(با کمی تغییر محلی) ریشه این مطالب مربوط به زندگی مادی و دور از معنویت است در پایان مدارج دانشگاهی نیز در همین مطالب مربوط به زندگی دنیا صاحب نظر می شوند اما راجعب ه معنویت و مفاهیم عالیه قرآن بجز مقدار اندکی خالی هستند، بیشتر از این هم نباید انتظار داشت.چه از روز اول تأسیس این نظام هدف همین بوده(روزی که دانش بشری از کلیسا جدا شد و انقلاب رنسانس قرن 16 میلادی رخ داد، درست در برابر معارف الهی و معنویت جبهه گرفت که در فصل جداگانه بشرح آن می پردازیم. انشاء الله)
2- وقتی خواننده قرآن با آیات مربوط به قصه یونس نبی می رسد و نجات او را از زندان تنگ و تاریک بطن ماهی و همچنین از آن اندوه وغمَ شدید ملاحظه می کند، در مواقع غم و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام می فرماید من تعجب می کنم از کسی که گرفتار می شود چرا از این آیه غافل است : (وَ ذالنّونِ اِ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنِّ اَن لَن نَقدَرَ عَلَیِ فَنادی فی الظَّلماتِ اَن لا اِاله الا اِنتَ سُبحانکَ انی کنتُ مِنَ الظالِمین، فَاستجبنا لَهُ و نَجبیناهُ مِن الغَّغم و کَذلِکَ نُنجی المومنین- 88 انبیاء).یا در مواقع غم احساس نیاز به غنا و موسیقی پیدا نمی کندبلکه روبخدا می آورد که (نَجیناهُ مِنَ الغم) می گوید و با رو آوردن بدرخانه خدا، خدا را می بیند و حال خوشی پیدا می کند که امام صادق علیه السلام فرمود : گاهی برای درخواست حاجت رو بخدا کردم، حس نمودم که خداوند بمن توجه کرده حالت خوشی بمن دست داد که از خود حاجتم برتر بود ولون آن حاجت بهشت بوده.
3-اینجاست که معنی حدیث حضرت رضا علیه السلام فهمیده می شود که فرمود از گناهان کبیره اینست که شخص در موقغ فراغت خواندگی کند و تار بزند، «تحت العقول» آری همچنانکه قمار و شرب خمر از خداوند غافل می کند، غناء و خوانندگی هم از خدا غافل می کند و از دریافت آن حالت شیرین مناجات یا قاضی الحاجات محروم می نماید و این از بزرگترین گناهان است. تهیه:رضا قارزی
ترجمه عربی متن:
نظام تعليم القرآن والإسلام من كتاب تفسير سورة شمس لآية الله السيد جواد فاطمي رحمه الله علیه الإعداد: رضا قارزی يعتبر القرآن الكريم نظام الخلق وعظمته مقدمة لكمال الإنسان ، ويتحقق ذلك من خلال التربية والتعليم ، وأخيراً من خلال خدمة الله ، وهذا ما ورد في سورة الزاريات ، أي: يعوذون بقوتهم ، ونرغب في إطعامنا ، فإن الله هو المعين ، القدير ، الحكيم. ليست هناك حاجة للدروس والتدريس في هذا الجزء. مشكلة الإنسان هي شره ، وهذا هو المكان الذي يحتاج فيه بشدة إلى الدروس والتعلم ، والإنسان أسير الروح. هُزم الإنسان ، والإنسان في النار ، وحرية الإنسان ، وانتصار الإنسان ، وخلاص الإنسان من النار باتباع مدرسة الأنبياء ، وإلى أن يتم تدريب الأنبياء ، وخاصة دروس وتعاليم الأنبياء ، لن يكون في نار الإنسان. الجزء المهم في هذا الكتاب المقدس هو: يذكر القرآن في مواضع كثيرة في هذه السورة المباركة أن مظاهر الفسق في التقوى تحمل نفس المعنى (فَاَلَهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها - 8). أحيانًا في إحدى الآيات يصف حقائق حياة الإنسان من البداية إلى النهاية. لاحظ في الآية 185 من سورة آل عمران: كل واحد يذوق الموت ، وستحصل على أجرك كاملاً يوم القيامة. لا غش إلا في البضاعة. يدين القرآن الكريم وغيره من المدارس السماوية أولئك الذين اختصروا تعليمهم وأنشطتهم فقط للوصول إلى العالم والماء والخبز ، ولسوء الحظ ، فإن نظام التعليم العالمي (شرق وغرب) اليوم يقوم على المواد والعلوم. تهدف إلى إعادة بناء العالم تجريبيًا وبالتالي إعادة بناء العالم. وهذه بعض الآيات التي تدين: جاء في سورة الروم: إنهم يعرفون فقط ظهور الدنيا ، وهم يجهلون نهاية الدنيا والآخرة (وهم على ما يبدو يجهلون حياة الدنيا والآخرة - 7) لم يخلق Andost شيئًا سوى الحق ولفترة معينة. لكن كثير من الناس ينكرون لقاء ربهم. ألم يسافروا في الأرض (التاريخ) ليروا مصير من قبلهم ، وكانوا أقوى منهم ، وحوّلوا الأرض إلى مزيد من الفلاحة والتطور ، وأتوا إليهم أنبياءهم ببراهين واضحة. لكنهم أنكروا ومجرمك رأى الله ما ظلمهم ولم يظلمهم من نفسه مظلوما. فجعلهم الله ظلمهم ، لكنهم لم يظلموا أنفسهم ، ثم وصل الذين ارتكبوا الشر إلى درجة أنكروا بآيات الله وسخروا منها.
وفي سورةالورع الآيات 21 و 22: أولم يسيرفا فينزرفا أكياس على الأرض كاهن عقبة الزين كانوفا أنا كانوفا قببلهم أقصى قوة وعسرة أنا أيضا لدي الله على الأرض فخز خان بزنفبهم وحقا سحقني يا إلهي دافات بونهام كنت تاتيهم رسلهم بالبينات فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَیديد العقاب).
وآيات سورة مؤمن هي: أفلم يسيرفا على الأرض فنرتفا أكياس كاهن عقبة الزين أنا قبلهم ، كانوفا معظم منهم وأقصى قوة وسارة الأرض ، فما أغني نهم نحن كنوفا يكسبفن ، - داك جايثم رسلهم بالبينات فرحفا لنا ندهم أنا العلم اهتز قلبنا أحمق إلى يستحزفن ، - بطة راوية بسنا قلفا أمناء الله ، وكفرنا قانوع لنا إلى الوثنيين ، - فيلم أيمنهم ينفهم لما بسنا راوا ، سنه طول القضيب مقشع لأوبادا والأب حنك الكفرفن- 85) وسورة هود الآية 16: من شاء حياة الدنيا وزينتها ، لم يؤجر على ما كانوا يفعلونه ، ولا يؤجرون عليها ، ومن لم يكن له في الآخرة إلا النار والنار فلا يعلم. زيف الباطل - 11 - جزء من القرآن الكريم ، وتاريخ وقصص الأنبياء وأممهم ، ومثل هذه الآيات للتذكير والدروس ، ولتأسيس الذاكرة المباركة لرسول الله والمؤمنين. إذا وعد الله بالنصر للنبي والمؤمنين: ذات صلة بقصة الرسول صلى الله عليه وسلم وأمته. [2] ودرس للأجيال القادمة لنرى نهايتها مزكبين كيف (وركل بسنا في جدول رسل عبدفا الله ولاجتنابفا التغفط فمنهم أنا هدى علي ومنهم أستحق الزلاله فسيرفا على الأرض فانزرفوا على الحقائب كاهن عقبة المكذبين - 36 نحل) رفض قوم ثمود الدعوة إلى الله واتجهوا إلى الباطل ، فلما هيج شرهم قال نبي الله: وقد قال المعلقون ، مستشهدين بالتاريخ والروايات ، إن هذا الجمل خرج بأعجوبة من صخرة كبيرة بطلب من الصالحين - ربما كان مكان عبادتهم. يصل القارئ والقارئ للقرآن إلى هذه النقطة الجميلة والاعتقاد التوحيد أنه لا تأثير في الدنيا إلا الله ، وليست النار هي التي تشتعل ، بل الأثر الذي أعطاه الله له وإذنه. إن شاء برده وسلم عليه (قلنا أو نرقوني برده وسلام علي إبراهيم - 69 سورة الأنبياء) هذا ليس ماء يسيل ويروي العطش ، هذا العمل الذي أنعم الله عليه بإذنه. لو كانت الوصية كالحجر (فافحينا لموسى ، ازرب بسك بحر فنغلق مختلف تماما فكان كالتفد الزيم- 63 شاعرا) وحجر بالماء (ومضايقات ستصقي موسى لقفمة فقلنتا ازرب بسك فنفجرتي بحجر اسنتا شرحه فقط ... الآية 60 الثاني ). في الصلاة يقول: أو أخطأت في الأسباب - إذا ولد حي بمجامعة ذكر وأنثى خلق بلا أب ولا أب. 59 آل عمران). إذا خرجت دجاجة حية بوضع بيضها تحت صدر دجاجة ومر عليها عشرين يومًا وليلة ، فستفعل الشيء نفسه في إحداها ( ويخرج البعير وهو حامل في شهره العاشر. أما قصتها باختصار: فحضرة صالح هو ثالث نبي قام للدعوة إلى الله والتوحيد ، وباركه الله وعلوه بعد نوح وهود. دعا الناس بالحكمة والوعظ الحسن ، وتحمل اضطهاد الناس ، وبعد فترة ، آمن قلة من الناس بضعف الناس ، لكن المتمردون المتكبرون ورعاياهم أصروا على كفرهم ، مؤمنين بالمؤمنين وإذلالهم. طهروه وقالوا إن صالح قد سحرهم ، وأخيراً طلب من النبي آية ومعجزة ، وقالوا: إذا كنت على حق ، فاخرج نقاة ذات خصائص (غير عادية) من صخرة هذا الجبل. أحضر حضرة صالح ما أرادوه بنفس الصفات وقال: أمر الله أن تأكل من قريتك يومًا وتبتعد عنه ليوم واحد ، وهذا اليوم للنقعة (فَلَها شَرُبُ يومِ وَلَكَمُ شِربُ يَومٍ مَعلُوم) واتركه وشأنه. دعه يفعل ما يشاء ولا تؤذيه ، لأنك ستنال العذاب بالقرب منك. وبعد قليل تمرد الناس وتآمروا عليه ، وحرضوا أعنفهم على قتل النقا ، وقالوا محقين: نحن مستعدون لإخراجك من الصالحين ، ونحن مستعدون لجلب عذاب الله علينا. قال حضرة صالح: (استمتع بثلاثة أيام الزلق وعدد من الأكاذيب الأخرى - 65 قلنسوة). ثم أقسموا بالولاء لقتل حضرة صالح ، لكن الله أعاد مؤامراتهم عليهم. قال حصرات: يا شعبي نقلت رسالة ربي ونصحتكم ، لكنكم لا تحبوا المستشارين - وصرخ عليهم داعية الحق (إلا أن الكافرين كانوا كافرين بربهم ، وبعد ذلك خيب أمله). نختتم الخطاب هنا بكلمات جميلة لمولاء أمير المؤمنين عليه السلام: کلام 192 نهج البلاغ فیض الاسلام أيها الناس ، لا ينخدع الناس في طريق الخلاص طريق الخلاص للشعب ، لخلاص عدد قليل من السكان الناسَ قَد ِجتَموا على مائدَهٍ لا تخافوا وكثيرون لا تقلقوا على المعارضة لان الشعب قصير وطويل. اَيُهَا النّاسُ ِنَمَا يَجَمَعُ النّاسَ اجتمعوا لتلاوة ذلك الشبع. الرعضا و السَخِّط و ِنمّا غَقرناقَه أند كد ثمود رجل واحد (الدنيا وتعلقها) ، يا أيها الناس ، إنها تجمع رضا الناس وغضبهم. فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ بِالّرقا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها لأن الجميع عذبوا فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ أَلاّ أَن أَرَاز بودندد قال خرّطة أرزوم بالخسفة خوار: تبعوا والصبح تابت شفقة الحمقى على الأرض بسرعة الخوارزة التي تغرق أرضها بدا مثل صوت الحديد تسخين الحرث على الأرض ناعم. أيها الناس الذين يسلكون الصراط المستقيم ، أيها الناس ، من سار على الصراط المستقيم الواضِح و رَدَ الماءَ وَمَن خالَفَ يصل إلى القرية ومن يضلّ و َقَعَ فی الّتیه. اذهب وانزل في صحراء بلا ماء ونباتات.
