قرآن کریم کتاب انسان سازی

 

قرآن مجید، کتابی است آسمانی که در گذر زمان هرگز دچار تغییر یا کاستی و فزونی نگردیده است. آنچه در آن است از سوی خداوند یکتا بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرود آمده است. هدف آن نیز رهایی انسان از وادی جهل و غفلت و راهنمایی او به سوی نور و تعالی و تکامل است؛

« هُوَ الَّذی یُنَزَّلُ عَلی عُبدِهِ آیات بَیِّناتٍ لِیُخرِجَکُم مِنَ الظُّلُماتِ الَی النُّورِ...» ( حدید، 9)

او کسی است که آیات روشنی بر بنده اش ( محمد) نازل می کند تا شما را از تاریکی ها به سوی نور ببرد.

در قرآن کریم، مطالب فراوانی وجود دارد که پیش از نزول قرآن، در دنیا یافت نشده و پس از آن نیز کسی مانند آن را نخواهد آورد. دلیل این حقیقت نیز آشکار است؛ قرآن سخن خدا است، مگر کسی می تواند خدا سخن بگوید؟

از سوی دیگر محتوای معارف قرآنی به اندازه ای عمیق و پرمایه است که جز پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت عصمت علیهم السلام، هیچ مغز متفکری توان درک همه حقایق آن را ندارد. این کتاب الهی سفره پهن و گسترده معنویاتی است که همه تشنگان علم و عرفان را سیراب و سرشار می کند بدون آنکه هرگز از طراوت، نشاط و شکوفایی آن کاسته شود.

شناخت قرآن و ارتباط با آن برای یک مسلمان لازم و ضروری است. قرآن کتاب آسمانی و برنامه هدایت و سعادت برای جهانیان است؛ باید آن را شناخت، پیامهایش را دریافت و به احکامش عمل کرد تا سعادت دنیا وآخرت تضمین شود. دانشمندان اسلام به پیروی از پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) از صدر اسلام تا کنون با گفتن و نوشتن تفسیر سعی در شناساندن قرآن به جامعه اسلامی داشته اند و از آنجا که بیشتر ایمان آوردنگان به قرآن، زبانشان غیر زبان قرآن بوده، این وظیفه را خطیر تر یافته و اهتمام بیشتر به خرج داده و سعی کرده اند تفسیر و ترجمه آیات را به زبان قوم خویش یا به زبان عربی بیان کرده و در اختیار مسلمانان قرار دهند، قرآن مجید که معجزه زنده و گواه رسالت رسول خدا (ص) و حاوی دستورات الهی و کلیات زندگی انسان است در ظرف بیست و سه سال تدریجاً و در مناسبت های مختلف نازل گشت. در حدود دوازده سال و نیم آن، از زمان بعثت تا هنگام هجرت، در مکه و تمام آیات و سوره هایی که در این فاصله نازل گردید « مکی» نام گرفت، از آغاز هجرت تا زمان رحلت آن بزرگوار، در مدینه و اطراف آن نازل گردیده است، این بخش از آیات « مدنی» نام دارد. سپس به دستور پیامبر (ص) و با نظارت دقیق آن حضرت به همین صورت امروزی، قرآن جمع آوری گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر ۱۴۰۰ساعت 20:4  توسط ازشاگردان ایشان  | 

 

 پيرامون سوره صف

 

به حسب آنچه از ائمه عليهم السلام رسيده: بسم الله هر سوره از لحاظ معني مربوط به همان سوره است،‌چنين بيان مي شود:

بنام الله كه همواره رحمان به همه موجودات است بخصوص انسانها،‌و پيغمبراني فرستاده كه انسانها با راهنماييهاي آنان شكوفا و معتدل باشند و مشمول رحمانيت عمومي در دنيا و در آخرت بر حميت ويژه نائل آيند و اگر عده اي در اثر انحراف از راهنماييهاي پيغمبران در زمين فساد ايجاد كنند بدست مؤمنان جهادگر و شهادت طلب فساد را از بين ببرندو رحمت عمومي را به اجتماع برگردانند.

وَلَو لا دَفَعَ اللهِ النّاس بِبَعضِهِم ببعض لِفَسَدَتِ الارض ولكن الله ذوا فضل علي العالمين. ي

ترجمه: اگر خداوند بعضي از مردم را بدست بعضي دفع نكند زمين فاسد مي شود و لكن خدا داراي فضل و رحمت بر عالميان است.

 

 

 شماره ترتيب 61                «سوره الصف»                          تعداد آيات 14

بسم الله الرحمن الرحيم

بنام خداوند بخشنده و مهربان

1-سبح لله ما في السماوات و ما في الارض و هو العزيز الحكيم.

1-آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است خدا را تسبيح گويند و اوست قدرتمند حكيم.

2- يا ايّها الّذين امنو لم تقولون ما لا تفعلون.

2-اي كسانيكه ايمان آورده ايد چرا چيزي مي گوييد كه عمل نمي كنيد.

3-كبر مقتاً‌ عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون.

3-نزد خدا بسيار مورد غضب است كه چيزي را نگوييد كه عمل نمي كنيد.

4- انّ الله يحبّ‌ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً‌ كانهم بنيان موصوص.

4-همانا خداوند كساني را دوست دارد كه صف بسته در راه او جنگ و مقابله كنند چنانكه گويي بنايي آهنين است.

5- و اذ قال موسي لقومه يا قوم لم توذونني اليكم و قد تعلمون اني رسول الله فلما زاغوا ازارع الله قلوبهم و الله لا يهدي القوم الفاسقين.

5- و آنگاه كه موسي به قوم خود گفت اي قوم من با اينكه مي دانيد من فرستاده خدا به سوي شما هستم چرا اذيتم مي كنيد پس چون منحرف شدند،‌خداوند دلهاي آنان را منحرف ساخت و خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند.

6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله اليكم مصدقاً لما بين يدي من التوراه و مبشراً‌برسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبينات قالو هذا سحر مبين.

6- و آنگاه كه عيسي  پسرمريم به بني اسرائيل گفت همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش از من بوده است تصديق مي كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند اين سحري آشكار است.

7- و من اظلم افتري علي الله الكذب و هو يدعي الي الاسلام و الله لايهدي القوم الظالمين.

7- و كيست ظالمتر از كسي كه بخدا به دروغ افترا ببندد در حاليكه او به اسلام دعوت مي شود و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمي كند.

8- يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون.

8- آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهانها (سخنان و افتراهاي خود) خاموش كنند در حاليكه خداوند كامل كننده نور خويش است هرچند كافران ناخشنود باشند.

9- هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلّه و لو كره المشركون.

9- او كيست كه پيامبرش را همراه با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را برهمه اديان غالب سازد گرچه مشركان آن را خوش نداشته باشند.

10- يا ايّها الذين امنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب اليم.

10- اي كساني كه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتي كه از عذاب دردناك نجاتتان  دهد راهنمايي كنم.

11- تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذالكم خيرلكم ان كنتم تعلمون.

11- بخدا و رسولش ايمان آوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد كه اين براي شماست خير و بهتر است اگر بدانيد.

12- يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّات تجري من تهتا الانهار و مساكن طيّبه في جنّات عدن ذلك الفوز العظيم.

12- (در اين صورت) خداوند گناهان شمارا مي آمرزد و به باغهايي كه نهرها از فرودست آن ها جاري است و خانه هاي دلپسند در بهشت هاي جاويدان واردتان مي كند اين رستگاري بزرگي است.

13- و اخري تحبّونها نصرمن الله و فتح قريب و بشّر المومنين.

13- و نعمت ديگري كه آن را دوست داريد ياري و نصرت از جانب خداوند و پيروزي نزديك است. (واي پيامبر) مومنان را بشارت ده.

14- يا ايها الذين امنوا كونوا انصارالله كما قال عيسي بن مريم للحواريين من انصاري الي الله فامنت  طائفه من بني اسرائيل و كفرت طائفه فايدنا الذين امنو علي عدوهم فاصبحوا ظاهرين.

14- اي كساني كه ايمان آورده ايد ياوران خدا باشيد همان گونه كه عيسي بن مريم به حواريون گفت ياوران من در راه خدا چه كساني هستند حواريون گفتند ما ياوران خدا هستيم پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند پس كساني را كه ايمان آوردند  بر دشمنانشان ياري داديم تا (بر آنان غلبه كرده) و پيروز شدند.

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم و صلّي الله علي محمد  و اله طاهرين

پيرامون سوره مباركه صف. نام اين سوره مباركه از آيه چهارم گرفته شده است.

انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً‌كانّهم بنيان مرصوص: بي ترديد خداوند دوست دارد كساني را كه مي جنگند در راه او در صفي بهم فشرده كه هيچگونه فرجه و شكافي در آن نيست.

مقدمه اي از تفسير الميزان مرحوم علامه طباطبايي:

در اين سوره مومنان را به جنگ در تقابل دشمنان اسلام دعوت مي كند كه اين نور ساطعي است از طرف خداوند، كفار مي خواهند اين نور را با دهانهاي خود خاموش كنند و خداوند نورش را تمام مي كند و لو مشركان را خوش نيايد.

اين پيغمبري كه به او ايمان آورده ايد فرستاده اوست و عيسي فرزند مريم اين دين را بشارت داده پس بر مومنان است كه اراده شان را محكم كنند و به آن چه آن ها را امر مي كنند از جنگ و قتال و ياري خدا را در دينش تا اينكه خداوند آنها را در آخرت به پاك نمايند. تاسيس فريضه جهاد در اسلام به همين منظور است آري آمدن پيامبران گذشته براي از بين بردن فساد از زمين بود با اين تفاوت كه در زمان آنان خداوند تبارك و تعالي پس از مهلتي و چند روزي آنان را عذاب مي كرد و يك روز نزد خداوند مثل هزار سال است.

و انّ يوماًٌ‌ هند ربّك كالفً سنه ممّا تعدّون ي 47 س حج

اما عذاب كفار آخر الزمان را با فرمان جنگ و جهاد بدست مومنان سلحشور و شهادت طلب انجام مي دهد: قاتلوهم يعذّبهم الله بايديكم. ي 14 توبه

خلاصه: رسالت هاي انبياء عليهم السلام موجب رشد و شكوفائي انسانهاست و تكذيب كنندگان مفسداني هستند كه بر عليه انبياء خداوند تبارك و تعالي آنان را طرد كرده از رحمتش و پس از مدتي با بلاهاي طبيعي از زمين پاك كرده در سوره مباركه عنكبوت چنين خلاصه مي كند:

كلاً‌ اخذنا بذنبه من ارسلنا عليه حاصباً‌و منهم اخذته الضيحه و منهم من حسقنا به الارض و منهم من اغرقنا و ما كان الله ليظلمهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون ي40.

ترجمه: همه را به گناهانشان گرفتيم بر بعضي از آنها طوفان ريگ فرستاديم و بعضي شان را صيحه مرگبار گرفت و برخي را بر زمين فرو برديم و بعضي ديگر را غرق كرديم و اين خدا نبود كه بر ايشان ستم كرد بلكه خودشان بر خود ستم كردند اينچنين بود تا زمان رسول الله كه پيغمبر آخر الزمان رسيد تقديرات الهيه عوض شد و خداوند تبارك و تعالي بدست پيغمبرش شمشير داد و به دست مومنان جهادگر عذابشان داد و در آينده نيز با تاسيس فريضه جهاد لوث كفر و فساد را از زمين پاك خواهد كرد  در سوره مباركه توبه آيه 14 چنين آمده: قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مومنين. و يذهب غبط قلوبهم و يتوب الله علي من يشاء و الله عليمٌ حكيم.

15- ام حسبتم ان تتركوا  و لمّا يعلم الله الذين جاهدوا منكم و لم يتخذ من دون الله و لا رسوله و لا المومنين وليجه و الله خير بما تعملون16 ترجمه: با آنها بجنگيد و خدا بدست شما آنان را عذاب كند و خوارشان نمايد و شما را بر عليه آنها ياري كند و سينه گروهي از مومنان را از غيظ  و غضب دهد و                              تا خشم دلهاي آنان را فرونشاند و خداوند به هركه مي خواهد به لطف و رحمت باز مي گردد كه خداوند بسيار دانا و حكيم است.

2- يا ايها الذين امنوا لم تقولون مالا تفعلون.

3- كبر مقتاً‌ عندالله ان تقولوا مالا تفعلون.

ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد چرا مي گوييد چيزي را عمل نمي كنيد. بزرگ و سنگين گناه است پيش خداوند اينكه بگوئيد چيزي را و عمل نكنيد.

با در نظر گرفتن آيه مباركه صف، معني چنين مي شود شما مومنان كه خدا را در كنار آنچه در آسمانها  و زمين است تسبيح مي گوييد و او را عزيز و حكيم                   مي دانيد و معتقد هستيد كه براي اصلاح و برطرف كردن لوث كفر بايد جنگيد چرا در عمل ايستادگي مي كنيد و مي گوييد آنچه را كه عمل نمي كنيد معني آيات مشابهي در اين زمينه آمده است،‌در سوره مباركه توبه آيه  38و39.

