|
تفسیر سوره مبارکه الشمس (از کتاب انسان در آتش به قلم آیت الله فاطمی رحمه الله علیه)
بسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله .پیرامون سوره مبارکه الشمس- 15 آیه دارد و ردیف شماره 91 قرآن است .اول سوره به ارکان دوازده گانه هستی قسم یاد می کند که : پیروزی، رستگاری، و همچنین خسران و سرخوردگی در بشریت حق است، رستگاری کسی که خود را تزکیه کرد و خسران کسی که خود را آلوده نمود. بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده بخشایشگروالشمس و ضحیها(1) به خورشید و گسترش نور آن سوگند(1) والقَمر اِذا تلیها(2) و به ماه هنگامی که پی آن در آید و النهار اِذا جلّها (3) و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد(خورشید را ظاهر سازد)وَ اللَیل اِذا یغشاها (4) و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند (آفتاب را پوشاند)وَ السِّماءِ وَ ما بَنیها (5) و قسم به آسمان و آنچه آن را بنا کرده وَ الارضِ ما طَحیها (6) و به زمین و آنچه آن را گسترانده وَنَفس وَ ما سَوّیها(7) و قسم بجان آدمی و به آنچه آنرا منظم ساخته فَاَلهَمهاً فُجُورَها وَ تقویها(8) سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است.قَد اَفلَحَ مَن زَکیّها(9) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده وَ قَدخابَ مَن دَستّها(10) و آنکس که خویش را با گناه آلوده ساخته و در پستی نگه داشته محروم شده است .[1] خورشید کلید آسمان شناسی است خیلی ساده و همه فهم است وقتی آفتاب بچهار یک آسمان می رسد ساعت 9 و چون بالای سر قرار می گیرد ساعت 12 و بچهار یک غرب آسمان که می رسد ساعت 15 را اعلام می کند . با غروب آفتاب ستاره ها آرام آرام ظاهر می شوند . اینجا کمی دقت لازم است . ستاره هائی که در خط سیر آفتاب قرار دارند کار آفتاب می کنند . یعنی وقتی بچهار یک آسمان می رسد سه ساعت از شب رفته و چون به بالا می رسد نصف شب است و در چهار یک غرب وقت سحر است البته باید ستاره ای انتخاب شود که شب طلوع و غروب دارد.در اینجا حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده از آنحضرت پرسیدند نصف شب را چگونه تشخیص دهیم، فرمود آندسته ستاره ها که شب طلوع وغروب دارند، هرگاه به خط نصف النهار(بالاسر) رسیدند نصف شب است. آسمان در هر سه ساعت نقش عوض می کند : آشنا شدن با دو سه ستاره در خط سیر آفتاب و چند ستاره اطراف بیننده را بحقیقت فوق راهنمائی می کند . فلاح : رستن از بند و گرفتاری(آتش درونی)و دست یافتن مقصوداست. تزکیه : پاک نمودن و رشددادن خیبه : ناامیدی و نرسیدن بمطلوب است . تدسیه در مقابل تزکیه : آلوده کردن و خاموش داشتن استعدادها و مواهب آن است . و تلویحاً اشاره بمقدمیت همه موجودات و اینکه دستگاه عظیم آفرینش برای بکمال رسیدن انسان است که با تزکیه و بندگی خدا تحقق پیدا می کند(قَد اَفلحَ مَن ذِکّیها، 9 ) در حدیث آمده : خَلقتُ الاَشیاء لِاَجلِک وَ خَلَقتَکَ لِاَجلی، - نظیر قسمت مهم آیات قرآن در این زمینه : و سَخِّر لَکُم الشَمسَ والقَمَرَ دائبین وَ سَخِّرَ لَکمُ اللّیلَ وَ النَهار – 33 ابراهیم و خورشیده و ماه را به تسخیر شما در آورده و شب و روز را مسخر شما کرد.اَلذی جَعلَ لَکم الارضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ اَنزَل مِنَ السَماء ماءَ فَاَحرَجَ بِهِ مِنَ الثَمراتِ رِزقاً لَکم فلا تجعلوا لِلهِ اَنداداً و انتم تعلمون – 22 بقره – آنکس که زمین را بستر شما و آسمان را همچون سقفی قرار داد و از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن میوه ها تا روزی شما باشد.وَ الاَنعامَ خَلَقها لَکُ فیها دِفُ وَ منافِعُ وَمِنها تاکُلوُن، وَلَکُ فیها جمالُ حینَ تُریحونَ و حینَ تَشَرحُون- 6 نحل – چهارپایان را آفرید در حالیکه در آنها برای شما وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید، و در آنها برای شما زینت و شکوه است . بهنگامی که آنها را به استراحت گاهشان باز می گردانید و هنگامی که به صحرا می فرستید. وَاَلقی فی الرضِ رَواسِیَ اَن تَمیدَبِکم وَ النهاراً وُ سُبُلاً لعلّکُم تَهتَدون. وَعلاماتٍ وَ بِالنَجم هُم یهتصرون اَفَمن یخلق کَمِن لا یَخلُق افلا تَذکَرون، وَاِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصوا اِنّ الله لَغفُورُ رحیم- 18 نحل- و در زمین کوهها افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد، و نهرها و راههائی ایجاد کرد تا هدایت شوید، و علاماتی قرار داد و بوسیله ستارگان هدایت می شوید، آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید، و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را احصاء کنید، خدا بخشنده و مهربان است.در حدیث قدسی باین مضمون آمده : من با بندگانم طوری هستم که گوئی منم و او وزمین و آسمان، همه چیز برای او اما بندگانم با من بدجور تا می کنند، انگار همه خدای اوست غیر از من . تزکیه : آزاد شدن انسان از اسارت خود بوسیله تعلیم و تربیت انبیاء است. از حرص و آز، بخل، حسد و سایر شعبه ها و خصلتهای مذمومه که هر یک شعله از آتش است که انسان را در عذاب می دارد و جهنم او را تشکیل می دهند.
نظام آموزشی قرآن و اسلام قرآن کریم دستگاه و عظیم خلقت را مقدمه برای به کمال رسیدن انسان می داند که با تعلیم و تزکیه و در نهایت با بندگی خدا تحقق پیدا می کند واین همان است که در سوره زاریات بعبارت دیگر آمده : ما خَلَقتُ الجِنِّ وَ الاِنس اِلاّ لِیَعبُدوُنِ، ما اُریُدُ مِنهُم مِن رِزقٍ وَ ما اُریدُ اَن یُطعُمونِ، اِنِّ اللهَ هُوَ الرزاق ذُو القُوه اِلمَتین.انسان درباره نان و آب و مسکن مسئله ندارد با کمترین فعالیت طبق تقسیم پروردگار به نصیب خود می رسد (نَحنُ قسمنا بَینَهُم مَعیشتَهم فی الحَیوهِ الدُنیا-32 زخرف). در این قسمت نیازی آنچنانی به درس و تعلیم و تعلم نیست . مشکل انسان فجور اوست، اینجاست که نیاز شدید به درس و تعلم دارد، انسان اسیر نفس است. انسان شکست خورده است، انسان در آتش است، آزادی انسان، پیروزی انسان و نجات انسان از آتش در پیروی از مکتب انبیاء است و تا تربیت انبیاء و بخصوص درس و تعلیم انبیاء دست انسان را نگرفته انسان در فجور و آتش خواهد بود.اشارات قرآن قسمت مهم این کتاب کریم است : قرآن در خیلی جاها به اشاره سخن گفته در این سوره مبارکه که جلوانداختن فجور بر تقوی همین معنی را می رساند.(فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها- 8 ). بعضاً در یک آیه حقایق زندگی انسان را از اول تا آخر ترسیم کرده است. در آیه 185 آل عمران دقت کنید : هر کسی چشنده مرگ است و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت کسی که از آتش درونی رهیده و از فجور و اسارت خود خلاص شود و در بهشت آید پیروز شده است و زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست .(کلُّ نَفسٍ ذائِقَهُ المَوتِ وَاثِما تُوفونَ اُجورَ کُم یَومَ القیمه فَمن رُحرحَ عَنِ النّارً وَ اُدخِلَ الجِّنه فَقَد فازَ وَ ما الحیوهُ الدُنیا اِلاّ مَتاعُ الغرور). قرآن کریم و همچنین سایر مکاتیب آسمانی محکوم می کند کسانی را که تعلیم و تربیت و بطور خلاصه فعالیتهای خود را فقط برای رسیدن به دنیا و آب و نان قرار می دهند، متأسفانه امروز نظام آموزشی دنیا(شرق و غرب) در محور مادیات و علوم تجربی و نتیجهً آباد کردن دنیا را هدف قرار داده است.[2] اینک چند آیه که محکوم می کند : در سوره مبارکه روم چنین آمده : آنان فقط ظاهری از دنیا را می دانند و از پایان کار و آخرت غافلند(یَعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیواه الدُنیا وَ هم عَنِ الاخِره غافِلونُ – 7 ) آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آندوست جز بحق و برای زمان معینی نیافریده است. ولی بسیاری از مردم لقای پروردگارشان را منکرند(اَوَلَم یَتَفکّروُا فی اَنفُسِهِم ما خَلَقَ الله السّماوات و الارض وَ ما بینهما اِلا بِالحَق و اَجَلٍ مُسمّی و اِن کَثیراً مِنَ النّاسِ بلقاء رَبّهم لکافرون – 8 ) . آیا در زمین(تاریخ) گردش نکردند تا به بینند عاقبت کسانیکه قبل از آنان بودند چگونه بود، آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را برای زراعت و آبادی بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند. اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند، خداوند هرگز به آنان ستم نکرد آنها بخودشان ستم کردند.(اَوَلَم یَسیروا فی الارضِ فَینظُر و اکیفَ کانَ عاقِبَهُ الذّین مِن قَبلِهم کانوا اَشّدَ مِنهُم قُوّهً و آثارُ و الارَضَ وَ عَمَروها اکثَرمّما عَمَروها وَ جائتهم رُسُلهُمَ بِالبیّناتِ فما کانَ اللهُ لِیَظلمَهُِم وَ لکنِ کانوا اَنفُسَهُم یَظلِموُن)، سپس سرانجام کسانیکه اعمال ناروا مرتکب شدند بجائی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را بمسخره گرفتند.(ثُمَ کانَ عاقَبَه الذینَ اَساوا السُوای اَن کَذِّبوا بِاآیاتَ اللهِ و کَانوابِها یَستَهزون- 10) و در سوره مبارکه مومن آیات 21 و 22 : اَوَلَم یَسیرُوا فی الاَرضِ فَیَنظِروا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ کانوا مِن قَبلِهِم کانوا اَشَدَّ مِنهُم قوهً وَ اثاراً فی الارِض فَاَخَذَ هُمُ اللهُ بِذُنوبِهمِ وَ ما کانَ لَهُ مِن الله ِ مِن واقٍ، ذلِکَ بانَّهُم کانَت تَاتیهِم رُسُلُهم بالبَیناتِ فَکفَروا فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَدید العِقاب). و در آیات آخر سوره مومن چنین است : اَفَلَم یُسیروا فی الارضِ فینطروُا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ مِن قَبلِهِم، کانُوا اَکثَر مِنهُم وَ اَشّدَ قُوُهً و آثاراً فی الارض، فَما اَغنی عَنهُم ما کانوُا یَکسِبُون، - فَلمّا جائَتهُم رُسُلُهم بِالبَیّناتِ فَرِحُوا بِما عِندَهُم مِن العِلم وَ حاقَ بِهم ما کانُوا بِهِ یَستَهزون،- فَلَما رَاوا بأسَنا قالوا امَنّا بِاللهِ وَ کَفَرنا بِما کُنّا بِهِ مُشرکین،- فَلم یَکُ یَنفَعهُم ایمانُهُم لِّما رَاوُا باسَنا، سُنَّهَ اللهِ التّی قَد خَلَت فی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الکافِروُن- 85) و در سوره مبارکه هود آیه 16 : مَن کانَ یَریدُ الحیوه الدنیا و زینتها نُوَفّ اَلیهم اعمالهم فیها و هم فیها لاینجسون، اولئک لیس لهم فی الاخره الا النّار و حبطما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعلمون. کَذَّبت ثَموُدُ بِطَغویها- 11، - قسمتی از قرآن کریم تاریخ و قصه های انبیاء و امتهای آنان است، این قبیل آیات برای تذکر و عبرت و تثبیت خاطر مبارک رسول اله و مومنان است(لِنُثَّبِتَ بِهِ فُوادَک- 120 هود) اگر خداوند وعده نصرت به پیغمبر و مومنان می دهد : (اِنّا لَننصُرُ رُسُلَنا وَ الّذینَ امنُوا فی الحَیوهِ الّدنیا ...... آیه 51 مومن) با خواندن آیات مربوط به قصه موسی و فرعون نمایشی از تحقق این وعده را می بیند همچنین آیاتی مربوط به قصه نوع نبی و امتش . [3]و عبرت است تا آیندگان به بینند آخر و عاقبت مذکبین چگونه شد:(وَ لَقَد بَعثنا فی کُلّ اُمَهٍ رَسوُلاً اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتنِبوا الطاغوتِ فَمِنهمُ مَن هدَی اللهُ و مَ مِنهُم مَن حَقَّت عَلَیه الضِّلاله فَسیروا فی الارضِ فَانظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَهُ المکّذبین- 36 نحل) قوم ثمود دعوت الی الله را تکذیب نموده و بطاغوت گرائیدند آنگاه که بد سرشتترینشان برانگیخته شد، پیغمبر خدا گفت ناقه خدا و آبشخورآنرا متعرض نباشید(اِذا نبَعَثَ اَشقاها، فَقالَ لَهُم رَسولاللهِ ناقَهَ اللهِ وَ سُقیاها 13) مفسرین با استناد به نقل تاریخ و روایات گفته اند که این شتر با درخواست قوم صالح و بطور اعجاز از میان صخره بزرگی- که شاید محل عبادتشان بود بیرون آمده . قاری وخواننده قرآن باین نکته زیبا و به این عقیده توحیدی می رسد که موثری در عالم غیر از خدا نیست، این آتش نیست که می سوزاند، این اثری است که خداوند به او داده و باذن اوست. اگر بخواهد سرد و سلامش می کند(قُلنا یا نارُکُونی بَرداً وَ سلاماً علی اِبراهیم- 69 سوره انبیاء) این آب نیست که سیلان دارد وتشنگی را برطرف می نماید، این اثری است که خداوند داده و باذن او است. اگر اراده کند مانند سنگ می کند(فَاوحَینا اِلی مُوسی اَنِ اضرب بِعَصاک البَحر فَانغَلَقَ فکانَ کُلُّ فِرقٍ کَالطّوُدِ العَظیم- 63 شعراء) و سنگ را آب(وَ اذِ ستَسقی موُسی لِقومَهِ فَقّلُنتا اِضرِب بِعَصاکَ الحجَرَ فانفَجَرت مِنهُ اثِنتا عَشَرهَ عیناً ... آیه 60 بقره ) . در دعا دارد : یا مَن ضَلَّ عِندَهُ الأسباب، - اگر با مقاربت نر و ماده موجود زنده متولد می شود بدون پدر و حتی بدون پدر و مادر هم می آفریند(اِنَّ مَثَلَ عیسی عیندَ الله کَمَثلِ آدَم خَلقَه مِن تُراب ثّم قال لَهُ کُن فیکَون – 59 آل عمران). اگر با قرار دادن تخم ها زیر سینه مرغ و گذشت بیست شبانه روز جوجه زنده بیرون می آید در یک آن هم این عمل را انجام می دهد(وَ اِذ تخلُقُ مِنَ الطّین کَهَئیهِ الطَیر باِذنی فَتَنفُخُ فیها فَتکونُ طیراً بِاذنی ... از آیه 11 مائده) و شتری را که ده ماهه آبستن است از سنگ بیرون می آورد. و اما سرگذشت آن بطور خلاصه : حضرت صالح سومین پیغمبر است که برای دعوت الی الله و توحید قیام نموده و خداوند تبارک و تعالی بعد از حضرت نوح و هود برانگیخته است. آنحضرت مردم را با حکمت و موعظه حسنه دعوت نمود و به اذیتهای قوم صبر نمود، مدتی بر این منوال گذشت عده کمی از ضعفای قوم ایمان آوردند و اما طاغیان مستکبر و تبعه ای آنها بر کفر خود اصرار ورزیدند، مومنان به آنحضرت را خوار شمرده و تسفیه کردند و گفتند صالح اینها را سحر کرده است و در نهایت از حضرت نشانه و معجزه خواستند و گفتند اگر راست می گوئی از سنگ این کوه ناقه ای با مشخصات(غیرعادی) بیرون آور. حضرت صالح آنچه را می خواستند با همان خصوصیتها آورد و فرمود خداوند شما را امر کرده که از آب آبادی یک روز شما بخورد و یک روز خودداری کنید و آنروز مخصوص ناقه باشد(فَلَها شَربُ یومِ وَ لَکَمُ شِربُ یَومٍ مَعلوُم ) و او را بحال خود بگذارید آنطور که خواهد چرا کند و آسیب به او نرسانید که عذاب نزدیک شما را می گیرید(وَ لا تَمَسّوها بِسوُء فَیا خَذَکُم عذابُ قریبُ – 72 اعراف، - 64 هود، - 156 شعرا) مدتی این چنین گذشت قوم طغیان کردند و درباره اش حیله نمودند و شقی ترین خود را برای کشتن ناقه برانگیختند و بصالح گفتند (اِئتِنا بما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصادِقین) ما آماده هستیم عذاب خدا را بما بیاور. حضرت صالح گفت:(تَمتّعوا فی دارکُم ثَلاثَهِ اَیام ذلِکَ وَ عُد غَیرُ مَکذُوبٍ- 65 هود). سپس درباره قتل حضرت صالح هم قسم شدند اما خداوند مکر آنها را بخودشان برگرداند(وَمَکَروا مَکراً و َ مکَرا الله مکراً و هُم لا یَشعُرون- 50 نحل) صاعقه آمد در حالیکه نگاه می کردند(فَاخَذَتهُم الصّاعِقَه وَ هُم یَنظُرون) حضرت صالح با اندوه و حسرت گفت : ای قوم من رسالت پروردگارم را رساندم و شما را نصیحت کردم لیکن شما دوست ندارید، ناصحان را- و منادی حق درباره ایشان ندا در داد(اَلا اِنَّّ تَمُود کَفَروا رَبَهّم اَلا بُعداً لِثَمود). سخن را در اینجا با کلام زیبای مولا امیرالمومنین علیه السلام ختم می کنیم: کلام 192 نهج البلاغه فیض الاسلام اَیُها الناسُ لا تَستُو حِشُوا فی ای مردم در راه نجات و طریق النَجاه لِقِلهَ اَهلِهِ، فانّ رستگاری بکمی جمعیت الناسَ قَد اِجتَموا عَلی مائدَهٍ وحشت زده نباشید و به بسیاری شَبَعُها قَصیرٌ وَ جَوعُها طَویلُ مخالفین نگران نشوید، زیرا مردم اَیُهّا النّاسُ اِنَمّا یَجمَعُ النّاسَ گرد آمده برسرخوانی که سیری الرِضا و السَخِّط وَ اِنمّا غَقرناقَهَ آن اندک و گرسنگیش بسیار ثَمودٍ رَجُلُ واحِد است (دنیا و دلبستگی آن) ای مردم رضامندی و خشم مردم را گرد می آورد ناقه ثمود را یک نفر پی کرد فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ لذا خداوند همه آنها را بِالّرضا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها عذاب نمود بجهت آنکه همه فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ اِلاّ اَن راضی بودند از اینرو خداوند خارَت اَرضُهُم بالخَسفَهِ خُوارَ گفته : پی کردند و در بامداد السِکهِ المُحماهِ فی الارضِ پشیمان شدند عذاب چنین زود الخَّوارَه که زمینشان در حال فرورفتن صدا کرد مانند صدا کردن آهن شخم زنی داغ شده در زمین هموار. اَیُها النّاسُ مَن سَلَکَ الطَریقَ ای مردم هر که راه راست به پیماید الواضِح و رَدَ الماءَ وَ مَن خالَفَ به آبادی می رسد و هر که بی راهه و َقَعَ فی الّتیه . برود در بیابان بی آب و گیاه فرود آید.