تلميحات: 1- يجب أن نعترف صراحةً أنه مع تغطية النظام التعليمي لإيران الإسلامية بالنظام العالمي ، والذي يبلغ من العمر حوالي ثمانين عامًا وما زال مستمراً ، فإن شعبنا كان في نفس المسار المادي ، سواء أعجبهم ذلك أم لا ، أطفالنا في المدارس ذات المحتوى يتعرفون على نظام التعليم العالمي (مع قليل من التغيير المحلي). ويرتبط أصل هذه القضايا بالحياة المادية وبعيدًا عن الروحانية. وفي نهاية الشهادات الجامعية ، يعلقون أيضًا على نفس القضايا المتعلقة بالحياة العالمية ، ولكن حول الروحانيات والمفاهيم. باستثناء كمية قليلة ، القرآن فارغ ، ولا ينبغي توقع أكثر من ذلك. سيطرت الروحانية ، والتي سنصفها في فصل منفصل. 2- عندما يصل قارئ القرآن بآيات تتعلق بقصة يونس النبي ويرى خلاصه من سجن بطن السمكة الضيق والمظلم ، وكذلك من ذلك الحزن والأسى الشديد ، فإنه لا يلجأ إلى الكحول أو المخدرات في أوقات الحزن. أن الإمام الصادق عليه السلام ووقفه لا يحتمان في الخمر أو المخدرات ، يقول الإمام الصادق عليه السلام: أتساءل لماذا يجهل من قبض عليه هذه الآية: ومن ناحية أخرى في الظلام لا إله إلا أنت في الصباح أنت من الظالمين. يقول الغام) وعندما يلجأ إلى الله يرى الله ويسعده أن الإمام الصادق (عليه السلام) قال: أحيانًا كنت أدعو الله أن يوفقني ، شعرت أن الله اهتم بي وأعطاني حالة من السعادة. كانت حاجتي الخاصة أكبر ، وكانت تلك الحاجة هي الجنة. 3- هنا يُفهم معنى حديث حضرة رضا عليه السلام أنه قال إن من أكبر الذنوب أن الإنسان يقرأ ويدور في أوقات فراغه "تحت العقل". يهمل الله ، ويحرمه من عذوبة الدعاء أو قاضي الحاجات ، وهذه من أكبر الذنوب. الإعداد: رضا قارزی
ترجمه انگلیسی: Quran and Islam educational system From the book of interpretation of Surah Shams by Ayatollah Seyyed Javad Fatemi Prepared by: Reza Gharzi The Holy Qur'an considers the system and greatness of creation as a prelude to the perfection of man, which is achieved through education and cultivation, and ultimately through the service of God. They seek refuge in their sustenance, and we desire that they feed us, for God is the Sustainer, the Mighty, the Wise. . There is no need for lessons and teaching in this part. Man's problem is his wickedness, this is where he desperately needs lessons and learning, man is a captive of the soul. Man is defeated, man is in the fire, man's freedom, man's victory and man's salvation from the fire is in following the school of the prophets, and until the training of the prophets, and especially the lessons and teachings of the prophets, he will not be in the fire of man. The important part of this holy book is: The Qur'an mentions in many places in this blessed surah that the manifestation of immorality on piety conveys the same meaning. (فَاَلَهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها - 8). Sometimes in one verse he describes the facts of human life from beginning to end. Note in verse 185 of Al-Imran: Everyone tastes death and you will receive your reward in full on the Day of Resurrection. Whoever escapes from the inner fire and gets rid of his wickedness and captivity and comes to Paradise is victorious and the life of this world is nothing. There is no deception except for the goods. The Holy Quran, as well as other heavenly schools, condemns those who put their education and activities in short only to reach the world and water and bread. Unfortunately, today the world education system (East and West) is based on materials and sciences. It aims to empirically and consequently rebuild the world. [1]
Here are some verses that condemn: It is stated in Surah Al-Rum: They know only the appearance of this world, and they are unaware of the end of the world and the Hereafter. Andost has created nothing but right and for a certain time. But many people deny the meeting of their Lord. Did they not travel in the land (history) to see the fate of those before them? They were stronger than them, and they transformed the land for further cultivation and development, and their prophets came to them with clear proofs. But they denied and your criminal saw God never wronged them not, of himself wronged. (Ulm Ysyrva on earth Fynzr and Akif Khan Aqbh Alzyn I Qblhm Canova maximum Mnhm branch and works on earth and Amr Aksrmma resources and Jaythm Rslhm Balbynat So God made them unjust, but they did not oppress themselves. Then, those who did wrong deeds came to the point where they denied the revelations of God and ridiculed them. And in Sura pious verses 21 and 22: Ulm Ysyrva Fynzrva bags on earth Kahn Aqbh Alzyn Canova I Canova Qblhm maximum power and Asara I too have God on earth Fakhz Kahn Bznvbhm and we really crushed me, my God, Da'vat Bonham Kant Tatyhm Rslhm Balbynat فَكفَروا فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَیديد العقاب). And the verses of the Surah Momin is: Aflm Ysyrva on earth Fyntrva bags Kahn Aqbh Alzyn I Qblhm, Canova most Mnhm and maximum power and Sara earth, Fma Aghny Nhm we Canova Yksbvn, - Duck Jaythm Rslhm Balbynat Frhva us Ndhm I Science and the heart of us foolish of me to Ysthzvn, - Duck RAWA Basna Qalva trustees of God, and Kfrna Canoa us to pagans, - film a Aymanhm Ynfhm Lama Basna RAWA, the year's penile length expectorant per Ubada and father Hnalk Alkafrvn- 85) and Sura Hud verse 16: Whoever desires the life of this world and its adornments, they will not be rewarded for what they used to do, and they will not be rewarded for it. The falsehood of the falsehoods - 11, - is a part of the Holy Qur'an, the history and stories of the prophets and their nations, such verses are for reminders and lessons and to establish the blessed memory of the Messenger of God and the believers. If God promises victory to the Prophet and the believers: Related to the story of the type of prophet and his nation. [2] and is a lesson to posterity to see whose end Mzkbyn How (and kickin Bsna per the schedule messengers of Abdva God and Ajtnbva Altaghvt Fmnhm I Hoda Ali and the Mnhm I deserve the Alzlalh Fsyrva on earth Fanzrva bags Kahn Aqbh Almkzbyn - 36 Nahl) The people of Thamud rejected the call to God and turned to falsehood. When the worst of them was aroused, the Prophet of God said, "Do not expose Naqah to God and drink water for him." The commentators, citing history and narrations, have said that this camel miraculously came out of a large rock at the request of the righteous people - which may have been their place of worship. The reader and reader of the Qur'an comes to this beautiful point and the monotheistic belief that there is no effect in the world other than God, it is not the fire that burns, it is the effect that God has given him and it is his permission. If He wills, He cools and greets him (Qulna or Narkouni Barda and Salam Ali Ibrahim - 69 Surah Al-Anbiya) This is not water that flows and quenches thirst, this is the work that God has given and by His permission. If the will is like a stone (Favhyna to Moses, Azrb Bsak sea Fanghlq entirely different Fakkan Kaltvd Alzym- 63 poets) and stone with water (and harassment Stsqy Moses Lqvmh Fqlnta Azrb Bsak my Fanfjrt stone Asnta Shrh just ... verse 60 II ). In prayer, he says: Or I have erred from the causes, - if a living being is born with the intercourse of a male and a female, he creates without a father and even without a parent (this is like Jesus in the sight of God, like the man created in your womb. 59 Al-Imran). If a living chicken comes out by laying eggs under the breast of a hen and twenty days and nights have passed, it will do the same in one of them ( And pulls out a camel that is ten months pregnant. As for its story in a nutshell: Hazrat Saleh is the third prophet to rise up for the call to God and monotheism, and God has blessed and exalted him after Noah and Hood. He invited the people with wisdom and good preaching and endured the persecution of the people. After a while, a few people believed in the weaknesses of the people, but the arrogant rebels and their subjects insisted on their infidelity, believing in the believers and humiliating them. They purified him and said that Saleh had enchanted them, and finally asked the Prophet for a sign and a miracle, and said, "If you are right, take out a naqah with (unusual) characteristics from the rock of this mountain." Hazrat Saleh brought what they wanted with the same characteristics and said: God has commanded you to eat from your village one day and abstain from it for one day, and that day is for naqah (فَلَها شَرُبُ يومِ وَلَكَمُ شِربُ يَومٍ مَعلُوم) and leave him alone. Let him graze as he pleases and do not harm him, for you will receive the torment near you (وَ لاَ تَمَسّوها بِسوُء فَیا خَذَكُم قامبُ غيرُ - 72 Mystics, - 64 Hood, - 156 Poets) After a while, the people rebelled and plotted against him, and incited their fiercest to kill Naqah, and rightly said, "We are ready to bring you from the righteous." We are ready to bring the punishment of God upon us. Hazrat Saleh said: (Enjoy in the dark of the three days of Zalq and a number of other falsehoods - 65 hood). Then they swore allegiance to the murder of Hazrat Saleh, but God turned their plots back on them. Hasrat said: O my people, I conveyed the message of my Lord and I advised you, but you do not like the advisers - and the preacher of the truth cried out about them (except that the disbelievers were disbelievers in their Lord, but after that he was disappointed). We end the speech here with the beautiful words of Mawla Amir al-Mu'minin (as): کلام 192 نهج البلاغه فیض الاسلام O people, do not be fooled by the people on the way to salvation The way of salvation for the people, for the salvation of a small population الناسَ قَد ِجتَموا على مائدَهٍ Do not be terrified and many Do not worry about the opposition, because the people are short and long. اَيُهَا النّاسُ ِنَمَا يَجمَعُ النّاسَ الرعضا و السَخِّط و ِنمّا غَقرناقَه أند كد Thamud is a single man (the world and its attachment). O people, it gathers the satisfaction and anger of the people. فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ بِالّرقا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها tormented because everyone فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ أَلاّ أَن أَرَاز بودندد Kharrat Arzum Balkhsfa Khwar said: They followed and in the morning The pity of the fools on earth repented so soon Al-Khwarizah, whose earth is sinking It sounded like the sound of iron Heated plowing on the ground Smooth. O people who follow the right path, O people, whoever walks on the right path الواضِح و رَدَ الماءَ وَمَن خالَفَ reaches the village and whoever w و َقَعَ فی الّتیه. Go and land in a desert without water and plants.