يا ايّها الذين امنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا في سبيل الله اتّاقلتم الي الارض ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره فما متاع الحيوه الدنيا في الاخره الّا قليل. الّا تنفروا يعذبكم الله عذاباً‌اليماً‌و يستبدل قوماً‌ غيركم و لا تضرّوه شيئاً‌و الله علي كل شيٍ قدير و نظائر آيه...

ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد چه شده به شما وقتي گفته مي شود حركت كنيد در راه خدا (براي جهاد) خود را بر زمين سنگيني مي كنيد آيا راضي شديد به زندگي دنيا در عوض آخرت در حالي كه زندگي دنيا در مقابل آخرت جز اندكي نيست، اگر حركت نكنيد خداوند شمارا به عذاب دردناك معذب مي كند و قوم ديگري بجاي شما مبدل مي كند و اين كار براي خدا ضرري ندارد.

 

4- انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً كانّ هم بنيانٌ مرصوص.

بي ترديد خداوند دوست دارد كساني را كه در راه او مي جنگند در صفي مثل بنيان محكم كه شكافي در او نباشد (محكم و فشرده).

*كلمه اي در باره جنگ:

جهاد و جنگ از فروع دين است، در كتابهاي فقهي مانند كتاب جواهر و شرح لمعه و غيره كتابي مخصوص دارد بعنوان كتاب جهاد

و جنگ-جهاد و جنگ در صورت نياز واجب كفائي است و كمترين آن سالي يكبار است، در حديث معتبر آمده اگر كسي سال بيايد و برود در فكر شركت در جنگ نباشد منافق است. اگر جنگ و جهاد بر فرزند متعين نباشد پدر و مادر مي توانند او را از جهاد منع كنند.

* طلبكار مي تواند بدهكار توانگر را در صورتيكه وقت اداي دين فرا رسيده باشد از شركت در جنگ و جهاد منع كند.

* جنگيدن با كفار حربي پس از دعوت آنان به اسلام و امنتاعشان از واجبات است تا اينكه مسلمان شوند يا كشته شوند.

* حكم كفار اهل كتاب مثل يهوديان و مسحيان و ... نيز همين است مگر اينكه شرايط ذمّه را در ديار مسلمانان بپذيرند. اكثر مراجع شيعه در اين مسئله توافق دارند.

5- و اذ قال موسي لقومه يا قوم لم توذونني و قد تعلمون اني رسول الله اليكم و فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم و الله لا يهدي القوم الفاسقين.

ترجمه: و آنگاه كه موسي به قوم خود گفت اي قوم من با اينكه مي دانيد من فرستاده خدا به سوي شما هستم را چرا اذيتم مي كنيد؟ پس چون منحرف شدند خداوند دلهاي آنان را منحرف ساخت و خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند.

*اذيت هايي كه قوم موسي در مورد او روا داشتند بسيار بود از جمله مي گفتند (لن نومن لك حتي نري الله جهره) هرگز به تو ايمان نمي آوريم تا اينكه خداوند را بطور آشكار ببينيم. (لن نصبر علي طعامٍ واحد) بر يك نوع طعام صبر نمي كنيم. (لن تدخلها حتي يخرجو منها) ما داخل نخواهيم شد تا آنها از آنجا بيرون نشوند. ( اذهب انت و ربّك فقاتلا انّا هيهنا قاعدون) تو و پروردگارت برويد و با ‌آن ها جنگ كنيد و ما در اينجا نشسته ايم (اجعل لنا الهاً‌كما لهم الهه) براي ما نيز خدايي مثل خدايان اين بت پرستان قرار بده (قالو اوذينا من قبل ان تاتينا و من بعد ما جئنا) اي موسي ما هم پيش از آمدن تو و هم پس از آن در رنج و شكنجه بوده ايم.

*پيغمبر اسلام نيز مورد آزار و اذيت مشركان و منافقان قرار داشت چنانكه قرآن مي فرمايد: (و منهم الّذين يوذون النبي و يقولون هواذن) بعضي از آن ها (منافقان) كساني هستند كه دائم پيغمبر را آزار مي دهند و مي گويند او زودباور است. (و الذين يوذون رسول الله لهم عذابٌ اليم) براي آنها كه پيغمبر خدا را اذيت    مي كنند عذاب دردناك است. (انّ‌ذالكم كان يوذي النّبي فيستحيي منكم) اين كار شما پيغمبر را آزار مي دهد و او از شما شرم مي كند كه ناراحتي خود را اظهار كند.

يكي ديگر از آزارهائيكه پيغمبر اسلام مي ديد سستي بعضي از مسلمانان براي جنگ و جهاد بود مي گفتند: (انّ بيوتنا عوره) خانه هاي ما حفاظ ندارد. (لا تنفرو في الحر) هوا گرم است،‌(بعدت عليهم الشّقد) راه دور است،‌(لا في الفتنه سقطوا) با شركت در جنگ تبوك ممكن است نگاه ما به دختران و زنان رومي بيفتند و گرفتار شويم،‌اسلحه و امكانات كم است.

*با توجه به آيات قبل كه فرمود چرا به گفتار خود عمل نمي كنيد،‌ و خدا رزمندگان را دوست دارد معلوم مي شود كه مراد از آزار در اين آيه سستي در جهاد و جبهه است.

6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله ليكم مصدّقا لما بين يدي من التوراه و مبشراً‌برسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبيّنات قالوا هذا سحرٌ‌مبين.

ترجمه: و آنگاه كه عيسي پسر مريم گفت اي فرزندان اسرائيل همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش ازمن بوده است تصديق كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند: اين سحري آشكار است.

*نكته: حضرت موسي از بني اسرائيل بود و لذا مي گفت «يا قوم» ولي حضرت عيسي از بني اسرائيل نبود و لذا به جاي «ياقوم» مي گفت: «يا بني اسرائيل»،‌اسلام كامل ترين اديان است زيرا بشارت در مورد چيز بهتر و كاملتر است «مبشراً‌برسولٍ من بعدي» عيسي (ع) هم مبشّر است و هم مبشّر چه خداوند از وجود او بشارت مي دهد «يا مريم انّ الله يبشرت بكلمه منه اسمه المسيح» ي 45 ال عمران. «8» يريدون ليطفئوا نورالله بافواهم و الله متّم نوره و لو كره الكافرون»

ترجمه: آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهان ها (سخنان و افتراها) ي خود خاموش كنند در حاليكه خداوند كامل كننده نور خودش است و هرچند كافران ناخوشنود باشند.

«9» هو الّذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلبه و لو كره المشركون.

 ترجمه: او كسي است كه پيامبرش را همراه با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان غالب ازد گرچه مشركان آن را خوش نداشته باشند.

الفتنه سقطوا) با شركت در جنگ تبوك ممكن است نگاه ما به دختران و زنان رومي بيفتد و گرفتار شويم،‌اسلحه امكانات كم است.

*با توجه به آيات قبل كه فرمود چرا به گفتار خود عمل نمي كنيد،‌و خدا رزمندگان را دوست دارد معلوم مي شود كه مرا از آزار در اين آيه سستي در جهاد و جبهه است.

6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله ليكم مصدّقا لما بين يدي من التوراه و مبشراً‌برسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبيّنات قالوا هذا سحرٌ مبين.

ترجمه: و آنگاه كه عيسي پسر مريم گفت اي فرزندان اسرائيل همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش از من بوده است تصديق كنم و نسبت به  پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند: اين سحري آشكار است.

*نكته: حضرت موسي از بني اسرائيل بود و لذا مي گفت «ياقوم» ولي حضرت عيسي از بني اسرائيل نبود و لذا به جاي «ياقوم» مي گفت «يا بني اسرائيل»،‌ اسلام كاملترين اديان است زيرا بشارت در مورد چيز بهتر و كاملتر است « مبشّراً‌برسولٍ من بعدي» عيسي(ع) هم مبشّر است و هم مبشّر چه خداوند از وجود او بشارت مي دهد « يا مريم انّ الله يبشّرت بكلمه منه اسمه المسيح» ي 45 ال عمران.

«8» يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متّم نوره و لو كره الكافرون»

ترجمه: آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهان ها (سخنان افتراها) ي خود

ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتي كه از عذاب دردناك نجاتتان دهد راهنمائي كنم. بخدا و رسولش ايمان آوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جنگ و جهاد كنيد كه اين براي شما بهتر است اگر بدانيد.

«12» يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّات تجري من تهتا الانهار و المساكن طيّبه في جناتٍ عدنٍ‌ذالك الفوزٍ العظيم.

ترجمه: گناهان شما را مي آمرزد و به باغهايي كه از غفرودست آنها نهرها جاريست و خانه هاي دلپسند در بهشت هاي جاودان واردتان مي كند اين رستگاري بزرگي است.

*در آيه قبل غلبه دين اسلام را بر ساير اديان وعده داده شد ولي تحقق اين وعده سه شرط لازم دارد.

الف) قانون كامل و جهاني كه همان قرآن است نوري كه خداوند آن را كامل كرده و هيچكس قدرت خاموش كردنش را ندارد.

ب) وجود رهبر جامع الشرايط با حداقل ده هز ار نفر كه هيچ قدرتي نمي تواند در برابرش ايستادگي كند يا ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف كه به يملااله به الارض قسطا و عدلا الحديث.

ج)آمادگي مردم كه حداقل ده هزار نفر با انتخاب فرمانده از خودشان در حديث امام باقر و امام صادق در كتاب بحارالانور و ساير كتب اخبار و كتب فقهيه شيعه – اين آيات هموزن آيه 111 سوره توبه است: انّ الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّه يجاهدون في سبيل الله قيصّلون و يقيتون وعداً‌عليه حقاً‌في التوريه و الانجيل و القران و من اوفي بعهده من الله فاستبسروا بعيبكم الذي بايعتم به و ذلك هوالفوز العظيم.

ترجمه: همانا خداوند از مومنان جان ها و اموالشان را ببهاي بهشت خريده است آنان در راه خدا مي جنگند تا بكشند يا كشته شوند (وفاي به اين وعده) حق است كه در تورات و انجيل و قرآن آمده برعهده خداست و چه كسي از خدا بهدش وفادارتر است پس مژده باد شما را بر اين معامله اي كه به وسيله آن با خدا بيعت كرديد و اين همان رستگاري و پيروزي بزرگ است.

*حديث: عبّاد بصري در راه مكه: امام سجاد (ع) را ديد بحضرت گفت تركت الجهاد و صعوبته و اقبلت الي الحج ولينه جهاد و سختي آن را رها كرده اي به حج و آساني آن رو آورده اي؟ انگاه اين آيه را خواند حضرت فرمود ادامه آن را هم بخوان عباد آيه التائبون را خواند حضرت فرمود اگر ياران ما اين صفات و كمالات را دارا مي بودند بر ما واجب بود قيام كنيم و در صورت جهاد از حج برتر بود.

 

آيه 112 توبه: التابئون العابدون السّائحون الرّاكعون اليساجدون المرون بالمعروف و الناهون عن منكر و الحافظون لحدودالله و بشّرالمومنين.

ترجمه: اهل توبه،‌عبادت ستايش، سياحت (روزه داران) ركوع و سجود امر به معروف و نهي از منكر و حفظ حدود و مقررات الهي اند و چنين مومناني را بشارت ده.

حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: قيمت شما بهشت است پس خودتان را ارزان مفروشيد: ليس لانفسكم ثمن الّا الجنّة فلا تبيعوها الّا بها.

(نهج البلاغه حكمت 131)

*دنيا تجارتخانه اولياء الهي است (الدنيا متجر اولياء الله) جالب آنكه حضرت اين سخن را بكسي فرمود كه از دنيا بدگويي مي كرد.

*(13) و اخري تحبّونها نصرمن الله و فتح قريب و بشّر المومنين.

ترجمه: نعمت ديگري كه آن را دوست داريد ياري و نصرت از جانب خداوند و پيروزي نزديك 5 و مومنان را بشارت بده،‌ -به ورود به بهشت و مغفرت الهي مصداق نجات از عذاب الهي است ولي چون نصرت و فتح الهي لطف ديگري است خداوند آن را جداگانه بيان فرموده است.

(14) يا ايها الّذين امنوا كونو اَنصار الله كَما قالَ‌عيسي ابن مريم للحواريّين من انصاري الي الله قال الحواريّون نحن انصار الله فامنت طائفه من بني اسرائيل و كفرت طائفهُ فايّدنا الّذين امنوا علي عدوّهم فاصبحوا ظاهر.

ترجمه: اي كساني كه ايمان آورده ايد ياوران خدا باشيد همانگونه كه عيسي بن مريم به حواريين گفت ياوران من در راه خدا چه كساني هستند؟ حواريون گفتند ما ياوران خدا هستيم پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند پس كساني را كه ايمان آوردند بر دشمنانشان ياري داديم تا پيروز شدند.

*پس بودن مخاطبان انصارالله انصار پيغمبر انتشارات دعوت آن حضرت است بالا بردن كلمه حق با جهاد و جنگ در راه خدا.

تا اختلاف بين ايمان و كفر هست،‌جنگ هست.