1- هر یک از این موارد دوازده گانه دارای بسی اهمیت و شایان توجه است، سخنی در مورد اول و الشمس وضحیها : آفتاب منبع نور و منشاء حیات و نیرو، هم مادی و هم معنوی است . انسان با دیدن نظم درآسمان و با توجه به گفتار پروردگار: وَالسّماءَ رَفَعها وَ وَضَعَ المیزان، اَلّا تَطفَوا فی المیزان- 8 الرحمان) خود را که جزئی از هستی است منظم و معتدل می کند، و اعتدال همان تزکیه است که کلید بهشت می باشد.(جَنّاتُ عَدنٍ تَجری مِن تَحتِها الانهار وَ ذلِکَ جَزاءُ مَن تَزَکی – 76 طه ) 1- ( بدون پرده باید اذعان کنیم که با قرار گرفتن نظام آموزشی ایران اسلامی تحت پوشش نظام جهانی که در حدود هشتاد سال است و هنوز هم ادامه دارد مردم ما نیز خواهی نخواهی در همان مسیر مادیات قرار گرفته اند، بچه های ما در مدارس با مطالبی آشنا می شوند که در نظام آموزشی دنیا مطرح است(با کمی تغییر محلی) ریشه این مطالب مربوط به زندگی مادی و دور از معنویت است در پایان مدارج دانشگاهی نیز در همین مطالب مربوط به زندگی دنیا صاحب نظر می شوند اما راجعب ه معنویت و مفاهیم عالیه قرآن بجز مقدار اندکی خالی هستند، بیشتر از این هم نباید انتظار داشت. چه از روز اول تأسیس این نظام هدف همین بوده(روزی که دانش بشری از کلیسا جدا شد و انقلاب رنسانس قرن 16 میلادی رخ داد، درست در برابر معارف الهی و معنویت جبهه گرفت که در فصل جداگانه بشرح آن می پردازیم . انشاء الله) 1- وقتی خواننده قرآن با آیات مربوط به قصه یونس نبی می رسد و نجات او را از زندان تنگ و تاریک بطن ماهی و همچنین از آن اندوه وغمَ شدید ملاحظه می کند، در مواقع غم و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام می فرماید من تعجب می کنم از کسی که گرفتار می شود چرا از این آیه غافل است : (وَ ذالنّونِ اِ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنِّ اَن لَن نَقدَرَ عَلَیِ فَنادی فی الظَّلماتِ اَن لا اِاله الا اِنتَ سُبحانکَ انی کنتُ مِنَ الظالِمین، فَاستجبنا لَهُ و نَجبیناهُ مِن الغَّغم و کَذلِکَ نُنجی المومنین- 88 انبیاء) یا در مواقع غم احساس نیاز به غنا و موسیقی پیدا نمی کندبلکه روبخدا می آورد که (نَجیناهُ مِنَ الغم) می گوید و با رو آوردن بدرخانه خدا، خدا را می بیند و حال خوشی پیدا می کند که امام صادق علیه السلام فرمود : گاهی برای درخواست حاجت رو بخدا کردم، حس نمودم که خداوند بمن توجه کرده حالت خوشی بمن دست داد که از خود حاجتم برتر بود ولون آن حاجت بهشت بوده. اینجاست که معنی حدیث حضرت رضا علیه السلام فهمیده می شود که فرمود از گناهان کبیره اینست که شخص در موقغ فراغت خواندگی کند و تار بزند، «تحت العقول» آری همچنانکه قمار و شرب خمر از خداوند غافل می کند، غناء و خوانندگی هم از خدا غافل می کند و از دریافت آن حالت شیرین مناجات یا قاضی الحاجات محروم می نماید و این از بزرگترین گناهان است. برچسبها: تفسیر سوره مبارکه الشمس
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 21:4  توسط ازشاگردان ایشان
|
پیرامون تفسیر سوره البَلَد (از کتاب انسان در آتش به قلم آیت الله فاطمی رحمه الله علیه) سوره مبارکه البلد- سوره 90 دارای 20 آیه است . این سوره مبارکه در رنج و زحمت بودن انسان را که یکی از شعبه های حرص و آز اوست موضوع قرار داده سپس راه خلاصی از این رنج و تعب را که عامل مهم بدبختی و جهنمی بودن اوست ارائه می دهد، در اول سوره دو موضوع بسیار مبارک را مورد قسم قرار داده و به عامل مهم رنج و تعب انسان را که همانا شهرنشینی و توالد و تناسل اوست اشاره می کند. «بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحیم، لااُقسِمُ بِهذا البَلَد، وَ أنتَ حِلٌّ بِهذا البَلَد، وَ والِدِ و ما ولَد 4 » سپس مقسم علیه یعنی چیزی را که قسم را برای آن یاد می کند می آورد«لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فی کَبَد 5» همانا ما انسان را در زحمت آفریده ایم، تعبیر لَقَد خَلَقنا الانِسان. این را می رساند که تا انسان انسان است و هنوز دست تربیت و هدایت الهیه به او نرسیده و مومن نشده است در رنج و زحمت خواهد بود، و این یکی از شاخصه های انسان است که شخصیت او را تشکیل می دهد، همچنانکه درباره عجله کردن که شاخصه دیگر اوست می فرماید : «خُلِقَ الاِنسانَ مِن عَجلٍ 37- سوره انبیاء». یا درباره حرص و آز می فرماید : «إنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلَوعاً، آیه 19- سوره معارج» یعنی انسان حریص و آزمند است مگر اینکه در خط بندگی خداوند تبارک و تعالی درآید، و درهمین معنی است:«اِنّ الاِنسانَ لَفی خُسر اِلّا الذینَ امنوُا... سوره والعصر». در سه آیه بعدی آثار شوم این خصیصه را بیان می کند : او آنچنان در راه ارضاء حرص و آز خود پیش می رود و گمان دارد کسی به او خط و اندازه قرار نداده و حدّ و مرزی برای او نیست (اَیَحسَبُ اَن لَن یَقدِرَ عَلَیهِ اَحَد 5 ) پیوسته ادعاها و شعارهای راست و دروغ دارد، زحمت کشیده ام، پولها خرج کرده ام، آنچنانکه گویا کسی او را ندیده و اعمالش را زیر نظر ندارد(یَقُول اَهلکتُ مالاً لُبُداً، اَیَحسُبُ اَن لَم یَرَهُ اَحَد) . این چنین انسان در رنج و تعب است و زندگی را هم به خود و هم به دیگران تنگ و ناگوار می نماید مگر اینکه مومن باشد چه با ایمان می تواند از این بلیه خلاص شود.خوشبختانه وسیله کسب ایمان را هم خود دارد اگر بخواهد آن نعمتهای چشم و زبان و سایر عوامل آگاهی است که در آیات سه گانه 8-9-10 : اَلَم نَجعَل لَهُ عَینَینِ، ولِساناً و شَفَتیَن، و هَدَیناُ النَجَّدَینٍ آمده این اعضاء نموداری از تکامل و اختیار انسان، و قراردادهای تکوینی باریتعالی «اَلَم نجعل .... ) است تا آدمی باختیار خود آنها را بکار برد، بنگرد، بیندیشد، بگوید، بپرسد و با اسرار جهان و دریافتهای دیگران آشنا شود، و هدفها و قوانین حیات را دریابد و بالاخره در صراط مستقیم و خط اعتدال قرار گیرد تا دشواریها برایش آسان شود و از رنجها و سختیها برهد. ولی او با توجه به این وسایل آگاهی و نعمتهایی که پروردگارش در اختیار گذاشته همچنان در اسارت خود پیش می رود و حاضر نشده است از هواهای نفس خود دست بردارد. و وارد میدان بندگی پروردگار خود شود در سوره مبارکه تکاثر»سوره 102» آنجا که افزون طلبی انسان رامورد انتقاد قرار میدهد می فرماید : شما اگر یقین به قیامت داشتید اینکار را نمی کردید(وَ بِالاخَرهِ هُم یُوقِنُون – آیه چهار- سوره بقره) آن روز که جهنم را می بینید از نعمتها سوال می شوید که با داشتن آنهمه وسایل هدایت چرا بی اعتناد شدید و به این روز سیاه افتادید.(ثُمِّ لََرونّها عینَ الیَقین ثم لَتُسُئلَنّ یومئذٍ عن النعیم 8) . آری مبارزه با هواهای نفس آنچنان سهل و آسان هم نیست، این راه سختی ها دارد همچنانکه گذرگاههای پرپیچ و خم در سینه کوه سختی ها دارد همه کس متحمل نمی شود(فَلا اِقتَحَمَ العَقَبه 11) و چه دانی تو که آن گردنه(عقبه) چیست(وَما اَدریکَ ما العَقَبَه 12) این گونه سوال«و ما اَدریکَ» که در قرآن مکرر آمده : « وَ ما اَدریکَ ما لیلَهُ القَدر ... وَ ما اَدریکَ ما الحاقَه- وَما اَدریکَ ما عِلیّون- راجع به حقایق و واقعیاتی است که کنه آنها برتر از اندیشه و درک مخاطب است، قرآن پس از القاء اینگونه استفهامها جوابهایی از زمان و حوادث و لوازم آن را بیان می دارد. در این آیه نیز فَکُّ رَقَبه از آثار و لوازم عقبه مورد استفهام است، مبارزه با نفس تا دست یافتن به تزکیه نفس با در نظر گرفتن عمق غرائز و احساسهای بشری که بجز پروردگار کسی نمی تواند ابعاد آنها را ارزیابی کند قابل درک برای همه نیست عجیب است که حتی معصومین علیه السلام، هم از آتش این غرائز بخدا پناهنده شده اند. راوی گفت : امام صادق علیه السلام را در مکه دیدم در حال طواف ذکرش فقط اینست الهی قِنی شَحِّ نَفسی (خداوندا مرا از حرص و بخل نفسم خلاص کن ) اشاره به این آیه کریمه 9 سوره الحشر و آیه 16 سوره التّغابن یعنی شکوفائی و رستکاری نصیب کسی است که از حرص و بخل نفسش مصون باشد . (فَاتّقواللهَ ما استَطَعتُم وَ اسمَعُوا واَطیعوا وَ اَنفِقُوا اخیراً لِاَنفُسِکُم وَمن یُوفَ شَحَّ نَفسِهِ فَاولئکَ هُمُ المفلِحون).
حضرت سجاد علیه السلام در مناجاتش : الهی اِلَیکَ اَشکُوا نَفساً بِالّسُوِء اَمّاره تا آنجا که از بیقراری نفس شکایت می کند : اِن مَسَّها الشَّرُ تُجزَع واِن مَسّها الخَیرُ تَمنَع- اشاره به آیه 19 سوره معارج : خُلِقَ الاِنسانُ هَلوُعاً
، اِذا مَسَّهُ الشَرّ جَزوُعاً وَ اِدامَسَّه الخَیرَ مَنوُعاً، است. علی علیه السلام وقتی به درب مسجد می رسید پاها را جفت می کرد و مناجات کوتاهی نموده رهائی خود را از آتشهای نفس تقاضا می نمود :(یَسئَلهَ مَن فی السَماواتِ وَ الَارض کُلَّ یومٍ هُوَ فی شَأن اَللهُمُ وَلیَکَن مِن شَانُ حاجَتی وَهَیِ عِتقُ رَقَبَتی مِنَ النّاروَان تُقبِل عَلّیَ بِوجهِکَ الکریم).انسانها اسیر همین غرائز و احساسها هستند و هر یک از آنها شعله آتشینی است که او را می سوزاند و در عذاب می دارد.
