|
نگاهي كوتاه به مباني اسلام تهیه :رضاقارزی فهرست مطالب : * آشنايي با دين مقدس اسلام * اصول اعتقادات اسلامي ( اصول دين ) 1 – توحيد 2 – عدل الهي 3 – نبوت 4 – امامت 5 – معاد * احكام و دستورات عملي اسلام ( فروع دين يا احكام ) * اخلاق و آداب اسلامي
آشنايي با دين مقدس اسلام دين مقدم اسلام يك برنامه عمومي و هميشگي است كه از جانب خداي متعال براي زندگي انسان در دو جهان به سوي خاتم پيغمبران حضرتمحمد(ص) نازل شده است تا در جامعه بشري به مورد اجراء درآيد و كشتي انسانيت را از گرداب جهالت و بدبختي بيرون كشيده و به ساحل نجات و سعادت دو دنيا برساند. دين در لغت به معناي اطاعت و جزاء و... آمده و اصطلاحاً به معناي اعتقاد به آفرينندهاي براي جهان و انسان و همچنين دستورات عملي متناسب با اين اعتقاد ميباشد. كساني كه مطلقاً معتقد به آفريننده نيستند « بيدين» و كساني كه معتقد به آفريننده براي جهان هستند، « ديندار» شمرده ميشوند اينها (بيدينها) جهان را تصادفي و يا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادي و طبيعي ميدانند. بر اين اساس اديان موجود در ميان انسانها به حق و باطل تقسيم ميشوند دين حق آئيني است كه داراي عقايد درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهايي را مورد توصيه و تأكيد قرار دهد كه از ضمانت كافي براي صحت و اعتبار برخوردار باشد. خداوند تعالي در آيه 120 سوره بقره ميفرمايد: « وَلَن ترضي عنكَ اليَهودُ ولانَصاري حتّي تَتَبِعَ مِلَتَهُم قُل انّ هُديَ اللهِ هَوَ الهدُي و لَبن اتّبَعتَ اَهَواءهُم بَعَد الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلم مَالكَ مِنَ اللهِ من وليٍ و لانصيرٍ» ترجمه : « (اي پيامبر ! ) هرگز يهود و نصاري از تو راضي نخواهند شد تا (بطور كامل تسليم خواسته هاي آنها شوي و از آيين (تحريف يافتهي) آنان پيروي كني، بعد از آنكه آگاه شدهاي، هيچ سرپرست و ياوري از سوي خدا براي تو نخواهد بود. همچنين در سورهي صف آيه 6 و ميفرمايد: ( و با زياد آر هنگاميكه عيسي بن مريم به بنياسرائيل گفت: من همانا رسول خدا به سوي شما هستم و به حقانيت كتاب تورات كه مقابل من است تصديق ميكنم و نيز شما را مژده ميدهم كه بعد از من رسول بزرگواري كه نامش (در انجيل من) احمد است بيايد (قرآنش عالمي را به نور علم حكمت روشن سازد.) چون با آيات و معجزات به سوي خلق آمد گفتند: اين سحري آشكار است(6) آيا از آن كسي كه به راه اسلام و سعادتش ميخوانند و او همان دم برخدا افتراء و دروغ ميبندد در جهان كسي ستمكارتر هست؟ و خدا هم هيچ قوم ستمكاري را هدايت نخواهد كرد . » پس دين حق امروز فقط دين مقدس اسلام است به صريح آيات و روايات، تعاليم متعالي دين اسلام شامل 3 بخش عقايد اسلام، احكام و دستورات عملي اسلام و بخش اخلاقيات (مسائل رواني) و آداب و سنن اسلامي ميباشد. كه بخش عقايد « اصول» و بخش احكام عملي « فروع دين » ناميده ميشود و اخلاقيات حلقه اتصال بين اين 2 بخش است : اعتقاد به خداي يگانه اعتقاد به زندگي ابدي هر فردي از انسان در عالم آخرت و دريافت پاداش و كيفر اعمالي كه در اين جهان انجام داده است و اعتقاد به بعثت پيامبران از طرف خداي متعال براي هدايت بشر بسوي كمال نهايي و سعادت دنيا و آخرت اين 3 اصل در واقع پاسخهايي است به اساسيترين سؤالاتي كه براي هر انسان آگاهي مطرح ميشود كه: مبداء هستي كيست؟ پايان زندگي چيست؟ از چه راهي ميتوان بهترين برنامه زيستن را شناخت؟ كه برخاسته از جهانبيني الهي ميباشد و متن برنامهاي كه از راه تضمين شده و شناخته ميشود، همان ايدئولوژي ديني ميباشد. عقايد اصلي لوازمات و ملزومات و توابع و تفاضيلي دارد كه مجموعاً نظام عقيدتي ديني را تشكيل ميدهد و اختلاف در اينگونه اعتقادات موجب پيدايش اديان و فرقهها و نحلههاي مذهبي مختلفي شده است. مانند اعتقاد به تثليث مسيحي كه با توحيد وفق نميدهد هرچند مسيحيان درصدد توجيد آن بر ميآيند (در باب نبوت) همچنين اختلاف در كيفيت تعيين جانشين پيامبر كه بايد از طرف خدا يا از طرف مردم تعيين شود عامل اصلي اختلاف بين شيعه و سني در اسلام شده است.