جنگ صفين در زمان خلافت علي عليه السلام هيجده ماه طول كشيد. در شبي كه به ليله الهرير معروف است سي هزار نفر كشته شد. 26هزار از طرف معاويه و شش هزار نفر از طرف لشگر اميرالمومنين. در آن روزها يكي از اصحاب به حضرت علي عرض كرد يا علي ما در اينكه هردو طرف مسلمان هستيم اين همه خونريزي چه توجيهي دارد حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: تِلكَ الرُسلٌ بعضهم علي بعضٍ فَضّلنا بعضِ مِنهم مَن كلم الله و رَفَعَ بعضهم دَرَجات و اتَينا عيسي بن مريم البيّنات وَاَيَّدناه بروحِ القدس و لو شاء الله ما قَتَلَ الّذينَ مِن بعدِهِم مِن بَعدِ ما جائتهم البيّنات و لكن اختلفوا فمنهم من امَنَ منهم من كفرو لو شاء الله ما اقتلوا بَعدِ‌ما جائتهم البيّنات و لكن اختلفوا فمنهم من امن و منهم من كَفَرَ وَ لَو شاءالله ما اقتلوا و لكنّ‌الله يفعل ما يريد. ي 253بقره.

ترجمه: آن پيغمبران ما بعضي از آنان را بر بعضي برتري داديم از آنان كسي بود كه خداوند با او سخن گفته و درجات بعضي از آنان را بالا برد و به عيسي بن مريم نشانه  هاي روشن داديم و او را با روح القدس (جبرئيل) تاييد نموديم و اگر خدا مي خواست كساني كه بعد از آنان بودند پس از آنكه نشانه هاي روشن براي آن ها آمد باهم جنگ و ستيز نمي كردند ولي باهم اختلاف كردند پس برخي از آنان ايمان آورده و بعضي كافر شدند اگر خدا مي خواست با هم جنگ نمي كرند ولي خداوند آنچه را اراده مي كند انجام مي دهد.

از نمونه آياتي كه جنگ را واجب مي داند آياتي در سوره مباركه احزاب بلكه اكثر آيات سوره از جمله آيه 23 من المومنين رجالٍ صدقوا ما عاهدوا الله عليه منهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا.

در آخرين آيه سوره مباركه بقره چنين درخواست مي كنم: وَ اعفَ عَنّا وَ اَغفِر لنا و ارحمنا انت مولتانا علي القوم الكافرين.

 ترجمه: از ما عفو كن و ما را ببخش تو اي مولاي ما هستي پس ما را برملت كافر پيروز كن.

در سوره مباركه نمل آنجا كه به شب خيزي ترغيب و تشويق مي كند در آخرين آيه اش چنين مي فرمايد: «اِنَّ رَّبَّكَ يُعَلِّمُ اِنّكَ تثوم ادني من ثلثي اليل و نصفه و ثلثه و طائفه من الّذين معك و الله يقداً‌اليل و النهار علم ان لن تحصوه فتاب عليكم فاقرو اما تير القران علم ان سيكون منكم ترضي و آخرين يضربون يتبغون.

من فضل الله و آخرون يقاتلون في سبيل الله فاقرو ما تيسّر منه ...

ترجمه: بي ترديد خداي تو مي داند كه كمي از ثلث شب و روز را اندازه گيري مي كند و مي داند كه شما حسابش را نگه نمي داريد لذا از شما مي پذيرد كم و زيادش را پس آن مقدار را كه مي توانيد از قران قرائت كنيد آن مقدار كه ميسر است ...

و در سوره محمد (سوره قتال) در مذمت آنهاكه در جنگ حاضر نمي شوند يا سستي مي كنند چنين آمده: فَهَلَ عَسَيتُم اِن تُفسِدوا في الاَرض و شتَقَطّعو اَرحامكم،‌اولئك الّذين لعنتهم الله فاصمهم و واعمي ابصارهم. ي 24.

ترجمه: پس شما نزديك شديد اگر از جنگ و جهاد روي گردانيد در زمين فساد كنيد و قطع نماييد از ارحام خود آنان كساني اند كه لعنت خدا بر آنان باد و كرو و كورشان نمود آنان را (با دشمن خدا جنگ نكنند مبتلا مي شويد به جنگ داخلي) در اين باره اميرالمومنين در نهج البلاغه پس از بيان فضليت جهاد كه دري است از درهاي بهشت و خداوند آن را بر روي خواص و دوستان خود گشوده است مي فرمايد: هركس آن را بدون عذر ترك كند خداوند جامه ذلت و خواري را بر او مي پوشاند و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته به بي خردي مبتلا مي شود همه اينها به جهت ترك نصرت خدا است در حاليكه بحكم قرآن فرموده: اگر خدا را ياري كنيد شما را ياري مي كند و گامهايتان را استوار مي دارد (اِن تَنصُرو الله يَنصُرُكُم وَ‌ يُثَبّت اَقدامَكُم) آيه هفت سوره قتال (محمد) فرمود: پيش از آنكه آنها به جنگ شما بيايند شما به جنگ آنها برويد سوگند به خدا هرگز قومي در ميان خانه و ديارشان جنگ نشد مگر اينكه ذليل و مغلوب شدند. (نهج البلاغه)

انّ الملوك ادا دَخَلوا قَريَهَ اَفسُدو و جَعَلوها اهلها اذلبه و كذالك يفعلون آيه 32 نمل ملكه سبا است كه پادشاهان وقتي وارد قريه اي مي شوند فساد مي كنند و عزيزان و اهل آن را ذليل و خوار مي كنند و اينچنين مي كنند سخن حضرت را تاييد مي كند.

بحمدالله امروز ملت ايران ابر قدرت است كه خدا فرموده وَ لا تَهِنوا وَ‌لا تَحزَنوا و اَنتمُ الاَعلون اِن كُنتُم مومنين. ي 139 سوره آل عمران.

ملت ايران قصه هاي انبياء را در قرآن خوانده و ياري خدا را درباره آنها مطالعه كرده است و به وعده خدا در باره خود معتقد شده است كه اِنّا للنصر رسلنا و الذين امنوا في الحيوه الدنيا ي 47 سوره روم.

ملت ايران مانند قوم بني اسرائيل نيست كه قدرت شيطاني و هياهوي فرعون آنان را مرعوب كند. ملت ايران هزاران موسي دارد كه فرمود: اِنّ الله معناي،‌ - كلا ان معي ربّي سيهدين ي62 سوره شعرا.

ملت ايران علم كتاب دارد كه به حروف ابجد اين علم قصه هاي انبياء در قرآن است. قصه حضرت ابراهيم را خوانده است كه حكم سوزاندن ابراهيم را صادر كردند: حَرِقوهٌ وَانصَروا الهتكم  ي68 سوره انبيا. قلنا يا ناركوني برداً و سلاماً‌علي ابراهيم. ي 69 سوره انبيا. درباره حضرت يونس عليه السلام خوانده: وَ‌نَجّيناهٌ مِنَ‌الغَمِ وَ‌كَذالِكَ ننجي المومنين ي88 انبياء. و از الفباي اين علم (علم كتاب) قصه فتح خرمشهر در جنگ تحميلي ايران و عراق است، بطور خلاصه وعده خداوند است كه بارها در قرآن فرموده: انا لننصر رسلنا و الذين امنوا الحيوه الدنيا ي51 غافر. وَ كانَ حقّاً عَلَينا نَصرَ المومنين ي47روم. و آيات ديگر – اِن تَنصروالله يَنصُركُم وَ يُثَبّت اقدامَكُم. و در اين آيه تجهيزات و تداركات ما خلاصه مي شود: وَ‌لَو انّ قرآناً‌سُيّرِت بِهِ الجِبال اَو قُطِعّت بِهِ الارض او كُلّم بِهِ الموتي. بِل لله الاَمر جميعا...ي31 سوره رعد. ترجمه: واگر قرآني باشد كه كوهها بواسطه او به حركت در آيد يا زمين تقطيع شود يا بواسطه آن مرده به تكلم در آيد بلكه همه امور زير نظر و قدرت الهيه است...

*مخفي نماند كه اصالت جنگ و قتال و قاتلوا روبرو شدن و دست به يقه شدن با دشمن به قصد كشت است با چنگ و دندان چاقو و شمشير و خنجر و چوب و چماق و نيزه و حداقل چنانكه در بيان امام صادق و امام باقر آمده: اگر ده هزار نفر فراهم آيد هيچ قدرتي در مقابل آنها تاب مقاومت ندارد كه بحمدالله امروز صدها هزار بسيجي و سپاهي و ارتشي و مردم كوچه و بازار كه هريك، يك امت است تكليف دارند نماز و روزه را واجب مي دانند، خمس و زكات،‌حج و جهاد و جنگ را واجب مي دانند.

البته منافق و كافر دل و جگر روبرو شدن با مسلمانان را ندارند كه قرآن گوشزد كرده: لا يقاتلونَكُم جَميعاً اِلّا في قريً مُحصّنه اَو مِن وَراء جَزر باسُهُم بَينَهُم شديد تَحسَبَهُم جَميعاً‌ و قُلوبُهُم شَتّي. ي 14 سوره حشر. ترجمه: (با شما دل و جگر مقابله ندارد). مگر در قريه هاي محكم يا از پشت ديوار كارزارشان ميان خود سخت است پنداري آنها را با هم در حاليكه دلهايشان پراكنده است اين بخاطر آن است كه آنان مردمي بي عقل اند (چون ايمان ندارند.)

گويا اسلحه هاي گرم هم از همين جا شروع شده است و از دور و پشت ديوار سنگ اندازي و گلوله و بمب پرتابي كه بهر جهت بحمدالله امروز ايران بزرگ مسلمان از هر حيث مجهز است بحمدالله ربّ العالمين – با زمزمه سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و ترنم ذكر خدا و آيات قرآن بخصوص آيات مربوط به جنگ عالوت  و جالوت آيات 240 تا 249 سوره بقره.

در حين جنگ به حداقل خرد و خوراك قناعت شود و قبل از حركت،‌‌چند روز روزه بهتر است كه بيشتر تسلط به خويشتن را تمرين مي نمايد.

-دعا حضرت سجاد (ع) مرزداران را. (دعا صحيفه سجاديه)

در دعا امام چهارم درباره مرزداران آمده: اللهم صلّ علي محمّد و آل محمّد وَ انسِهم عِندَ لِقائهم العَدوّ ذِكَرَ دُنيا هُم الخَدّاعهِ الغَروز وَ‌ اَمحٌ عَن قلوبِهِم خَطَرات المال الفَتون وَ اجعل الجَنّه نَصَبَ‌اَعيُنهِم وَ‌ لَوّح مَنها لِابصارِهِم ما اَعددتَ‌فيها مِن يَساكِنِ الخلد وَ مَنازِل الكرامَه وَ الحور الحِسان و النهارِ المُطَرّدَه بِاَنواعِ الَشرِبه وَ الاشجاري المتدَلّيهَ بصنوفِ،‌الثَمَرِ حَتي لا يَهمّ اَحَدٌ منهم بِالاِدبار و لا يُحدِثٌ‌نَفسَه عَن قِرِنه بفرار.

ترجمه: خدايا درود فرست بر محمد و آل او و هنگام لقاي دشمن ياد دنياي مكار و فريبنده را از خاطر آنها ببر و از دل آنها انديشه مال فتنه انگيز را محو كن و بهشت را پيش چشم آنها مجسم گردان و آنچه در بهشت آماده كرده اي از مسكن هاي جاويد و منزل كرامت و حوران نيكوروي و جويهاي روان و نوشيدني هاي گوناگون و درختان پربار و اقسام ميوه ها در پيش چشم ايشان مثل ساز تا هيچ يك آهنگ بازگشتن نكند و انديشه گريختن از هماورد خود به دل راه ندهد. (فرازي از دعاي حضرت زين العابدين براي مرزداران).

«دعا 27صحيفه سجاديه»

*- باطل را هرچند جولاني باشد بي گمان كامكاري از آن حق و پيروزي فتح از آن مومنان جاهد است كه ياران و لشگر خدايند اما ممكن نيست اين حقيقت در خلا و دور از قوانين و سنتهاي الهي حاكم در زندگي صورت پذيرد و از جمله آن سنتها جنگ بر ضد كفر و شرك و مبارزه با آن دو است پس بايد براي حق گروهي آماده شوند كه در راه خدا در صفي يكپارچه و زير درفش رهبري مكتبي جنگ كنند و با خداوند به تجارتي بپردازند (جان خود را بفروشند و خشنودي او و بهشت و فتح را بخرند. همچنانكه حواريوني كه پيرامون عيسي بن مريم (ع) گرد آمده بودند كردند و بحق ياري دادند و از اين رو به اذن خدا پيروز شدند.

بحمدالله در ورامين چهار سال حركت مردمي و پلاكارتهاي در و ديوار مبني بر اينكه آمريكا هرچه زودتر از عراق بيرون رود و الا خاك عراق را قبرستان خواهيم كرد و امثال ذلك اثر كرد و آمريكا از عراق بيرون رفت  بدون زحمت جنگ و لطف خدا بر ما شامل شد همچنانكه در جنگ احزاب به مسلمانان صدر اول شامل شد در آيه 25 از سوره احزاب وَ رَدَّ الله كَفَروا بِغَيظِهِم لَم يَنالوا خَيراً‌وَ‌كَفي الله المومَنين القِتال و كانَ‌الله قَوياً‌عَزيزاً.