انسان در آتش است از امام صادق است که فرمود «الناس ممالیک النار» مردم اسیر آتشند مگر شیعیان ما که از آتش آزادند، بلی فقط تبعیت از انبیاء و بندگی خدا است که انسان را از بندگی غیر خدا آزاد می کند آیات 13 به بعد متضمن این معنی است«اَو اِطعام فی یَومٍ ذی مَسغُبَه ، یَتیماً ذا مَقرَبَهٍ اَومسکیناً ذا متربهٍ » طعام دادن در روز گرسنگی، به یتیمی از خویشاوندان یا فقیر خاک نشین)، - اداء نماز از شرک و کبر پاک می کند(اِنّ الصَلوهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمنکر- آیه 45 فاطر)انفاق، صدقات، زکوه از حب دنیا که رأس کل خطیئه است پاک می کند . تطّهُرهُم و تَزکیهم بِها در آیه 103 توبه چنین است : از اموال آنها صدقه ای بگیر تا بوسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی خُذمِن اَموالِهِم صَدقَهَ تطّهُرهُم و تَزکیهم بِها ... آیه 104 توبه) بطور کلی اتفاق بهر معنی زکوه ، خمس، صدقات، حتی طعام دادن، میهمانی دادن این اثر را دارد. رسول خدا (ص) در خطبه آخر جمعه شعبان درباره افطاری دادن توصیه می فرمود کسانی عرض کردند ما همه قادر به افطاری دادن نیستیم. حضرت فرمود:(اِتَقّوا النارَ وَ لَوبَشقِّ تَمرَهٍ ) از آتش خود را بپائید ولو با نصف خرما باشد. یعنی فقیری که مالک پنج و شش عدد خرما بیش نیست آنهم اگر نصف خرما را بدهد از حب دنبایش کاسته می شود و بهمان اندازه از آتش حرص و از مصون می گردد. اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً انبیاء علیهم السلام سروکار با انسان دارند که هدایتش کنند پیغمبر ما هم که آخرین آنهاست نیز سروکارش با انسان است، انسانی که دارای این خصوصیات است که قرآن شمرده :انسان هلوع آفریده شده است :(اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً …) به یقین انسان بی ثبات و بی قرار است چون شَرّی به او رسد نالان شود و چون خیری به او رسد خود را می گیرد مگر نماز خوانان، - (اذا مَسه الشر جَزوعاً ، وَ اِذا مَسّه الخَیر مَنوعاً ، اِلا المُصلّینِ، آیات 19، 20 معارج). فَاکرَمَهُ وَ نَّعَمهُ در سوره فجر آیات 15 و 16 : اما انسان هنگامیکه پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام می کند و نعمت می بخشد مغرور می شود و می گوید پروردگارم مرا گرامی داشته است، و اما هنگامی که برای امتحان روزیش را برای او تنگ می گیرد مأیوسانه می گوید پروردگارم مرا خوار کرده است، نه، - چنان نیست که شما می پندارید، فَامّا الاِنسانُ اِذا ما اِئتلاهُ رَبُّهُ فَاکرَمَهُ وَ نَّعَمهُ فَیَقولُ رَبِّ اَکرَمَنِ،- وَ اَمّا اِذا ما اِبتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَقُولُ رَبِّ اَهانَنِ، کَلا)، آری انسان همواره با عوارض ناگوار داشتن یا نداشتن، دست به گریبان است.
انسان حریص است، انسان بخیل است در این خصوص آیه 100 سوره اِسراء چنین آمده : بگو اگر شما مالک خزینه های رحمت پروردگار من بودید در این صورت نیز امساک می کردید مبادا انفاق مایه تنگدستی شما شود و انسان تنگ نظر است(قُل لَوانتم تَملِکُونَ خَزائِنَ رَحمَهِ رَبّی اِذا لامسکتُم خَشیهَ الاِنفاق و کانَ الاِنسان قتوراً )، و بموازات این حرص ژرف، و عمیق حسد حاسد است(وَ مِن شَرّ حاسِدٍ اِذا حَسَد 5 سوره فلق).
اگر دیگران داشته باشند و او نداشته باشد، حسود نه تنها تا کشتن محسود پیش می رود و فرمان «اُقتُلُوا یوسُفَ»آیه 9 سوره یوسف، - صادر می کند، از آن بالاتر نابودی خود از خدا می خواهد تا از آتش حسد برهد، در آیه 32 انفال از بدخواهان رسول خدا چنین آورده : و هنگامی که گفتند پروردگارا این حق است و از طرف تو است بارانی از سنگ بر ما از آسمان فرود آر، یا عذابی دردناک بر ما بفرست: (اللهُم اِنّ کانَ هذا هوالحق مِن عِندک فامطِر عَلَینا حجازَه مِنَ السماءِ اَوِ ائتِنا بِعذابٍ اَلیم).
درباره عمق کینه و عداوتی که در برخوردها پیدا می کند در آیات 62 و 63 سوره انفال آنجا که یاری و نصرت خود را به پیغمبرش خاطرنشان می فرماید چنین می گوید : اگر بخواهند درباره صدمات تو خدعه کنند خدا برای تو کافیست که تو را با یاری خود و مومنان تقویت کرده، و دلهای آنان را با هم الفت داد، اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی توانستی، ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد، او توانا و حکیم است. خَیرٌلِلَذینَ یُریدونَ وَجهِ اللهِ ثُمَّ کانَ مِنَ الَذین امنوُا و اتواصوا بالصبر و تو اصوا بالرحمه (17) عطف به فلا اِتَحَمَ العَقَبَه است . یعنی بس از عبور از عقبه که همان فکّ رقبه و اطعام به ایتام و مساکین است باید توام با ایمان به خدا و وعدهای خدا باشد و تقرب و رضای او هدف باشد تا اعمال و انعامها عاری از ریا و شرک وحتی عالی از توقع شکرگزاری فقیر باشد. «فاتِ ذَی القربی حَقَه وَ المِسکینَ وَابنِ السَبیل ذلِکَ خَیرٌلِلَذینَ یُریدونَ وَجهِ اللهِ وَاولئکَ هم المفلحون 38 روم »
وَاَتَّقوُا الله لَعَلَّکُم تُفلِحون و پس از ایمان فردی ارتباط با هم لازم است تا پایه اجماع مومن شکل گیرد. در آیه 200 آل عمران است : یا اَیُّها الذینَ امنوا اِصبِروُا وَ صابِروُا وَ رابِطُوا وَاَتَّقوُا الله لَعَلَّکُم تُفلِحون) و همدیگر را توصیه به صبر و مرحمه نمایند. - گذشت از خود برای رفاه دیگران مخالف با هواها و کششهای نفسانی است لذا باید هشیار بوده و مددکار یکدیگر، در برابر انگیزه های فردی و بی مهریها به شکیبائی و رحمت توصیه کرد و از همدیگر پذیرا بود تا پیوسته این دو خوی عالی که صبر و رحمت است بیدار و فعال بماند، «مُحَمَّد رَسولَ الله وَاَلَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکفارُ رُحماءِ بینهم ... آیه 29 فتح » در چنین اجتماعی همت ها برانگیخته شود و برکات از هر سو رو می کند(اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه) و اهل بهشتند، بهشت سرتاسری، (وَاَلذینَ کفَروُا بِایاتِنا هُم اَصحابُ المَشئَمِه19 عَلیهم نارٌ موصَدَه 20). اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه در قرآن متجاوز از هفتاد مورد تابلوهائی از بهشت و جهنم ترسیده نموده است و جالب اینکه تکراری نیست و در هر مورد به نحو خاصی مطلب را آنچنانکه هست رسانده، در این سوره مبارکه نیز پس از بیان و ترسیم مشخصات اهل بهشت و خلاصه نمودن آن مشخصات با جمله «اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه» به حکم مقابله تابلوی اهل جهنم را ترسیم می نماید با آیه 19 و 20 : و کسانیکه به آیات ما کافر شدند آنان افرادی شومند، بقرینه پیوستگی و تقابل آیات چنین توضیح می شود کسانیکه به آیات هدایتی و قدرت ادراک و بیان «عَینین و لسانا و شفتین و هدیناه النجدین» ما بی اعتناد شدند و از اقتحام در عقبه تکلیف روی گرداندند و به آزاد کردن گردنها و اطعام نپرداختند و به اجتماع ایمانی نپیوستند و همدیگر را بصبر و رحمت توصیه ننمودند همین ها اصحاب شوم«مشئمه » هستند. اینان وجودشان شوم و ملازم با شئامت است و با استکبار و تکروی روزنه تابش نور حیات و دریچه نسیم رحمت را بر روی خود و دیگران بسته اند، آتش فراگیر و دربسته را برای خود و جمع فراهم ساخته اند«عَلَیهِم نارٌ موصَدَه». در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم کسی که در نماز واجب سوره «لااُقسِمُ بِهذا البَلَد» را بخواند در دنیا از صالحان شناخته خواهد شد و در آخرت از کسانی شناخته می شود که در درگاه خداوند مقام و منزلتی دارد و از دوستان پیامبران و شهدا و صالحان خواهد بود.(منبع تفسیر سوره البَلَد- کتاب انسان در آتش به قلم آیت الله فاطمی رحمه الله علیه ) برچسبها: تفسیر سوره البَلَد
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 20:25  توسط ازشاگردان ایشان
|
قرآن آسان است،قرآن كريم پايه و اساس درس ما است
-قرآن عهد خداوند با بندهاش است، قرآن را بايد تا خواند حلال و حرامش، حقوق زن، فرزند، و غيره را بدانيم. طبق حديث حضرت علي(ع): برهر مسلماني واجب است روزي پنجاه آيه از قرآن را بخواند. - كتابهاي آسماني از قيوم ميآيد چون قيم عالم است، لذا بايد كتابي بفرستد والا هرجومرج ميشود، لذا كتاب را فرستاد تا حق از باطل روشن شود «نزل عليك الكتاب» آيات قرآن هريك صندوقچهاي از معارف الهيه است با بيان، توضيح و تفسير اهل بيت عليهم السلام. - قرآن تكهتكه آمده، تا در دلها بنشيند چراغ قرآن است. - اشارات قرآن قسمت مهم اين كتاب كريم است. -قرآن در خيلي جاها با اشارات سخن گفته در سوره مباركه شمس با اشاره سخن گفته. در اين سوره مباركه كه جلو انداختن فجوربر تقوي همين معنا را ميرساند: (فالهما فجورها و تقويها- آيه 8).
- بعضاً در قرآن در يك آيه حقايق زندگي انسان را از اول تا آخر ترسيم كرده. آيه 185 آلعمران دقت كنيد: « هركس چشنده مرگ است و شما پاداش خود را به طور كامل در قيامت خواهيد گرفت، كسي كه( توانست از آتش دروني رهيده و از فجور و اسارت خود خلاص شود) در بهشت درآيد پيروز شده است و زندگي دنيا چيزي جز متاع فريب نيست. -فهم و درك قرآن همانقدر سهل و آسان است كه عرب درس نخوانده در محضر رسولخدا(ص) با يكبار شنيدن آيات ميفهميد و عقيده ميكرد و متعهد به اجراي دستوراتش ميشد، در جائيكه ابهام به نظرش ميرسيد يا در آيات متشابه، كلام رسولخدا(ص) توضيح و تفسير ميكرد در زمان ائمه اطهار عليهمالسلام نيز به همان كيفيت كلمان آن حضرت را مردم كوچه و بازار كه اكثر آنها درس نخوانده بودند ميگرفتند و نقل حديث ميكردند. - كسي اگر كمترين آشنايي با روايات و راويان احاديث كه همان اصناف، خياط، حداد، عطار، بزاز، طحان بودند داشته باشد اين را خوب ميفهمند. اما غيرعرب زبان مانند ما ايرانيها، طبق تحقيقي كه به عمل آمده بهترين راه براي يادگيري زبان خارجي خواندن متن و روزنامههايي به زبان مورد نظر ميباشد و خوشبختانه مسلمانان دنيا در هر زباني متعهد هستند كه قرآن بخوانند حداقل در هر روز پنجاه آيه. غیر عرب زبان مانند ما ایرانیها یکمقدار مقدمه لازم است تا حدودی، درباره صرف و نحو تا جائیکه ملکه کل فاعل مرفوع و کل مفعول منصوب و کل مضاف الیه مجرور با توضیحی در پیرامون آن که با یک دوره جامع المقدمات تأمین می شود و واردخواندن کتابت عربی مخصوصاً قرآن کریم و روایات اهل بیت در پیرامون آیات کریمه که طبق تحقیقی که در این باره شده است. - بهترین راه برای یادگیری زبان خارجی(عربی) خواندن متن و روزنامه های بزبان موردنظر می باشد و خوشبختانه مسلمانان دنیا در هر زبانی متعهدند که قرآن بخوانند و با تکرار قرائت آشنائی حاصل می شود بدون احتیاج به قواعد صرف و نحو که در حدیث آمده خیلی خود را در این امور معطل نکنید، چه قرآن بزبان مردم عادی و عامی و بطور آسان نازل شده است(وَلَقَد یَسّرنَاالقُرآنَ لِلذِّکر فَهَل مِن مُدِّکّر از سوره مبارکه قمر آیه 17) بطور مکرر آمده است یعنی ما قرآن را برای یادگیری و تذکر بسیار آسان کرده ایم آیا هست کسیکه متذکر شود . -در وصيتنامه حضرت اميرالمؤمنين به فرزندش در اين باره چنين آمده: انسان ناآرام و بيثبات است پيوسته از عوارض داشتنيها و نداشتنيها رنج ميبرد فقط درس انبياء است كه او را در حال (داشتن و نداشتن) آرام و تثبيت مينمايد و به خطاب: « يا ايَّتها النَّفسُ المُطمئنَّه اِرْجعي اِلي ربك راضيه مَرضيه فَادخُلي في عبادي و اُدخُلي جَنَّتي » (سوره فجر/آيه 30) مشرف مينمايد. ترجمه)):هان اي نفس مطمئنه، به سوي پروردگارت كه تو از او خشنودي و او از تو خشنود است بر گرد و در زمره بندگان من درآي و به بهشت من وارد شو. )). - خلاصه فقط درس قرآن است(وآنچه در تبع آن باید آموخت)، اخلاق قرآن، بهداشت قرآن، تاريخ قرآن، اقتصاد قرآن، احكام قضائي قرآن، كسب تجارت قرآن، حلال و حرام قرآن روانشناسي قرآن، جنگ و صلح قرآن، بايد و نبايدهاي قرآن است كه حل مشكلات بشريت را كفايت مينمايد. -انسان در آتش است شعلههاي حرص و آزش همواره او را كَبَد و زحمت و تعب قرار داده خود و ديگران را عذاب ميدهد و ميسوزاند سوره مباركه « البلد» است كه به راه آرامش هدايت ميكند و عذاب رنج و تعب را از او بركنار نموده و منشأ خيروبركت در زمره (اُولئكَ اَصحاب المَيمَنه 20 البلد) قرار ميدهد. دراین بخش تنها به آوردن تفسیر کوتاهی ازچند سوره قرآن کریم ازآثار وبیانات ایشان اکتفا می نماییم به امید رضای حق. برچسبها: قرآن آسان است
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 20:22  توسط ازشاگردان ایشان
|
نکاتی ازسیره نظری ،عملی و اخلاقی ومعنوی آن فقیه وعارف الی الله ، از بیان دیگران