Hints: 1- We must openly admit that with the educational system of Islamic Iran being covered by the world system, which is about eighty years old and is still going on, our people have been in the same material path, whether they like it or not, our children in schools with content They get acquainted with the world education system (with a little local change). The roots of this material are related to material life and away from spirituality. Except for a small amount of the Qur'an are empty, more should not be expected. Spirituality took over, which we will describe in a separate chapter. 2- When the reader of the Qur'an arrives with verses related to the story of Yunus the Prophet and sees his salvation from the narrow and dark prison of the belly of the fish, as well as from that grief and sorrow, he does not take refuge in alcohol or drugs in times of grief. That Imam Sadegh (as) and his endowment do not take refuge in alcohol or drugs. Imam Sadegh (as) says: I wonder why someone who is caught is unaware of this verse: On the other hand, in the darkness, there is no god but you, in the morning, you are one of the oppressors. Al-Gham) says and when he turns to God, he sees God and finds joy. My own need was superior, and that need was heaven. 3- This is where the meaning of the hadith of Hazrat Reza PBUH is understood that he said that one of the great sins is that a person reads and spins in his spare time, "under the intellect" He neglects God and deprives him of receiving the sweet state of prayers or the judge of needs, and this is one of the greatest sins. Prepared by: Reza Gharzi
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۹ساعت 10:13  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله الرحمن الرحیمپیرامون سوره مبارکه الشمستفسیر سوره مبارکه الشمس ازبرگرفته از کتاب انسان و درس نوشته مفسر عظیم الشأنحضرت آیت آلله سید جواد سید فاطمی رحمه اللهبسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله15 آیه دارد و ردیف شماره 91 قرآن است .اول سوره به ارکان دوازده گانه هستی قسم یاد می کند که : پیروزی، رستگاری، و همچنین خسران و سرخوردگی در بشریت حق است، رستگاری کسی که خود را تزکیه کرد و خسران کسی که خود را آلوده نمود.بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده بخشایشگروالشمس و ضحیها(1) به خورشید و گسترش نور آن سوگند(1) والقَمر اِذا تلیها(2) و به ماه هنگامی که پی آن در آید و النهار اِذا جلّها (3) و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد(خورشید را ظاهر سازد)وَ اللَیل اِذا یغشاها (4) و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند (آفتاب را پوشاند)وَ السِّماءِ وَ ما بَنیها (5) و قسم به آسمان و آنچه آن را بنا کردهوَ الارضِ ما طَحیها (6) و به زمین و آنچه آن را گستراندهوَنَفس وَ ما سَوّیها(7) و قسم بجان آدمی و به آنچه آنرا منظم ساختهفَاَلهَمهاً فُجُورَها وَ تقویها(8) سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است.قَد اَفلَحَ مَن زَکیّها(9) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده وَ قَدخابَ مَن دَستّها(10) و آنکس که خویش را با گناه آلوده ساخته و در پستی نگه داشته محروم شده است .[1]
با غروب آفتاب ستاره ها آرام آرام ظاهر می شوند . اینجا کمی دقت لازم است . ستاره هائی که در خط سیر آفتاب قرار دارند کار آفتاب می کنند . یعنی وقتی بچهار یک آسمان می رسد سه ساعت از شب رفته و چون به بالا می رسد نصف شب است و در چهار یک غرب وقت سحر است البته باید ستاره ای انتخاب شود که شب طلوع و غروب دارد.در اینجا حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده از آنحضرت پرسیدند نصف شب را چگونه تشخیص دهیم، فرمود آندسته ستاره ها که شب طلوع وغروب دارند، هرگاه به خط نصف النهار(بالاسر) رسیدند نصف شب است.آسمان در هر سه ساعت نقش عوض می کند : آشنا شدن با دو سه ستاره در خط سیر آفتاب و چند ستاره اطراف بیننده را بحقیقت فوق راهنمائی می کند .فلاح : رستن از بند و گرفتاری(آتش درونی)و دست یافتن مقصوداست.تزکیه : پاک نمودن و رشددادنخیبه : ناامیدی و نرسیدن بمطلوب است .تدسیه در مقابل تزکیه : آلوده کردن و خاموش داشتن استعدادها و مواهب آن است .و تلویحاً اشاره بمقدمیت همه موجودات و اینکه دستگاه عظیم آفرینش برای بکمال رسیدن انسان است که با تزکیه و بندگی خدا تحقق پیدا می کند(قَد اَفلحَ مَن ذِکّیها، 9 ) در حدیث آمده : خَلقتُ الاَشیاء لِاَجلِک وَ خَلَقتَکَ لِاَجلی، - نظیر قسمت مهم آیات قرآن در این زمینه : و سَخِّر لَکُم الشَمسَ والقَمَرَ دائبین وَ سَخِّرَ لَکمُ اللّیلَ وَ النَهار – 33 ابراهیم و خورشیده و ماه را به تسخیر شما در آورده و شب و روز را مسخر شما کرد.اَلذی جَعلَ لَکم الارضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ اَنزَل مِنَ السَماء ماءَ فَاَحرَجَ بِهِ مِنَ الثَمراتِ رِزقاً لَکم فلا تجعلوا لِلهِ اَنداداً و انتم تعلمون – 22 بقره – آنکس که زمین را بستر شما و آسمان را همچون سقفی قرار داد و از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن میوه ها تا روزی شما باشد.وَ الاَنعامَ خَلَقها لَکُ فیها دِفُ وَ منافِعُ وَمِنها تاکُلوُن، وَلَکُ فیها جمالُ حینَ تُریحونَ و حینَ تَشَرحُون- 6 نحل – چهارپایان را آفرید در حالیکه در آنها برای شما وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید، و در آنها برای شما زینت و شکوه است . بهنگامی که آنها را به استراحت گاهشان باز می گردانید و هنگامی که به صحرا می فرستید.وَاَلقی فی الرضِ رَواسِیَ اَن تَمیدَبِکم وَ النهاراً وُ سُبُلاً لعلّکُم تَهتَدون. وَعلاماتٍ وَ بِالنَجم هُم یهتصرون اَفَمن یخلق کَمِن لا یَخلُق افلا تَذکَرون، وَاِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصوا اِنّ الله لَغفُورُ رحیم- 18 نحل- و در زمین کوهها افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد، و نهرها و راههائی ایجاد کرد تا هدایت شوید، و علاماتی قرار داد و بوسیله ستارگان هدایت می شوید، آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید، و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را احصاء کنید، خدا بخشنده و مهربان است.در حدیث قدسی باین مضمون آمده : من با بندگانم طوری هستم که گوئی منم و او وزمین و آسمان، همه چیز برای او اما بندگانم با من بدجور تا می کنند، انگار همه خدای اوست غیر از من .تزکیه : آزاد شدن انسان از اسارت خود بوسیله تعلیم و تربیت انبیاء است. از حرص و آز، بخل، حسد و سایر شعبه ها و خصلتهای مذمومه که هر یک شعله از آتش است که انسان را در عذاب می دارد و جهنم او را تشکیل |
بسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم وَالسّماء وَالطّارِق و ما اَدریکَ مَاالطارق النَّجمُ الثاقِب اِن کُلُّ نفَسِ لَمّا علیها حافِظ |
| قسم به آسمان و شباینده، و تو چه دانی شباینده چیست، ستاره شکافنده است، قسم که هیچ انسانی نیست مگر اینکه برای او نگهبانی است. |
قسم به آسمان و قسم به طارق که همه انسانها بدون استثناء زیر نظرند و یله و رها نیستند.