ترجمه: مردم كافر را با آن غيظ و شومي سرخورده برگردانيد كه بخير هدفي نرسيدند و جنگ را از مومنان كفايت كرد و خداوند همواره قوي و عزيز است.

به داد افغانستان هم برسيم: افغانستان خانه ماست، خانه اسلام است، خانه محمد (ص) است.

مردم مسلمان ايران امروز افغانستان هم شما را به ياري مي طلبد نبايد بي تفاوت نباشيم و افغانستان هم خانه ما است خانه اسلام است وامام باقر و امام صادق سلام الله عليهم فرمودند نگوييد آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد اسم محمد را و آثار اسلام را مي خواهند از بين ببرند اينجا هم اگر اقدامي نكنيد ترك واجب كرده ايد  و مبتلا به عذاب الهي خواهيد شد. در سوره مباركه محمد اين عذاب را به بي خردي و فساد در روي زمين تعبير مي كند: اگر جهاد را ترك كنيد به جنگ داخلي و قطع رحم مبتلا مي شويد آيه 22 و 23 در سوره قتال (محمد) فَهَل عسيتم ان توليتم ان تفسدو في الارض و تقطعوا ارحامكم. اولئك الذين لعنهم الله واصمعم و اعمي و ابصارهم.

ترجمه: پس آيا آماده ايد كه اگر از جهاد رويگردان شويد در زمين فساد كنيد و قطع رحم نمائيد (جنگ داخلي) اينان كساني اند كه خدا آنان را  لعنت كرده چشم و گوش بصيرت را كر و كور كرده است، بلي هدف دشمنان اسلام از بين بردن آثار اسلام است و در سوره حج آيه 41 خوانديم كه اگر خدا رخصت جنگ و دفع شر بعضي از مردم را به بعض ديگر نكند همانا صومعه ها  و دير و مساجديكه در آن ها نماز و ذكر خدا بسيار مي شود همه خراب و ويران مي شد البته خدا ياري خواهد كرد كسي را كه او را ياري كند كه خدا را منتهاي اقتدار و توانايي است.

آنچه اين بنده در سفر حج از شيطنتهاي دشمنان اسلام مخصوصاً آمريكا و انگليس ديدم سال 1354 تقريباً‌چهار سال پيش از انقلاب اسلامي بود زيارت بيت غلام حلقه بگوش آمريكاست آنروز دستور آن بود ... كه اهل دنيا از هرگوشه مي آيند اسلام را  و مسلمانان را كثيف ببينند. اما امروز از ترس رسوايي دستور چنين داده است خدا لعنتشان كند به هرحال امروز همين آمريكا و انگليس و اذنابشان در افغانستان هم طوفان مي كند. ملت ايران، مردم مسلمان هشيار باشيم باز وظيفه داريم بفرموده ائمه عليهم السلام نگوييم.

آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد،‌اسم محمد را محو كند، اينجا هم همصدا باشيم؛‌ (آمريكا، انگليس و اذنابشان از افغانستان بيرون شويد كه با آه و فغان بيرونتان خواهيم كرد.)

مردم مسلمان ايران اينجا هم مثل عراق واجب شرعي است مثل نماز. مسامحه نكنيم كه به عقوبت ترك واجب گرفتار نشويم.

اخيراً‌شيطنت ديگري براي محو آثار اسلام در دست اقدام دارد در ضلع جنوب شرقي مسجد الحرام آپارتماني دوازده طبقه ساخته كه اگر مردم اعتراض نكنند دورادور مسجد الحرام را آنچنان بسازد و خانه كعبه و زوار را بطور مسخره آميز به نمايش بگذارد علاوه بر اينكه خود ساختمان چند طبقه در هرجا با ملاحظه متون فقهي خلاف شرع و حرام است بخصوص در خانه خدا شهر مكه كه از معصومين عليه السلام آمده لا ينبغي لاحدان بنبي بنائه فوق الكعبه (وسايل الشيعه).

شايسته نيست به احدي كه بنايش را بالاتر از بناي كعبه بنا نهد.

از خداي متعال پيروزي و سربلندي ايران و مسلمانان جهان را خواستار هستيم.

حمام رايگان، شصت من خبر داد كه آمريكاي شيطان دست به كار شده و دستور ديگري داده كه هرچه بيشتر نظافت و محوطه را توسعه و ... كه مبادا خميني بيدار در اينجا هم آمريكا را رسوا كند. و آنروز بعضي از رفقا مي گفتند احسن دولت سعودي به خانه خدا چه زيبا خدمت مي كند. آهسته به او گفتم نه چنين است بلكه سعودي غلام حلقه بگوش آمريكاست آن روز دستور آن بود ... كه اهل دنيا از هرگوشه مي آيند اسلام را و مسلمانان را كثيف ببينند. اما امروز از ترس رسوايي دستور چنين داده است خدا لعنتشان كند به هر حال امروز همين آمريكا و انگليس و اذنابشان در افغانستان هم طوفان مي كند. ملت ايران، مردم مسلمان هشيار باشيم باز وظيفه داريم بفرموده ائمه عليهم السلام نگوييم. آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد،‌اسم محمد را محو كند، اينجا هم همصدا باشيم: (آمريكا، انگليس و اذنابشان از افغانستان بيرون شويد كه با آه و فغان بيرونتان خواهيم كرد.)

مردم مسلمان ايران اين جا هم مثل عراق واجب شرعي است مثل نماز. مسامحه نكنيم كه به عقوبت ترك واجب گرفتار نشويم.

اخيراً‌شيطنت ديگري براي محو آثار اسلام در دست اقدام دارد در ضلع جنوب شرقي مسجد الاحرام آپارتماني دوازده طبقه ساخته كه اگر مردم اعتراض نكنند دورا دور مسجدالاحرام را آنچنان بسازد و خانه كعبه و زوار را بطور مسخره آميز به نمايش بگذارد علاوه بر اينكه خود ساختمان چند طبقه درهرجا با ملاحظه متون فقهي خلاف شرع و حرام است بخصوص درخانه خدا شهرمكه كه از معصومين عليه السلام آمده لا ينبغي لاحدان بنبي بنائه فوق الكعبه (وسائل الشيعه).

شايسته نيست به احدي كه بنايش را بالاتر از كعبه بنا نهد.

از خداي متعال پيروزي و سربلندي ايران و مسلمانان جهان را خواستار هستيم.

دفتر حضرت آيت اله العظمي سيدجواد سيد فاطمي تبريزي-تهران10/5/1388

9شعبان /1430

خداوند تبارك و تعالي همواره عزت و برتري ايران و مسلمانان جهان را خواهان است.

 


برچسب‌ها: پيرامون سوره صف
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 12:17  توسط ازشاگردان ایشان  | 

                                بسم الله الرحمن الرحیم

  پیرامون سوره مبارکه الشمس

تفسیر سوره مبارکه الشمس ازبرگرفته از کتاب انسان و درس نوشته مفسر عظیم الشأنحضرت آیت آلله سید جواد سید  فاطمی رحمه الله

 

بسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله

15 آیه دارد و ردیف شماره 91 قرآن است .

اول سوره به ارکان دوازده گانه هستی قسم یاد می کند که : پیروزی، رستگاری، و همچنین خسران و سرخوردگی در بشریت حق است، رستگاری کسی که خود را تزکیه کرد و خسران کسی که خود را آلوده نمود.

بسم الله الرحمن الرحیم                بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

والشمس و ضحیها(1) به خورشید و گسترش نور آن سوگند(1) والقَمر اِذا تلیها(2)        و به ماه هنگامی که پی آن در آید و النهار اِذا جلّها (3) و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد(خورشید را ظاهر سازد)

وَ اللَیل اِذا یغشاها (4) و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند (آفتاب را پوشاند)

وَ السِّماءِ وَ ما بَنیها (5)      و قسم به آسمان و آنچه آن را بنا کرده

وَ الارضِ ما طَحیها (6)       و به زمین و آنچه آن را گسترانده

وَنَفس وَ ما سَوّیها(7) و قسم بجان آدمی و به آنچه آنرا منظم ساخته

فَاَلهَمهاً فُجُورَها وَ تقویها(8) سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است.

 

قَد اَفلَحَ مَن زَکیّها(9) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده وَ قَدخابَ مَن دَستّها(10) و آنکس که خویش را با گناه آلوده ساخته و در پستی نگه داشته محروم شده است .[1]

  • خورشید کلید آسمان شناسیست : خیلی ساده و همه فهم است وقتی آفتاب بچهار یک آسمان می رسد ساعت 9 و چون بالای سر قرار می گیرد ساعت 12 و بچهار یک غرب آسمان که می رسد ساعت 15 را اعلام می کند .

با غروب آفتاب ستاره ها آرام آرام ظاهر می شوند . اینجا کمی دقت لازم است . ستاره هائی که در خط سیر آفتاب قرار دارند کار آفتاب می کنند . یعنی وقتی بچهار یک آسمان می رسد سه ساعت از شب رفته و چون به بالا می رسد نصف شب است و در چهار یک غرب وقت سحر است البته باید ستاره ای انتخاب شود که شب طلوع و غروب دارد.

در اینجا حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده از آنحضرت پرسیدند نصف شب را چگونه تشخیص دهیم، فرمود آندسته ستاره ها که شب طلوع وغروب دارند، هرگاه به خط نصف النهار(بالاسر) رسیدند نصف شب است.

آسمان در هر سه ساعت نقش عوض می کند : آشنا شدن با دو سه ستاره در خط سیر آفتاب و چند ستاره اطراف بیننده را بحقیقت فوق راهنمائی می کند .

فلاح : رستن از بند و گرفتاری(آتش درونی)و دست یافتن مقصوداست.

تزکیه : پاک نمودن و رشددادن

خیبه : ناامیدی و نرسیدن بمطلوب است .

تدسیه در مقابل تزکیه : آلوده کردن و خاموش داشتن استعدادها و مواهب آن است .

و تلویحاً اشاره بمقدمیت همه موجودات و اینکه دستگاه عظیم آفرینش برای بکمال رسیدن انسان است که با تزکیه و بندگی خدا تحقق پیدا می کند(قَد اَفلحَ مَن ذِکّیها، 9 ) در حدیث آمده : خَلقتُ الاَشیاء لِاَجلِک وَ خَلَقتَکَ لِاَجلی، - نظیر قسمت مهم آیات قرآن در این زمینه : و سَخِّر لَکُم الشَمسَ والقَمَرَ دائبین وَ سَخِّرَ لَکمُ اللّیلَ وَ النَهار – 33 ابراهیم و خورشیده و ماه را به تسخیر شما در آورده و شب و روز را مسخر شما کرد.

اَلذی جَعلَ لَکم الارضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ اَنزَل مِنَ السَماء ماءَ فَاَحرَجَ بِهِ مِنَ الثَمراتِ رِزقاً لَکم فلا تجعلوا لِلهِ اَنداداً و انتم تعلمون – 22 بقره – آنکس که زمین را بستر شما و آسمان را همچون سقفی قرار داد و از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن میوه ها تا روزی شما باشد.

وَ الاَنعامَ خَلَقها لَکُ فیها دِفُ وَ منافِعُ وَمِنها تاکُلوُن، وَلَکُ فیها جمالُ حینَ تُریحونَ و حینَ تَشَرحُون- 6 نحل – چهارپایان را آفرید در حالیکه در آنها برای شما وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید، و در آنها برای شما زینت و شکوه است . بهنگامی که آنها را به استراحت گاهشان باز می گردانید و هنگامی که به صحرا می فرستید.

وَاَلقی فی الرضِ رَواسِیَ اَن تَمیدَبِکم وَ النهاراً وُ سُبُلاً لعلّکُم تَهتَدون. وَعلاماتٍ وَ بِالنَجم هُم یهتصرون اَفَمن یخلق کَمِن لا یَخلُق افلا تَذکَرون، وَاِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصوا اِنّ الله لَغفُورُ رحیم- 18 نحل- و در زمین کوهها افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد، و نهرها و راههائی ایجاد کرد تا هدایت شوید، و علاماتی قرار داد و بوسیله ستارگان هدایت می شوید، آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید، و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را احصاء کنید، خدا بخشنده و مهربان است.

در حدیث قدسی باین مضمون آمده : من با بندگانم طوری هستم که گوئی منم و او وزمین و آسمان، همه چیز برای او اما بندگانم با من بدجور تا می کنند، انگار همه خدای اوست غیر از من .

تزکیه : آزاد شدن انسان از اسارت خود بوسیله تعلیم و تربیت انبیاء است. از حرص و آز، بخل، حسد و سایر شعبه ها و خصلتهای مذمومه که هر یک شعله از آتش است که انسان را در عذاب می دارد و جهنم او را تشکیل
می دهند.

 

 


1- هر یک از این موارد دوازده گانه دارای بسی اهمیت و شایان توجه است، سخنی در مورد اول و الشمس وضحیها : آفتاب منبع نور و منشاء حیات و نیرو، هم مادی و هم معنوی است .