* اصل اساسی، برنامه و هدفشان در زندگی حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه بندگی خدا و اطاعت از فرامین الهی بود . * دائماً به یاد خدا بودن از خدا بودن و برای خدا بودن، ادای تکلیف و پیروی از راه پیامبران، ائمه اطهار و اولیای الهی . * تقیّد بر نوافل بویژه نافله های نمازهای واجب خصوصاً نافلۀ شب و بیداری سحرگاهان و بین الطلوعین و توصیه به انابه وزاری و استغفار به درگاه خدا. * توجه و آرامش، عندالله و عندرب از ویژگی های نماز آن عبدصالح پروردگاربود . * راضی به رضای خدا بودن، سپردن امور به خداوند در عین انجام وظیفه شرعیشان و توکل به او . * روح لطیف والا و نورانی، استحکام اندیشه، جامعیت و کامل بودن شخصیت وجودیشان . * تاکید خیلی مومنین هیچ رذیله اخلاقی در وجود آن پیرو حقیقی قرآن و اهل بیت ندیده اند. * مروّج انتظار و امید به فرج حضرت بقیه اله الاعظم(عج) . * صداقت، عشق و صفا در زندگی محبت و یاری مسلمین و شدت در مقابل کفار و هوشیاری در مقابل منافقین. * حمایت و پشتیبانی از نظام اسلامی و مبارزه با کفر، شرک، نفاق، التقاط، دنیاپرستی، هوی پرستی،وها بیت، بدعتها و صوفی گری . *مکاشفات متعدد، کرامات، دائم الذکربودن طی الارض. شهود. حالات معنوی خاص، دیدار اهل بیت درمکاشفات الهامات ورویاهای صادقه که از سیره اولیا الهی است . پیامهای اهل بیت(س) به ایشان توسط خوابهایی که برای اهل ایمان پیش آمده، علم کتاب و آگاهی داشتن از اعمال و اخبار افراد، قوت قلبی حیرت آوریشان فوق العادگی ها و ... که اساس تمام مطالب فوق توسط آیات و سنت اهل بیت علیه السلام قابل اثبات می باشد و از نمونه های آن در بخش کرامات این نوشتار آمده است . * ساده زیستی، عدالت، صفا، عشق و دلباختگی به اهل بیت(س) و ترویج و تبیین دین مبین اسلام با چاپ نشر کتب،مقالات، ایراد سخنرانیها و ... آگاهی داشتن از اخبار و مطالب روز بوسیله مطالعه جراید و ... * تلاش در امور خیریه، دستگیری از فقرا، سائلین و درراه ماندگان و یتیمان. *ایشان مصداق « المطیع لله و رسوله » بوده و کوهی است از مقام توحیدو عظمت خداوند. خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : « ... برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کرده اند،(و از این سرمایه ها، در راه مشروع و حق و عدالت استفاده می کنند ) در نزد پروردگارشان، باغهایی است که نهرها از پای درختانش می گذرد؛ همیشه در آن خواهند بود و همسرانی پاکیزه و خشنودی خدا(نصیب آنهاست) و خدا به امور بندگان بیناست.» سوره مبارکه آل عمران آیه 5 * ایشان را طبق معیارهای منابع دین همیشه در حالات نفس مطمئنه راضیه و مرضیه دیده ایم و از ایشان حتی یک حالت نفس لوامه و کوچکترین اماره ای دیده نشده است . * ساختن مسجد حضرت امام حسن علیه السلام نازی آباد، تأسیس صندوق قرض الحسنه و مکتب القرآن کریم. * وفای به عهد، امانتداری حیا و عفت، حسن ظن به خدا ومردم، خود را از همه پایین دانستن طبق روایت، درایت و تدبیر، شوق و عشق به خدا، تکامل فکر و اندیشه . * توکل به خدا که طبق روایت توکل واقعی نترسیدن از غیرخداست، جهاد با مال و عمر و فرزند در راه حق در مقابل کفار، مشرکین، منافقین و انحرافات و بدعتها و کج رویها و ناعدالتی ها و ... شکرگذاری خداوند در کلام و عمل، صبر وعدالت و احسان و دیانت خاص ایشان، احترام و ادب فوق العاده در مقابل بندگان خداوند که زبانزد عام و خاص ، صداقت، استقامت در راه خدا، تواضع و فروتنی، برقراری صلح و آشتی در بین برادران و مسلمین خود. * پرهیز از جهل و گناه و معصیت ها، رذایل اخلاقی ازجمله تکبر، حسد، طمع، حرص، دروغ، غضب، قساوت قلب، حقه و کینه، تعصب ناروا و ... * او به معنی واقع قهرمان ارزش های انسانی بود. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در روایاتی چنین فرموده اند«دو حدیث» : « اولیاءِ خدا سکوت کنند و سکوتشان تفکر باشد و سخن گویند و سخنشان ذکر باشد و نظرشان عبرت است و نطق شان حکمت باشد، راه رفتنشان میان مردم برکت است اگر خدای برای آنان اجلی مقرر نفرموده بود از ترس عذاب و شوق به ثوابت ارواحشان در اجسادشان نمی گنجید.» «هرکس خدا و عظمت او را بشناسد، دهانش از سخن و شکمش را از طعام باز می دارد و خود را به نمازو روزه مشغول سازد.» (مأخذ دو حدیث:رساله لقاء الله ص 198) . * وجودش واله جمال ازلی، کاشف رموز اهل یقین، غواص بحر مکاشفات، مظهر راه هدایت، لعل دریای ولایت، گوهر دریای معرفت، صاحب اسرار حقایق عظیم الهی، مست شراب الهی است. * از ویژگیهای ایشان است کسب رضای خدا، رحمت، مغفرت، احسان ویاری الهی « کسانی که به خدا و رسولانشان ایمان آوردند، آنها صدیقین و شهدا نزد پروردگارشانند؛ برای آنان است پاداش(اعمال) شان و نور(ایمان) شان و ...» سوره مبارکه حدید آیه 19 * از دیگر خصوصیات آن مهذب درگاه الهی،تاکید داشتن بر سبک نگهداشتن معده، تأکید بر رعایت حقوق دیگران (پدر،مادر،همسر،... ) صله ارحام، سجده های طولانی، انفاقهای دائم البته به حد میزان، و نیز می فرمودند : «انفاق را به نیت بدهید، برای دیدار، لوجه الله بدهید.» در مورد فقیری که مراجعه می کند می فرمودند : اگر کسی آمد تا سه فقیر را صدقه بدهید، فقیر چهارمین را بگو خدا بدهد(3 بار در روز کفایت می کند) و در مورد سائل فرمودند : «سائل کسی است که در خانه و کناری می نشیند و نمی گوید ندارم.» آیت الله فاطمی دام ظله فرموده اند: « انسان یا رو به سوی رضای خداست یا به سوی غضب خدا » و در بیانی دیگر فرموده اند : « باید همه کارها برای خدا، در راه بندگی خدا باشد: ازدواجش، کارش، خوردن و خوابیدنش، عبادتش و ... و باید از تمرّد وتخطی دوری کرد.» و همچنین این مطلب را فرمودند که:«پیامبران آمده اند که انسان در خط رضای خدا باشد، یهدی به اله صله». * حال تسلیم و رضا، والۀ جمال الهی، بشارت و انذار، احیاگر در دین، رعایت واجبات و محرمات، مستحبات و مکروهات ایشان در بیانی فرمودند : «من یک طلبه هستم.». * ترویج معارف الهی،پیروی حقیقی از قرآن و اهل بیت همچنین معظم له در کلامی فرموده اند : «ما سرباز امام زمان(عج) هستیم». *تقلید دائم به قرآن(خواندن، مفاهیم و تدبیر و ... در آن جمله زیر) عبارات ایشان می باشد : « قرآن عهد خدا به بنده اش است، قرآن نخوانی، حلال و حرام، حقوق زن و بچه، حقوق همسایه و ... نمی دانی. روایت حضرت علی علیه السلام است که: به هر مسلمان واجب است روزی 50 آیه قرآن بخواند » . و تاکید داشتند به روایات مربوط به آیات - معظم له جلسات متعدد قرائت و تفسیر قرآن کریم دارند و در طی بیست و چند سال اخیر در شهرستان ورامین (جز در موارد استثناء) تعطیل نشده حتی در شبهای قدر وغیره. * او جمال اولیاء کامل، اسوه معنویت و ملکات الهیه، حریّت علمی است . * بودن با بزرگانی چون : علامه محمدتقی جعفری، آیت الله شهیدبهشتی، آیت الله نوری همدانی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت میرزاجوادتبریزی- آیت الله سیدموسی شبیری زنجانی، آیت الله شربیانی، آیت الله ملکوتی، علامه سید مهدی لاجوردی، علامه سیدمحمدحسین تهرانی وغیره . * از جمله مسائلی که در مقابل آن موضع شدید دارند(و راه و روش پیامبران را می آموختند ) :مبارزه بدعتها افکار التقاطی، انحرافات،تحجر،صوفی گری،کفرگرایی،نفاق، دنیاپرستی،تهاجمات فرهنگی، شرک،غرب گرایی و تقلید محض از غرب، تکبروخودپسندی و ... * ایشان از عباراتی که می فرمودند : اینکه « عزت در اسلام است، در سیره و زندگی پیامبر است در سیره اهل بیت است، هی نگویید غرب دنیای پیشرفته است، اینها چه پیشرفتی کرده اند، معادلات طبیعی زندگی بشری را به هم زده اند، کارها را خراب کرده اند، دین و آخرت را رها کرده اند که چه؟ دنیا را می خواهند بسازند کی پیغمبر و اهل بیت اینطور بودند، غرب دنیای دنیاپرستی است، آنها صفا و جهان بهشت گونه زمین را خراب کرده اند، نگویید آنها پیشرفته اند، یک عده کافر، شارلاتان، نباید الگوی بشریت شوند. زندگی ما باید زندگی محمد و آل محمد صلی اله علیه و آله باشد. » * ترویج آیین و سنت های اهل بیت علیهم السلام بویژه پیامبراکرم(ص) در بین مردم، در افکار، اعمال واخلاقیات و دوری از تعصب و جمود. * سربلند دانستن اسلام و مسلین واهل ایمان در جهان و نفی سرشکستگی آنان . * اسوه اخلاق و ادب، تقوی،وارستگی، فرزانگی، عظمت، علم و دانایی، عمل و تقوی و یقین، تواضع و فروتنی، تلاش و جهد، خدمت، پاسداری از دین، توجه به خدا، پیروی از اهل بیت و در یک جمله، ایشان اسوه بندگی خداست . که در شهرستان ورامین معروف است که معظم له تمام اعمال، افکار و اخلاقش تماماً مطابق آیات، روایات و سیره اهل بیت علیهم السلام است . * توصیه به انابه و زاری و استغفار به درگاه خدا، برپاداشتن نوافل بویژه نافله شب. * داشتن تفکرناب الهی در عرصه اندیشه و عمل و اخلاق بر گرفته از مکتب قرآن و اهل بیت از ویژگیهای آن مرد الهی است . * ایشان تقید به این مطلب داشتند که نباید وجهه روحانیت و مرجعیت دینی را خراب کرد . *تقدید ایشان به شرکت در مجالس(وعظ،تولد،روضه و عزاداریها)اهل بیت علیهم السلام. * ما ایشان را هر روز در حال تکامل علمی، روحی و ... دیده ایم . * ایشان یک الگوی کامل رفتاری است برای خودسازی که می توان از آن پیروی کرد . * تقیّد ایشان به عبادات، سحرخیزی و برنامه های متعدد عبادی که هر روز اجرا می نمودند. . * دست گیری مستمندان،فقرا و مساکین، از ویژگیهای بارزشان می بود. *توصیه به 3 برنامه به همه برای اخودسازی و تزکیه و کسب مراتب و عرفان واقعی: 1- نافله ها 2- ادای حقوق دیگران3- سبک نگه داشتن معده(متوسط و کم غذاخوردن وبین وعده های غذایی چیزی به عنوان غذا نخوردن نه چیزهای کم مثل چند میوه وآب و...) . * از افکار و حرکات و سکنات و اعمال و رفتارشان ثابت شد ایشان در یک حالت خاص معنوی و مطمئنه دائم می باشند. * چهره نورانی و الهی این مردم الهی هر بیننده ای را متوجه و مجذوب خود می کند. * ایشان هم از نظر عملی و فقاهتی و هم از نظر کمالات روحی و معنوی در بین علماء وفقها جایگاه ممتازی قرار دارند. * تقریر کتب،بررسی و تحقیق و فعالیتهای علمی و نوشتاری هیئت و نجوم از نکات بارز فعالیتهای علمی و فقهی ایشان می باشد. از جمله نتایج آن ساختن دستگاه افلاک نما است. *از یقینیات واطمینان قلبی ایشان آنکه می فرمودند در پاسخ سئوال که :در زندگی یکبار هم به خدا شک نکردم. * در ورامین معروفست می گویند آیت اله فاطمی افکار، اعمال و اخلاقش تماماً مطابق آیات و روایات است. * تشریک مساعی با بازماندگان گذشتگان و شرکت در مجالسشان که دعوت نموده اند و .. * اعتقاد راسخ به دین و عمل کامل به برنامه دین و اخلاقیات، عالم به دین، عامل به دین، یقین و اطمینان ایشان را به جرأت می توان تصور کرد. * نویسنده اوراق به صراحت این مطلب را می گویند که : سالهای زیادی که شناخت و آثاری از ایشان داریم (در تمام اعمال و سکنات و رفتار و اخلاقیات و ... ) در وجود این اسطوره دین داری اشکال و گناهی ندیده و او را مصداقی بارزی از و پیروی از قرآن و سنت یافته ایم . * در سیره عملی آن بزرگوار همین بس که می توان ایشان را مصداق آیات و روایات بسیار زیادی دانست ایشان به معنی کلمه یک انسان کامل است . * از ویژگیهای ایشان صداقت، اخلاص،صفای باطن، پاکی روح، اعتدال روحی و آرامش خاص که در آن بزرگوار دائماً دیده شده که بر همگان آشکار است . * در علم، در عمل، تقوا و ورع زبانزد عام و خاص بود. * ایشان می شود گفت عین تقوا و مجسمه تقوا بود. * عالمی برجسته مجتهدی مسلم و دانشمندی شایسته و مهذب و باورع و متقی و پارسا و دائم الذکر و مورد توجه افاضل مدرسین و دانشمندان حوزه علمیه و مورد وثوق و اعتماد مردم می بود. * ایشان یک عمر طولانی در سیروسلوک و استقامت در راه بندگی خدا و انجام وظایف داده اند.و به تجربه ثابت شد اگر انسان موفق می شد در نمازهای ایشان شرکت کند، مایه برکت زیادی در زندگی اش می گردید . * ایشان از جهت علمی هم در فقه و هم اصول در یک مرتبه بالایی در میان فقهای شیعه قرار داشتند . و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله ای بالاتر از آن بیان ناقص ماست. * سزاوار است درباره وجود ایشان کتابها نگاشته و آثار مختلف تهیه گردد. * در روایات آمده : « هر کس عالمی را در چهل روز زیارت نکند قلبش می میرد» و همچنین« زیارت علما در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گردخانه «خدا» می باشد. "بحارالانوار ج 1 ص 205 روایت 33 " ایشان مصداق بارز « عالم » هستند و صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود نورانیت، تقوا و موعظه است، و انسان آثار ملاقات با ایشان را بعد از ملاقاتشان راحت در خود احساس می کند. و این هشداری است برما . چهره اخلاقی و معنوی آقا خیلی کارساز است. * تقوایشان را با تقوی می پوشاند که خود مطلبی است در معنویت. * ایشان فوق العادگی ها و مقامات معنوی خود را کتمان می کردند. * در همه مسائل علمی خود فوق العاده دقیق بودند . * اهتمام در مسائل عبادتی و معنوی. * یکی از مطالب سیره نظری ایشان این بود که می فرمودند : « من به این مطلب رسیده ام که تاریخ تکرار می شود . » * ایشان می فرموند: « کارمعاویه هاست، دنیا را زینت می دهند، زینت دنیا، زرق و برق دنیا و ... » *ایشان گاه که سائل یا فقیری و نیازمندی مراجعه می کرد که آقا می دانست واقعاً نیاز دارد مبلغ زیادی مثلاً هزار یا هزاران تومان به او می دادند. و برعکس وقتی جوانی که از روی تنبلی خود و سستی پول درخواست می کرد آقا می دید چند سکه می گذاشت وسط جلسه قرآن، به افراد هم می گفت مثل این تعابیر:«یه چیزی بدهید» جمعاً چندصدتومان هم می دیدی جمع نمی شد، اینطور با این رفتار ایشان را تربیت می کرد و انذار می کرد که باید بروی کار کنی دست خود را جلوی کسی دراز نکنی. * ایشان فرموده بودند صبح روزهای پنجشنبه در مسجد روضه باشد.سخنرانان و وعاظ از مجمع الذاکرین شهرستان ورامین تشریف می آوردند، و مجلس برپا می شود و خود آقا هم تشریف دارند. * از جمله خصوصیات ایشان ، احترام گذاشتن به شیعیان و پیروان و محبین اهل بیت بود که بارها دیده شدکه ایشان تمام قد جلوی یک فرد معمولی پا می شود. و دست روی سینه می گذارند و ... * از سنت های ایشان دعای بعد از صرف غذا بود که بارها و بارها در جلسات هیئات دیده شده بود، و معمولاً این عبارات در آن دعاها بود: «بارالها احسان محسنین را قبول بفرما، خیر و برکاتت را نازل بفرما، شر و بلیات را دور بفرما – از صاحب احسان به کرمت قبول بفرما » * ایشان به این مطلب بارها تأکید داشتند که بدانیم فرهنگ غرب، رنسانس چه بلایی به سر اسلام آورده است مثلاً می فرمود قطار یا ماشین و هواپیما سوار شو ولی لعنت هم بکن سازنده غربی آن را و می فرمودند : «صنعت و ... اینها بازی است، آنان که می گویند دنیا را آباد کنیم، اینها بازی است، فریب است، امام صادق علم را تمام کرده، قطار سوار شو ولی سازنده غربی آن را لعنت کن، باید لعنت کرد سازنده غربی قطار، موتور، ماشین، هواپیما و ... را »و همچنین مثل این عبارت . * از سیره رفتاری ایشان بود که آب را سه مرتبه می خوردند و با حالت مکش و در مورد شیر می فرمودند باید با مزه مزه کردن شیر را خورد. بعدها روزی در سنن نبی علامه طباطبائی رحمه الله علیه دیدم که از سیره نبی اکرم حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله آورده بودند که ایشان آب را با مکش میل می فرمودند و پرهیز می فرمودند که سر کشیدن آب در آینده درد جگر می گیرید..