چند نكته :
منابع و مآخذ: 1- قرآن كريم 2- اصول عقايد آيتالله مصباح يزدي 3- جلسات اصول عقايد آيتالله فاطمي 4- مقدمه رساله آيتالله سيدصادق شيرازي 5- آموزش دين علامه طباطبائي 6- علوم اسلامي علامه مرتضي مطهري اصول اعتقادات اسلامي - توحيد آن است كه خالق آسمان و زمين و آنچه بين آنهاست خداي واحد است نه تنها خلقت، تدبير هم از آن خداست تمام كارها، تمام حوادث ، چه حوادث شخصي و چه اجتماعي همه زير نظر خدا و به اراده خداست. - نخستين گام در راه دينداري و عبادت خدا شناخت خداوند و اساس شناختن ، يگانه دانستن اوست. - لذت بندگي خدا و عبوديتش بهترين و والاترين مقام است. - توحيد يعني هرچه هست اوست كسي كارهاي نيست مگر به اجازه او . توحيد همان سوره قلهواللهاحد است. - توحيد يعني كارها براي خدا باشد براي بندگي او كه براي همين آفريده شدهايم «ما خلقت الجن و الانس الابيعبدون» انسان وقتي به اين خط آمد تعبير همان صراط مستقيم است. - خدا از انسان دور نيست اما اين انسانها هستند كه با خدا فاصله دارند و از خدا دورند عامل آن هم هواي نفس است ( تكبر، حرص، حسد و... ) انسان وقتي درست ميشود كه از اين جاذبه دور شود بندگان خدا آنانند كه خدا را شناختند و در راه طاعت آن حركت كردند . - شكوفايي انسان در توحيد است توحيد انسان را برپا مي دارد و شكوفا مي كند . - خداوند با تمام ذرات عالم است و از يك ذره هم دور نيست با هر ذره هست نه بطور قاطي و از هر چيز جداست نه به طور دوري، مثل او چيزي نيست اما او بصير و شنوا است، درد ما را ميداند و احتياجمان را ميفهمد و ما در محضر او هستيم. - بالاترين مرتبه شكر گزاري خداوند «فنا فيالله» است يعني خداوند همه چيز را به ما داده پس همه چيز ما براي او ، در راه او باشد و ذوب شدن در خداوند و رسيدن به بقاءالله اين همان عبوديت و بندگي خداست. هرچه انسان خود را در مقابل خداوند بشكند به خدا نزديكتر ميشود. خداوند نقش انسان را در قرآن بيان ميكند و كسي كه قرآن بخواند راه و رسم انسان را مييابد. پس اگر اين (طور) نباشد اسفلالسافلين است وقتي انسان خدا را به بزرگي ياد كرد غير خداوند (پول، ماشين، شهوت و....) در نظر او كوچك ميشود دنيا برايش كوچك ميشود و خداوند در نظر او بزرگ، اين بهشت است و حالات بهشتي، بهشت موعود دنيا قبل از بهشت جاوداني اما اگر انسان خدا را فراموش كند پرده كفر ضخيم ميشود و همين انسان باهوش طوري پردههاي كفرش ضخيم ميشود كه ديگر خدا را نميبيند و وقتي به اين حالت رسيد ديگر انذار و عدم و انذار برايش فرقي ندارد و آنگاه كه انسان شقي شد ديگر صلاحيت هم ندارد، «ختماللهعلي قلوبهموعليسمعهموعلي أَبْصارِهم غشاوه و لهمعذاب عظيم » . - خداوند بردباري ميكند آنچنان كه گويا نميداند و اغماض ميكند كه گويي نديده است و ميپوشاند كه گويي بر او عصيان نميشود براي عقوبت عجله نميكند به لحاظ كرمش و اغماض و حلمش. - الله بالاتر و والاتر است از اين كه وصف كنندگان او را درك كنند با صفاتي كه او موصوف است به آن و جز اين نيست كه وصف كنندگان به اندازه خودشان وصف ميكنند نه اندازه عظمت و جلال او، خداوند ولاتر از آن است كه وصف كنندگان او را درك كنند خداوند از بندگان خود غني است، احتياج به عبادت بندگانش ندارد ولي انسان موظف است تكليف خود را انجام دهد، زندگي ما بايد زندگي محمدوآلمحمدصلاللهعليهوآله باشد 1 .
چند روايت در باب توحيد
چند نكته در توحيد:
در باب تزكيه (خودسازي)[8]
آري اسلام با تعليماتش با مقررات روزمرهاش، نماز، زكوه، حج، جهاد و... حتي كساني را كه سواد خواندن و نوشتن هم ندارند نيز به اين مقام ميرساند دنيا و زيبائيهاي آن اگر در چشمها صغير و ناچيز باشد ديگر جايي براي حرص، بخل و حسد و ديگر حالات رذل جهنمي باقي نميماند و زندگي بهشت گونه ميگردد پيامبر اكرم (ص) فرمود : هركس به فقرش صبر كند روز قيامت با من خواهد بود.
عدل الهي
از جمله آيات و روايات : عدل در تكوين : « وَ السماءَرَفَعَها وَ وَضَع الميزانَ » و آسمان را برافراشت و ميزان را قرار داد. سوره الرحمن آيهي 7 «رَبنا الذي اَعطي كُلَّ شَيءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدي» پروردگار ما كسي است كه به هرچيزي آفرينش ويژه همان را داده و سپس آن را هدايت نموده است. (سوره طه/ آيه50) عدل در تشريح: «لا يُكَلِّفُ الله نَفساً اِلّا وسعَها» خدا بر هيچ كس مگر بر قدر توانايي او تكليف نميكند. (سوره بقره/ آيه286) « وَ ما جَعَل عَلَيكُم في الدّينِ مِن حَرَجٍ» و در دين كاري سخت برشما ننهاده است. (سوره حج/ آيه78) رسول اكرم صلاللهعليهوآله ميفرمايند: « از امت من نُه چيز برداشته شده است... و (يكي ازآنها) چيزهايي است كه بدان اضطرار يابند.» ( بحارالانوارج58 ص325 ) عدل در جزا : «اَفَنَجعَلُ المُسلمينَ كالمُجرمين» آيا مؤمنان را همچون مجرمان قرار ميدهيم. (سوره قلم/ آيه35) «مؤمنان خانهنشين – كه زيان ديده نيستند- با آن مجاهداتي كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد ميكنند يكسان نيستند- خداوند كساني را كه با مال و جانشان جهاد مي كنند به درجهاي به خانهنشينان برتري بخشيده است.» «فَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ خيراً يَرَه و مَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَهٍ شَرّاً يَرَه» پس هر كس هموزن ذرهاي، نيكي كرده باشد (پاداش) آن را خواهد ديد و هركس هموزن ذرهاي بدي كرده باشد (كيفر) آن را خواهد ديد. (سوره زلزال/ آيه 7و8) «وَمن جاءَ بِالسَّيئَهِ فَلا يُجزي اِلّا مِثلَها» و هركس گناهي انجام دهد تنها مانند آن جزا داده ميشود. (سوره انعام/ آيه160) قرآن و اختيار انسان : علاوه بروجدان، آيات فراواني از قرآن به آزادي و اختيار انسان گواهي ميدهند كه ميتوان آنها را به چند دسته تقسيم كرد: الف: آيات مربوط به رسالت پيامبران و دعوت انسان به آئين حق با انذار و تبشير (كه) اگر از نظر قرآن انسان مختار و آزاد نميبود ارسال پيامبران و دعوت آنها بيهوده ميبود. ب: آياتي كه به صراحت از اختيار و آزادي انسان در پذيرش يا نفي ايمان سخن ميگويند. از جمله: (سوره دهر/آيه3- سوره كهف/ آيه29.) ج: آياتي كه ايمان اجباري را خواست خدا نميدانند و آن را نكوهش ميكنند: از جمله آيات: (سوره شعرا/آيه3و4- سوره انعام/ آيه107) د: آياتي كه پيامبران را تنها دعوت كننده، راهنما و ترساننده ميشمرند. از جمله آيات: (سوره شوري/آيه 48- سوره غاشيه/ آيه 21و22) 1
چند مطلب:
« هر كه نيكي آورده ، ده برابرش براي اوست و هر كه بدي آورده جزا داده نميشود (مگر مثل همان) و عدل آن است كه ثواب عمل نيك را نيك دهند به همان قدر و جزاي بد را بد به همان قدر» و جناب نبوي صلياللهعليهوآله فرمودند كه: « خداوند عادل است، خداوند يك ذره هم ظلم نميكند چه ظلم به موجود چه ظلم به انسان، اين اعتقاد آرامش بخش است انسان در هرحال كه باشد مي داند حقش محفوظ است. نتيجه كار اين است كه هيچ كس از حقش محروم نميشود و به يك ذره هم ظلم نميشود. هيچ موجودي در عالم بيحساب نيست عدالت هم معنايش همين است بالعدل قامت السموات و الارض زمين و آسمان روي عدالت است ، روي اعتدال است . آسمان و زمين را بدون ستون آفريد يك اعتدالي در كار است عدالت هم معنايش همين است . عدالت الهي آن است كه هر كاري و هر موجودي را كه آفريده در موقعيت مناسبش قرار داده. هركاري كه اين زيبايي عالم را به هم بزند خلافست و در برابر اين زيباييها در عالم است. كه از آن جمله آثار سوء و مضرات تجهيزات و وسايل صنايع غرب حاضر در جهان است. حديث دارد: خداوند عالم را آفريد خواست اين عالم را كوچك كند (ماكت عالم را بسازد) انسان را آفريد. انسان خلاصه جهان است. در رأس عادلين ائمهاطهار(س) هستند . » 1
نبوت « هو الّذي بعث في الاميين رسولاً منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» ترجمه: « اوست خدايي كه ميان عرب امي پيغمبري بزرگوار از همان مردم برانگيخت تا برآنان آيات وحي خدا تلاوت كند و آنها را از لوث جهل واخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي بياموزد با آنكه پيش از اين همه در ورطهي جهالت و گمراهي بودند» .(سوره جمعه / آيه2) اصل نبوت يكي از اصول ماست و زندگي ما روي اين پايهها و اصول است ما معتقديم خداوند براي بشر پيامبر فرستاده كه اولين آنها حضرت آدم صلواتاللهعليه و خاتم آنها حضرت محمدصلاللهعليهوآله است. كاري كه پيامبر انجام ميدهد عمده كار پيامبر در آيه فوق بيان شده است، اولين كار پيامبراينست كه نشانههاي توحيد، عدل، حساب و... را براي مردم بخواند، دومين كار پيامبر اين است كه مردم را تزكيه كند در آيات مختلف قرآن كريم ميخوانيد قدافلحمن تزكي، در جاي ديگر ذلك من تزكي، اين جزاي كسي است كه تزكيه شده است. پيامبر آمده حالات حرص، حسد و آز و تندي و ستيز و....را كه گرفتاري انسانها هم همين است را از آنها بردارد. انسان تزكيه نشده حريص است جمع مي كند و خرج نميكند. مردم ناراحتند، زن و بچه ناراحت است اين زندگي خراب است. جهنم است. پيامبر آمد. اين حالات را از انسان ببرد اين معني تزكيه است. كه اگر انسان آن برنامه عبادي كه آورده عمل كند اين حالات از او دفع ميشود. متقيها آنانند كه خدا را ميپايند آنها در باغستانها هستند. آدم متقي همه جا براي او باغ است، خانه بازار و... و زندگي مبدل به بهشت ميشود قبل از بهشت موعود دنيا برايش بهشت است و در وسعت است يعني در همه احوال، خواندن قرآن حالات تزكيه را در انسان ايجاد ميكند. آيات قرآن واجب است خوانده شود حضرت علي(ع) ميفرمايد: برهر مسلماني واجب است روزي 50 آيه بخواند . 1 حضرت امام رضاعليهالسلام : اگر كسي بگويد: « چرا خداوند شناخت پيامبران و اقرار و اعتراف به اطاعت آنان را بر مردم واجب كرده است؟» در پاسخ بايد گفت: از آن جا كه در آنان چيزي كه مصالحشان را به گونه اي شايسته برآورد نيست و پروردگار والاتر از آن است كه با چشم ديده شود-تا مردم مصالح خويش را بيواسطه از او برگيرند- و ناتواني و عجز آنان از ادراك و آشكار است، چارهاي جز آن نيست كه ميان خداوند و خلقش پيامبري معصوم باشد تا امر و نهي و آداب او را به آنان برساند و آنان را به چيزهايي كه به واسطهشان منافع خويش را به دست آوردند و ضررها را دفع مينمايند آگاه سازد.» بحارالانوار ج11ص40
ويژگيهاي پيامبران الهي : پيامبران الهي، ويژگيها و برتريهايي بر ديگر انسانها دارند كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميشود : 1- وحي: پيامبران افزون بر برخورداري از دو نيروي ادراك حسي وعقلي به نيروي ديگري به نام وحي مجهزند كه هيچ گونه خطا و اشتباهي در آن راه ندارد. علم آنان از مبدأ هستي محيط برتمام كائنات افاضه ميگردد به گونهاي كه پيامبر درس نخواند. با نزول وحي از والاترين معارف و قوانين براي رشد و تكامل و اداره جامعه بشري آگاه ميشود. 2- عصمت : عصمت به معناي دوري از هرگونه گناه عمدي و سهوي و اشتباه است. البته آنان انسانهايي مختار و در انتخاب كار خوب يابد آزادند ولي در همان حال به هيچ گناهي آلوده نيستند. اين ويژگي پيامبران، شايستگي اعتماد را به تمام و كمال به آنان ميبخشد. پيامبران كسانياند كه به اوج بندگي رسيده و خداوند آنان را برگزيد و از آغاز آفرينش انسان، كه شيطان در پي گمراهي كردن فرزندان آدم برآمد از گمراه او به دور بودهاند. عصمت پيامبران به بينش و درجه يقين و ايمانشان مربوط است. 3- رهبري بيمانند: پيامبران براي برپايي قسط و عدالت و هدايت انسانها به توحيد و خداپرستي و مبارزه با طاغوت به پا ميخيزند و با بيدار كردن نيروهاي خفته و شكوفا نمودن استعدادها و گسيختن غل و زنجير از دست و پاي مردم ستمديده، چنان دگرگوني و تحول در جامعه پديد ميآوردند كه آثار كوششهاي آنان براي هميشه به جاي ميمانند چنان كه بيشتر قهرمانان حماسههاي قرآني را پيامبران تشكيل ميدهند و قرآن با بازگو كردن حماسه رهبري و دعوت پيامبران به توحيد و مبارزه با ظلم آنان را به عنوان نمونههايي آرماني به مردم معرفي ميكند و در سوره انعام پس از نام بردن از هيجده پيامبر ميفرمايد: « آنان كسانياند كه خداوند هدايتشان كرده پس به هويت آنان اقتدا كن.» و بايد گفت كه سامان بخشيدن و به حركت درآوردن و به حركت درآوردن نيروهاي خفته در نهان انسان در جهت رضاي خدا و صلاح بشريت تنها از عهدهي پيامبران الهي برميآيد. 4- خلوص و قاطعيت: از ديدگاه اسلام ارزش هركاري در گرو خلوص آن كار براي خداست و پيامبران از آن جا كه از سوي خدا برانگيخته ميشوند رسالت الهي بردوش دارند. در كار خود انگيزه و هدف جز تحصيل رضاي خداوند ندارند. از اين رو چنان استقامت و پايمردي از خود نشان ميدهند كه در تاريخ بينظير است و اين جز از گذر خلوص نيت و پشتوانه الهي صورت نميپذيرد. قاطعيت و استواري پيامبران معلول همين خلوص نيت و الهي بودن است. 5- مبارزه با ظلم: قرآن كريم ميفرمايد: « (پيامبري كه) آنان را به نيكي امر ميكند و از زشتي باز ميدارد و پاكيزهها را برآنان حلال و پليديها را برآنان حرام ميكند و قيد و زنجيرشان را برميدارد.»