- اَلنَّجمُ الثّاقِب : در تمام آسمان تعداد بیست ستاره بعنوان طارق(قدر اول) شناخته شده، ستاره شناسان از دیرباز ستاره های آسمان را به شش دسته تقسیم کرده و هر دسته را قدر نامیده اند و به این ترتیب تعداد معین کرده اند قدر اول بیست ستاره قدر دوم تقریباً دو برابر کمی بیش از آن و قدر سوم دو برابر قدر دوم می باشد تا آخر که حدود دو هزار ستاره در تمام آسمان با چشم عادی دیده می شود البته با دوربین های قوی تعداد خیلی بیش از اینها است.
جالب اینکه ستاره های بیست گانه قدر اول که روشنترین ستاره ها است(و در اینجا بعنوان طارق معرفی شده) در تمام آسمان پراکنده است طوریکه در هیچ فصل شبها خالی از این ستاره ها نیست، اول شب، نصف شب،آخر شب، این ستاره ها پرده تاریکی را می شکافند و زمین را تا حدی روشن می کنند(به شکل شماره 1 توجه کنید)
نکته : اگر در حدیث شریف،ستاره زحل را که از سیارات است بعنوان طارق آورده است بخاطر اینست که سیارات هم غالباً نور نافذ دارند.شایان توجه است : وقتیکه آسمان ابریست و بارانی و نور ستارگان پوشیده می باشد برای رهروان در شب هر چند دقیقه برقی در آسمان می زند وصدها متر پیش روی مسافر ما روشن می کند و تا مسافر به آخرین نقطه برسد برق دیگر می زند و به این ترتیب در زمان ابری بودن آسمان نیز، انسانها هدایت می شوند .آری شکوفائی و رستگاری انسان موقعیست که موضع خود را در این جهان پهناور بداند و بداند که بنده خدا است و اعمال و کردارش زیر نظر است و بالاخره حسابش رسیدگی خواهد شد در روزی که پنهانیها آشکار می شود و بهشت به اهلش نزدیک و جهنم بهر بیننده ظاهر می گردد و تا یقین به چنین روزی حاصل نشود گذشتن از شهوات مشگل است اگر محال نباشد در این زمینه سخن قرآن کریم است آیه 74 سوره مومنون:(وَاِنَّ الّذینَ لایُومِنونَ بِالاخرَهِ عَنِ الصِّراطِ لَناکِبُون ترجمه : مسلما آنها که ایمان به آخرت ندارند از صراط مستقیم منحرف می شوند)، درست است که وقت مشخصی برای قیامت تعیین نشده اما احتمال نزدیک بودنش تصریح شده است : (لَعَلَ السّاعهَ قَریب 17 سوره 42- عَصی اَن یَکُونَ قریباً 51 سوره بنی اسرائیل و درجائی فرماید: لا یَاتیکُم اِلاّ بَغنَهً 187 سوره اعراف و نظائر آیات) بهرحال نباید درباره آنروز تردید کرد، چه خدائی که او را از نیستی بوجود آورده قادر است بار دیگر خلعت هستی بر او بپوشاند که آیات بعدی چنین است و در این باره :
فلینظرالانسان ممّ خُلق خلقَ مِن ماء دافق یخرجُ من بین الصُلب والترائب انّه علی رجعه لقادر. یوم تبلی السرائر فماله من قوه ولا ناصر |
| پس انسان بنگرد که ازچه چیز آفریده شده است از آبی جهنده آفریده شده است که از میانه پشت و سینه ها بیرون آید.بیگمان او بر بازگرداندن وی توانا است. روزی که رازها از پرده برون افتد آنگاه او را یارا و یاوری نیست. |
اِنَّهُ علی رَجعِهِ لَقادِر: استفاده های متفرقه از آیات ..

مشرکان و کفار مکه که منافع نامشروع خود را در خطی می دیدند پیوسته در مقابله با دعوت رسولخدا بعناوین مختلف کارشکنی می کردند، با گفتن شاعر، کذّاب و ساحر و مانند آن، آیات 11 تا آخر سوره در جواب آنها است، قسمت به نظامهای دیگر آسمان و زمین از بارش و رویش که این سخن حاکم و فیصله دهنده حق و باطل است نه سخنی هزل و بیهوده
والسّماء ذات الرّجع والارض ذات الصَدع اَنّه لقول فصل و ما هو بالهزل اّنّهُم یکیدون کیدا و اکیدُ کیدا فمهّلِ الکافِرینَ اَمهِلهُم رُوَیدا |
| و سوگند به آسمان باران دار و سوگند به زمین برشکافته بگیاه که قرآن سخنی قاطع است و هزل نیست آنان نیرنگیمی سگالند من نیز تدبیری می کنم، پس کافران را مهلت ده و اندک زمانی فروگذارشان |
- اِنَّهُم یَکیدون کَیدا : لفظ یکیدون : صیغه مضارع و استمرار را می رساند یعنی همیشه عده ای هستند و خواهند بود که در مقابل دعوت حق پیغمبران می ایستند و نظیر آیات در سوره مبارکه صف آیه 8 و 9 است :
یُریدونَ لیطفوا نوراللهِ بِافواهِهِم وَاللهُ مُتِّم نورهِ و لشوکره الکافرُون. هُوَ الّذی ارسل رسوله بالهُدی وَ دین الحقَ لیُظهرهُ علی الذین کُلِّه وَ لَوکرِه المُشرِکون |
| میخواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند او کسیست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند ولو مشرکان ناخوش داشته باشند. |
- سخنی در نظام آسمان : خورشید ره نمای نظم در آسمان است، همه ما می دانیم وقتی آفتاب به چهار یک آسمان طرف شرق رسید ساعت 9 روز است و چون ببالای سر رسید ساعت 12 و در چهار یک طرف غرب ساعت 15 را اعلام می دارد.
با غروب آفتاب آرام آرام ستاره ها ظاهر می شوند، شما در مسیر آفتاب اولین ستاره را نشان کنید وقتی به ربع شرقی رسید سه ساعت از شب رفته است و همان ستاره بالای سر که رسید حدود نصف شب[1] و به ربع غربی که سرازیر شد وقت سحر را اعلام می کند.
آفتاب با آن عظمت خود نیز لابلای ستارگان حرکت می کند با این فرق که قدری سنگین تر و با وقارتر و حدود چهار دقیقه عقب تر و نتیجه این تأخیر ایجاد چهار فصل است، بهرحال آسمان با تمام ستارگان در بیست و چهار ساعت یکبار می گردد و محور این حرکت خطی است که از قطب شمال و جنوب می گذرد و این حرکت از شرق به غرب است .
جدول بندی و فهرست شکلهای آسمان
حرکت آفتاب در وسط آسمان و به اصطلاح نجومی در منطقه البروج است که از دوازده برج تشکیل یافته به ترتیب : حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو، جوت و هر ماه در یک برج است .
در فروردین آفتاب در برج حمل است با غروب آفتاب برج حمل نیز با آفتاب در افق فرو می رود طبعاً برج های سرطان، اسد و سنبله بتوالی بالای سر می آیند. در ماه اسفند آفتاب در برج ثور است تا آخر ..
روی این حساب و با استفاده کردن از کلام نورانی حضرت صادق(ع) در حدیث مفصلی، این جدول تنظیم شده و تقدیم می گردد.(در صفحه 8)
مردم ما از دیرباز با آسمان و ستارگان انس و آشنایی به خصوصی داشتند. در ادبیات فارسی از ستارگان و مجموعه آنها زیاد استفاده شده که اگر جمع آوری گردد، کتاب قطوری می شود.
شاعر مجموعه ثریا(پروین) را بچشم بیدار تشبیه کرده و گفته است.
همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت
انکه در خواب نشد چشم من و پروین است
(پروین در قسمت شماره 4 شکل پیدا است) شاعر دیگری درباره تسلی شاگرد مدرسه که معلمی بنام سهیل او را سیلی زده بود گفته است
دلتنگ از آنی که سهیلت زده سیلی
سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد
ستاره سهیل نیز در قسمت شماره 4 شکل است و در لنگر شکل تخیلی کشتی قرار دارد. طلوع سهیل در فصل پاییز می باشد که با سیبهای پاییزی همزمان است.
دب اکبر- جدی- ذات الکرسی
اگر دو ستاره مقدم دب اکبر را با خطی مستقیم بهم وصل کنید و آن خط را بطرف قطب شمال امتداد دهید بستارۀ جدی برخورد می کند، در هر حال ستارۀ جدی بین صورت ذات الکرسی و دب اکبر قرار گرفته است.
خلاصه و تکمله
عالم زیباست و زیبائیها در انسان خلاصه شده است
توجه به نظام عالم چه در آسمان و چه در زمین توجه به زیبایی است طبق حدیث : انسان خلاصه جهان است.(مأخذ حدیث بحارالانوار ج61 صفحه 253 ) و زیبائیها در انسان خلاصه شده است .
انسان زیبای جهان است، تحقق این زیبایی موقعیست که تزکیه شود و زندگیش در خط عدالت باشد که : (بِالعَدلِ قامت السَّماواتِ وَ الارض) و انسان به عدالت امر شده است : (اِنَّ اللهَ یَامُرُ بِالعَدل آیه 90 سوره نحل) زیبایی انبیا و اولیا بخصوص خاتم ایشان حضرت محمدبن عبدالله(ص) و خاندانش گواه روشنی است ثم الامثل فالامثل
در شان نزول آیه 69 از سوره نساء چنین آمده است : یکی از صحابه ی پیغمبر که نسبت به حضرت علاقه ی شدیدی داشت روزی با حال پریشان خدمتش رسید پیغمبر از سبب ناراحتی او سوال نمود در جواب عرض کرد زمانی که از شما دور می شوم و شما را نمی بینم ناراحت می شوم امروز در این فکر فرو رفته بودم که فردای قیامت اگر من اهل بهشت باشم، مسلماً در جایگاه شما نخواهم بود و بنابراین شما را هرگز نخواهم دید و اگر اهل بهشت نباشم که تکلیف روشن است . آیه فوق الذکر نازل شد و ناراحتی صحابه برطرف گردید.