از بعدطب هم این مطلب به اثبات رسیده است. * از جمله توصیه های ایشان برای تزکیه و بندگی خدا 5 توصیه زیر بود: ( که در یکی بیان فرمودند) : 1- نماز 2- قرآن(50 آیه در چند نوبت) 3- ذکر 4- تزرع5- کم غذا خوردن و همچنین است توصیه به موارد و مطالب زیر : « دائم به یاد خدا بودن ، اینکه عالم محضر خداست، مدیریت برای اوست، قبول نداشتن و ارتباط نداشتن با کفار وهوشیاری در برابر منافقین، نزدیکتر به انسان از خدا کیست؟ ، خوردن و نوشیدن برای رضای خدا باشد نه نفسانیت ، گوشت کم خوردن، انجام تکلیف نماز و عبادت، پناه به خدا، خواستن ازخدا و رجوع به خدا ارجعی الی ربک، ناله، امر به معروف و نهی از منکر، فکر اصلاح مفاسد جامعه بودن. * از توصیه های ایشان این بود که می فرمودند : « زندگی پیغمبر را (باید) بدانیم، زندگی علی(ع) و یازده امام(دیگر را ) را تبعیت کنیم » و می فرمودند : « الگوی زندگی ما محمد(ص) و آل محمد(ص) باید باشد . » و همچنین در شرح دعای 25 ماه مبارک رمضان سال 1384 شمسی می فرمودند : « خدایا توفیق بده به من به سنتهای خاتم پیامبرانت را تبعیت کنم . سنتهای پیامبران، پیغمبرت را بگیریم، یکی از درسهای ما قرآن است . بعد از آن عمل محمد(ص) و آل محمد(ص) است، چقدر می خوابید، چقدر میخورد، آنکه معروف است همه می دانیم، اگر تبعیت کنیم به این پیغمبر نه به طبیب و دکتر نیاز داری، 150 سال عمر کن، دستورات خیلی ساده است، کسی که غذایش را اندازه بخورد اصلاً مریض نمی شود، همین نماز شب چقدر توصیه شده، ... » * نوه ایشان نقل می فرمودند که بعضی وقت ها با، بابا(آقا) جمع می شودیم در خانواده، در مورد علم روز صحبت می کردیم و هر کس نظرش را می دهد، آقا به صله رحم اهمیت می دهد و بابا اذان را خیلی اهمیت می دهد، صبحها آقا منزل و قبل از آمدن مسجد اذان، می گویند بعد می آیند مسجد . * ایشان زیاد مردم را از پرخوری پرهیز می دهند و می فرمودند : « پرکردن شکم برای اهل جهنم است » . * ایشان به پاکیزگی مساجد اهمیت زیادی می داد و می فرموند«مسجد باید باز باشد، یک دوم تمام مسجدهای ایران کثیف است . این درد ماست» و می فرمودند : «کسی که مسجد را باز نگه دارد از مُعَمِّر مسجد است . » * از عبارت ایت الله العظمی فاطمی رحمه الله علیه در مورد عمل صالح ؛ « عمل صالح آن است که برای خدا باشد» « این ایمان است که جلوی انسان را می گیرد» ،«پناه بر خدا ما یک لحظه اش را نمی توانیم، (عذاب جهنم را تحمل کنیم) » «رحمت خدا چیست ؟ همش خیر، همش زیبایی، همش لذت، نور و ... » . * ایت الله فاطمی رحمه الله علیه در توصیف بهشت و جهنم در این دنیا می فرمود : « مرگ پل عبوری است از این دنیا به آن دنیا، اگر کسی در این دنیا در بهشت باشد (حالت بهشتی داشته باشد) با مرگ به بهشت وسیع تری می رود و کسی که در این دنیا جهنمی باشد با مرگ به جهنم وسیع تری می رود . * ایت الله فاطمی کار را عارضی می دانند، و یک تفریح و می فرمودند : « بچه مسلمان(مومن) بیکاری ندارد، رسیدگی به پدر و مادر پیر، فقرا، کار...(یک لحظه وقت خالی ندارد) که مشغول شود به گناه و ... ) . » * ایشان تأکید بر آرامش دارند که با پیروی زندگی محمد(ص) و آل محمد(ص)و الگوگیری از آنها حاصل می شود نه با زندگی غیرالهی و می فرمودند : «مزاج انسان با آرامش است،(با آرامش) قرین است، آرامش از خداست، عجله از شیطان است، (انسان) چقدر(می تواند) بدَوَد، بعد می بُرد» . * از دعاهای ایشان بعد از یک جلسه قرآن : « خداوند ایمان ما را قوی نگه دار، اخلاق ما را قرآنی قرار بده، قرآن را شفیع ما قرار بدهد.» آقا در مورد وصیت نامه می گفتند : « به هر مکلف لازم است وصیت نامه داشته باشد،من 50 سال است که وصیت نامه را نوشته ام و هر وقت لازم باشد تغییر می دهم، حساب فلان کس را داده، خط می زنم و اگرباشد اضافه می کنم، شب شاید سرگذاشتم و ... » * یکی از مسجدی ها این مطلب را گفت و دیگری هم تأیید می کرد : آقا بیست سال است دائماً برنامه اش همین است ،شب شنبه، یکشنبه ودوشنبه تفسیرقرآن، شب سه شنبه قرائت حمد وسوره و اشکالات نماز(آموزش نماز)، شب چهارشنبه و پنج شنبه احکام ، شب جمعه اصول عقاید . * آقا علاوه بر جلسات بالا 2 جلسه تفسیر در صبح بعد از نماز صبح و دومی بعداز جلسات مسجد در شب دارند (که قبلاً) بین ساعات 10 تا 12 بود. و معمولاً هر جلسه نزدیک 40 دقیقه طول می کشد که تابحال شاید 4 یا 5 بار آقا قرآن را تفسیر کامل گفته اند. که معمولاً در هر جلسه یک آیه یا دوآیه یا نهایتاً پنج و شش آیه را تفسیر می کنند. ولی معمولاً 1 یا 2 آیه است . این دو جلسه تقریباً از سال 76 برگزار می گردد. و همچنین از جلسات آقا جلسه تفسیر قرآن مسجد خاتم الانبیاء است که در منزلهای اهل مسجد برگزار می گردد. قابل ذکر است که قبلاً آقا جلسات فقه (لوامع صاحبقرانی و بعداً کتاب لمعه دمشقیه راگفته اند ) . * آقا می فرمود به دوستانمان که دعوت می کنند سر می زنیم . * عطر زدن و خوشبوکردن خود بویژه قبل از نماز ظهر از ویژگیهای آقا است و ایشان عطر گلها را (عطر طبیعی) سفارش می کنند . * نوه آقا، سیدمحمدحسینی نقل فرمودند که : « بابابزرگ به نماز شب و قرآن خیلی اهمیت می دهد و خانواده هر وقت دور هم جمع می شویم قرآن می خوانیم و تابحال ده یا بیست بار ختم قرآن کرده ایم که هر کس 2 آیه می خواند». * صبر و تحمل وعجله نکردن در کارها و هر کار را در جای خود انجام دادن از جمله خصوصیات وجودی ایشان می باشد و می فرمودند : عصر ما عصر عجله است. * ایشان می فرمودند به این مضمون که عده ای عقل معاششان(کسب و تجارت و پول درآوردن خوب است ولی عقل معاد ندارند. * از مومنین نقل کردند که : وقتی خدمت حضرت آیت ا... فاطمی رحمه الله علیه عرض کردم؛ آقا فلان بیماری را دارم چه بخورم تا خوب شوم؟ آقا با آن تدبیر، زکاوت، تقوی که داشتند فرمود : « چیزی نخور» یعنی کم بخور . بارها شنیده شده بودیم که توصیه می فرمودند به کم خوردن و آن را از جمله راه های تزکیه و خودسازی می دانستند و از توصیه های ایشان این بود که 3 کار را توصیه می فرمودند انجام دهیم : « سرتان را خنک نگه دارید، معده را سبک، پاها را گرم (خشک). » * آقا در مورد ازدواج استخاره نمی نمودند مگر در شرایط خاصی، و می فرمودند با مومنین مشورت کنید، خدا کلام خود را در دهان مومنین می گذارد(تا به شما برساند) و آقا در مشورتها بهترین راه حل را در جلوی راه انسان می گذارد. * از جمله اذکاری که از حضرت آقا در بین راهها، در ماشین، شنیده می شد: سبحان الله، سبحانک، ربی الله، ایاک نعبد و ایاک نسعین، یا الله ، ارحم الراحمین، لا اله الا انت و ... » * از توصیه های ایشان ( در ماه محرم 1381 ) این بود که : شاید فردی آینده اش از شما بهتر شد، حتی در مورد مردم فکر و خیال بد، هم نکنید. * آقا می فرمودند : «خدا را با تضرع و ترس یاد کنید مانند فرزندی که شیر می خواهد (از مادر)، (با گریه و نیاز و زاری)،شیطان، بزرگترین دشمن انسان است،فقط نمی تواند بندگان مخلص را شکست دهد . * آقا می فرمودند : « کسی که در روز 3 بار صدقه بدهد کافی است بقیه ایش را بگو خدا بدهد » * ایشان دنیا را برای مومن باغ می دانستند قبل از بهشت موعود آخرت، مومنی که پیرو محمد و آل محمد بود . * غالب، ایشان را در آن سن کهولت مانند یک جوان سرحال و شاداب یافتیم. * آقا در بخشندگی و کرامت، عفو و بخشش شهره عام و خاص و زبانزدند. * ایشان هیچگاه عادت به هوادار جمع کردن ندارند. ایشان آن سیره صحیح که از ائمه اطهار آموخته اند در زندگی پیاده می نمایند. * از سیره عملی ایشان اینکه ایشان هنگام ورود به مسجد قبل از در ورودی مسجد و همچنین در داخلی مسجد می ایستند واذکاری را زیر لب می گفتند و همچنین شخصاً خودشان در مسجد اذان می گفتند تا باعث ترویج اذان و زنده نگه داشتن سنت های صحیح شود. * از نکات جالب سیره ایشان هوشیاری و دقت و حافظه قوی ایشان در مسائل است که بارها و بارها بر ما ثابت شده است * آینده نگری از خصوصیات بارز ایشان است که همراه با شناخت، تدبیر و درایت و سیاست و ... همراه است و حرفی که ایشان می زدند گویا باطن مسائل، آخر خط را می دیدند . * مبارزه باافکار غرب گرایانه، دور از اسلام ناب محمدی، آلوده به مادی گری و هر چه باعث غفلت انسان را از خدا شود . * ترویج و تبلیغ شعائر، برنامه ها و امور مذهبی . * ایشان کوه توحیدبودن واز بعد معنوی دوران حیات بعد دنیایشان(بعد رحلتشان) عین زمان حیات دنیاییشان یکیست. به معنی کامل یک موحد و بنده واقعی خدایند، یک انسان کامل که از جمله عبارات ایشان پیرامون بندگی خدا اینست، می فرمودند:« لذت بندگی خدا بهترین و والاترین مقام است ( از قول معصوم(ع) » و همچنین می فرمودند : «خدا به یک معنی عاشق بنده مومن است، ما هم باید خدا را بیابیم، تعظیم کنیم، خدایا ما را بیشتر دوست بدار، از فراق خداوند ناله کردن، دنیا را پشت سرانداختن، عشق ورزیدن به خدا » و همچنین می فرمودند « مومن شاد است به رحمت خدا » . * توصیه می فرمودند به زندگی ساده و قناعت بودن و می فرمودند « زندگی ساده بس است، قناعت کن، خود او می رساند، توکل به خدا کن » و می فرمودند«توحید یعنی اینکه انسان به جایی برسد که داشتن و نداشتن برای او فرق نداشته باشد . » * از برنامه هایشان برای مساکین، فقرا، بیچارگان و در راه ماندگان از جمله این برنامه ها : تهیه برگه های نان، جمع آوری مبالغ چند نوبت در مسجد خاتم الانبیاء، رسیدگی به وضعیت مردم و مراجعات، حتی می فرمودند : ته مانده غذای عروسی ها و مهمانیها را دور نریزید بیاورید می رسانیم به آنها که ندارند. * تواضع، خضوع و فروتنی در مقابل خداوند در عین صلابت، محکم بودن، توکل به خدا داشتن و نداشتن احساس شکست * آنقدر می فهمیدیم که ایشان دارای باطن و روحی ساخته شده، محکم، قوی، متوکل به خدا ست. * آگاه ، بصیر، خاشع، به یک جمله دارای تمام خصوصیات کمال انسانی بودند در مرتبه خودشان . * دقت فوق العاده در حفظ سلامت و رعایت و مراقبت از سلامتی بدن. * شوخ طبعی ایشان، به کرات دیده بودیم آقا در بیانات و صحبت ها و گاه مجلس رخوت و خستگی و ناامیدی می گرفت با یک لطافت و ظرافت خاصی، جریانی یا موضوعی را نقل می کردند و جمع و جلسه را به وجد می آوردند و شور و لبخند را به جمع هدیه می کردند . * از سفارشات ایشان توجه دادن به « کسب و داشتن اعتدال روحی » است و از بیاناتشان این بود که می فرمودند : « انسان خلاصه دنیاست، انسان عالم کوچک است، همچنان که عالم انسان بزرگ است، تمام زیبائیهای دنیا در آدم است ولی کی حاصل می شود؟ موقعی که آن عدالت را حفظ کند، در موقع غضب و ...اعتدال چیست ؟ انسان سعی کند معتدل زندگی کند، حضرت علی(ع) فرمود : خلقت انسان یکی از عجایب جهان است که اگر اعتدال را رعایت کند به استحکام هفت آسمان می رسد، آن راهی که محمد و آل محمد داشته، انسان را به این حد می رساند، پیامبر فرمود: مسلمانها این آیه را رعایت کنند مریض نمی شوند.« کولو و شربوا، ولاتصرفوا . ان الله لایحب المسرفین » «اگر اهل قبرستان را اگر بیدار کنید می گویند معده، پدرما را در آورد. کسی که اعتدال روحی دارد او با خداست، کنار خدا زندگی می کند، کسی که با خدا است عند ملک مقتدر است، یعنی دائماً خود را بنده خدا می داند . وقتی که در نزد خدا که شد، کسی که کنار پادشاه باشد مضطرب نیست . همیشه زیباست، این زیبایی هم برای آن اعتدال است و برای بود و نبود خود را ناراحت نمی کند . * تالیف دهها اثر در زمینه های عقاید، فقه، نجوم ، هیئت، مسائل اقتصادی، اجتماعی و ... * تدریس، تربیت شاگردان برجسته در حوزه های علمیه که از جمله آنها مرجع عظیم الشان حضرت آیت اله العظمی آقامیرزاجواد تبریزی می باشد. حضرت آیت الله آقا میرزا جواد تبریزی درباره ایشان فرموده اند : «من شاگردی ایشان را کرده ام و از ایشان درسها یاد گرفته ام . » و در جمله دیگر ایشان درباره استادشان فرموده اند : «ایشان آدم تهذیب شده ایست...» * برگزاری جلسات عمومی درس آیت الله سیدجواد سید فاطمی رحمه الله علیه که ازسال 1370ش که تا سال آخر بودنشان در شهرستان ورامین مستمر ادامه داشت: الف) جلسات تفسیر قرآن کریم : 1- جلسه صبحها بعد از نماز 2- جلسه شبها : آخرین جلسه مسجد خاتم الانبیاء ورامین 3- جلسه های بعد از نماز مغرب و عشاء روزهای جمعه، شنبه، یکشنبه . 4- جلسه تفسیر مسجد خاتم الانبیاء روزهای سه شنبه بعد از کلیه برنامه های مسجد به طور سیار در منازل اهل مسجد. ب) جلسه اصول عقاید : پنجشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء. ج) درس فقه. سه شنبه ها و چهارشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء. د) جلسه ق نکاتی چند حاصل شده که آورده می شود(که اساس آنها طبق آیات و سنت اهل بیت عصمت و طهارت(س) و گفتار و حالات بزرگان دین مشخص می باشد.):