راههاي شناخت پيامبران الهي از سه راه ميتوان بهره جست : 1- يافتن نشانهاي در شخص پيامبر كه دليل بر ارتباط با خدا باشد و اين را «معجزه» گويند ؛
4- معجزه: كاري كه به اراده خداوند برخلاف عادت و طبيعت به وسيلهي شخص مدعي پيامبري انجام ميشود به گونهاي كه ديگران از انجام مثل آن عاجزند. 5- گردآوري قراين : از مهمترين قوانين براي شناسايي پيامبران: الف- مطالعه دربارهي گذشته شخص مدعي پيامبري ب- بررسي محيط دعوت ج- محتواي آيين 4- پيروان 5- ايمان به گفتههاي خود. 6- گواهي پيامبران پيشين يا معاصر: از جمله آيات برنبوت پيامبر ما : (سوره صف/6- سوره اعراف/157) 1
امامت امامت امتداد راه پيامبراكرم(ص): از اصول دين ما امامت است؛ توحيد، عدل، نبوت، امامت، معاد. امامت يعني ما معتقديم كه بعد از پيغمبرصلاللهعليهوآله دوازده نفر وصي آن بزرگوار هستند كه هريك وظايفي داشتند، حاكم نگهبان دين و مفسر وحي بودند. اسلام واقعي به زبان ائمه اطهار(س) تفسير شده است . در صلوات شعبانيه مقداري از مقامات ائمه اطهار صلواتاللهعليهم بيان گرديده است. بارالها صلوات مرا برمحمدوآل محمد بفرست آنها كه: شجره نبوت، موضوع رسالت، مختلف الملائكه آمدوشد ملائكه به خانه وحي بود، معدن علم بودند، اميرالمؤمنين، امام حسن عليهالسلام تا آخر معدن علماند، تمام علم در خانه محمدوآلمحمد صلواتاللهعليهم است. الفلك الجاريه كشتيهاي جاريه، يأمَنُ مَنْ رَكبَها هركس سوار دراين كشتيها شد از غرق شدن در امان است. خدايا درود فرست بر محمدوآلمحمد صلواتاللهعليهماجمعين درود بسيار كه آن درود موجب خشنودي آنها باشد و اداي حق آنها بر ما شود. آنها كه پاكان بودند و نيكوكاران و اخيار هستند. خداوند اداي حق آنها را برما واجب كرده است. و واجب كرده است كه از اهل بيت صلواتالله عليهم اطاعت كنيم. ما تمام زندگيمان بايد طبق موازيني باشد كه محمدوآلمحمد گفته است. خدايا پيامبر را براي من شفيع مقبول الشفاعه قرار بده و طريق مستقيم هموار بسوي خود گردان، خداوند مرا پيرو آن بزرگوارانت گردان تا روزي كه به لقاء تو برسم تا اينكه روز قيامت را ملاقات كنيم در حالي كه از من راضي هستي، امامت و امتداد راه پيامبر اكرم صلاللهعليهوآله است.
انتظار فرج حضرت وليعصر(عج): حقيقت وجود حضرت وليعصر(عج) مثل خورشيد روشن است، خورشيد پشت ابرو حقيقتي است انكار ناپذير. ايشان در گرفتاريها آمده و به داد شيعيان رسيده است و گاه افرادي از طرف ايشان ما مسلمانها تنها نيستيم امام زمان بالاي سرماست بزرگترين قوت ما وجود نازنين حضرت وليعصر(عج) است. از اصليترين مطالب در مورد امام زمان(عج) اعتقاد به آمد نشان انتظار فرج و دعا براي فرجشان است. بار پروردگارا انقلاب اسلامي ما را به انقلاب جهاني وليعصر(عج) متصل بفرما ما را از اعوان و انصارش قرار بده، اسلام و مسلمين را نصرت عنايت فرما.
ولايت فقيه حكومت اسلامي: اَطيعواالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم ( سوره نساء/ آيه 59). تمام مناصب امام معصوم(ع) به جز مقام عصمت و.... به ولي فقيه تفويض شده به نص آيه فوق و توحيد امام معصوم عليهالسلام و به تأكيد روايات، مرجعيت و حاكميت در زمان غيبت مانند تصرف در بيتالمال ، قضاوت، اقامه نمازجمعه و جهاد و جنگ در راه خدا است. جهاد رمز قدرت و عزت مسلمانان و به تعبير بهتر دريچه بهشت است كه به دست وليفقيه برروي امت باز ميشود. ملت ايران مانند قوم بنياسرائيل نيست كه سروصداي فرعون و فرعونيان اينها را تحت تأثير قرار بدهد امروز بايد ايران اسلامي شرق و غرب را به يوغ خود بكشد. امروز تمام كفر در مقابل تمام اسلام ايستاده بايد مسلمانان كاري بكنند كه در جهان سربلند باشند. تاريخ تكرار ميشود، الان هم مثل دوران حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام است الان هم ولايت فقيه عادل وجود دارد ولي مردم به طرف معاويه ميروند وعده كمي دور عليعليهالسلاماند معاويه صفتها ظاهرشان را درست ميكنند ولي باطنشان خراب است. جامعه اسلامي به معناي حقيقي آن دوران امام زمانعجلالله تعالي درست ميشود (تحقق خواهد يافت) مسلمانان بايد قيام كنند آمريكا دارد عزت اسلام را لگد مال ميكند واجب است از مرزهاي اسلامي دفاع كنيم كافر آمده در مرزهاي اسلامي آماده باشيم براي جهاد بايد پشت سر رهبرمان حركت كنيم، ما به ياري خدا قدرت داريم كفار(آمريكا و...) را از كشورهاي اسلامي بيرون كنيم. برويد از رهبر حكم جهاد بگيريد، امروز جهاد برعليه كفار واجب است، ما مسلمانها تنها نيستيم امام زمان(عج) بالاي سرماست. «واعدولهم ما استعطعتم من قوه . و من رباط الخَيْل ترهبون به عدوالله و عدوكم» ترجمه: هرچه ميتوانيد نيرو بر عليه آنها آماده كنيد.... آمادگي داشته باشيم اگر رهبر حكم جهاد بدهد برويم و به كمك امام و رهبرمان حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي حركت كنيم و نام امريكا را براي هميشه دفن كنيم 1. چند مطلب 2: - پيامبراكرم(ص) پيش از وفات خود به امر خدا، حضرتعليعليهالسلام را به جانشيني برگزيد و بارها او رابه مسلمانان معرفي كرد و از آنان خواست با او بيعت كنند و قبول خلافتش را اعلام كنند و چنين نيز شد.