آیه 69 سوره نساء
وَ مَن یُطِعِ اللهُ والرَّسول فَاُولئِکَ مَعَ الّذین اَنعَم الله عَلَیهم مِنَ النَبیینَ وَ الصّدیقین والشُّهداء والصّالِحینَ و حسن اولئک رفیقا |
| و کسی که خدا و پیغمبر را اطاعت کند همنشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنها تمام کرده از پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیقهای خوبی هستند |
هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر این که صدای زیبا داشت :
داود(ع) قاری و خواننده بهشت است که وقتی زبور را قرائت می کرد پرندگان دورش جمع می شدند و با آن همصدا بودند کوهها نیز (وَلَقَد اتینا داوُدَ منّا فَضلاً یا جِبالَ اَوِّبی مَعَهُ وَ الطَّیرَ وَ اَلَنّالَه الحدید آیه 10 سوره سباء) در حق ائمه هدی علیهم السلام نقل شده که صدای قرآن زیبایی داشتند که هر مرورکننده را میخکوب می کرد و بعضاً غش می کردند، گفتند رسول خدا چگونه بوده امام فرمود آن حضرت صدای خود را به اندازه تحمل و طاقت انسانها ظاهر می کرد والا کسی تاب و تحمل آن صدا را نداشت و هوش از سرش می پرید.
زیبائی در ائمه اطهار (علی و آل علیهم السلام) بقدری بالاست که از عهده افراد عادی ارزیابی آن بیرون است، زیارت جامعه کبیره بمراتبی از آن زیبائیها آگاه می کند.[2]
اینک فرازهائی از آن را از نظر می گذرانیم :
مَو الیَّ لااُحصی ثَناءِکُم وَ لا اَبلُغُ مِنَ المَدحِ کُنهَکُم وَ مِنَ الوَصفِ قَدرَکُم وَ اَنتُم نُورُ الاَخیار وُ هداهُ الاَبرارِ، اِلخ ...
ترجمه : پیشوایان من صفات کمالیه و زیبائی شما آنقدر است که شما نتوان کرد و به کنه آن نتوانیم رسید و شمائید نور اختیار و هدایت کننده ابرار و حجتهای خدای مقتدر،آفرینش را بجهت شما ایجاد و با شما ختم نمود ببرکت شما باران را می فرستد و به برکت شما آسمان را نگه داشته که جز به امرش فرو نیاید و بواسطه شما غم و اندوه و رنجها از دلها برطرف می گردد و پیش شما است آنچه بر پیغمبران نازل شده و آنچه را ملائکه آورده اند و به جد شما روح الامین نازل گردیده، خدا به شما داده آنچه را که به احدی از اهل عالم نداده، هر شخص شریفی پیش شرف مقام شما سر فرود آورده و هر سرکش متکبری به اطاعت شما سرنهاد و هر جبار گردن فرازی مقابل فضل و کمال شما خاضع و همه چیز پیش شما فروتن گشت و زمین بنور شما روشن گردید و رستگاران عالم به ولایت و حجت شما رستگار شدند پیروی شما سلوک راه بهشت و رضوان و انکار ولایت شما خشم و غضب خدای رحمان است، پدر و مادر وجان و اهل و مالم همه فدای شما باد، در حلقه داکران عالم از سماوات و ارض همه جا ذکر خیر شما است . نامهای شما در میان نامها و جسدهای شما در میان اجساد روح بزرگ شما در میان ارواح و نفوس قدسی شما در میان نفوس،آثار وجودی شما در میان آثار و قبور شما در میان قبور پس چقدر نام های شما شیرین و نفوس شما با کرامت و شأن و مقامتان بزرگ و قدر و منزلت شما با جلال و عهد شما با وفاترین عهد و وعد و پیمان شما راست و با حقیقت، سخن شما نوربخش دلها و امر و فرمان شما هدایت و ارشاد خلق، کار شما نیکو عادات شما نیکی و احسان، فطرت شما کرم و بخشش و شان ذاتی شما حق و صدق و موافقت و شفقت، قول و دستور شما حکم حتمی لازم الاجراء، رای و اندیشه شما علم و دانش و بردباری و مال اندیشی است . اگر ذکری از خیر و نیکوئی شود اول مقام نیکی را دارید و اصل و فرع و معدن و محل و مبداء و منتهای هر خیر و نیکوئی شمائید، پدر و مادر و جانم فدای شما چگونه مدح و ثنای شما را توان وصف کرد و شئونات رفیع و جمیلتان را توان بشمار آورد در صورتیکه بواسطه شما خدا ما را از ذلت و کفر و عصیان نجات داد و غم و اندوههای شدید ما را برطرف ساخت و از وادی مهالک عالم و آتش و دوزخ رهانید. پدر و مادر و جانم فدای شما بواسطه ولایت و پیشوائی شما خدا معالم و حقایق دین را بما آموخت و هر آنچه از امور دنیای ما فاسد و پریشان بود اصلاح فرمود و ما را از فقر و ذلت و جهالت بعلم و عزت و دولت رسانید و بواسطه ولایت و پیشوائی شما کلمه توحید و معارف الهیه بحد کمال رسید و نعمت بزرگ دین و دنیا و آخرت بخلق عطا گردید و پراکندگی عقاید و آراء امت به الفت و اتحاد مبدل گشت و بولایت و دوستی شما طاعت و فریضه خلق پذیرفته می شود و خدا، دوستی شما را بر خلق واجب کرد و بشما درجات رفیع و مقام محمود و منزلت عالی معلوم نزد خدای عزوجل و جاه و عزت بزرگ و شان عظیم و مقام شفاعت مقبول عطا گردید...
آنجا که معادلات بهم می خورد :
در تایید آن عده که می گویند صنعتی شدن زندگی بشری، معادلات را بر هم زده که مسئله این نشریه است و در هر جا و هر منطقه که برق کشیده شده مردم آنجا از تماشای آسمان محروم شده اند و از آثار تربیتی آن و همچنین شب را روز و روز را شب، که اکثر مردم شبها تا ساعت یک و دو بعد از نصف شب بیدار و روز تا دوازده خوابند و معادلات دیگر که بهم خورده است...
ائمه هدی صلوات الله علیهم با اینکه علم اولین و آخرین را داشتند ولی در عمل فقط بندگی خدا بوده و چیزی و صنعتی از خود اختراع ننمودند چه هر آنچه در زندگی انسان به او نیاز است خداوند تبارک و تعالی بدون دخالت انسان ایجاد کرده است که در این مقاله اشاره می شود . ابتدا از کلام امیرالمومنین(ع) بهره می گیریم: در نصیحت آنحضرت به فرزندش امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودهاست : از جمله مواعظ لقمان فرزندش را است که به او گفت ای فرزند باید عبرت گیرد کسی که یقینش قاصر است و بینشش در طلب روزی ضعیف است از اینکه خداوند تبارک و تعالی او را در احوالات سه گانه آفریده و روزیش را داده و در یکی از این احوال از و کسبی و حیله نبوده بداند که خداوند تبارک و تعالی در حالت چهارم هم روزیش را خواهد داد اما اول این حالات این بوده که در رحم مادرش او را روزی داده در آن قرارگاه کذایی آنجا که سرما و گرما آزارش نمی داد سپس از آنجا بیرونش آورد و از شیر مادرش او را غذا داد و با آن اکتفا می کرد و او را رشد می داد و بحال می آورد و از تلف شدن حفظ می کرد بدون اینکه خود طفل در آن مدخلتی داشته باشد سپس از شیر گرفته شد و جاری کرد روزی را از کسب پدر و مادرش با رافت و رحمتی از پدر و مادرش و غیر از این هم از آن دو انتظار نبوده حتی بعضا او را بر خود مقدم می داشتند تا اینکه وقتی بزرگ شد و با عقل خود مشغول کسب کردن شد کارش بر او تنگ شد و گمانهایی به پروردگار خود داشت وحقوق واجبه را نداد و بخودش و عیالش زندگی را تنگ نمود از ترس کمی روزی و نداشتن یقین به عوض دادن از اطراف خدایتعالی چه در دنیا و چه در آخرت،چه بد بنده ای است این ای فرزند من (ج13 بحار صفحه 414)
در حدود چهارصد سال است که جهان غرب بازار صنعت را باز کرده و هر روز نوآوری می کند و صنعت خود را عرضه می نماید. که ظاهرش زیبا و در باطن خالی از ضرر نیست و مردم دنیا استقبال می کنند و توجه بضرر و زیانش نمی کنند.
چنانکه گذشت در هر مورد خدای تبارک و تعالی آنچه بشر به او نیاز دارد بدون دخالت او در این خانه بزرگ که خداوند برای انسان و پذیرایی او قرار داده است آورده اینک در آیات ذیل توجه کنید :
در سوره مبارکه بقره آیه 36 و اعراف آیه 24 چنین آمده : گفتیم در زمین فرود آئید که در آنجا برای شما قرارگاه و بهره است تا مدتی
ولکُم فِی الارضِ مُستَقَرُّ وَ مَتاعٌ الی حین |
| پائین روید که شما تا مدتی در زمین قرارگاه و بهره دارید |
موضوعات مطروحۀ کتاب گرانسنگ هدیه الابرار اثر معظم له (که تهیه آن 15 سال بطول انجامیده) مقدمه کتاب در ذیل می آید : بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمد و اله الطیبین الطاهرین و بعدان کتاب البحار و سفینه الذین الف اولهما العلامه المجلسی و ثانیهما المحدث القمی قدس الله سرهما من جوامع کتب الاحادیث وانفسهما و عظمه هذین التألفین علی حد یغنی عن ای تعت و تمجید ولایمکن لای باحث او محقق فی الحدیث الاستغناء عنهما .
هذا وقد طبع البحار طبعه قدیمه حجریه فی 25 مجلدا فی القطع الرحلی و فی قالب غیرفنی مع اغلاط کثیره فی ترقیم صفحاتها فوضع المحدث القمی رحمه اسفینه علی تلک الطبعه واشار الی مجلداته و فصوله بالحروف الابجدیه کما اوضعه فی المقدمه.