انسان با دیدن نظم درآسمان و با توجه به گفتار پروردگار: وَالسّماءَ رَفَعها وَ وَضَعَ المیزان، اَلّا تَطفَوا فی المیزان- 8 الرحمان) خود را که جزئی از هستی است منظم و معتدل می کند، و اعتدال همان تزکیه است که کلید بهشت می باشد.(جَنّاتُ عَدنٍ تَجری مِن تَحتِها الانهار وَ ذلِکَ جَزاءُ مَن تَزَکی – 76 طه )


برچسب‌ها: پیرامون سوره مبارکه الشمس
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 12:12  توسط ازشاگردان ایشان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

پیرامون تفسیر سوره البَلَد

                                               برگرفته از جلسات و آثار حضرت آیت آلله سید جواد سید  فاطمی دام ظله

                                  سوره مبارکه البلد- سوره 90 دارای 20 آیه است .

این سوره مبارکه در رنج و زحمت بودن انسان را که یکی از
شعبه های حرص و آز اوست موضوع قرار داده سپس راه خلاصی از این رنج و تعب را که عامل مهم بدبختی و جهنمی بودن اوست ارائه می دهد، در اول سوره دو موضوع بسیار مبارک را مورد قسم قرار داده و به عامل مهم رنج و تعب انسان را که همانا شهرنشینی و توالد و تناسل اوست اشاره می کند «بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحیم، لااُقسِمُ بِهذا البَلَد، وَ أنتَ حِلٌّ بِهذا البَلَد، وَ والِدِ و ما ولَد 4 » سپس مقسم علیه یعنی چیزی را که قسم را برای آن یاد می کند می آورد«لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فی کَبَد 5» همانا ما انسان را در زحمت آفریده ایم، تعبیر لَقَد خَلَقنا الانِسان، این را می رساند که تا انسان انسان است و هنوز دست تربیت و هدایت الهیه به او نرسیده و مومن نشده است در رنج و زحمت خواهد بود، و این یکی از شاخصه های انسان است که شخصیت او را تشکیل می دهد، همچنانکه درباره عجله کردن که شاخصه دیگر اوست می فرماید : «خُلِقَ الاِنسانَ مِن عَجلٍ 37- سوره انبیاء» یا درباره حرص و آز می فرماید : «إنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلَوعاً، آیه 19- سوره معارج» یعنی انسان حریص و آزمند است مگر اینکه در خط بندگی خداوند تبارک و تعالی درآید، و درهمین معنی است:«اِنّ الاِنسانَ لَفی خُسر اِلّا الذینَ امنوُا... سوره والعصر».

 

  • در سه آیه بعدی آثار شوم این خصیصه را بیان می کند : او آنچنان در راه ارضاء حرص و آز خود پیش می رود و گمان دارد کسی به او خط و اندازه قرار نداده و حدّ و مرزی برای او نیست (اَیَحسَبُ اَن لَن یَقدِرَ عَلَیهِ اَحَد 5 ) پیوسته ادعاها و شعارهای راست و دروغ دارد، زحمت کشیده ام، پولها خرج کرده ام، آنچنانکه گویا کسی او را ندیده و اعمالش را زیر نظر ندارد(یَقُول اَهلکتُ مالاً لُبُداً، اَیَحسُبُ اَن لَم یَرَهُ اَحَد) این چنین انسان در رنج و تعب است و زندگی را هم به خود و هم به دیگران تنگ و ناگوار می نماید مگر اینکه مومن باشد چه با ایمان می تواند از این بلیه خلاص شود.

خوشبختانه وسیله کسب ایمان را هم خود دارد اگر بخواهد آن نعمتهای چشم و زبان و سایر عوامل آگاهی است که در آیات سه گانه 8-9-10 : اَلَم نَجعَل لَهُ عَینَینِ، ولِساناً و شَفَتیَن، و هَدَیناُ النَجَّدَینٍ آمده- این اعضاء نموداری از تکامل و اختیار انسان، و قراردادهای تکوینی باریتعالی «اَلَم نجعل .... ) است تا آدمی باختیار خود آنها را بکار برد، بنگرد، بیندیشد، بگوید، بپرسد و با اسرار جهان و دریافتهای دیگران آشنا شود، و هدفها و قوانین حیات را دریابد و بالاخره در صراط مستقیم و خط اعتدال قرار گیرد تا دشواریها برایش آسان شود و از رنجها و سختیها برهد.

ولی او با توجه به این وسایل آگاهی و نعمتهایی که پروردگارش در اختیار گذاشته همچنان در اسارت خود پیش می رود و حاضر نشده است از هواهای نفس خود دست بردارد. و وارد میدان بندگی پروردگار خود شود در سوره مبارکه تکاثر»سوره 102» آنجا که افزون طلبی انسان رامورد انتقاد قرار میدهد می فرماید : شما اگر یقین به قیامت داشتید اینکار را نمی کردید(وَ بِالاخَرهِ هُم یُوقِنُون – آیه چهار- سوره بقره) آن روز که جهنم را می بینید از نعمتها سوال می شوید که با داشتن آنهمه وسایل هدایت چرا بی اعتناد شدید و به این روز سیاه افتادید.(ثُمِّ لََرونّها عینَ الیَقین ثم لَتُسُئلَنّ یومئذٍ عن النعیم 8)

  • آری مبارزه با هواهای نفس آنچنان سهل و آسان هم نیست، این راه سختی ها دارد همچنانکه گذرگاههای پرپیچ و خم در سینه کوه سختی ها دارد همه کس متحمل نمی شود(فَلا اِقتَحَمَ العَقَبه 11) و چه دانی تو که آن گردنه(عقبه) چیست(وَما اَدریکَ ما العَقَبَه 12) این گونه سوال«و ما اَدریکَ» که در قرآن مکرر آمده :

« وَ ما اَدریکَ ما لیلَهُ القَدر ... وَ ما اَدریکَ ما الحاقَه- وَما اَدریکَ ما عِلیّون- راجع به حقایق و واقعیاتی است که کنه آنها برتر از اندیشه و درک مخاطب است، قرآن پس از القاء اینگونه استفهامها جوابهایی از زمان و حوادث و لوازم آن را بیان می دارد. در این آیه نیز فَکُّ رَقَبه از آثار و لوازم عقبه مورد استفهام است، مبارزه با نفس تا دست یافتن به تزکیه نفس با در نظر گرفتن عمق غرائز و احساسهای بشری که بجز پروردگار کسی نمی تواند ابعاد آنها را ارزیابی کند قابل درک برای همه نیست عجیب است که حتی معصومین علیه السلام، هم از آتش این غرائز بخدا پناهنده شده اند راوی گفت : امام صادق علیه السلام را در مکه دیدم در حال طواف ذکرش فقط اینست الهی قِنی شَحِّ نَفسی (خداوندا مرا از حرص و بخل نفسم خلاص کن ) اشاره به این آیه کریمه 9 سوره الحشر و آیه 16 سوره التّغابن یعنی شکوفائی و رستکاری نصیب کسی است که از حرص و بخل نفسش مصون باشد . (فَاتّقواللهَ ما استَطَعتُم وَ اسمَعُوا واَطیعوا وَ اَنفِقُوا اخیراً لِاَنفُسِکُم وَمن یُوفَ شَحَّ نَفسِهِ فَاولئکَ هُمُ المفلِحون).

حضرت سجاد علیه السلام در مناجاتش : الهی اِلَیکَ اَشکُوا نَفساً بِالّسُوِء اَمّاره تا آنجا که از بیقراری نفس شکایت می کند : اِن مَسَّها الشَّرُ تُجزَع واِن مَسّها الخَیرُ تَمنَع- اشاره به آیه 19 سوره معارج : خُلِقَ الاِنسانُ هَلوُعاً، اِذا مَسَّهُ الشَرّ جَزوُعاً وَ اِدامَسَّه الخَیرَ مَنوُعاً، است.

علی علیه السلام وقتی به درب مسجد می رسید پاها را جفت می کرد و مناجات کوتاهی نموده رهائی خود را از آتشهای نفس تقاضا می نمود :(یَسئَلهَ مَن فی السَماواتِ وَ الَارض کُلَّ یومٍ هُوَ فی شَأن اَللهُمُ وَلیَکَن مِن شَانُ حاجَتی وَهَیِ عِتقُ رَقَبَتی مِنَ النّاروَان تُقبِل عَلّیَ بِوجهِکَ الکریم)

  • انسانها اسیر همین غرائز و احساسها هستند و هر یک از آنها شعله آتشینی است که او را می سوزاند و در عذاب می دارد.

انسان در آتش است

از امام صادق است که فرمود «الناس ممالیک النار» مردم اسیر آتشند مگر شیعیان ما که از آتش آزادند، بلی فقط تبعیت از انبیاء و بندگی خدا است که انسان را از بندگی غیر خدا آزاد می کند آیات 13 به بعد متضمن این معنی است«اَو اِطعام فی یَومٍ ذی مَسغُبَه ، یَتیماً ذا مَقرَبَهٍ اَومسکیناً ذا متربهٍ » طعام دادن در روز گرسنگی، به یتیمی از خویشاوندان یا فقیر خاک نشین)، - اداء نماز از شرک و کبر پاک می کند(اِنّ الصَلوهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمنکر- آیه 45 فاطر)انفاق، صدقات، زکوه از حب دنیا که رأس کل خطیئه است پاک می کند .

در آیه 103 توبه چنین است : از اموال آنها صدقه ای بگیر تا بوسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی خُذمِن اَموالِهِم صَدقَهَ نُطّهُرهُم و تَزکیهم بِها ... آیه 104 توبه) بطور کلی اتفاق بهر معنی زکوه ، خمس، صدقات، حتی طعام دادن، میهمانی دادن این اثر را دارد.

رسول خدا (ص) در خطبه آخر جمعه شعبان درباره افطاری دادن توصیه می فرمود کسانی عرض کردند ما همه قادر به افطاری دادن نیستیم. حضرت فرمود:(اِتَقّوا النارَ وَ لَوبَشقِّ تَمرَهٍ ) از آتش خود را بپائید ولو با نصف خرما باشد. یعنی فقیری که مالک پنج و شش عدد خرما بیش نیست آنهم اگر نصف خرما را بدهد از حب دنبایش کاسته می شود و بهمان اندازه از آتش حرص و از مصون می گردد.

انبیاء علیهم السلام سروکار با انسان دارند که هدایتش کنند پیغمبر ما هم که آخرین آنهاست نیز سروکارش با انسان است، انسانی که دارای این خصوصیات است که قرآن شمرده :انسان هلوع آفریده شده است :(اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً …) به یقین انسان بی ثبات و بی قرار است چون شَرّی به او رسد نالان شود و چون خیری به او رسد خود را می گیرد مگر نماز خوانان، - (اذا مَسه الشر جَزوعاً ، وَ اِذا مَسّه الخَیر مَنوعاً ، اِلا المُصلّینِ، آیات 19، 20 معارج).

در سوره فجر آیات 15 و 16 : اما انسان هنگامیکه پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام می کند و نعمت می بخشد مغرور می شود و می گوید پروردگارم مرا گرامی داشته است، و اما هنگامی که برای امتحان روزیش را برای او تنگ می گیرد مأیوسانه می گوید پروردگارم مرا خوار کرده است، نه، - چنان نیست که شما می پندارید، فَامّا الاِنسانُ اِذا ما اِئتلاهُ رَبُّهُ فَاکرَمَهُ وَ نَّعَمهُ فَیَقولُ رَبِّ اَکرَمَنِ،- وَ اَمّا اِذا ما اِبتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَقُولُ رَبِّ اَهانَنِ، کَلا)، آری انسان همواره با عوارض ناگوار داشتن یا نداشتن، دست به گریبان است.

  • انسان حریص است، انسان بخیل است در این خصوص آیه 100 سوره اِسراء چنین آمده : بگو اگر شما مالک خزینه های رحمت پروردگار من بودید در این صورت نیز امساک می کردید مبادا انفاق مایه تنگدستی شما شود و انسان تنگ نظر است(قُل لَوانتم تَملِکُونَ خَزائِنَ رَحمَهِ رَبّی اِذا لامسکتُم خَشیهَ الاِنفاق و کانَ الاِنسان قتوراً )، و بموازات این حرص ژرف، و عمیق حسد حاسد است(وَ مِن شَرّ حاسِدٍ اِذا حَسَد 5 سوره فلق). اگر دیگران داشته باشند و او نداشته باشد، حسود نه تنها تا کشتن محسود پیش می رود و فرمان «اُقتُلُوا یوسُفَ»آیه 9 سوره یوسف، - صادر می کند، از آن بالاتر نابودی خود از خدا می خواهد تا از آتش حسد برهد، در آیه 32 انفال از بدخواهان رسول خدا چنین آورده : و هنگامی که گفتند پروردگارا این حق است و از طرف تو است بارانی از سنگ بر ما از آسمان فرود آر، یا عذابی دردناک بر ما بفرست: (اللهُم اِنّ کانَ هذا هوالحق مِن عِندک فامطِر عَلَینا حجازَه مِنَ السماءِ اَوِ ائتِنا بِعذابٍ اَلیم)
  • درباره عمق کینه و عداوتی که در برخوردها پیدا می کند در آیات 62 و 63 سوره انفال آنجا که یاری و نصرت خود را به پیغمبرش خاطرنشان می فرماید چنین می گوید :

اگر بخواهند درباره صدمات تو خدعه کنند خدا برای تو کافیست که تو را با یاری خود و مومنان تقویت کرده، و دلهای آنان را با هم الفت داد، اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی توانستی، ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد، او توانا و حکیم است.