لذا پيامبر اكرم اهلبيت(ع) در حديث ثقلين را قرين عدل، مفسر و مبين قران معرفي نموده و روز 18 ذيحجته سال دهم هجري در غديرخم حضرتعلي(ع) را بر تمام مسلمانان اعلام و از آنان بيعت گرفت.
معاد از ديگر اصول دين ما معاد است، ما يقين داريم كه زندگي دنيا موقت و گذرا و آزمايش است و ما زنده خواهيم شد « و بالاخره هم يوقنون» البته اين يقين داشتن ، عارضي نيست. اين را آيات قرآن به ما ميرساند خداوند عادل است و عادل كار بيهوده عبث نميكند خداوند بالاتر از اين است كه انسان را پوچ و بي هدف قرار دهد. او بالاتر از اين است كه زندگي بي هدف بيافريند. پادشاه به حق بالاترين از اين است كه اين آفرينش دقيق انسان را براي چند صباحي موقت و بيهدف آفريده باشد. تمام اينها از روي علم است، از روي حساب و ما دوباره زنده ميشويم. آن كساني كه به آخرت ايمان ندارند در عذاب و گمراهي آشكارند. گمراهي بالاتر از اين نيست كه انسان با داشتن عقل زندگي را منحصر در اين چند روز بداند. زندگي براي چيست؟ زندگي بيهدف نيست. چيزي كه انسان را از ناراحتيها كه هميشه دامن گير انسان است خلاص ميكند اعتقاد به قيامت است. پيامبران الهي معتقد به اجر و پاداش قيامت بودند. قرآن ميگويد: همه چيزها و كارهايتان در خط بندگي خدا باشد كسب، تجارت، خوردن، خوابيدن و... انسان وقتي از حالات حيواني خارج ميشود كه در راه بندگي خدا حركت كند. همه چيز او براي خدا باشد. تزكيه يعني بنده خدا بودن اين فرد رستگار ميشود، ميرود تا به خدا انسان وقتي از زندگي عادي گذر كرد فقط آن را به اندازه نياز استفاده كرد آن وقت تازه به اصل زندگي وارد ميشود و ميفهمد زندگي چيست متقيان آنهايي هستند كه خدا را ميپايند آنان در باغستانها هستند، بهشت دنيا قبل از بهشت موعود ، حالات بهشت گونه دارند، او در بهشت در وسعت است يعني در همه احوال در تنگي نيست، داشتن و نداشتن براي اين آدم مساوي است و اين توحيد است. خداست كه روزي را به هر كه بخواهد زياد ميدهد و به هر كه بخواهد كم ميدهد ، ما فقط مكلف به انجام تكليفيم . آنچه مطلوب است، رحمت خداوند است آن خدايي كه رب السمواتوالارض و ما بينهما است، خدايي كه رحمتش همه جا را فراگرفته. روز قيامت كسي مالك خطاب نيست، آن روز كه روح و ملائكه صف ميكشند و كسي حرفي ندارد خطابي نميگويد: مگر بفرمان خدا، روز موعود در پيش است و ترديدي نيست پس هر كس ميخواهد به سوي خدا راهي پيدا كند و خود را مهيا كند تا روي رفتن به سوي حق را داشته باشد. زندگي دنيا جز متاع فريب چيزي نيست و اصل آخرت است و داخل شدن در بهشت اگر انسان بخواهد فقط اين جسم را اينجا (دردنيا) نگه دارد و وسائل زندگي مادياش را فراهم بياورد اين نقص است اگر هدف ما اين باشد بيچارگي و پستي است. در صورتي كه آخرت بهتر است يعني آن زندگي بالاتر از اين زندگي است، آن زندگي الهي كه در بطن دين زندگي بايد آن را پيدا كرد آنچه در كتابهاي آسماني تعريف شده همين زندگي الهي است نه زندگي پست حيواني، زندگي پست حيواني آتش است. تزكيه يعني بنده خدا بودن، يعني از حالات انسان (نفساني) درآمدن و وارد شدن در جرگه بندگي خدا مثال او آيات اول سوره مؤمنون است ، اين فرد رستگار ميشود ميرود و به خدا ميرسد و بنده خدا ميشود. راه نجات فقط بندگي خداست ، آن است كه انسان را نجات ميدهد همه چيز را به او دادن و سپردن. بنده خدا هروقت گفت الحمدالله رب العالمين، لااله الا الله ، معتقد ميشود و اول خود را خلع سلاح ميكند و به خود ميگويد، من هيچ و هر چه هست اوست اولين قدم، از بين بردن تكبر است امام زينالعابدين عليهالسلام ميفرمايد: « خداوندا من با آن همه عبادات، در نزد تو از ذره هم كمترم» اگر اين رويه درست نشود ما هم درست نميشويم. و تا وقتي كه شيوه ائمهاطهارعليهمالسلام را كنار بگذاريم و به آن عمل نكنيم درست نميشويم. وقتي مردم به خوشگذراني عادت كردند محكومند ، راه نجات يافتن ، رهايي از كبر است كه با عبادت و بندگي خدا حاصل ميشود حضرت اباعبدالله الحسين عليهالسلام ميفرمايد: «خداوند تبارك و تعالي دعوت بربندگي خدا ميكند كسي كه بنده خدا شد بنده غيرخدا نميشود.» بنده شهوت، بنده دنيا، بنده زن و... حتي امام صادق عليهالسلام در حال طواف كعبه ميفرمايد: الهي قِ شح نفسي الهي مرا از بخل نفس نجات بده . مطالب معاد برگرفته از بيانات، جلسات عقايد و آثار حضرت آيتالله العظمي فاطمي دام ظله