* اصل اساسی، برنامه و هدفشان در زندگی حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه بندگی خدا و اطاعت از فرامین الهی بود . * دائماً به یاد خدا بودن از خدا بودن و برای خدا بودن، ادای تکلیف و پیروی از راه پیامبران، ائمه اطهار و اولیای الهی . * تقیّد بر نوافل بویژه نافله های نمازهای واجب خصوصاً نافلۀ شب و بیداری سحرگاهان و بین الطلوعین و توصیه به انابه وزاری و استغفار به درگاه خدا. * توجه و آرامش، عندالله و عندرب از ویژگی های نماز آن عبدصالح پروردگاربود . * راضی به رضای خدا بودن، سپردن امور به خداوند در عین انجام وظیفه شرعیشان و توکل به او . * روح لطیف والا و نورانی، استحکام اندیشه، جامعیت و کامل بودن شخصیت وجودیشان . * تاکید خیلی مومنین هیچ رذیله اخلاقی در وجود آن پیرو حقیقی قرآن و اهل بیت ندیده اند. * مروّج انتظار و امید به فرج حضرت بقیه اله الاعظم(عج) . * صداقت، عشق و صفا در زندگی محبت و یاری مسلمین و شدت در مقابل کفار و هوشیاری در مقابل منافقین. * حمایت و پشتیبانی از نظام اسلامی و مبارزه با کفر، شرک، نفاق، التقاط، دنیاپرستی، هوی پرستی،وها بیت، بدعتها و صوفی گری . *مکاشفات متعدد، کرامات، دائم الذکربودن طی الارض. شهود. حالات معنوی خاص، دیدار اهل بیت درمکاشفات الهامات ورویاهای صادقه که از سیره اولیا الهی است . پیامهای اهل بیت(س) به ایشان توسط خوابهایی که برای اهل ایمان پیش آمده، علم کتاب و آگاهی داشتن از اعمال و اخبار افراد، قوت قلبی حیرت آوریشان فوق العادگی ها و ... که اساس تمام مطالب فوق توسط آیات و سنت اهل بیت علیه السلام قابل اثبات می باشد و از نمونه های آن در بخش کرامات این نوشتار آمده است . * ساده زیستی، عدالت، صفا، عشق و دلباختگی به اهل بیت(س) و ترویج و تبیین دین مبین اسلام با چاپ نشر کتب،مقالات، ایراد سخنرانیها و ... آگاهی داشتن از اخبار و مطالب روز بوسیله مطالعه جراید و ... * تلاش در امور خیریه، دستگیری از فقرا، سائلین و درراه ماندگان و یتیمان. *ایشان مصداق « المطیع لله و رسوله » بوده و کوهی است از مقام توحیدو عظمت خداوند. خداوند تبارک و تعالی می فرمایند : « ... برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کرده اند،(و از این سرمایه ها، در راه مشروع و حق و عدالت استفاده می کنند ) در نزد پروردگارشان، باغهایی است که نهرها از پای درختانش می گذرد؛ همیشه در آن خواهند بود و همسرانی پاکیزه و خشنودی خدا(نصیب آنهاست) و خدا به امور بندگان بیناست.» سوره مبارکه آل عمران آیه 5 * ایشان را طبق معیارهای منابع دین همیشه در حالات نفس مطمئنه راضیه و مرضیه دیده ایم و از ایشان حتی یک حالت نفس لوامه و کوچکترین اماره ای دیده نشده است . * ساختن مسجد حضرت امام حسن علیه السلام نازی آباد، تأسیس صندوق قرض الحسنه و مکتب القرآن کریم. * وفای به عهد، امانتداری حیا و عفت، حسن ظن به خدا ومردم، خود را از همه پایین دانستن طبق روایت، درایت و تدبیر، شوق و عشق به خدا، تکامل فکر و اندیشه . * توکل به خدا که طبق روایت توکل واقعی نترسیدن از غیرخداست، جهاد با مال و عمر و فرزند در راه حق در مقابل کفار، مشرکین، منافقین و انحرافات و بدعتها و کج رویها و ناعدالتی ها و ... شکرگذاری خداوند در کلام و عمل، صبر وعدالت و احسان و دیانت خاص ایشان، احترام و ادب فوق العاده در مقابل بندگان خداوند که زبانزد عام و خاص ، صداقت، استقامت در راه خدا، تواضع و فروتنی، برقراری صلح و آشتی در بین برادران و مسلمین خود. * پرهیز از جهل و گناه و معصیت ها، رذایل اخلاقی ازجمله تکبر، حسد، طمع، حرص، دروغ، غضب، قساوت قلب، حقه و کینه، تعصب ناروا و ... * او به معنی واقع قهرمان ارزش های انسانی بود. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در روایاتی چنین فرموده اند«دو حدیث» : « اولیاءِ خدا سکوت کنند و سکوتشان تفکر باشد و سخن گویند و سخنشان ذکر باشد و نظرشان عبرت است و نطق شان حکمت باشد، راه رفتنشان میان مردم برکت است اگر خدای برای آنان اجلی مقرر نفرموده بود از ترس عذاب و شوق به ثوابت ارواحشان در اجسادشان نمی گنجید.» «هرکس خدا و عظمت او را بشناسد، دهانش از سخن و شکمش را از طعام باز می دارد و خود را به نمازو روزه مشغول سازد.» (مأخذ دو حدیث:رساله لقاء الله ص 198) . * وجودش واله جمال ازلی، کاشف رموز اهل یقین، غواص بحر مکاشفات، مظهر راه هدایت، لعل دریای ولایت، گوهر دریای معرفت، صاحب اسرار حقایق عظیم الهی، مست شراب الهی است. * از ویژگیهای ایشان است کسب رضای خدا، رحمت، مغفرت، احسان ویاری الهی « کسانی که به خدا و رسولانشان ایمان آوردند، آنها صدیقین و شهدا نزد پروردگارشانند؛ برای آنان است پاداش(اعمال) شان و نور(ایمان) شان و ...» سوره مبارکه حدید آیه 19 * از دیگر خصوصیات آن مهذب درگاه الهی،تاکید داشتن بر سبک نگهداشتن معده، تأکید بر رعایت حقوق دیگران (پدر،مادر،همسر،... ) صله ارحام، سجده های طولانی، انفاقهای دائم البته به حد میزان، و نیز می فرمودند : «انفاق را به نیت بدهید، برای دیدار، لوجه الله بدهید.» در مورد فقیری که مراجعه می کند می فرمودند : اگر کسی آمد تا سه فقیر را صدقه بدهید، فقیر چهارمین را بگو خدا بدهد(3 بار در روز کفایت می کند) و در مورد سائل فرمودند : «سائل کسی است که در خانه و کناری می نشیند و نمی گوید ندارم.» آیت الله فاطمی دام ظله فرموده اند: « انسان یا رو به سوی رضای خداست یا به سوی غضب خدا » و در بیانی دیگر فرموده اند : « باید همه کارها برای خدا، در راه بندگی خدا باشد: ازدواجش، کارش، خوردن و خوابیدنش، عبادتش و ... و باید از تمرّد وتخطی دوری کرد.» و همچنین این مطلب را فرمودند که:«پیامبران آمده اند که انسان در خط رضای خدا باشد، یهدی به اله صله». * حال تسلیم و رضا، والۀ جمال الهی، بشارت و انذار، احیاگر در دین، رعایت واجبات و محرمات، مستحبات و مکروهات ایشان در بیانی فرمودند : «من یک طلبه هستم.». * ترویج معارف الهی،پیروی حقیقی از قرآن و اهل بیت همچنین معظم له در کلامی فرموده اند : «ما سرباز امام زمان(عج) هستیم». *تقلید دائم به قرآن(خواندن، مفاهیم و تدبیر و ... در آن جمله زیر) عبارات ایشان می باشد : « قرآن عهد خدا به بنده اش است، قرآن نخوانی، حلال و حرام، حقوق زن و بچه، حقوق همسایه و ... نمی دانی. روایت حضرت علی علیه السلام است که: به هر مسلمان واجب است روزی 50 آیه قرآن بخواند » . و تاکید داشتند به روایات مربوط به آیات - معظم له جلسات متعدد قرائت و تفسیر قرآن کریم دارند و در طی بیست و چند سال اخیر در شهرستان ورامین (جز در موارد استثناء) تعطیل نشده حتی در شبهای قدر وغیره. * او جمال اولیاء کامل، اسوه معنویت و ملکات الهیه، حریّت علمی است . * بودن با بزرگانی چون : علامه محمدتقی جعفری، آیت الله شهیدبهشتی، آیت الله نوری همدانی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت میرزاجوادتبریزی- آیت الله سیدموسی شبیری زنجانی، آیت الله شربیانی، آیت الله ملکوتی، علامه سید مهدی لاجوردی، علامه سیدمحمدحسین تهرانی وغیره . * از جمله مسائلی که در مقابل آن موضع شدید دارند(و راه و روش پیامبران را می آموختند ) :مبارزه بدعتها افکار التقاطی، انحرافات،تحجر،صوفی گری،کفرگرایی،نفاق، دنیاپرستی،تهاجمات فرهنگی، شرک،غرب گرایی و تقلید محض از غرب، تکبروخودپسندی و ... * ایشان از عباراتی که می فرمودند : اینکه « عزت در اسلام است، در سیره و زندگی پیامبر است در سیره اهل بیت است، هی نگویید غرب دنیای پیشرفته است، اینها چه پیشرفتی کرده اند، معادلات طبیعی زندگی بشری را به هم زده اند، کارها را خراب کرده اند، دین و آخرت را رها کرده اند که چه؟ دنیا را می خواهند بسازند کی پیغمبر و اهل بیت اینطور بودند، غرب دنیای دنیاپرستی است، آنها صفا و جهان بهشت گونه زمین را خراب کرده اند، نگویید آنها پیشرفته اند، یک عده کافر، شارلاتان، نباید الگوی بشریت شوند. زندگی ما باید زندگی محمد و آل محمد صلی اله علیه و آله باشد. » * ترویج آیین و سنت های اهل بیت علیهم السلام بویژه پیامبراکرم(ص) در بین مردم، در افکار، اعمال واخلاقیات و دوری از تعصب و جمود. * سربلند دانستن اسلام و مسلین واهل ایمان در جهان و نفی سرشکستگی آنان . * اسوه اخلاق و ادب، تقوی،وارستگی، فرزانگی، عظمت، علم و دانایی، عمل و تقوی و یقین، تواضع و فروتنی، تلاش و جهد، خدمت، پاسداری از دین، توجه به خدا، پیروی از اهل بیت و در یک جمله، ایشان اسوه بندگی خداست . که در شهرستان ورامین معروف است که معظم له تمام اعمال، افکار و اخلاقش تماماً مطابق آیات، روایات و سیره اهل بیت علیهم السلام است . * توصیه به انابه و زاری و استغفار به درگاه خدا، برپاداشتن نوافل بویژه نافله شب. * داشتن تفکرناب الهی در عرصه اندیشه و عمل و اخلاق بر گرفته از مکتب قرآن و اهل بیت از ویژگیهای آن مرد الهی است . * ایشان تقید به این مطلب داشتند که نباید وجهه روحانیت و مرجعیت دینی را خراب کرد . *تقدید ایشان به شرکت در مجالس(وعظ،تولد،روضه و عزاداریها)اهل بیت علیهم السلام. * ما ایشان را هر روز در حال تکامل علمی، روحی و ... دیده ایم . * ایشان یک الگوی کامل رفتاری است برای خودسازی که می توان از آن پیروی کرد . * تقیّد ایشان به عبادات، سحرخیزی و برنامه های متعدد عبادی که هر روز اجرا می نمودند. . * دست گیری مستمندان،فقرا و مساکین، از ویژگیهای بارزشان می بود. *توصیه به 3 برنامه به همه برای اخودسازی و تزکیه و کسب مراتب و عرفان واقعی: 1- نافله ها 2- ادای حقوق دیگران3- سبک نگه داشتن معده(متوسط و کم غذاخوردن وبین وعده های غذایی چیزی به عنوان غذا نخوردن نه چیزهای کم مثل چند میوه وآب و...) . * از افکار و حرکات و سکنات و اعمال و رفتارشان ثابت شد ایشان در یک حالت خاص معنوی و مطمئنه دائم می باشند. * چهره نورانی و الهی این مردم الهی هر بیننده ای را متوجه و مجذوب خود می کند. * ایشان هم از نظر عملی و فقاهتی و هم از نظر کمالات روحی و معنوی در بین علماء وفقها جایگاه ممتازی قرار دارند. * تقریر کتب،بررسی و تحقیق و فعالیتهای علمی و نوشتاری هیئت و نجوم از نکات بارز فعالیتهای علمی و فقهی ایشان می باشد. از جمله نتایج آن ساختن دستگاه افلاک نما است. *از یقینیات واطمینان قلبی ایشان آنکه می فرمودند در پاسخ سئوال که :در زندگی یکبار هم به خدا شک نکردم. * در ورامین معروفست می گویند آیت اله فاطمی افکار، اعمال و اخلاقش تماماً مطابق آیات و روایات است. * تشریک مساعی با بازماندگان گذشتگان و شرکت در مجالسشان که دعوت نموده اند و .. * اعتقاد راسخ به دین و عمل کامل به برنامه دین و اخلاقیات، عالم به دین، عامل به دین، یقین و اطمینان ایشان را به جرأت می توان تصور کرد. * نویسنده اوراق به صراحت این مطلب را می گویند که : سالهای زیادی که شناخت و آثاری از ایشان داریم (در تمام اعمال و سکنات و رفتار و اخلاقیات و ... ) در وجود این اسطوره دین داری اشکال و گناهی ندیده و او را مصداقی بارزی از و پیروی از قرآن و سنت یافته ایم . * در سیره عملی آن بزرگوار همین بس که می توان ایشان را مصداق آیات و روایات بسیار زیادی دانست ایشان به معنی کلمه یک انسان کامل است . * از ویژگیهای ایشان صداقت، اخلاص،صفای باطن، پاکی روح، اعتدال روحی و آرامش خاص که در آن بزرگوار دائماً دیده شده که بر همگان آشکار است . * در علم، در عمل، تقوا و ورع زبانزد عام و خاص بود. * ایشان می شود گفت عین تقوا و مجسمه تقوا بود. * عالمی برجسته مجتهدی مسلم و دانشمندی شایسته و مهذب و باورع و متقی و پارسا و دائم الذکر و مورد توجه افاضل مدرسین و دانشمندان حوزه علمیه و مورد وثوق و اعتماد مردم می بود. * ایشان یک عمر طولانی در سیروسلوک و استقامت در راه بندگی خدا و انجام وظایف داده اند.و به تجربه ثابت شد اگر انسان موفق می شد در نمازهای ایشان شرکت کند، مایه برکت زیادی در زندگی اش می گردید . * ایشان از جهت علمی هم در فقه و هم اصول در یک مرتبه بالایی در میان فقهای شیعه قرار داشتند . و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله ای بالاتر از آن بیان ناقص ماست. * سزاوار است درباره وجود ایشان کتابها نگاشته و آثار مختلف تهیه گردد. * در روایات آمده : « هر کس عالمی را در چهل روز زیارت نکند قلبش می میرد» و همچنین« زیارت علما در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گردخانه «خدا» می باشد. "بحارالانوار ج 1 ص 205 روایت 33 " ایشان مصداق بارز « عالم » هستند و صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود نورانیت، تقوا و موعظه است، و انسان آثار ملاقات با ایشان را بعد از ملاقاتشان راحت در خود احساس می کند. و این هشداری است برما . چهره اخلاقی و معنوی آقا خیلی کارساز است. * تقوایشان را با تقوی می پوشاند که خود مطلبی است در معنویت. * ایشان فوق العادگی ها و مقامات معنوی خود را کتمان می کردند. * در همه مسائل علمی خود فوق العاده دقیق بودند . * اهتمام در مسائل عبادتی و معنوی. * یکی از مطالب سیره نظری ایشان این بود که می فرمودند : « من به این مطلب رسیده ام که تاریخ تکرار می شود . » * ایشان می فرموند: « کارمعاویه هاست، دنیا را زینت می دهند، زینت دنیا، زرق و برق دنیا و ... » *ایشان گاه که سائل یا فقیری و نیازمندی مراجعه می کرد که آقا می دانست واقعاً نیاز دارد مبلغ زیادی مثلاً هزار یا هزاران تومان به او می دادند. و برعکس وقتی جوانی که از روی تنبلی خود و سستی پول درخواست می کرد آقا می دید چند سکه می گذاشت وسط جلسه قرآن، به افراد هم می گفت مثل این تعابیر:«یه چیزی بدهید» جمعاً چندصدتومان هم می دیدی جمع نمی شد، اینطور با این رفتار ایشان را تربیت می کرد و انذار می کرد که باید بروی کار کنی دست خود را جلوی کسی دراز نکنی. * ایشان فرموده بودند صبح روزهای پنجشنبه در مسجد روضه باشد.