  • ثُمَّ کانَ مِنَ الَذین امنوُا و اتواصوا بالصبر و تو اصوا بالرحمه

(17) عطف به فلا اِتَحَمَ العَقَبَه است . یعنی بس از عبور از عقبه که همان فکّ رقبه و اطعام به ایتام و مساکین است باید توام با ایمان به خدا و وعدهای خدا باشد و تقرب و رضای او هدف باشد تا اعمال و انعامها عاری از ریا و شرک وحتی عالی از توقع شکرگزاری فقیر باشد. «فاتِ ذَی القربی حَقَه وَ المِسکینَ وَابنِ السَبیل ذلِکَ خَیرٌلِلَذینَ یُریدونَ وَجهِ اللهِ وَاولئکَ هم المفلحون 38 روم »

و پس از ایمان فردی ارتباط با هم لازم است تا پایه اجماع مومن شکل گیرد. در آیه 200 آل عمران است : یا اَیُّها الذینَ امنوا اِصبِروُا وَ صابِروُا وَ رابِطُوا وَاَتَّقوُا الله لَعَلَّکُم تُفلِحون) و همدیگر را توصیه به صبر و مرحمه نمایند،- گذشت از خود برای رفاه دیگران مخالف با هواها و کششهای نفسانی است لذا باید هشیار بوده و مددکار یکدیگر، در برابر انگیزه های فردی و بی مهریها به شکیبائی و رحمت توصیه کرد و از همدیگر پذیرا بود تا پیوسته این دو خوی عالی که صبر و رحمت است بیدار و فعال بماند، «مُحَمَّد رَسولَ الله وَاَلَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکفارُ رُحماءِ بینهم ... آیه 29 فتح »

در چنین اجتماعی همت ها برانگیخته شود و برکات از هر سو رو می کند(اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه) و اهل بهشتند، بهشت سرتاسری، (وَاَلذینَ کفَروُا بِایاتِنا هُم اَصحابُ المَشئَمِه19 عَلیهم نارٌ موصَدَه 20) در قرآن متجاوز از هفتاد مورد تابلوهائی از بهشت و جهنم ترسیده نموده است و جالب اینکه تکراری نیست و در هر مورد به نحو خاصی مطلب را آنچنانکه هست رسانده، در این سوره مبارکه نیز پس از بیان و ترسیم مشخصات اهل بهشت و خلاصه نمودن آن مشخصات با جمله «اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه» به حکم مقابله تابلوی اهل جهنم را ترسیم می نماید با آیه 19 و 20 : و کسانیکه به آیات ما کافر شدند آنان افرادی شومند، بقرینه پیوستگی و تقابل آیات چنین توضیح می شود کسانیکه به آیات هدایتی و قدرت ادراک و بیان «عَینین و لسانا و شفتین و هدیناه النجدین» ما بی اعتناد شدند و از اقتحام در عقبه تکلیف روی گرداندند و به آزاد کردن گردنها و اطعام نپرداختند و به اجتماع ایمانی نپیوستند و همدیگر را بصبر و رحمت توصیه ننمودند همین ها اصحاب شوم«مشئمه » هستند اینان وجودشان شوم و ملازم با شئامت است و با استکبار و تکروی روزنه تابش نور حیات و دریچه نسیم رحمت را بر روی خود و دیگران بسته اند، آتش فراگیر و دربسته را برای خود و جمع فراهم ساخته اند«عَلَیهِم نارٌ موصَدَه». در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم کسی که در نماز واجب سوره «لااُقسِمُ بِهذا البَلَد» را بخواند در دنیا از صالحان شناخته خواهد شد و در آخرت از کسانی شناخته می شود که در درگاه خداوند مقام و منزلتی دارد و از دوستان پیامبران و شهدا و صالحان خواهد بود.

....


برچسب‌ها: تفسیر سوره البَلَد
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 11:56  توسط ازشاگردان ایشان  | 

 

  • مطالبی پیرامون سوره مبارکه «الطارق»

17 آیه دارد، در مکه نازل شده است این سوره منشور مستقلی است برای هدایت انسانها .

آسمان تابلو عظیمی است که جای جای آن خدا و توحید را فریاد می کند و با توجه به نظام و انضباطی که در سرتاسر آن بکار رفته انسانها را به عدالت و خودسازی و تزکیه تداعی می نماید(تزکیه کلید بهشت است بهشت سرتاسری آیه 76 طه)

در سوره مبارکه الرحمان آیه 7 : (وَالسَّماء رَفَعَها وَ وَضَعَ المیزان الاّ تَطغَوا فِی المیزان) آسمان را برافراشت و میزان در آن نهاد تا شما در میزان طغیان نکنید در سوره مبارکه طارق این دعوت با تعبیر دیگر است که می خوانید.

بسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

وَالسّماء وَالطّارِق و ما اَدریکَ مَاالطارق النَّجمُ الثاقِب اِن کُلُّ نفَسِ لَمّا علیها حافِظ

 

قسم به آسمان و شباینده، و تو چه دانی شباینده چیست، ستاره شکافنده است، قسم که هیچ انسانی نیست مگر اینکه برای او نگهبانی است.

قسم به آسمان و قسم به طارق که همه انسانها بدون استثناء زیر نظرند و یله و رها نیستند.

- اَلنَّجمُ الثّاقِب : در تمام آسمان تعداد بیست ستاره بعنوان طارق(قدر اول) شناخته شده، ستاره شناسان از دیرباز ستاره های آسمان را به شش دسته تقسیم کرده و هر دسته را قدر نامیده اند و به این ترتیب تعداد معین کرده اند قدر اول بیست ستاره قدر دوم تقریباً دو برابر کمی بیش از آن و قدر سوم دو برابر قدر دوم می باشد تا آخر که حدود دو هزار ستاره در تمام آسمان با چشم عادی دیده می شود البته با دوربین های قوی تعداد خیلی بیش از اینها است.

جالب اینکه ستاره های بیست گانه قدر اول که روشنترین ستاره ها است(و در اینجا بعنوان طارق معرفی شده) در تمام آسمان پراکنده است طوریکه در هیچ فصل شبها خالی از این ستاره ها نیست، اول شب، نصف شب،آخر شب، این ستاره ها پرده تاریکی را می شکافند و زمین را تا حدی روشن می کنند(به شکل شماره 1 توجه کنید)

نکته : اگر در حدیث شریف،ستاره زحل را که از سیارات است بعنوان طارق آورده است بخاطر اینست که سیارات هم غالباً نور نافذ دارند.شایان توجه است : وقتیکه آسمان ابریست و بارانی و نور ستارگان پوشیده می باشد برای رهروان در شب هر چند دقیقه برقی در آسمان می زند وصدها متر پیش روی مسافر ما روشن می کند و تا مسافر به آخرین نقطه برسد برق دیگر می زند و به این ترتیب در زمان ابری بودن آسمان نیز، انسانها هدایت می شوند .آری شکوفائی و رستگاری انسان موقعیست که موضع خود را در این جهان پهناور بداند و بداند که بنده خدا است و اعمال و کردارش زیر نظر است و بالاخره حسابش رسیدگی خواهد شد در روزی که پنهانیها آشکار می شود و بهشت به اهلش نزدیک و جهنم بهر بیننده ظاهر می گردد و تا یقین به چنین روزی حاصل نشود گذشتن از شهوات مشگل است اگر محال نباشد در این زمینه سخن قرآن کریم است آیه 74 سوره مومنون:(وَاِنَّ الّذینَ لایُومِنونَ بِالاخرَهِ عَنِ الصِّراطِ لَناکِبُون ترجمه : مسلما آنها که ایمان به آخرت ندارند از صراط مستقیم منحرف می شوند)، درست است که وقت مشخصی برای قیامت تعیین نشده اما احتمال نزدیک بودنش تصریح شده است : (لَعَلَ السّاعهَ قَریب 17 سوره 42- عَصی اَن یَکُونَ قریباً 51 سوره بنی اسرائیل و درجائی فرماید: لا یَاتیکُم اِلاّ بَغنَهً 187 سوره اعراف و نظائر آیات) بهرحال نباید درباره آنروز تردید کرد، چه خدائی که او را از نیستی بوجود آورده قادر است بار دیگر خلعت هستی بر او بپوشاند که آیات بعدی چنین است و در این باره :

فلینظرالانسان ممّ خُلق خلقَ مِن ماء دافق یخرجُ من بین الصُلب والترائب انّه علی رجعه لقادر. یوم تبلی السرائر فماله من قوه ولا ناصر

 

پس انسان بنگرد که ازچه چیز آفریده شده است از آبی جهنده آفریده شده است که از میانه پشت و سینه ها بیرون آید.بیگمان او بر بازگرداندن وی توانا است. روزی که رازها از پرده برون افتد آنگاه او را یارا و یاوری نیست.

اِنَّهُ علی رَجعِهِ لَقادِر: استفاده های متفرقه از آیات ..

Untitled-3

مشرکان و کفار مکه که منافع نامشروع خود را در خطی می دیدند پیوسته در مقابله با دعوت رسولخدا بعناوین مختلف کارشکنی می کردند، با گفتن شاعر، کذّاب و ساحر و مانند آن، آیات 11 تا آخر سوره در جواب آنها است، قسمت به نظامهای دیگر آسمان و زمین از بارش و رویش که این سخن حاکم و فیصله دهنده حق و باطل است نه سخنی هزل و بیهوده

 

والسّماء ذات الرّجع والارض ذات الصَدع اَنّه لقول فصل و ما هو بالهزل اّنّهُم یکیدون کیدا و اکیدُ کیدا فمهّلِ الکافِرینَ اَمهِلهُم رُوَیدا

 

و سوگند به آسمان باران دار و سوگند به زمین برشکافته بگیاه که قرآن سخنی قاطع است و هزل نیست آنان نیرنگیمی سگالند من نیز تدبیری می کنم، پس کافران را مهلت ده و اندک زمانی فروگذارشان

 

- اِنَّهُم یَکیدون کَیدا : لفظ یکیدون : صیغه مضارع و استمرار را می رساند یعنی همیشه عده ای هستند و خواهند بود که در مقابل دعوت حق پیغمبران می ایستند و نظیر آیات در سوره مبارکه صف آیه 8 و 9 است :

یُریدونَ لیطفوا نوراللهِ بِافواهِهِم وَاللهُ مُتِّم نورهِ و لشوکره الکافرُون. هُوَ الّذی ارسل رسوله بالهُدی وَ دین الحقَ لیُظهرهُ علی الذین کُلِّه وَ لَوکرِه المُشرِکون

 

میخواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند او کسیست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند ولو مشرکان ناخوش داشته باشند.

 

- سخنی در نظام آسمان : خورشید ره نمای نظم در آسمان است، همه ما می دانیم وقتی آفتاب به چهار یک آسمان طرف شرق رسید ساعت 9 روز است و چون ببالای سر رسید ساعت 12 و در چهار یک طرف غرب ساعت 15 را اعلام می دارد.

با غروب آفتاب آرام آرام ستاره ها ظاهر می شوند، شما در مسیر آفتاب اولین ستاره را نشان کنید وقتی به ربع شرقی رسید سه ساعت از شب رفته است و همان ستاره بالای سر که رسید حدود نصف شب[1] و به ربع غربی که سرازیر شد وقت سحر را اعلام می کند.

آفتاب با آن عظمت خود نیز لابلای ستارگان حرکت می کند با این فرق که قدری سنگین تر و با وقارتر و حدود چهار دقیقه عقب تر و نتیجه این تأخیر ایجاد چهار فصل است، بهرحال آسمان با تمام ستارگان در بیست و چهار ساعت یکبار می گردد و محور این حرکت خطی است که از قطب شمال و جنوب می گذرد و این حرکت از شرق به غرب است .

جدول بندی و فهرست شکلهای آسمان

حرکت آفتاب در وسط آسمان و به اصطلاح نجومی در منطقه البروج است که از دوازده برج تشکیل یافته به ترتیب : حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو، جوت و هر ماه در یک برج است .

در فروردین آفتاب در برج حمل است با غروب آفتاب برج حمل نیز با آفتاب در افق فرو می رود طبعاً برج های سرطان، اسد و سنبله بتوالی بالای سر می آیند. در ماه اسفند آفتاب در برج ثور است تا آخر ..

روی این حساب و با استفاده کردن از کلام نورانی حضرت صادق(ع) در حدیث مفصلی، این جدول تنظیم شده و تقدیم می گردد.(در صفحه 8)

مردم ما از دیرباز با آسمان و ستارگان انس و آشنایی به خصوصی داشتند. در ادبیات فارسی از ستارگان و مجموعه آنها زیاد استفاده شده که اگر جمع آوری گردد، کتاب قطوری می شود.