احكام و دستورات عملي اسلام شناخت احكام « .... لِكُلٍّ جَعَلنا مِنكُم شِرعَهً و منهاجاً » «.... براي هريك از شما (امتها) شريعت و راه روشني قرار داديم». (سوره مائده/آيه48) سعادت بشر در اين جهان و جهان آخرت در گرو عمل به برنامههاي اسلامي و تطبيق برنامههاي روزمره در تمام زواياي آن – چه فردي و چه اجتماعي- برقوانين نجاتبخش اسلام ميباشد. برنامههاي اسلام به سه دسته تقسيم ميشود: الف: برنامههاي اعتقادي (اصول دين). ب: دستورهاي عملي (فروع دين يا احكام). ج: مسائل رواني (اخلاق). دستهي اول، برنامه هايي است در رابطه با سالم سازي فكر و اعتقاد انسان و مكلف بايد نسبت به آنها يقين كند و آنها را از روي دليل بپذيرد و چون اين بخش از برنامههاي اسلام اعتقادي است و نياز به يقين دارد. پيروي از ديگران (تقليد) در آنها راه ندارد گرچه ميتوان از راهنمايي ديگران براي تحصيل يقين بهرهمند گرديد. دستهي دوم، كه برنامههاي عملي است، مشتمل بر «بايدها» و «نبايدها» يي است كه با انجام و ترك آنها (همراه با اعتقاد صحيح) اطاعت الهي تحقق مييابد؛ مانند خواندن نماز و پرداخت زكات و پرهيز از غيبت و سرقت. دستهي سوم، برنامههايي در رابطه با پرورش روح و سلامت روان آدمي است كه شيوهي تقويت صفات پسنديده؛ مانند عدالت، سخاوت، شجاعت و عزت در نهاد انسانها و مبارزه با صفات ناپسند و زشت آن؛ مانند حسد، بخل، نفاق را بيان ميكند. كتب فقهي كه با تلاش شبانهروزي دانشمندان اسلامي به رشته تحرير درآمده در بردارندهي دسته دوم از مسائل ديني است كه احكام نام دارد. شخص مكلف براي شناخت و پيبردن به آن امر و نهيها، بايد اجتهاد كند و از منابع مربوط، بدانها دست يابد يا از كسي كه با اجتهاد احكام را استنباط كرده تقليد كند و يا به احتياط عمل نمايد. بنابراين وظيفه مكلف نسبت به برنامههاي عملي اسلام يكي از اين سه امر است: « اجتهاد » « تقليد » « احتياط » پيش از بيان هريك از اين امور، به جاست كه توضيحي پيرامون « شرايط تكليف» و همچنين «تقسيم احكام» بياوريم :
شرايط تكليف آدمي با گوهر گرانبهاي تفكر و تعقل و قوهي انتخاب و اختيار از ديگر موجودات متمايز است و كرامت مسئوليت تكاليف الهي به او ارزاني شده، كه با عمل به آنها به سعادت ابدي خواهد رسيد. افرادي كه داراي شرايط ذيل باشند مكلّف به آن تكاليف خواهند بود:
بنابراين اين فرد عاقل و بالغ كه قادر برانجام وظايف شرعي باشد، در مقابل امرها و نهيهاي الهي مسئوليت دارد و در صورت سرپيچي از آنها، عذاب خواهد شد و به پاداش اطاعت از آن فرامين هم خواهد رسيد. پس كودكان و افراد ديوانه و كسي كه قدرت بر انجام واجبات ندارد، مكلف نبوده و عملي براو واجب يا حرام نيست. از اين روست كه اگر ديوانه يا طفل دروغ بگويد، يا نماز نخواند عذاب نميشود، گرچه – از فضل الهي- در موارد بسياري، اعمال نيك آنها ثواب دارد؛ مثل اين كه اگر طفلي به طور صحيح نماز بخواند يا حج بجا آورد، پاداش دارد. اما مكلف برانجام اين اعمال نميباشد و در صورت ترك آنها عذاب نخواهد شد. گفتني است وليِّ آنها و نظام اسلامي نسبت به بسياري از اعمال ناپسند آنها مسئولند و به همين سبب بر ولي طفل است كه او را از تجاوز به حقوق مردم باز دارد و بر حاكم است كه جهت حفظ نظم عمومي و اجراي عدالت او را تنبيه كند. تقسيم احكام در يك تقسيم كلي، تمام احكام ديني را به دو دسته تقسيم كرده اند :
دستهي اول: احكامي است كه وظيفهي انسان را نسبت به اعمال و رفتار وي مشخص ميكند، مانند واجب بودن نماز و حرام بودن ظلم. دستهي دوم: احكامي است كه وضعيت اشياء را در ارتباط با اعمال انسان مشخص ميكند، مثل حلال بودن گوشت كبوتر، حرام بودن مال غصبي، طهارت برخي اشياء و نجاست برخي ديگر.
اقسام احكام تكليفي
اين پنج دسته از احكام را « احكام تكليفي» مينامند، چون مربوط به تكليف و وظيفهي مكلفين ميباشد، در مقابل آن «احكام وضعي» قرار دارد، كه وضعيت و كيفيت چيزي را مشخص ميكند، مانند: طهارت، نجاست، حليّت، حرمت، صحت، بطلان.
تقسيمي ديگر براي احكام: الف: « حكم واقعي» و آن حكمي است كه براساس مصالح و مفاسد واقعي برموضوع خاصي وارد شده است، كه بسياري از احكام شرعي از اين دسته است. ب: «حكم ظاهري» و آن حكمي است كه برموضوع خاصي به جهت جهل به حكم واقعي وارد شده است؛ مثل آبي كه قبلاً كر بوده و الان معلوم نيست كر است يا قليل، كه حكم آب كر را دارد و چيزي كه معلوم نيست پاك است يا نجس، حكم شيء پاك را دارد. و كسي كه نميداند، چه تعداد نماز قضا برعهدهي اوست، حداقل را اگر انجام دهد، كفايت ميكند.
تقسيم سوم براي احكام: الف: «حكم اولي» حكمي كه برچيزي بنا به مصلحت ذاتي آن وضع شده، بدون در نظر گرفتن حالتهاي اضطراري و استثنايي مكلفين؛ مانند وجوب نماز و روزه و حرمت دروغ و غيبت و شرب خمر. ب: «حكم ثانوي» حكمي است كه بنا به ضرورت، با توجه به شرايط خاصي كه مكلف گرفتار آن است، وضع شده؛ مانند خوف و اكراه، حرج و مشقت وتقيه؛ مثلاً ترك روزه در صورتي كه براي بدن ضرر داشته باشد و جواز دروغگويي در جايي كه جان در خطر باشد[11]. توجه : جهت كسب توضيحات پيرامون احكام و مسائل عملي اسلام به رساله هاي توضيح المسائل مراجع و كتب فقهي مربوطه مراجعه گردد .