سخنرانان و وعاظ از مجمع الذاکرین شهرستان ورامین تشریف می آوردند، و مجلس برپا می شود و خود آقا هم تشریف دارند. * از جمله خصوصیات ایشان ، احترام گذاشتن به شیعیان و پیروان و محبین اهل بیت بود که بارها دیده شدکه ایشان تمام قد جلوی یک فرد معمولی پا می شود. و دست روی سینه می گذارند و ... * از سنت های ایشان دعای بعد از صرف غذا بود که بارها و بارها در جلسات هیئات دیده شده بود، و معمولاً این عبارات در آن دعاها بود: «بارالها احسان محسنین را قبول بفرما، خیر و برکاتت را نازل بفرما، شر و بلیات را دور بفرما – از صاحب احسان به کرمت قبول بفرما » * ایشان به این مطلب بارها تأکید داشتند که بدانیم فرهنگ غرب، رنسانس چه بلایی به سر اسلام آورده است مثلاً می فرمود قطار یا ماشین و هواپیما سوار شو ولی لعنت هم بکن سازنده غربی آن را و می فرمودند : «صنعت و ... اینها بازی است، آنان که می گویند دنیا را آباد کنیم، اینها بازی است، فریب است، امام صادق علم را تمام کرده، قطار سوار شو ولی سازنده غربی آن را لعنت کن، باید لعنت کرد سازنده غربی قطار، موتور، ماشین، هواپیما و ... را »و همچنین مثل این عبارت . * از سیره رفتاری ایشان بود که آب را سه مرتبه می خوردند و با حالت مکش و در مورد شیر می فرمودند باید با مزه مزه کردن شیر را خورد. بعدها روزی در سنن نبی علامه طباطبائی رحمه الله علیه دیدم که از سیره نبی اکرم حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله آورده بودند که ایشان آب را با مکش میل می فرمودند و پرهیز می فرمودند که سر کشیدن آب در آینده درد جگر می گیرید..از بعدطب هم این مطلب به اثبات رسیده است. * از جمله توصیه های ایشان برای تزکیه و بندگی خدا 5 توصیه زیر بود: ( که در یکی بیان فرمودند) : 1- نماز 2- قرآن(50 آیه در چند نوبت) 3- ذکر 4- تزرع5- کم غذا خوردن و همچنین است توصیه به موارد و مطالب زیر : « دائم به یاد خدا بودن ، اینکه عالم محضر خداست، مدیریت برای اوست، قبول نداشتن و ارتباط نداشتن با کفار وهوشیاری در برابر منافقین، نزدیکتر به انسان از خدا کیست؟ ، خوردن و نوشیدن برای رضای خدا باشد نه نفسانیت ، گوشت کم خوردن، انجام تکلیف نماز و عبادت، پناه به خدا، خواستن ازخدا و رجوع به خدا ارجعی الی ربک، ناله، امر به معروف و نهی از منکر، فکر اصلاح مفاسد جامعه بودن. * از توصیه های ایشان این بود که می فرمودند : « زندگی پیغمبر را (باید) بدانیم، زندگی علی(ع) و یازده امام(دیگر را ) را تبعیت کنیم » و می فرمودند : « الگوی زندگی ما محمد(ص) و آل محمد(ص) باید باشد . » و همچنین در شرح دعای 25 ماه مبارک رمضان سال 1384 شمسی می فرمودند : « خدایا توفیق بده به من به سنتهای خاتم پیامبرانت را تبعیت کنم . سنتهای پیامبران، پیغمبرت را بگیریم، یکی از درسهای ما قرآن است . بعد از آن عمل محمد(ص) و آل محمد(ص) است، چقدر می خوابید، چقدر میخورد، آنکه معروف است همه می دانیم، اگر تبعیت کنیم به این پیغمبر نه به طبیب و دکتر نیاز داری، 150 سال عمر کن، دستورات خیلی ساده است، کسی که غذایش را اندازه بخورد اصلاً مریض نمی شود، همین نماز شب چقدر توصیه شده، ... » * نوه ایشان نقل می فرمودند که بعضی وقت ها با، بابا(آقا) جمع می شودیم در خانواده، در مورد علم روز صحبت می کردیم و هر کس نظرش را می دهد، آقا به صله رحم اهمیت می دهد و بابا اذان را خیلی اهمیت می دهد، صبحها آقا منزل و قبل از آمدن مسجد اذان، می گویند بعد می آیند مسجد . * ایشان زیاد مردم را از پرخوری پرهیز می دهند و می فرمودند : « پرکردن شکم برای اهل جهنم است » . * ایشان به پاکیزگی مساجد اهمیت زیادی می داد و می فرموند«مسجد باید باز باشد، یک دوم تمام مسجدهای ایران کثیف است . این درد ماست» و می فرمودند : «کسی که مسجد را باز نگه دارد از مُعَمِّر مسجد است . » * از عبارت ایت الله العظمی فاطمی رحمه الله علیه در مورد عمل صالح ؛ « عمل صالح آن است که برای خدا باشد» « این ایمان است که جلوی انسان را می گیرد» ،«پناه بر خدا ما یک لحظه اش را نمی توانیم، (عذاب جهنم را تحمل کنیم) » «رحمت خدا چیست ؟ همش خیر، همش زیبایی، همش لذت، نور و ... » . * ایت الله فاطمی رحمه الله علیه در توصیف بهشت و جهنم در این دنیا می فرمود : « مرگ پل عبوری است از این دنیا به آن دنیا، اگر کسی در این دنیا در بهشت باشد (حالت بهشتی داشته باشد) با مرگ به بهشت وسیع تری می رود و کسی که در این دنیا جهنمی باشد با مرگ به جهنم وسیع تری می رود . * ایت الله فاطمی کار را عارضی می دانند، و یک تفریح و می فرمودند : « بچه مسلمان(مومن) بیکاری ندارد، رسیدگی به پدر و مادر پیر، فقرا، کار...(یک لحظه وقت خالی ندارد) که مشغول شود به گناه و ... ) . » * ایشان تأکید بر آرامش دارند که با پیروی زندگی محمد(ص) و آل محمد(ص)و الگوگیری از آنها حاصل می شود نه با زندگی غیرالهی و می فرمودند : «مزاج انسان با آرامش است،(با آرامش) قرین است، آرامش از خداست، عجله از شیطان است، (انسان) چقدر(می تواند) بدَوَد، بعد می بُرد» . * از دعاهای ایشان بعد از یک جلسه قرآن : « خداوند ایمان ما را قوی نگه دار، اخلاق ما را قرآنی قرار بده، قرآن را شفیع ما قرار بدهد.» آقا در مورد وصیت نامه می گفتند : « به هر مکلف لازم است وصیت نامه داشته باشد،من 50 سال است که وصیت نامه را نوشته ام و هر وقت لازم باشد تغییر می دهم، حساب فلان کس را داده، خط می زنم و اگرباشد اضافه می کنم، شب شاید سرگذاشتم و ... » * یکی از مسجدی ها این مطلب را گفت و دیگری هم تأیید می کرد : آقا بیست سال است دائماً برنامه اش همین است ،شب شنبه، یکشنبه ودوشنبه تفسیرقرآن، شب سه شنبه قرائت حمد وسوره و اشکالات نماز(آموزش نماز)، شب چهارشنبه و پنج شنبه احکام ، شب جمعه اصول عقاید . * آقا علاوه بر جلسات بالا 2 جلسه تفسیر در صبح بعد از نماز صبح و دومی بعداز جلسات مسجد در شب دارند (که قبلاً) بین ساعات 10 تا 12 بود. و معمولاً هر جلسه نزدیک 40 دقیقه طول می کشد که تابحال شاید 4 یا 5 بار آقا قرآن را تفسیر کامل گفته اند. که معمولاً در هر جلسه یک آیه یا دوآیه یا نهایتاً پنج و شش آیه را تفسیر می کنند. ولی معمولاً 1 یا 2 آیه است . این دو جلسه تقریباً از سال 76 برگزار می گردد. و همچنین از جلسات آقا جلسه تفسیر قرآن مسجد خاتم الانبیاء است که در منزلهای اهل مسجد برگزار می گردد. قابل ذکر است که قبلاً آقا جلسات فقه (لوامع صاحبقرانی و بعداً کتاب لمعه دمشقیه راگفته اند ) . * آقا می فرمود به دوستانمان که دعوت می کنند سر می زنیم . * عطر زدن و خوشبوکردن خود بویژه قبل از نماز ظهر از ویژگیهای آقا است و ایشان عطر گلها را (عطر طبیعی) سفارش می کنند . * نوه آقا، سیدمحمدحسینی نقل فرمودند که : « بابابزرگ به نماز شب و قرآن خیلی اهمیت می دهد و خانواده هر وقت دور هم جمع می شویم قرآن می خوانیم و تابحال ده یا بیست بار ختم قرآن کرده ایم که هر کس 2 آیه می خواند». * صبر و تحمل وعجله نکردن در کارها و هر کار را در جای خود انجام دادن از جمله خصوصیات وجودی ایشان می باشد و می فرمودند : عصر ما عصر عجله است. * ایشان می فرمودند به این مضمون که عده ای عقل معاششان(کسب و تجارت و پول درآوردن خوب است ولی عقل معاد ندارند. * از مومنین نقل کردند که : وقتی خدمت حضرت آیت ا... فاطمی رحمه الله علیه عرض کردم؛ آقا فلان بیماری را دارم چه بخورم تا خوب شوم؟ آقا با آن تدبیر، زکاوت، تقوی که داشتند فرمود : « چیزی نخور» یعنی کم بخور . بارها شنیده شده بودیم که توصیه می فرمودند به کم خوردن و آن را از جمله راه های تزکیه و خودسازی می دانستند و از توصیه های ایشان این بود که 3 کار را توصیه می فرمودند انجام دهیم : « سرتان را خنک نگه دارید، معده را سبک، پاها را گرم (خشک). » * آقا در مورد ازدواج استخاره نمی نمودند مگر در شرایط خاصی، و می فرمودند با مومنین مشورت کنید، خدا کلام خود را در دهان مومنین می گذارد(تا به شما برساند) و آقا در مشورتها بهترین راه حل را در جلوی راه انسان می گذارد. * از جمله اذکاری که از حضرت آقا در بین راهها، در ماشین، شنیده می شد: سبحان الله، سبحانک، ربی الله، ایاک نعبد و ایاک نسعین، یا الله ، ارحم الراحمین، لا اله الا انت و ... » * از توصیه های ایشان ( در ماه محرم 1381 ) این بود که : شاید فردی آینده اش از شما بهتر شد، حتی در مورد مردم فکر و خیال بد، هم نکنید. * آقا می فرمودند : «خدا را با تضرع و ترس یاد کنید مانند فرزندی که شیر می خواهد (از مادر)، (با گریه و نیاز و زاری)،شیطان، بزرگترین دشمن انسان است،فقط نمی تواند بندگان مخلص را شکست دهد . * آقا می فرمودند : « کسی که در روز 3 بار صدقه بدهد کافی است بقیه ایش را بگو خدا بدهد » * ایشان دنیا را برای مومن باغ می دانستند قبل از بهشت موعود آخرت، مومنی که پیرو محمد و آل محمد بود . * غالب، ایشان را در آن سن کهولت مانند یک جوان سرحال و شاداب یافتیم. * آقا در بخشندگی و کرامت، عفو و بخشش شهره عام و خاص و زبانزدند. * ایشان هیچگاه عادت به هوادار جمع کردن ندارند. ایشان آن سیره صحیح که از ائمه اطهار آموخته اند در زندگی پیاده می نمایند. * از سیره عملی ایشان اینکه ایشان هنگام ورود به مسجد قبل از در ورودی مسجد و همچنین در داخلی مسجد می ایستند واذکاری را زیر لب می گفتند و همچنین شخصاً خودشان در مسجد اذان می گفتند تا باعث ترویج اذان و زنده نگه داشتن سنت های صحیح شود. * از نکات جالب سیره ایشان هوشیاری و دقت و حافظه قوی ایشان در مسائل است که بارها و بارها بر ما ثابت شده است * آینده نگری از خصوصیات بارز ایشان است که همراه با شناخت، تدبیر و درایت و سیاست و ... همراه است و حرفی که ایشان می زدند گویا باطن مسائل، آخر خط را می دیدند . * مبارزه باافکار غرب گرایانه، دور از اسلام ناب محمدی، آلوده به مادی گری و هر چه باعث غفلت انسان را از خدا شود . * ترویج و تبلیغ شعائر، برنامه ها و امور مذهبی . * ایشان کوه توحیدبودن واز بعد معنوی دوران حیات بعد دنیایشان(بعد رحلتشان) عین زمان حیات دنیاییشان یکیست. به معنی کامل یک موحد و بنده واقعی خدایند، یک انسان کامل که از جمله عبارات ایشان پیرامون بندگی خدا اینست، می فرمودند:« لذت بندگی خدا بهترین و والاترین مقام است ( از قول معصوم(ع) » و همچنین می فرمودند : «خدا به یک معنی عاشق بنده مومن است، ما هم باید خدا را بیابیم، تعظیم کنیم، خدایا ما را بیشتر دوست بدار، از فراق خداوند ناله کردن، دنیا را پشت سرانداختن، عشق ورزیدن به خدا » و همچنین می فرمودند « مومن شاد است به رحمت خدا » . * توصیه می فرمودند به زندگی ساده و قناعت بودن و می فرمودند « زندگی ساده بس است، قناعت کن، خود او می رساند، توکل به خدا کن » و می فرمودند«توحید یعنی اینکه انسان به جایی برسد که داشتن و نداشتن برای او فرق نداشته باشد . » * از برنامه هایشان برای مساکین، فقرا، بیچارگان و در راه ماندگان از جمله این برنامه ها : تهیه برگه های نان، جمع آوری مبالغ چند نوبت در مسجد خاتم الانبیاء، رسیدگی به وضعیت مردم و مراجعات، حتی می فرمودند : ته مانده غذای عروسی ها و مهمانیها را دور نریزید بیاورید می رسانیم به آنها که ندارند. * تواضع، خضوع و فروتنی در مقابل خداوند در عین صلابت، محکم بودن، توکل به خدا داشتن و نداشتن احساس شکست * آنقدر می فهمیدیم که ایشان دارای باطن و روحی ساخته شده، محکم، قوی، متوکل به خدا ست. * آگاه ، بصیر، خاشع، به یک جمله دارای تمام خصوصیات کمال انسانی بودند در مرتبه خودشان . * دقت فوق العاده در حفظ سلامت و رعایت و مراقبت از سلامتی بدن. * شوخ طبعی ایشان، به کرات دیده بودیم آقا در بیانات و صحبت ها و گاه مجلس رخوت و خستگی و ناامیدی می گرفت با یک لطافت و ظرافت خاصی، جریانی یا موضوعی را نقل می کردند و جمع و جلسه را به وجد می آوردند و شور و لبخند را به جمع هدیه می کردند . * از سفارشات ایشان توجه دادن به « کسب و داشتن اعتدال روحی » است و از بیاناتشان این بود که می فرمودند : « انسان خلاصه دنیاست، انسان عالم کوچک است، همچنان که عالم انسان بزرگ است، تمام زیبائیهای دنیا در آدم است ولی کی حاصل می شود؟ موقعی که آن عدالت را حفظ کند، در موقع غضب و ...اعتدال چیست ؟ انسان سعی کند معتدل زندگی کند، حضرت علی(ع) فرمود : خلقت انسان یکی از عجایب جهان است که اگر اعتدال را رعایت کند به استحکام هفت آسمان می رسد، آن راهی که محمد و آل محمد داشته، انسان را به این حد می رساند، پیامبر فرمود: مسلمانها این آیه را رعایت کنند مریض نمی شوند.« کولو و شربوا، ولاتصرفوا . ان الله لایحب المسرفین » «اگر اهل قبرستان را اگر بیدار کنید می گویند معده، پدرما را در آورد. کسی که اعتدال روحی دارد او با خداست، کنار خدا زندگی می کند، کسی که با خدا است عند ملک مقتدر است، یعنی دائماً خود را بنده خدا می داند . وقتی که در نزد خدا که شد، کسی که کنار پادشاه باشد مضطرب نیست . همیشه زیباست، این زیبایی هم برای آن اعتدال است و برای بود و نبود خود را ناراحت نمی کند . * تالیف دهها اثر در زمینه های عقاید، فقه، نجوم ، هیئت، مسائل اقتصادی، اجتماعی و ... * تدریس، تربیت شاگردان برجسته در حوزه های علمیه که از جمله آنها مرجع عظیم الشان حضرت آیت اله العظمی آقامیرزاجواد تبریزی می باشد. حضرت آیت الله آقا میرزا جواد تبریزی درباره ایشان فرموده اند : «من شاگردی ایشان را کرده ام و از ایشان درسها یاد گرفته ام . » و در جمله دیگر ایشان درباره استادشان فرموده اند : «ایشان آدم تهذیب شده ایست...» * برگزاری جلسات عمومی درس آیت الله سیدجواد سید فاطمی رحمه الله علیه که ازسال 1370ش که تا سال آخر بودنشان در شهرستان ورامین مستمر ادامه داشت: الف) جلسات تفسیر قرآن کریم : 1- جلسه صبحها بعد از نماز 2- جلسه شبها : آخرین جلسه مسجد خاتم الانبیاء ورامین 3- جلسه های بعد از نماز مغرب و عشاء روزهای جمعه، شنبه، یکشنبه . 4- جلسه تفسیر مسجد خاتم الانبیاء روزهای سه شنبه بعد از کلیه برنامه های مسجد به طور سیار در منازل اهل مسجد. ب) جلسه اصول عقاید : پنجشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء. ج) درس فقه. سه شنبه ها و چهارشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء. د) جلسه قرائت نماز(آموزش نماز) : دوشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء . ه)جلسه قرآن خاتم الانبیاء سیار منزل ها. ی)سخنرانی متعدد ازجمله مراسمات ،دعای ندبه هیت خاتم الانبیاء و.... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.....