شاعر مجموعه ثریا(پروین) را بچشم بیدار تشبیه کرده و گفته است.

همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت

                                                انکه در خواب نشد چشم من و پروین است

(پروین در قسمت شماره 4 شکل پیدا است) شاعر دیگری درباره تسلی شاگرد مدرسه که معلمی بنام سهیل او را سیلی زده بود گفته است

دلتنگ از آنی که سهیلت زده سیلی

                                                                        سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد

ستاره سهیل نیز در قسمت شماره 4 شکل است و در لنگر شکل تخیلی کشتی قرار دارد. طلوع سهیل در فصل پاییز می باشد که با سیبهای پاییزی همزمان است.

 

دب اکبر- جدی- ذات الکرسی

اگر دو ستاره مقدم دب اکبر را با خطی مستقیم بهم وصل کنید و آن خط را بطرف قطب شمال امتداد دهید بستارۀ جدی برخورد می کند، در هر حال ستارۀ جدی بین صورت ذات الکرسی و دب اکبر قرار گرفته است.

خلاصه و تکمله

عالم زیباست و زیبائیها در انسان خلاصه شده است

توجه به نظام عالم چه در آسمان و چه در زمین توجه به زیبایی است طبق حدیث : انسان خلاصه جهان است.(مأخذ حدیث بحارالانوار ج61 صفحه 253 ) و زیبائیها در انسان خلاصه شده است .

انسان زیبای جهان است، تحقق این زیبایی موقعیست که تزکیه شود و زندگیش در خط عدالت باشد که : (بِالعَدلِ قامت السَّماواتِ وَ الارض) و انسان به عدالت امر شده است : (اِنَّ اللهَ یَامُرُ بِالعَدل آیه 90 سوره نحل) زیبایی انبیا و اولیا بخصوص خاتم ایشان حضرت محمدبن عبدالله(ص) و خاندانش گواه روشنی است ثم الامثل فالامثل

در شان نزول آیه 69 از سوره نساء چنین آمده است : یکی از صحابه ی پیغمبر که نسبت به حضرت علاقه ی شدیدی داشت روزی با حال پریشان خدمتش رسید پیغمبر از سبب ناراحتی او سوال نمود در جواب عرض کرد زمانی که از شما دور می شوم و شما را نمی بینم ناراحت می شوم امروز در این فکر فرو رفته بودم که فردای قیامت اگر من اهل بهشت باشم، مسلماً در جایگاه شما نخواهم بود و بنابراین شما را هرگز نخواهم دید و اگر اهل بهشت نباشم که تکلیف روشن است . آیه فوق الذکر نازل شد و ناراحتی صحابه برطرف گردید.

آیه 69 سوره نساء

وَ مَن یُطِعِ اللهُ والرَّسول فَاُولئِکَ مَعَ الّذین اَنعَم الله عَلَیهم مِنَ النَبیینَ وَ الصّدیقین والشُّهداء والصّالِحینَ و حسن اولئک رفیقا

 

و کسی که خدا و پیغمبر را اطاعت کند همنشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنها تمام کرده از پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیقهای خوبی هستند

 

هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر این که صدای زیبا داشت :

داود(ع) قاری و خواننده بهشت است که وقتی زبور را قرائت می کرد پرندگان دورش جمع می شدند و با آن همصدا بودند کوهها نیز (وَلَقَد اتینا داوُدَ منّا فَضلاً یا جِبالَ اَوِّبی مَعَهُ وَ الطَّیرَ وَ اَلَنّالَه الحدید آیه 10 سوره سباء) در حق ائمه هدی علیهم السلام نقل شده که صدای قرآن زیبایی داشتند که هر مرورکننده را میخکوب می کرد و بعضاً غش می کردند، گفتند رسول خدا چگونه بوده امام فرمود آن حضرت صدای خود را به اندازه تحمل و طاقت انسانها ظاهر می کرد والا کسی تاب و تحمل آن صدا را نداشت و هوش از سرش می پرید.

زیبائی در ائمه اطهار (علی و آل علیهم السلام) بقدری بالاست که از عهده افراد عادی ارزیابی آن بیرون است، زیارت جامعه کبیره بمراتبی از آن زیبائیها آگاه می کند.[2]

اینک فرازهائی از آن را از نظر می گذرانیم :

مَو الیَّ لااُحصی ثَناءِکُم وَ لا اَبلُغُ مِنَ المَدحِ کُنهَکُم وَ مِنَ الوَصفِ قَدرَکُم وَ اَنتُم نُورُ الاَخیار وُ هداهُ الاَبرارِ، اِلخ ...

ترجمه : پیشوایان من صفات کمالیه و زیبائی شما آنقدر است که شما نتوان کرد و به کنه آن نتوانیم رسید و شمائید نور اختیار و هدایت کننده ابرار و حجتهای خدای مقتدر،آفرینش را بجهت شما ایجاد و با شما ختم نمود ببرکت شما باران را می فرستد و به برکت شما آسمان را نگه داشته که جز به امرش فرو نیاید و بواسطه شما غم و اندوه و رنجها از دلها برطرف می گردد و پیش شما است آنچه بر پیغمبران نازل شده و آنچه را ملائکه آورده اند و به جد شما روح الامین نازل گردیده، خدا به شما داده آنچه را که به احدی از اهل عالم نداده، هر شخص شریفی پیش شرف مقام شما سر فرود آورده و هر سرکش متکبری به اطاعت شما سرنهاد و هر جبار گردن فرازی مقابل فضل و کمال شما خاضع و همه چیز پیش شما فروتن گشت و زمین بنور شما روشن گردید و رستگاران عالم به ولایت و حجت شما رستگار شدند پیروی شما سلوک راه بهشت و رضوان و انکار ولایت شما خشم و غضب خدای رحمان است، پدر و مادر وجان و اهل و مالم همه فدای شما باد، در حلقه داکران عالم از سماوات و ارض همه جا ذکر خیر شما است . نامهای شما در میان نامها و جسدهای شما در میان اجساد روح بزرگ شما در میان ارواح و نفوس قدسی شما در میان نفوس،آثار وجودی شما در میان آثار و قبور شما در میان قبور پس چقدر نام های شما شیرین و نفوس شما با کرامت و شأن و مقامتان بزرگ و قدر و منزلت شما با جلال و عهد شما با وفاترین عهد و وعد و پیمان شما راست و با حقیقت، سخن شما نوربخش دلها و امر و فرمان شما هدایت و ارشاد خلق، کار شما نیکو عادات شما نیکی و احسان، فطرت شما کرم و بخشش و شان ذاتی شما حق و صدق و موافقت و شفقت، قول و دستور شما حکم حتمی لازم الاجراء، رای و اندیشه شما علم و دانش و بردباری و مال اندیشی است . اگر ذکری از خیر و نیکوئی شود اول مقام نیکی را دارید و اصل و فرع و معدن و محل و مبداء و منتهای هر خیر و نیکوئی شمائید، پدر و مادر و جانم فدای شما چگونه مدح و ثنای شما را توان وصف کرد و شئونات رفیع و جمیلتان را توان بشمار آورد در صورتیکه بواسطه شما خدا ما را از ذلت و کفر و عصیان نجات داد و غم و اندوههای شدید ما را برطرف ساخت و از وادی مهالک عالم و آتش و دوزخ رهانید. پدر و مادر و جانم فدای شما بواسطه ولایت و پیشوائی شما خدا معالم و حقایق دین را بما آموخت و هر آنچه از امور دنیای ما فاسد و پریشان بود اصلاح فرمود و ما را از فقر و ذلت و جهالت بعلم و عزت و دولت رسانید و بواسطه ولایت و پیشوائی شما کلمه توحید و معارف الهیه بحد کمال رسید و نعمت بزرگ دین و دنیا و آخرت بخلق عطا گردید و پراکندگی عقاید و آراء امت به الفت و اتحاد مبدل گشت و بولایت و دوستی شما طاعت و فریضه خلق پذیرفته می شود و خدا، دوستی شما را بر خلق واجب کرد و بشما درجات رفیع و مقام محمود و منزلت عالی معلوم نزد خدای  عزوجل و جاه و عزت بزرگ و شان عظیم و مقام شفاعت مقبول عطا گردید...

آنجا که معادلات بهم می خورد :

در تایید آن عده که می گویند صنعتی شدن زندگی بشری، معادلات را بر هم زده که مسئله این نشریه است و در هر جا و هر منطقه که برق کشیده شده مردم آنجا از تماشای آسمان محروم شده اند و از آثار تربیتی آن و همچنین شب را روز و روز را شب، که اکثر مردم شبها تا ساعت یک و دو بعد از نصف شب بیدار و روز تا دوازده خوابند و معادلات دیگر که بهم خورده است...

ائمه هدی صلوات الله علیهم با اینکه علم اولین و آخرین را داشتند ولی در عمل فقط بندگی خدا بوده و چیزی و صنعتی از خود اختراع ننمودند چه هر آنچه در زندگی انسان به او نیاز است خداوند تبارک و تعالی بدون دخالت انسان ایجاد کرده است که در این مقاله اشاره می شود . ابتدا از کلام امیرالمومنین(ع) بهره می گیریم: در نصیحت آنحضرت به فرزندش امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودهاست : از جمله مواعظ لقمان فرزندش را است که به او گفت ای فرزند باید عبرت گیرد کسی که یقینش قاصر است و بینشش در طلب روزی ضعیف است از اینکه خداوند تبارک و تعالی او را در احوالات سه گانه آفریده و روزیش را داده و در یکی از این احوال از و کسبی و حیله نبوده بداند که خداوند تبارک و تعالی در حالت چهارم هم روزیش را خواهد داد اما اول این حالات این بوده که در رحم مادرش او را روزی داده در آن قرارگاه کذایی آنجا که سرما و گرما آزارش نمی داد سپس از آنجا بیرونش آورد و از شیر مادرش او را غذا داد و با آن اکتفا می کرد و او را رشد می داد و بحال می آورد و از تلف شدن حفظ می کرد بدون اینکه خود طفل در آن مدخلتی داشته باشد سپس از شیر گرفته شد و جاری کرد روزی را از کسب پدر و مادرش با رافت و رحمتی از پدر و مادرش و غیر از این هم از آن دو انتظار نبوده حتی بعضا او را بر خود مقدم می داشتند تا اینکه وقتی بزرگ شد و با عقل خود مشغول کسب کردن شد کارش بر او تنگ شد و گمانهایی به پروردگار خود داشت وحقوق واجبه را نداد و بخودش و عیالش زندگی را تنگ نمود از ترس کمی روزی و نداشتن یقین به عوض دادن از اطراف خدایتعالی چه در دنیا و چه در آخرت،چه بد بنده ای است این ای فرزند من (ج13 بحار صفحه 414)

در حدود چهارصد سال است که جهان غرب بازار صنعت را باز کرده و هر روز نوآوری می کند و صنعت خود را عرضه می نماید. که ظاهرش زیبا و در باطن خالی از ضرر نیست و مردم دنیا استقبال می کنند و توجه بضرر و زیانش نمی کنند.

چنانکه گذشت در هر مورد خدای تبارک و تعالی آنچه بشر به او نیاز دارد بدون دخالت او در این خانه بزرگ که خداوند برای انسان و پذیرایی او قرار داده است آورده اینک در آیات ذیل توجه کنید :

در سوره مبارکه بقره آیه 36 و اعراف آیه 24 چنین آمده : گفتیم در زمین فرود آئید که در آنجا برای شما قرارگاه و بهره است تا مدتی

ولکُم فِی الارضِ مُستَقَرُّ وَ مَتاعٌ الی حین

 

پائین روید که شما تا مدتی در زمین قرارگاه و بهره دارید

 

موضوعات مطروحۀ کتاب گرانسنگ هدیه الابرار اثر معظم له (که تهیه آن 15 سال بطول انجامیده) مقدمه کتاب در ذیل می آید : بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمد و اله الطیبین الطاهرین و بعدان کتاب البحار و سفینه الذین الف اولهما العلامه المجلسی و ثانیهما المحدث القمی قدس الله سرهما من جوامع کتب الاحادیث وانفسهما و عظمه هذین التألفین علی حد یغنی عن ای تعت و تمجید ولایمکن لای باحث او محقق فی الحدیث الاستغناء عنهما .

هذا وقد طبع البحار طبعه قدیمه حجریه فی 25 مجلدا فی القطع الرحلی و فی قالب غیرفنی مع اغلاط کثیره فی ترقیم صفحاتها فوضع المحدث القمی رحمه اسفینه علی تلک الطبعه واشار الی مجلداته و فصوله بالحروف الابجدیه کما اوضعه فی المقدمه.

و هو مما یزید فی صعوبه الاطلاع علی الباحثین و صعوبه التالیف علیه رحمه الله و لکنه ماکان فی وسع ذلک العصر غیرذلک العمل فجزاه الله عن الاسلام خیر الجزاء:

 

ترجمه :

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین . بعد همانا کتاب بحار وسفینه او که اولی را علامه مجلسی رضوان ا... علیه تألیف کرده و دومی را محدث قمی خداوند هر دو بزرگوار را رحمت کند .