اخلاق و آداب اسلام دين اسلام همه دستوراتش طبق بهترين آداب و اخلاق است و تمام شئون اسلام اعم از عبادات و داد و ستدها و غيره بر پايههاي بلند اخلاق و فضيلت استوار است. بر هر مسلماني لازم است بكوشد تا عقايد اسلامي را شناخته و كاملاً برقوانين مقدس اسلام چه در زمينه فروع دين و چه در زمينه اخلاق و آداب دين عمل نمايد. واژه اخلاق جمع خُلِق است آدمي موجودي مركب از جسم مادي و نفس مجرد است ويژگيهاي جسمي انسان «خَلقِ» و ويژگيهاي روحي و نفساني او «خُلق» ناميده ميشود در بيان ديگر ميتوان گفت خَلق صورت ظاهري انساني و خُلق سيرت باطن انساني است. عالمان مسلمان اخلاق را به معناي ملكات نفساني در نظر ميگرفتند؛ يعني «هيأتهايي راسخ و پايدار در جان آدمي كه او را به انجام دادن كارهايي بدون انديشه و تأمل بر ميانگيزاند.» اخلاق به آدمي ميآموزد كه:
بايد بدانيم در مكتب انبياء عليهمالسلام انسان موجودي است دوبعدي يعني فطرت انساني داراي بعد مثبت و منفي است انسان هم ميتواند مسير صعودي پيدا كند و هم مسير نزولي، در نهاد او گرايش به خيرها و نيكي ها وجود دارد هم گرايش به شرها و زشتيها، انسان هم داراي عقل ونفس لوامه است كه او را به سوي خيرها و فضيلتها هدايت ميكند هم نفس اماره كه او را به رذائل و زشتيها سوق ميدهد. نفس انساني هم داراي نيروي صلاح است هم داراي نيروي فساد. قرآن كريم ميفرمايد: « قسم به روز قيامت و قسم به نفس ملامتگر» (سوره قيامت/ آيه1و2)و همچنين « همانا نفس به كارهاي بد امر ميكند مگر آنكه پروردگار رحم كند» (سوره يوسف/آيه 54)، انسان فطرتاً در بُعد مثبت طبيعت خود گرايش به خدا دارد و قرآن در همين زمينه ميفرمايد «فطرت خدايي كه مردم را براساس آن آفريد » (سوره روم/آيه30)، انسان استعداد دارد كه به سوي خدا سير كند و موجودي متعالي شود، استعداد آن را دارد تا خود به مقام «نفس مطمئنه» برسد چه زيباست كلام حق: «اي نفس ملكوتي به سوي پروردگارت باز گرد كه هم تو از او خشنود باشي و هم خداوند از تو، در زُمره بندگان خالص من داخل شو و وارد بهشت شو» (سوره فجر/آيه26-30) در بُعد منفي نيز طبيعت انساني بخيل و حريص و مجادلهگر و عجول و ناسپاس معرفي شده است چنانچه در آيات قرآن ميخوانيم: «كانَ الانسانُ قَتُوراً» (سوره اسراء/ آيه100) « اِنَّ الانسانَ خُلِق هَلُوعا» (سوره معارج/آيه 19) «و كان الانسانُ اَكثَر شيءٍ جَدَلا» (سوره كهف/آيه54) طبيعت منفي انسان به گونه اي است كه آدمي ميتواند خود را به اسفلالسافلين بكشاند قرآن كريم ميفرمايد: «سپس او را به پستترين منازل باز گردانديم، مگر آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.» (سوره تين/ آيه6و7) بنابراين از ديدگاه قرآن درساختمان وجودي انسان بعدي بينهايت قرارگرفته از يك سوء آن چنان رشد پيدا ميكند كه به « اَعلي عِلِّيين» برسد و چنانكه قرآن مجيد نسبت به پيغمبر عظيمالشأن حضرتمحمدصلاللهعليهوآله ميفرمايد: « ثُم دَنا قَقَدّلي فَكانَ قابَ قوسين اَو اَدني» و از سوي ديگر ممكن است آنچنان سقوط كند كه به « اسفلالسافلين» برسد. پس بايد بدانيد براي تربيت و رشد انساني لازم است از معلمين اخلاق كه خود به سجاياي انساني و فضائل اخلاقي متخلّق گرديدهاند و از رذائل اخلاق، خود را برحذر داشتهاند كمال استفاده را نمود تا رفتهرفته داراي « ملكهي فضيلت» شويم و اگر به خود نرسيم و خود را رها كنيم مسلماً ميرسيم به جايي كه قرآن مجيد نسبت به اين انسان كه خود را رها كرده ميفرمايد:« اولئك كالانعام بَل هُم اَضَلَّ » آنها مانند چهارپايان هستند بلكه گمراهتر. انسان موجودي است كه بهترين استعداد را در رسيدن به تكامل دارد و ميتواند از نقطقه صفر شروع و بينهايت حركت كند . و هرگز مسير تكاملي او هرگاه مسير خود حركت كند، متوقف نخواهد گشت. اسلام عاليترين مكتب تربيتي است كه صفات عالي و باارزش را در وجود انسان پرورش ميدهد همچنين روح ايمان آگاهي و مسئوليت را در نهاد او تقويت ميكند. به همين جهت هيچگاه ممكن نيست كه انسان در زندگي خويش لحظهاي از اين مكتب بزرگتر تربيتي بينياز گردد. هدف نهايي زندگي انسان تقرب الهي است به اين اساس، هر عملي كه انسان را به اين هدف نزديكتر سازد از ارزش اخلاقي برخوردار است چنين عملي را « فضيلت» مي خوانند، و اگر عملي به ظاهر خوب و شايسته باشد ولي انسان آن را به كمال نهايي نزديك نگرداند در نظام اخلاقي اسلام فاقد ارزش است. هر عملي از دو جزء كاملاً مشخص شكل يافته: اول: نيت كه به منزلهي روح عمل است. دوم: شكل عمل كه در حكم جسم و كالبد عمل است. عملي از نظر اسلام فضيلت محسوب ميشود ( داراي ارزش اخلاقي است ) كه در انجام آن عمل هم نيت خالص براي خدا باشد (اخلاص در نيت) و هم شكل عمل مطابق فرمان خدا باشد. شرط اول را «حُسن فاعلي» و دومي را «حُسن فعلي» نامد. پس نميتوان عمل ناپسندي را با نيت الهي انجام داد چنانچه كه نميتوان عمل شايسته را با نيت نادرست به جاي آورد. از ويژگيهاي نظام اخلاقي اسلام:
نظام اخلاقي اسلام ديدي همه جانبه نسبت به تربيت انسان دارد و فقط به تنهايي به پرورش يكيا چند ارزش، در وجود انسان نميپردازد. پيشوايان اسلام نمونه اعلاي تربيت اسلام هستند و در همه زمينهها نمونه و سرمشق بودهاند نه تنها در يك يا چند زمينه خاص. اسلام پايههاي استوار اخلاق اسلامي و چهار اصل معرفي نموده است:
اسلام همچنين آداب را بر دو پايه محكم استوار ميبيند: 1- آداب فردي راجع به حقوق شخصي انسان مانند آداب خوردن و آشاميدن، لباس و پوشاك، خواب و بيداري، سفر و حضر ، صحت و مرض و... كه در همه آنها اسلام، آدابي منحصر به فرد داشته كه پيروي از آن انسان را در زندگي كامياب و خوشبخت نمود. و از نگرانيها و گرفتاريها، بيماريها و ناهنجاريها دور ميدارد. 2- آداب اجتماعي راجع به حقوق اجتماعي انسان، مانند آداب معاشرت با پدرومادر زن و فرزند، خويشان و نزديكان، استاد و شاگرد، دوست و همسايه و همه افراد بشر كه تطبيق اين آداب ضامن امنيت جامعه و حافظ شادابي و خرمي و سعادت و سلامتي همه انسانها ميباشد. دين در واقع همهي دستورات آن طبق بهترين آداب و اخلاق است و تمام شئون اسلام اعم از عبادات، دادوستدها و غيره همگي برپايههاي بلند اخلاق و فضيلت استوار است و اينك با رعايت اختصار به ذكر آنچه كه طبق اخلاق و آداب سزاوار است انجام داده يا ترك نمود، ميپردازيم.