و هو مما یزید فی صعوبه الاطلاع علی الباحثین و صعوبه التالیف علیه رحمه الله و لکنه ماکان فی وسع ذلک العصر غیرذلک العمل فجزاه الله عن الاسلام خیر الجزاء:
ترجمه :
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین . بعد همانا کتاب بحار وسفینه او که اولی را علامه مجلسی رضوان ا... علیه تألیف کرده و دومی را محدث قمی خداوند هر دو بزرگوار را رحمت کند .
این دو کتاب از جوامع کتب احادیث و پرارزش ترین آنها است . که هیچ محققی و هیچ فقیهی مستغنی از این دو کتاب پرارج نمی باشد.
توضیح : چاپ قدیم بحارالانوار که با چاپ سنگی انجام شده در 25 جلد میباشد و غلط های زیادی دارد مخصوصا در صفحه بندی ها مرحوم محدث قمی رحمه ا... علیه سفینه البحار را بر این چاپ قرار داده و با حروف ابجد اشاره کرده به جلدها و فصل های کتاب آنچنان که در مقدمه سفینه البحار اشاره نموده و همین نیز موجب شده که خواننده کتاب به زحمت می تواند به خواسته خود برسد و همچنین خود مولف نیز با سختی و زحمت مولفه را به پایان رسانده بلی آن روز آسانتر راه همین بود که آن مرحوم انجام داده است خداوند تبارک و تعالی از اسلام بهترین پاداش را به ایشان عطا نماید.
هذا و قد سعی البعض فی عصرنا الحاضر من طبع البحار فی اکثرمن مائه مجلد مع التعالیق الثمینه و من المعلوم ان السفینه المعهوده لا یطابق بهذه المجلدات فاردت بحول الله و قوته ان اقوم بهذه المهمه واضع مولفا یرشد القاری الی مایحاول تحصیله فی خلال طبعه الجدیده فوضعت جدولا یرشد الی المجلدات و ترقیم الصفحات و ارجو من الله عزوجل ثوابا لما وفقنی به نعم منه التوفیق فالحمدله .
مثال : تری المحدث القمی ره ذکر فی صفحه 6 هذا الخبر«الاب و هوالکلاء والمرعی و کان بعض الصحابه جاهلا به » و رمز فی آخره هکذا « ط صو 477 شا 482 » فالرمز الاول «ط» اشاره الی المجلد التاسع و الثانی «صو» یشیرالای الفصل 66 و العدد یشیرالی رقم الصفحه من مجلد القدیم و «شا 482 » یشیر الی ان هذا الخبر ایضا جاء فی کتاب الارشاد فی رقم 482 من مجلد القدیم فتنظ الی الجدول یرشدک الی مطلوبک
صفحه السفینه | السطر | الرمز الطبعه الجدیده | الصفحه |
6 | 11 | ط صو40 | 223 |
ترجمه :
اما در عصر حاضر عده ای بر این شدند که کتاب بحار را تجدید چاپ نمایند و در نتیجه مجلدات بحار از صد جلد تجاوز کرده و معلوم است سفینه البحار مرحوم الحاج شیخ عباس قمی با این مجلدات مطابقت نمی کند لذا این بنده بحول و قوه الهی خواستم این مهم را به عهده گرفته و به اصطلاح مولفه ای ترتیب دهم که خواننده کتاب را به مطلوبش هدایت کند و آن را در لابلای طبع جدید پیدا نماید لذا جدولی ترتیب دادم که به مجلدات ارشاد کند و رقم صفحه را تعیین نماید و از خداوند عزوجل امید ثواب دارم به آنچه موفقم نموده آری توفیق و سپاس او را سزا است و از اوست .
مثال : محدث قمی رضوان ا... علیه در صفحه 6 این خبر را نقل کرده «الاب و هوالکلاء و المرعی و کان بعض الصحابه جاهلابه » و در آخر آن چنین رمز آورده «ط صو 477 شا 482 » رمز اول «ط» اشاره به جلد نهم و رمز دوم «صو» اشاره است به فصل 66- و عدد اشاره می کند به رقم صفحه از جلد قدیم و «شا 482 » اشاره می کند به اینکه این خبر ایضا در کتاب ارشاد نیز آمده در صفحه 482 از مجلد قدیم پس نگاه می کنی به جدول ترا ارشاد می کند به آنچه می خواهی .
صفحه السفینه | السطر | الرمز الطبعه الجدیده | الصفحه |
6 | 11 | ط صو 40 | 223 |
واما رمز شاء اشاره الی کتاب الارشاد کما اشارره فی المقدمه و رقم «482» فحولته الی ذهن الباحث، توضیح ذلک ان مطلب صفحه من صفحات الطبعه القدیمه یحویه غالبا اربع صفحات من صفحات الطبقه الجدیده فعلیهذا کما تجد مطلب رقم «477» فی رقم «223» الطبقه الجدیده . کذلک تجد مطلب رقم«482» فی رقم «247» الطبقه الجدیده فعلی هذا المقیاس فی کل رقم مشابه والحمدالله اولا و آخرا
(1) در این باره حدیثی هم از امام ششم حضرت جعفربن محمدالصادق سلام الله علیه آمده
1- زیارت جامعه کبیره شیخ صدوق در فقیه و عیون روایت کرده از موسی ابن عبدا... نخعی که گفت عرض کردم خدمت حضرت امام علی النقی علیه السلام که یابن رسول ا... مرا تعلیم فرما زیارتی با بلاغت کامل باشد که هرگاه خواستم زیارت کنم یکی از شما را بخوانم فرمود چون به درگاه رسیدی بایست و بگو شهادتین را و با حال غسل باشی و چون داخل حرم شوی و قبر را به بینی به ایست و سی مرتبه الله اکبر بگو پساندکی راه برو و گامها را کوتاه بردار و با بیست و سی مرتبه تکبیر بگو، پس نزدیک قبر مطهر برو و چهل مرتبه الله اکبر بگو تا صد تکبیر تمام شود، پس بگو السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ... الخ و از راه دور هم توصیه شده است بخوانید زیارت جامعه را
تفسیر سوره مبارکه الشمس
(از کتاب انسان در آتش به قلم آیت الله فاطمی رحمه الله علیه)
بسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله .پیرامون سوره مبارکه الشمس- 15 آیه دارد و ردیف شماره 91 قرآن است .اول سوره به ارکان دوازده گانه هستی قسم یاد می کند که : پیروزی، رستگاری، و همچنین خسران و سرخوردگی در بشریت حق است، رستگاری کسی که خود را تزکیه کرد و خسران کسی که خود را آلوده نمود.
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده بخشایشگروالشمس و ضحیها(1) به خورشید و گسترش نور آن سوگند(1) والقَمر اِذا تلیها(2) و به ماه هنگامی که پی آن در آید و النهار اِذا جلّها (3) و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد(خورشید را ظاهر سازد)وَ اللَیل اِذا یغشاها (4) و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند (آفتاب را پوشاند)وَ السِّماءِ وَ ما بَنیها (5) و قسم به آسمان و آنچه آن را بنا کرده وَ الارضِ ما طَحیها (6) و به زمین و آنچه آن را گسترانده وَنَفس وَ ما سَوّیها(7) و قسم بجان آدمی و به آنچه آنرا منظم ساخته فَاَلهَمهاً فُجُورَها وَ تقویها(8) سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است.قَد اَفلَحَ مَن زَکیّها(9) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده وَ قَدخابَ مَن دَستّها(10) و آنکس که خویش را با گناه آلوده ساخته و در پستی نگه داشته محروم شده است .[1]
خورشید کلید آسمان شناسی است
خیلی ساده و همه فهم است وقتی آفتاب بچهار یک آسمان می رسد ساعت 9 و چون بالای سر قرار می گیرد ساعت 12 و بچهار یک غرب آسمان که می رسد ساعت 15 را اعلام می کند . با غروب آفتاب ستاره ها آرام آرام ظاهر می شوند . اینجا کمی دقت لازم است . ستاره هائی که در خط سیر آفتاب قرار دارند کار آفتاب می کنند . یعنی وقتی بچهار یک آسمان می رسد سه ساعت از شب رفته و چون به بالا می رسد نصف شب است و در چهار یک غرب وقت سحر است البته باید ستاره ای انتخاب شود که شب طلوع و غروب دارد.در اینجا حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده از آنحضرت پرسیدند نصف شب را چگونه تشخیص دهیم، فرمود آندسته ستاره ها که شب طلوع وغروب دارند، هرگاه به خط نصف النهار(بالاسر) رسیدند نصف شب است.
آسمان در هر سه ساعت نقش عوض می کند : آشنا شدن با دو سه ستاره در خط سیر آفتاب و چند ستاره اطراف بیننده را بحقیقت فوق راهنمائی می کند .
فلاح : رستن از بند و گرفتاری(آتش درونی)و دست یافتن مقصوداست.
تزکیه : پاک نمودن و رشددادن
خیبه : ناامیدی و نرسیدن بمطلوب است .
تدسیه در مقابل تزکیه : آلوده کردن و خاموش داشتن استعدادها و مواهب آن است .
و تلویحاً اشاره بمقدمیت همه موجودات و اینکه دستگاه عظیم آفرینش برای بکمال رسیدن انسان است که با تزکیه و بندگی خدا تحقق پیدا می کند(قَد اَفلحَ مَن ذِکّیها، 9 ) در حدیث آمده : خَلقتُ الاَشیاء لِاَجلِک وَ خَلَقتَکَ لِاَجلی، - نظیر قسمت مهم آیات قرآن در این زمینه : و سَخِّر لَکُم الشَمسَ والقَمَرَ دائبین وَ سَخِّرَ لَکمُ اللّیلَ وَ النَهار – 33 ابراهیم و خورشیده و ماه را به تسخیر شما در آورده و شب و روز را مسخر شما کرد.اَلذی جَعلَ لَکم الارضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ اَنزَل مِنَ السَماء ماءَ فَاَحرَجَ بِهِ مِنَ الثَمراتِ رِزقاً لَکم فلا تجعلوا لِلهِ اَنداداً و انتم تعلمون – 22 بقره – آنکس که زمین را بستر شما و آسمان را همچون سقفی قرار داد و از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن میوه ها تا روزی شما باشد.وَ الاَنعامَ خَلَقها لَکُ فیها دِفُ وَ منافِعُ وَمِنها تاکُلوُن، وَلَکُ فیها جمالُ حینَ تُریحونَ و حینَ تَشَرحُون- 6 نحل – چهارپایان را آفرید در حالیکه در آنها برای شما وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید، و در آنها برای شما زینت و شکوه است . بهنگامی که آنها را به استراحت گاهشان باز می گردانید و هنگامی که به صحرا می فرستید.