رائت نماز(آموزش نماز) : دوشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء . ه)جلسه قرآن خاتم الانبیاء سیار منزل ها. ی)سخنرانی متعدد ازجمله مراسمات ،دعای ندبه هیت خاتم الانبیاء و.... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.....
برچسبها: سیره نظری
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 20:18  توسط ازشاگردان ایشان
|
نگاهی کوتاه به تاریخ زندگی حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی (ره) برگرفته از بیانات خودشان
نگاهی کوتاه به تاریخ زندگی ایشان (نگاهی کوتاه به تاریخ زندگی حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رضوان الله تعالی علیه برگرفته از بیانات خودشان)
دوران تولد ، کودکی ونوجوانی سال تولد ، 1302 تبریز ، نام پدر بزرگوارشان، آقاسیدعزیزالله سیدفاطمی رحمه الله علیه از بزرگان ،خطبا ، علما و متدینین و مورد تعظیم مردم تبریز بودند. مادر مکرمه شان اهل قرآن، دیانت و تقوی بوده و از مطالبی که بزرگوار درباره ایشان فرموده اند این مطلب است: « مادرم ابتدا قرآن می خواندند گریه میکردند و بعد به بنده شیر می دادند . » . خانواده ایشان سیدان جلیل القدری هستند که در تبریز معروفند. حضرت آیت الله فاطمی در مقدمه کتاب شهید و برترین آنان حمزه سیدالشهداء کتاب را تقدیم به روح پاک والد مرحومش نموده و در ادامه چنین می آورند : ((ایشان مدت عمر خود را که قریب هفتاد سال بود تحت لواء باشکوه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مردم را به سوی الله جل جلاله دعوت کرد و مشمول آیه کریمه : « و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحا و قال اِننی من المسلمین » سوره فصّلت آیه شریفه 33 بود ، عاش سعید و مات سعیداً .)) . دوران قبل حوزه علمیه ایشان تحصیلات خود را با دروس وارداتی جدید به مدت 6 سال شروع کرده و در 12 و 13 سالگی در مکتب خانه تحصیل علم نموده اند، ایشان در دورانی قبل از تحصیلات حوزویشان منبر می رفتند و وارد حوزه علمیه گردیده اند. دوران تحصیل در حوزه های علمیه ایشان ابتدا تحصیل را در حوزه طالبیه تبریز با بزرگانی چون مرحوم علامه محمدتقی جعفری رحمه الله علیه (هم مباحثه ای ایشان)، مرحوم حضرت آیت الله آقا میرزاجواد تبریزی رحمه الله علیه، آیت الله علامه سبحانی حفظه الله شروع کرده و از اساتیدی چون مرحوم انصاری استفاده نموده اند. آن سالک الی الله دروس تحصیلی و اساتید برجسته شان را در حوزه های طالبیه تبریز ، مدرسه حجتیه و فیضیه شهر مقدس قم چنین نقل فرموده اند : (( در مقدمات: کتب صرف میر، جامع المقدمات ،در نحو: کتب سیوطی ؛ مطول و ... را در شهر تبریز و همچنین به تحصیل کتابهای اصولی و فقهی وسائل، کفایه، شرایع، شرح لمعه و مَکاسب بودیم و شرکت در درس فقه و اصول حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمه الله علیه (که اساس فقه قرآن و روایات است) و درس فقه حضرت ایت الله العظمی گلپایگانی رضوان الله تعالی علیه ، حضرت آیت الله العظمی حجت کوه کمره ای رضوان الله تعالی علیه ، حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی رحمه الله علیه (والد مرجع عالیقدر سید موسی شبیری زنجانی). بعد مدت مدیدی شرکت در درس خارج حضرت آیت العظمی سیدمحمدتقی خوانساری(خوانساری بزرگ) رحمه الله علیه شرکت در درس خارج حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله علیه و همچنین کتابهایی را به عنوان کمک مباحث خارج، مطالعه می نمودیم از جمله : مکاسب، جواهر، از کتب روایی چون من لایحضره الفقیه، بحارالانوار، وافی، تهذیب، کافی و.. ونیزشرکت در مباحث تفسیری حضرت علامه طباطبایی و درس اخلاق رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت ایت الله العظمی امام خمینی رحمه الله علیه.)) لازم به ذکر است که دوران تحصیل ایشان(به نقل خود وی) :((در حوزه های علمیه 15 سال به طول انجامیده که 6 سال آن در حوزه طالبیه تبریز و 9 سال در حوزه های حجتیه و فیضیه شهر مقدس قم بوده و نائل شدن به اجتهاد در تمام ابواب فقه (مطلق) در سن 25 سالگی از دست آیات اعظام برو جردی (شفاها)و خوانساری بزرگ و حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمه الله علیه ( کتبا) بوده.)).کهَ نشان از زکاوت و تیزهوشی، توانایی بالای علمی، نخبگی و قدرت استنباطشان دارد . از هم دوره ای های ایشان در حوزه های علمیه شهر مقدس قم (به نقل از خودشان) « شهید بزرگوار حضرت آیت الله بهشتی(ره) ، مرحوم حضرت آیت الله سیدموسی صدر(ره)، حضرت آیت الله مشکینی(ره)، مرحوم علامه محمدتقی جعفری(ره)، حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(ره)، حضرت آیت الله سیدموسی شبیری زنجانی دام ظله، حضرت آیت الله مکارم شیرازی حفظه الله و حضرت آیت الله سید مهدی حسینی لاجوردی (ره)و دیگران بودند.». یک دوره تفسیر قرآن کریم ایشان به گفته خودشان، در دوران جوانی یک دوره تفسیر قرآن کریم در سن 23 سالگی نوشته اند که مطالب آن موجود می باشد. از دوستان ایشان در حوزه های علمیه از دوستان ایشان در حوزه های طالبیه تبریز و حجتیه و فیضیه شهر مقدس قم: ((حضرت علامه محمدتقی جعفری(ره)هم مباحثه ای ایشان، حضرت آیت الله سبحانی دام ظله، حضرت آیت الله میرزا جوادی تبریزی(ره)، علامه سیدمحمدحسین تهرانی(ره)، حضرت آیت الله نوری همدانی حفظه الله، حضرت آیت الله سید موسی شبیری زنجانی دام ظله ،حضرت علامه آیت الله لاجوردی (ره)، حضرت آیت الله ملکوتی (ره)، حضرت آیت الله شربیانی دام ظله ، و حضرت آیت الله دشتیبانی دام ظله و ...)).
سالهای قبل از تشریف آوردن ایشان به شهر ورامین پیرامون سالهای قبل از تشریف آوردن ایشان به شهر ورامین: آن حامی دین ، ولایت و مرجعیت در پاسخ پرسشمان چنین بیان فرمودند:«بعد از دوران تحصیل حوزه علمیه دو یا سه سال تبریز بودیم منبر هم می رفتیم، نماز جماعت نیز برقرار می شد، بعد به تهران آمدیم. به مدت 10 سال در خیابان بوذرجمهوری، جنب مسجدنجم آبادی بودیم، در آن مسجد نماز جماعت داشتیم و بعد از آن منتقل شدیم به مسجد معروف امام حسن(ع) نازی آباد و آنجا اقامه نماز جماعت داشتیم که از جمله فعالیتهای آنجا تأسیس صندوق قرض الحسنه ای بود که در روزنامه ها تبلیغات کشوری داشت . » . شجره نامه والد جلیل القدرشان وسیادت ایشان شجره نامه والد جلیل القدرشان:حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه در مقدمه کتاب (شهید و برترین آنان حمزه سیدالشهداء)شجره پدربزرگوارشان آن عالم جلیل القدر را چنین بیان فرموده اند: ((هوالسید عزیزالله، ابن السید مهدی بن السید عزیزالله ابن السید مهدی ابن السید عزیراالله ابن السید میرمحمد تقی ابن السید میرمحمدزکی ابن السید تقی بن میرشاه قاسم بن آقا میراشرف بن شاه قاسم بن شاه هدایت ابن آقا میرهاشم بن السلطان السید علی قاضی بن السید علی بن السیدبن محمدبن السید علی بن السید موسی بن السید جعفربن السید اسماعیل بن السیداحمد بن السید محمدبن السید احمدبن السید محمدبن السید ابوالقاسم ابن السید حمزه بن سیدی و مولای و سندی و مقتدای موسی بن جعفر علیه الاف التحیه و السلام بن محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب صلوات الله علیه و علی اولاده الطیبین الطاهرین . )).حضرت آیت الله،آقا شیخ میرزاجواد تبریزی رحمه الله از مراجع معاصر پیرامون سیادت آن عارف الهی رحمه الله علیه چنین فرموده اند : «ایشان ... از آن سادات هستند که در سادات بودن آنها شبهه ای نیست . » . تألیف کتاب شهید حمایت از ولایت تألیف کتاب شهید و برترین آنان حمزه سیدالشهداء علیه السلام در حمایت از دین و ولایت در اوج انقلاب و مبارزه با طاغوت(پاییز 1357) : ایشان در مقدمه کتاب چنین آورده اند، جملاتی از آن در ذیل آورده می شود:))...جمعه بود پسربچه ها را برداشته به یکی از هیئتهای دائر در تهران رفتیم. آنروزها، زمان طاغوت ، یگانه راه موثر جهت تحکیم مبانی مذهب و عقائد اسلامی همان هیئتهای مذهبی بود که غالباَ در طرف صبح و عصر روزهای جمعه دائر می شد واعظ سخن را به قسمتی از احوال حضرت حمزه سیدالشهداء علیه السلام کشانید، من همانطور که داشتم گوش می دادم، رویای دیشب پیش چشمم مجسم شد، والد مرحوم که رحمت ایزدی بر روحِ پاکش باد مرا چندین بار در عالم رویا مشمول عنایت خود نموده اند، بمانند حیاتشان مرا راهنمایی کرده اند که تأثیر بسزایی در زندگیم داشت از جمله در رویای دیشب که به من گفت : سیدجواد راجع به جناب حمزه سیدالشهداء علیه السلام چیزی بنویس . قدری در بحر آن رویا و مطابقت آن با وضع سخن واعظ ، که بعداَ معلوم شد ایام مربوط به جنگ احد است که شهادت جناب حمزه سیدالشهداء علیه السلام هم در آن جنگ واقع شده فرو رفتم و بالاخره فهمیدم که رویا صادقه است و نباید بی تفاوت بود. بهمین جهت دست به کار شده و با فراهم کردن چند ماخذ تاریخی ده دوازده صفحه نوشتم اما آنطور که باید، جالب نبود و خود قانع نشدم و می بایست تجدیدنظر نموده و تکمیلش نمایم، در این موقع اوج انقلاب به رهبری قائد اعظم حضرت آیت الله العظمی امام خمینی مدظله العالی فرارسید و از سوی دیگر کار تطبیق رمزهای سفینه البحار با چاپهای جدید که مدتی بود شروع کرده بودم و نصفه کاره بود، بیشتر به آن مشغول بودم تا بحمدالله والمنه بپایان رسید.دوباره نوشتن و تکمیل احوالات حضرت حمزه را شروع کردم که این دفعه مرا به حکم تداعی به بحث مسائل انقلابی کشانید که (مسائل روز بود) متوجه شدم رویای پدر و سفارش آن مرحوم مرا به دریائی از معارف اسلام و قرآن در خصوص جنگ و انقلاب آشنا کرده است . ((. حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رضوان الله تعالی علیه درپاسخ سوالات مکرراز ایشان بارها یاد آوری شدندکه در سن 25 سالگی از آیات اعظام برو جردی و خوانساری بزرگ کتبا دارای اجتهاد مطلق می باشند.به نقل ازخود،خانواده وشاگردان و علماءاز همان 25 سالگی محل رجوع مردم برای تقلید بود و دارای مقلد بوده اند . شهدای خانواده ایشان شهدای آن سالک الی الله،آیت الله فاطمی رحمه الله علیه : - شهید والامقام آقاسیدمهدی سیدفاطمی تاریخ تولد 1340 ، تاریخ شهادت سیزده آبان 1357، در مبارزه با رژیم ستم شاهی، محل شهادت : دانشگاه تهران، و سه داماد شهید.
رضاقارزی
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 14:39  توسط ازشاگردان ایشان
|
|