منهيات و محرمات آنچه به جاآوردنش ممنوع است و اسلام از آن نهي نموده است، كه به آن «حرام» گويند. منهيات ومحرمات عبارتند از: 1- ظلم و ستم، 2- تبذيرواسراف، 3- مسخره كردن ديگران 4- مردم آزاري 5- فاش كردن اسرار ديگران 6- دروغ و تهمت 7- ناراضي كردن پدرومادر 8- احتكارارزاق ملت، 9- زنا، 10- هم جنس بازي، 11- نگاه به زن نامحرم و مرد نامحرم، 12- نوشيدن شراب، 13- قماربازي، 14- رشوهخواري، 15- خوردن گوشت مُردار و گوشت خوك و هرغذاي حرام ديگر، 16- خوردن مال مردم بدون رضايت آنان، 17- غِش در معامله، 18- انگشتر طلا و زينت طلا براي مردان، 19- رباخواري، 20- حيله و فريب دادن مردم، 21- استمناء، 22- كنجكاوي و تجسس در اسرار مردم، 23- غيبت و سخنچيني، 24- آوازخواني و گوشدادن به آن(غنا وموسيقي)، 25- قتل و ترور شخص و شخصيت، 26- دزدي و سرقت، 27- به هم رساندن ديگران براي انجام عمل فحشاء، 28- خيانت، 29- حكم نمودن برخلاف قرآن، 30- پايمال كردن حقوق ديگران، 31- همكاري با كافران و ستمگران، 32- بد زباني و دشنام دادن و.... براي اطلاع بيشتر از اخلاق و آداب اسلامي به رساله حقوق امامزينالعابدين(ع) و كتاب: مكارمالاخلاق، و كتاب: آداب و سنن آيتالله شيرازي اعليالله درجاته مراجعه شود، و براي شناخت بيشتر واجب و حرام، به كتاب: واجبات و محرمات آيتاللهالعظمي شيرازي رضواناللهعليه مراجعه گردد.
فضايل و آداب فضايل و آداب كه زينتبخش مسلمان است عبارتند از: 1- انصاف، 2- تعاون و همكاري در كارهاي نيك، 3- صبرواستقامت، 4- اصلاح بين مردم، 5- اخلاص در عمل، 6- توكل برخدا، 7- حِلم و بردباري، 8- نيكي به پدرومادر، 9- اطعام كردن، 10- پاكدامني، 11- باصداي بلند سلام كردن، 12- پاكيزگي، 13- كسب دانش، 14- خوش رفتاري با مردم، 15- سخاوت، 16- شجاعت، 17- صِلهي رحم 18- ميانه روي درهركار، 19- اخلاق خوب، 20- رسيدگي به بيچارگان، 21- فروتني، 22- برآوردن نياز حاجتمندان، 23- ناديده گرفتن خطاي ديگران، 24- پرهيزكاري، 25- راستگويي، 26- احترام به مردم، 27- خندهرو بودن، 28- شرم داشتن از انجام اعمال زشت، 29- ازدواج، 30- سپاسگزاري از نعمتهاي خدا.
رذايل و مكروهات رذايل و مكروهاتي كه انسان را به سقوط ميكشاند عبارتند از: 1- انتقامجويي، 2- فخرفروشي، 3- ثروتاندوزي، 4- خودپسندي، 5- كارهاي بيهوده، 6- حرفهاي بيهوده، 7- تنبلي در انجام وظايف، 8- ترس، 9- بيتابي در پيشآمدها، 10- رياست طلبي و مقامخواهي، 11- خُلف وعده يا بدقولي، 12- حِرصوآز، 13- بيهمتي، 14- تعصب ورزيدن، 15- شك وترديد، 16- كينهتوزي، 17- شتابزدگي، 18- طمع كاري، 19- غفلت و بيتوجهي به خداي متعال، آنچه از فضايل گفته شد همگي از كارهاي مستحب نميباشند بلكه برخي از آنها از نظر شريعت اسلام واجب است. چنانچه رذايلي را كه شمرديم تماماً از كارهاي مكروه نميباشند، بلكه برخي از آنها هم از نظر اسلام حرام است. بنابراين بر هر فردِ مسلمان لازم است، بكوشد و جدّيّت به خرج دهد تا خود را با عقايد اصول دين اسلام آراسته و كاملاً به قوانين مقدس اسلام چه در زمينهي احكام و دستورات عملي دين و چه در زمينهي اخلاق و آداب دين عمل نمايد و چنانچه عمل ننمايد، مانند پرندهي شكسته بالي خواهد بود كه نمي تواند پرواز كند و اتومبيل بيچرخي كه نتواند راه برود. آري، براي يك شخص مسلمان فقط گفتنِ اينكه من مسلمانم كافي نيست، زيرا مانند آن است كه انسانِ مريض بگويد من سالم هستم، همانطور كه گفتهي مريض به حال او سودي ندارد، گفتار مسلمان هم تا هنگامي كه به قوانين اسلام رفتار ننمايد بي تأثير است، لذا بايد گفتار را با كردار توأم ساخته و سخن را با عمل مطابقت و تأييد نمود .
1 ) جلسات و آثار حضرت آيت الله العظمي فاطمي دام ظله 2) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 125 ، اخبار و روايات نقل شده از اهل بيت در اين مسائل بسيار زياد است . 3) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 129 [3]) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 94 [4] ) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 92 [5]) شيعه در اسلام ، علامه سيد محمد حسين طباطبائي ، بخش سوم [6] )طهارت روح برگرفته از آثار علامه شهيدمطهري [7] كتاب اصول عقايد آيت الله مصباح يزدي [8] برگرفته از جلسات اصول عقايد و تفسير آيت الله العظمي فاطمي [9] جزاء من تزكي/ طه 76 1 ) كتاب معرفت ديني ، ج 23 بحث عدل الهي 2 ) مجموعه آثار شيخ صدوق ، ص 108 و 109 ، باب اعتقاد در عدل الهي 1 ) آثار و جلسات آيت الله العظمي فاطمي 1 ) برگرفته از جلسات اصول عقايد آيت الله العظمي فاطمي 1 ) كتاب معرفت ديني ، ج 23 1 ) بخش امامت برگرفته از بيانات و آثار حضرت آيتالله فاطمي دام ظله 2 ) از كتاب معرفت ديني شماره 23 1- اسلام شرط تكليف نيست؛ يعني واجبات و محرمات مختص به مسلمان نيست، بلكه هركس داراي شرايط ذكر شده باشد مكلف است. 1- مطالب قسمت « شناخت احكام» از آموزش فقه در سطح عالي؛ آقاي فلاحزاده.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر ۱۴۰۰ساعت 21:31  توسط ازشاگردان ایشان
|
|