وَاَلقی فی الرضِ رَواسِیَ اَن تَمیدَبِکم وَ النهاراً وُ سُبُلاً لعلّکُم تَهتَدون. وَعلاماتٍ وَ بِالنَجم هُم یهتصرون اَفَمن یخلق کَمِن لا یَخلُق افلا تَذکَرون، وَاِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصوا اِنّ الله لَغفُورُ رحیم- 18 نحل- و در زمین کوهها افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد، و نهرها و راههائی ایجاد کرد تا هدایت شوید، و علاماتی قرار داد و بوسیله ستارگان هدایت می شوید، آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید، و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را احصاء کنید، خدا بخشنده و مهربان است.در حدیث قدسی باین مضمون آمده : من با بندگانم طوری هستم که گوئی منم و او وزمین و آسمان، همه چیز برای او اما بندگانم با من بدجور تا می کنند، انگار همه خدای اوست غیر از من .
تزکیه : آزاد شدن انسان از اسارت خود بوسیله تعلیم و تربیت انبیاء است. از حرص و آز، بخل، حسد و سایر شعبه ها و خصلتهای مذمومه که هر یک شعله از آتش است که انسان را در عذاب می دارد و جهنم او را تشکیل می دهند.
نظام آموزشی قرآن و اسلام
قرآن کریم دستگاه و عظیم خلقت را مقدمه برای به کمال رسیدن انسان می داند که با تعلیم و تزکیه و در نهایت با بندگی خدا تحقق پیدا می کند واین همان است که در سوره زاریات بعبارت دیگر آمده : ما خَلَقتُ الجِنِّ وَ الاِنس اِلاّ لِیَعبُدوُنِ، ما اُریُدُ مِنهُم مِن رِزقٍ وَ ما اُریدُ اَن یُطعُمونِ، اِنِّ اللهَ هُوَ الرزاق ذُو القُوه اِلمَتین.انسان درباره نان و آب و مسکن مسئله ندارد با کمترین فعالیت طبق تقسیم پروردگار به نصیب خود می رسد (نَحنُ قسمنا بَینَهُم مَعیشتَهم فی الحَیوهِ الدُنیا-32 زخرف).
در این قسمت نیازی آنچنانی به درس و تعلیم و تعلم نیست . مشکل انسان فجور اوست، اینجاست که نیاز شدید به درس و تعلم دارد، انسان اسیر نفس است. انسان شکست خورده است، انسان در آتش است، آزادی انسان، پیروزی انسان و نجات انسان از آتش در پیروی از مکتب انبیاء است و تا تربیت انبیاء و بخصوص درس و تعلیم انبیاء دست انسان را نگرفته انسان در فجور و آتش خواهد بود.اشارات قرآن قسمت مهم این کتاب کریم است : قرآن در خیلی جاها به اشاره سخن گفته در این سوره مبارکه که جلوانداختن فجور بر تقوی همین معنی را می رساند.(فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها- 8 ).
بعضاً در یک آیه حقایق زندگی انسان را از اول تا آخر ترسیم کرده است. در آیه 185 آل عمران دقت کنید : هر کسی چشنده مرگ است و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت کسی که از آتش درونی رهیده و از فجور و اسارت خود خلاص شود و در بهشت آید پیروز شده است و زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست .(کلُّ نَفسٍ ذائِقَهُ المَوتِ وَاثِما تُوفونَ اُجورَ کُم یَومَ القیمه فَمن رُحرحَ عَنِ النّارً وَ اُدخِلَ الجِّنه فَقَد فازَ وَ ما الحیوهُ الدُنیا اِلاّ مَتاعُ الغرور).
قرآن کریم و همچنین سایر مکاتیب آسمانی محکوم می کند کسانی را که تعلیم و تربیت و بطور خلاصه فعالیتهای خود را فقط برای رسیدن به دنیا و آب و نان قرار می دهند، متأسفانه امروز نظام آموزشی دنیا(شرق و غرب) در محور مادیات و علوم تجربی و نتیجهً آباد کردن دنیا را هدف قرار داده است.[2]
اینک چند آیه که محکوم می کند :
در سوره مبارکه روم چنین آمده : آنان فقط ظاهری از دنیا را می دانند و از پایان کار و آخرت غافلند(یَعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیواه الدُنیا وَ هم عَنِ الاخِره غافِلونُ – 7 ) آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آندوست جز بحق و برای زمان معینی نیافریده است. ولی بسیاری از مردم لقای پروردگارشان را منکرند(اَوَلَم یَتَفکّروُا فی اَنفُسِهِم ما خَلَقَ الله السّماوات و الارض وَ ما بینهما اِلا بِالحَق و اَجَلٍ مُسمّی و اِن کَثیراً مِنَ النّاسِ بلقاء رَبّهم لکافرون – 8 ) .
آیا در زمین(تاریخ) گردش نکردند تا به بینند عاقبت کسانیکه قبل از آنان بودند چگونه بود، آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را برای زراعت و آبادی بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند. اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند، خداوند هرگز به آنان ستم نکرد آنها بخودشان ستم کردند.(اَوَلَم یَسیروا فی الارضِ فَینظُر و اکیفَ کانَ عاقِبَهُ الذّین مِن قَبلِهم کانوا اَشّدَ مِنهُم قُوّهً و آثارُ و الارَضَ وَ عَمَروها اکثَرمّما عَمَروها وَ جائتهم رُسُلهُمَ بِالبیّناتِ فما کانَ اللهُ لِیَظلمَهُِم وَ لکنِ کانوا اَنفُسَهُم یَظلِموُن)، سپس سرانجام کسانیکه اعمال ناروا مرتکب شدند بجائی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را بمسخره گرفتند.(ثُمَ کانَ عاقَبَه الذینَ اَساوا السُوای اَن کَذِّبوا بِاآیاتَ اللهِ و کَانوابِها یَستَهزون- 10)
و در سوره مبارکه مومن آیات 21 و 22 : اَوَلَم یَسیرُوا فی الاَرضِ فَیَنظِروا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ کانوا مِن قَبلِهِم کانوا اَشَدَّ مِنهُم قوهً وَ اثاراً فی الارِض فَاَخَذَ هُمُ اللهُ بِذُنوبِهمِ وَ ما کانَ لَهُ مِن الله ِ مِن واقٍ، ذلِکَ بانَّهُم کانَت تَاتیهِم رُسُلُهم بالبَیناتِ فَکفَروا فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَدید العِقاب).
و در آیات آخر سوره مومن چنین است : اَفَلَم یُسیروا فی الارضِ فینطروُا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ مِن قَبلِهِم، کانُوا اَکثَر مِنهُم وَ اَشّدَ قُوُهً و آثاراً فی الارض، فَما اَغنی عَنهُم ما کانوُا یَکسِبُون، - فَلمّا جائَتهُم رُسُلُهم بِالبَیّناتِ فَرِحُوا بِما عِندَهُم مِن العِلم وَ حاقَ بِهم ما کانُوا بِهِ یَستَهزون،- فَلَما رَاوا بأسَنا قالوا امَنّا بِاللهِ وَ کَفَرنا بِما کُنّا بِهِ مُشرکین،- فَلم یَکُ یَنفَعهُم ایمانُهُم لِّما رَاوُا باسَنا، سُنَّهَ اللهِ التّی قَد خَلَت فی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الکافِروُن- 85) و در سوره مبارکه هود آیه 16 : مَن کانَ یَریدُ الحیوه الدنیا و زینتها نُوَفّ اَلیهم اعمالهم فیها و هم فیها لاینجسون، اولئک لیس لهم فی الاخره الا النّار و حبطما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعلمون.
کَذَّبت ثَموُدُ بِطَغویها- 11، - قسمتی از قرآن کریم تاریخ و قصه های انبیاء و امتهای آنان است، این قبیل آیات برای تذکر و عبرت و تثبیت خاطر مبارک رسول اله و مومنان است(لِنُثَّبِتَ بِهِ فُوادَک- 120 هود)
اگر خداوند وعده نصرت به پیغمبر و مومنان می دهد : (اِنّا لَننصُرُ رُسُلَنا وَ الّذینَ امنُوا فی الحَیوهِ الّدنیا ...... آیه 51 مومن) با خواندن آیات مربوط به قصه موسی و فرعون نمایشی از تحقق این وعده را می بیند همچنین آیاتی مربوط به قصه نوع نبی و امتش . [3]و عبرت است تا آیندگان به بینند آخر و عاقبت مذکبین چگونه شد:(وَ لَقَد بَعثنا فی کُلّ اُمَهٍ رَسوُلاً اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتنِبوا الطاغوتِ فَمِنهمُ مَن هدَی اللهُ و مَ مِنهُم مَن حَقَّت عَلَیه الضِّلاله فَسیروا فی الارضِ فَانظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَهُ المکّذبین- 36 نحل)
قوم ثمود دعوت الی الله را تکذیب نموده و بطاغوت گرائیدند آنگاه که بد سرشتترینشان برانگیخته شد، پیغمبر خدا گفت ناقه خدا و آبشخورآنرا متعرض نباشید(اِذا نبَعَثَ اَشقاها، فَقالَ لَهُم رَسولاللهِ ناقَهَ اللهِ وَ سُقیاها 13)
مفسرین با استناد به نقل تاریخ و روایات گفته اند که این شتر با درخواست قوم صالح و بطور اعجاز از میان صخره بزرگی- که شاید محل عبادتشان بود بیرون آمده . قاری وخواننده قرآن باین نکته زیبا و به این عقیده توحیدی می رسد که موثری در عالم غیر از خدا نیست، این آتش نیست که می سوزاند، این اثری است که خداوند به او داده و باذن اوست. اگر بخواهد سرد و سلامش می کند(قُلنا یا نارُکُونی بَرداً وَ سلاماً علی اِبراهیم- 69 سوره انبیاء) این آب نیست که سیلان دارد وتشنگی را برطرف می نماید، این اثری است که خداوند داده و باذن او است.
اگر اراده کند مانند سنگ می کند(فَاوحَینا اِلی مُوسی اَنِ اضرب بِعَصاک البَحر فَانغَلَقَ فکانَ کُلُّ فِرقٍ کَالطّوُدِ العَظیم- 63 شعراء) و سنگ را آب(وَ اذِ ستَسقی موُسی لِقومَهِ فَقّلُنتا اِضرِب بِعَصاکَ الحجَرَ فانفَجَرت مِنهُ اثِنتا عَشَرهَ عیناً ... آیه 60 بقره ) . در دعا دارد : یا مَن ضَلَّ عِندَهُ الأسباب، - اگر با مقاربت نر و ماده موجود زنده متولد می شود بدون پدر و حتی بدون پدر و مادر هم می آفریند(اِنَّ مَثَلَ عیسی عیندَ الله کَمَثلِ آدَم خَلقَه مِن تُراب ثّم قال لَهُ کُن فیکَون – 59 آل عمران).
اگر با قرار دادن تخم ها زیر سینه مرغ و گذشت بیست شبانه روز جوجه زنده بیرون می آید در یک آن هم این عمل را انجام می دهد(وَ اِذ تخلُقُ مِنَ الطّین کَهَئیهِ الطَیر باِذنی فَتَنفُخُ فیها فَتکونُ طیراً بِاذنی ... از آیه 11 مائده) و شتری را که ده ماهه آبستن است از سنگ بیرون می آورد.
و اما سرگذشت آن بطور خلاصه : حضرت صالح سومین پیغمبر است که برای دعوت الی الله و توحید قیام نموده و خداوند تبارک و تعالی بعد از حضرت نوح و هود برانگیخته است.
آنحضرت مردم را با حکمت و موعظه حسنه دعوت نمود و به اذیتهای قوم صبر نمود، مدتی بر این منوال گذشت عده کمی از ضعفای قوم ایمان آوردند و اما طاغیان مستکبر و تبعه ای آنها بر کفر خود اصرار ورزیدند، مومنان به آنحضرت را خوار شمرده و تسفیه کردند و گفتند صالح اینها را سحر کرده است و در نهایت از حضرت نشانه و معجزه خواستند و گفتند اگر راست می گوئی از سنگ این کوه ناقه ای با مشخصات(غیرعادی) بیرون آور.
حضرت صالح آنچه را می خواستند با همان خصوصیتها آورد و فرمود خداوند شما را امر کرده که از آب آبادی یک روز شما بخورد و یک روز خودداری کنید و آنروز مخصوص ناقه باشد(فَلَها شَربُ یومِ وَ لَکَمُ شِربُ یَومٍ مَعلوُم ) و او را بحال خود بگذارید آنطور که خواهد چرا کند و آسیب به او نرسانید که عذاب نزدیک شما را می گیرید(وَ لا تَمَسّوها بِسوُء فَیا خَذَکُم عذابُ قریبُ – 72 اعراف، - 64 هود، - 156 شعرا)
مدتی این چنین گذشت قوم طغیان کردند و درباره اش حیله نمودند و شقی ترین خود را برای کشتن ناقه برانگیختند و بصالح گفتند (اِئتِنا بما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصادِقین) ما آماده هستیم عذاب خدا را بما بیاور. حضرت صالح گفت:(تَمتّعوا فی دارکُم ثَلاثَهِ اَیام ذلِکَ وَ عُد غَیرُ مَکذُوبٍ- 65 هود).
سپس درباره قتل حضرت صالح هم قسم شدند اما خداوند مکر آنها را بخودشان برگرداند(وَمَکَروا مَکراً و َ مکَرا الله مکراً و هُم لا یَشعُرون- 50 نحل) صاعقه آمد در حالیکه نگاه می کردند(فَاخَذَتهُم الصّاعِقَه وَ هُم یَنظُرون) حضرت صالح با اندوه و حسرت گفت : ای قوم من رسالت پروردگارم را رساندم و شما را نصیحت کردم لیکن شما دوست ندارید، ناصحان را- و منادی حق درباره ایشان ندا در داد(اَلا اِنَّّ تَمُود کَفَروا رَبَهّم اَلا بُعداً لِثَمود).
سخن را در اینجا با کلام زیبای مولا امیرالمومنین علیه السلام ختم می کنیم:
کلام 192 نهج البلاغه فیض الاسلام
اَیُها الناسُ لا تَستُو حِشُوا فی ای مردم در راه نجات و
طریق النَجاه لِقِلهَ اَهلِهِ، فانّ رستگاری بکمی جمعیت
الناسَ قَد اِجتَموا عَلی مائدَهٍ وحشت زده نباشید و به بسیاری
شَبَعُها قَصیرٌ وَ جَوعُها طَویلُ مخالفین نگران نشوید، زیرا مردم
اَیُهّا النّاسُ اِنَمّا یَجمَعُ النّاسَ گرد آمده برسرخوانی که سیری
الرِضا و السَخِّط وَ اِنمّا غَقرناقَهَ آن اندک و گرسنگیش بسیار
ثَمودٍ رَجُلُ واحِد است (دنیا و دلبستگی آن) ای مردم رضامندی و خشم مردم را گرد می آورد ناقه ثمود را یک نفر پی کرد
فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ لذا خداوند همه آنها را
بِالّرضا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها عذاب نمود بجهت آنکه همه
فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ اِلاّ اَن راضی بودند از اینرو خداوند
خارَت اَرضُهُم بالخَسفَهِ خُوارَ گفته : پی کردند و در بامداد
السِکهِ المُحماهِ فی الارضِ پشیمان شدند عذاب چنین زود
الخَّوارَه که زمینشان در حال فرورفتن
صدا کرد مانند صدا کردن آهن
شخم زنی داغ شده در زمین
هموار.
اَیُها النّاسُ مَن سَلَکَ الطَریقَ ای مردم هر که راه راست به پیماید
الواضِح و رَدَ الماءَ وَ مَن خالَفَ به آبادی می رسد و هر که بی راهه
و َقَعَ فی الّتیه . برود در بیابان بی آب و گیاه فرود آید.
1- هر یک از این موارد دوازده گانه دارای بسی اهمیت و شایان توجه است، سخنی در مورد اول و الشمس وضحیها : آفتاب منبع نور و منشاء حیات و نیرو، هم مادی و هم معنوی است .
انسان با دیدن نظم درآسمان و با توجه به گفتار پروردگار: وَالسّماءَ رَفَعها وَ وَضَعَ المیزان، اَلّا تَطفَوا فی المیزان- 8 الرحمان) خود را که جزئی از هستی است منظم و معتدل می کند، و اعتدال همان تزکیه است که کلید بهشت می باشد.(جَنّاتُ عَدنٍ تَجری مِن تَحتِها الانهار وَ ذلِکَ جَزاءُ مَن تَزَکی – 76 طه )
1- ( بدون پرده باید اذعان کنیم که با قرار گرفتن نظام آموزشی ایران اسلامی تحت پوشش نظام جهانی که در حدود هشتاد سال است و هنوز هم ادامه دارد مردم ما نیز خواهی نخواهی در همان مسیر مادیات قرار گرفته اند، بچه های ما در مدارس با مطالبی آشنا می شوند که در نظام آموزشی دنیا مطرح است(با کمی تغییر محلی) ریشه این مطالب مربوط به زندگی مادی و دور از معنویت است در پایان مدارج دانشگاهی نیز در همین مطالب مربوط به زندگی دنیا صاحب نظر می شوند اما راجعب ه معنویت و مفاهیم عالیه قرآن بجز مقدار اندکی خالی هستند، بیشتر از این هم نباید انتظار داشت.
چه از روز اول تأسیس این نظام هدف همین بوده(روزی که دانش بشری از کلیسا جدا شد و انقلاب رنسانس قرن 16 میلادی رخ داد، درست در برابر معارف الهی و معنویت جبهه گرفت که در فصل جداگانه بشرح آن می پردازیم . انشاء الله)
1- وقتی خواننده قرآن با آیات مربوط به قصه یونس نبی می رسد و نجات او را از زندان تنگ و تاریک بطن ماهی و همچنین از آن اندوه وغمَ شدید ملاحظه می کند، در مواقع غم و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام می فرماید من تعجب می کنم از کسی که گرفتار می شود چرا از این آیه غافل است : (وَ ذالنّونِ اِ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنِّ اَن لَن نَقدَرَ عَلَیِ فَنادی فی الظَّلماتِ اَن لا اِاله الا اِنتَ سُبحانکَ انی کنتُ مِنَ الظالِمین، فَاستجبنا لَهُ و نَجبیناهُ مِن الغَّغم و کَذلِکَ نُنجی المومنین- 88 انبیاء)
یا در مواقع غم احساس نیاز به غنا و موسیقی پیدا نمی کندبلکه روبخدا می آورد که (نَجیناهُ مِنَ الغم) می گوید و با رو آوردن بدرخانه خدا، خدا را می بیند و حال خوشی پیدا می کند که امام صادق علیه السلام فرمود : گاهی برای درخواست حاجت رو بخدا کردم، حس نمودم که خداوند بمن توجه کرده حالت خوشی بمن دست داد که از خود حاجتم برتر بود ولون آن حاجت بهشت بوده.
اینجاست که معنی حدیث حضرت رضا علیه السلام فهمیده می شود که فرمود از گناهان کبیره اینست که شخص در موقغ فراغت خواندگی کند و تار بزند، «تحت العقول» آری همچنانکه قمار و شرب خمر از خداوند غافل می کند، غناء و خوانندگی هم از خدا غافل می کند و از دریافت آن حالت شیرین مناجات یا قاضی الحاجات محروم می نماید و این از بزرگترین گناهان است.