این دو کتاب از جوامع کتب احادیث و پرارزش ترین آنها است . که هیچ محققی و هیچ فقیهی مستغنی از این دو کتاب پرارج نمی باشد.

توضیح : چاپ قدیم بحارالانوار که با چاپ سنگی انجام شده در 25 جلد میباشد و غلط های زیادی دارد مخصوصا در صفحه بندی ها مرحوم محدث قمی رحمه ا... علیه سفینه البحار را بر این چاپ قرار داده و با حروف ابجد اشاره کرده به جلدها و فصل های کتاب آنچنان که در مقدمه سفینه البحار اشاره نموده و همین نیز موجب شده که خواننده کتاب به زحمت می تواند به خواسته خود برسد و همچنین خود مولف نیز با سختی و زحمت مولفه را به پایان رسانده بلی آن روز  آسانتر راه همین بود که آن مرحوم انجام داده است خداوند تبارک و تعالی از اسلام بهترین پاداش را به ایشان عطا نماید.

هذا و قد سعی البعض فی عصرنا الحاضر من طبع البحار فی اکثرمن مائه مجلد مع التعالیق الثمینه و من المعلوم ان السفینه المعهوده لا یطابق بهذه المجلدات فاردت بحول الله و قوته ان اقوم بهذه المهمه واضع مولفا یرشد القاری الی مایحاول تحصیله فی خلال طبعه الجدیده فوضعت جدولا یرشد الی المجلدات و ترقیم الصفحات و ارجو من الله عزوجل ثوابا لما وفقنی به نعم منه التوفیق فالحمدله .

مثال : تری المحدث القمی ره ذکر فی صفحه 6 هذا الخبر«الاب و هوالکلاء والمرعی و کان بعض الصحابه جاهلا به » و رمز فی آخره هکذا « ط صو 477 شا 482 » فالرمز الاول «ط» اشاره الی المجلد التاسع و الثانی «صو» یشیرالای الفصل 66 و العدد یشیرالی رقم الصفحه من مجلد القدیم و «شا 482 » یشیر الی ان هذا الخبر ایضا جاء فی کتاب الارشاد فی رقم 482 من مجلد القدیم فتنظ الی الجدول یرشدک الی مطلوبک

صفحه السفینه

السطر

الرمز الطبعه الجدیده

الصفحه

6

11

ط صو40

223

ترجمه :

اما در عصر حاضر عده ای بر این شدند که کتاب بحار را تجدید چاپ نمایند و در نتیجه مجلدات بحار از صد جلد تجاوز کرده و معلوم است سفینه البحار مرحوم الحاج شیخ عباس قمی با این مجلدات مطابقت نمی کند لذا این بنده بحول و قوه الهی خواستم این مهم را به عهده گرفته و به اصطلاح مولفه ای ترتیب دهم که خواننده کتاب را به مطلوبش هدایت کند و آن را در لابلای طبع جدید پیدا نماید لذا جدولی ترتیب دادم که به مجلدات ارشاد کند و رقم صفحه را تعیین نماید و از خداوند عزوجل امید ثواب دارم به آنچه موفقم نموده آری توفیق و سپاس او را سزا است و از اوست .

مثال : محدث قمی رضوان ا... علیه در صفحه 6 این خبر را نقل کرده «الاب و هوالکلاء و المرعی و کان بعض الصحابه جاهلابه » و در آخر آن چنین رمز آورده «ط صو 477 شا 482 » رمز اول «ط» اشاره به جلد نهم و رمز دوم «صو» اشاره است به فصل 66- و عدد اشاره می کند به رقم صفحه از جلد قدیم و «شا 482 » اشاره می کند به اینکه این خبر ایضا در کتاب ارشاد نیز آمده در صفحه 482 از مجلد قدیم پس نگاه می کنی به جدول ترا ارشاد می کند به آنچه می خواهی .

صفحه السفینه

السطر

الرمز الطبعه الجدیده

الصفحه

6

11

ط صو  40

223

واما رمز شاء اشاره الی کتاب الارشاد کما اشارره فی المقدمه و رقم «482» فحولته الی ذهن الباحث، توضیح ذلک ان مطلب صفحه من صفحات الطبعه القدیمه یحویه غالبا اربع صفحات من صفحات الطبقه الجدیده فعلیهذا کما تجد مطلب رقم «477» فی رقم «223» الطبقه الجدیده . کذلک تجد مطلب رقم«482» فی رقم «247» الطبقه الجدیده فعلی هذا المقیاس فی کل رقم مشابه والحمدالله اولا و آخرا

                                                                                   

 

 

 


(1) در این باره حدیثی هم از امام ششم حضرت جعفربن محمدالصادق سلام الله علیه آمده

1- زیارت جامعه کبیره شیخ صدوق در فقیه و عیون روایت کرده از موسی ابن عبدا... نخعی که گفت عرض کردم خدمت حضرت امام علی النقی علیه السلام که یابن رسول ا... مرا تعلیم فرما زیارتی با بلاغت کامل باشد که هرگاه خواستم زیارت کنم یکی از شما را بخوانم فرمود چون به درگاه رسیدی بایست و بگو شهادتین را و با حال غسل باشی و چون داخل حرم شوی و قبر را به بینی به ایست و سی مرتبه الله اکبر بگو پساندکی راه برو و گامها را کوتاه بردار و با بیست و سی مرتبه تکبیر بگو، پس نزدیک قبر مطهر برو و چهل مرتبه الله اکبر بگو تا صد تکبیر تمام شود، پس بگو السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ... الخ و از راه دور هم توصیه شده است بخوانید زیارت جامعه را


برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه طارق
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 14:8  توسط ازشاگردان ایشان  | 

اصول اعتقادات 2-عدل الهي از آثار و بیانات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي  رحمه الله علیه

  • عدل يكي از صفات خداست در مباحث اصول عقايد از آن به گونه ‌اي مستقل بحث مي‌شود و به عنوان اصل دوم از اصول عقايد به شمار مي‌رود.
  • معني لغوي عدل، قرارگرفتن هر چيز درجاي شايسته و بايسته‌ي خود است. اين معنا در كل جهان آفرينش حكمفرماست. حديث پيامبرصل‌الله‌عليه‌وآله نيز به اين معنا اشاره دارد كه «بِالعَدلِ قامت السَّماواتُ والارض» به عدالت، آسمان‌ها و زمين برپاست.
  • معناي اصطلاحي عدل مراعات حقوق ديگران است كه نقطه برابر آن، ظلم است يعني حق ديگران را پايمال كردن. در رعايت عدل بايد استحقاق‌ها و اولويت‌ها در نظر گرفته شود و هر صاحب حقي به آنچه حق و شايسته اوست برسد. اگر استحقاقها و اولويت‌ها مساوي باشند مراعات عدالت اين است كه پاداش آنها مساوي باشد و اگر استحقاقها و اولويتها متفاوت باشند عدالت با پاداش متفاوت آنها حاصل مي‌شود.
  • عدالت خداوند در سه مرحله «تكوين»، «تشريح» و «جزا» جريان دارد. خداوند، هم در تكوين و آفرينش اشياء، استحقاق و ظرفيت آنها را مراعات نموده، هم در تشريع و قانونگذاري، تاب و توان افراد را لحاظ مي‌كند و هم در جزا، آنچه را سزاي نيك و بد عمل افراد است به آنان مي‌دهد.
  •  

عدل در تكوين : « وَ السماءَرَفَعَها وَ وَضَع الميزانَ » و آسمان را برافراشت و ميزان را قرار داد. سوره الرحمن آيه‌ي 7 «رَبنا الذي اَعطي كُلَّ شَيءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدي» پروردگار ما كسي است كه به هرچيزي آفرينش ويژه همان را داده و سپس آن را هدايت نموده است. (سوره طه/ آيه50)

عدل در تشريح: «لا يُكَلِّفُ الله نَفساً اِلّا وسعَها» خدا بر هيچ كس مگر بر قدر توانايي او تكليف نمي‌كند. (سوره بقره/ آيه286)

« وَ ما جَعَل عَلَيكُم في الدّينِ مِن حَرَجٍ» و در دين كاري سخت برشما ننهاده است. (سوره حج/ آيه78)

رسول اكرم صل‌الله‌عليه‌وآله مي‌فرمايند: « از امت من نُه چيز برداشته شده است... و (يكي ازآنها) چيزهايي است كه بدان اضطرار يابند.» ( بحارالانوارج58 ص325  )                                                                                                                                                                                            

عدل در جزا :  «اَفَنَجعَلُ المُسلمينَ كالمُجرمين» آيا مؤمنان را همچون مجرمان قرار مي‌دهيم. (سوره قلم/ آيه35)

«مؤمنان خانه‌نشين كه زيان ديده نيستند- با آن مجاهداتي كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مي‌كنند يكسان نيستند- خداوند كساني را كه با مال و جانشان جهاد مي كنند به درجه‌اي به خانه‌نشينان برتري بخشيده است.»
(سوره نساء/ آيه95)

«فَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ خيراً يَرَه و مَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَهٍ شَرّاً يَرَه» پس هر كس هموزن ذره‌اي، نيكي كرده باشد (پاداش) آن را خواهد ديد و هركس هموزن ذره‌اي بدي كرده باشد (كيفر) آن را خواهد ديد. (سوره زلزال/ آيه 7و8)

«وَمن جاءَ بِالسَّيئَهِ فَلا يُجزي اِلّا مِثلَها» و هركس گناهي انجام دهد تنها مانند آن جزا داده مي‌شود. (سوره انعام/ آيه160)

قرآن و اختيار انسان :

علاوه بروجدان، آيات فراواني از قرآن به آزادي و اختيار انسان گواهي مي‌دهند كه مي‌توان آنها را به چند دسته تقسيم كرد:

الف: آيات مربوط به رسالت پيامبران و دعوت انسان به آئين حق با انذار و تبشير (كه) اگر از نظر قرآن انسان مختار و آزاد نمي‌بود ارسال پيامبران و دعوت آنها بيهوده مي‌بود.

ب: آياتي كه به صراحت از اختيار و آزادي انسان در پذيرش يا نفي ايمان سخن مي‌گويند. از جمله: (سوره دهر/آيه3- سوره كهف/ آيه29.)

ج: آياتي كه ايمان اجباري را خواست خدا نمي‌دانند و آن را نكوهش مي‌كنند: از جمله آيات: (سوره شعرا/آيه3و4- سوره انعام/ آيه107)

د: آياتي كه پيامبران را تنها دعوت كننده، راهنما و ترساننده مي‌شمرند. از جمله آيات: (سوره شوري/آيه 48- سوره غاشيه/ آيه 21و22) 1

  • اعتقاد ما در باب عدل آن است كه حق تعالي ما را به عدل مأمور فرموده و خود معامله با ما به مافوق عدل يعني تفضل نموده، دليل آن قول الهي است كه درقرآن كه مي‌فرمايند:

« هر كه نيكي آورده ، ده برابرش براي اوست و هر كه بدي آورده جزا داده نمي‌شود (مگر مثل همان) و عدل آن است كه ثواب عمل نيك را نيك دهند به همان قدر و جزاي بد را بد به همان قدر» و جناب نبوي صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمودند كه:
« احدي داخل بهشت نمي‌شود به عمل خود، مگر به رحمت حق عزوجل» 2

« خداوند عادل است، خداوند يك ذره هم ظلم نمي‌كند چه ظلم به موجود چه ظلم به انسان، اين اعتقاد آرامش بخش است انسان در هرحال كه باشد مي داند حقش محفوظ است. نتيجه كار اين است كه هيچ كس از حقش محروم نمي‌شود و به يك ذره هم ظلم نمي‌شود. هيچ موجودي در عالم بي‌حساب نيست عدالت هم معنايش همين است بالعدل قامت السموات و الارض زمين و آسمان روي عدالت است ، روي اعتدال است . آسمان و زمين را بدون ستون آفريد يك اعتدالي در كار است عدالت هم معنايش همين است . عدالت الهي آن است كه هر كاري و هر موجودي را كه آفريده در موقعيت مناسبش قرار داده. هركاري كه اين زيبايي عالم را به هم بزند خلافست و در برابر اين زيبايي‌ها در عالم است. كه از آن جمله آثار سوء و مضرات تجهيزات و وسايل صنايع غرب حاضر در جهان است.

حديث دارد: خداوند عالم را آفريد خواست اين عالم را كوچك كند (ماكت عالم را بسازد) انسان را آفريد. انسان خلاصه جهان است. در رأس عادلين ائمه‌اطهار(س) هستند . » 1 

 

 

 


1) كتاب معرفت ديني ، ج 23 بحث عدل الهي

2) مجموعه آثار شيخ صدوق ، ص 108 و 109 ، باب اعتقاد در عدل الهي

1) آثار و جلسات آيت الله فاطمي


برچسب‌ها: اصول اعتقادات 2, عدل الهي
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 11:54  توسط ازشاگردان ایشان  | 

تفسیر سوره مبارکه الشمس

(از کتاب انسان در آتش به قلم آیت الله فاطمی رحمه الله علیه)

 

بسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله .پیرامون سوره مبارکه الشمس- 15 آیه دارد و ردیف شماره 91 قرآن است .اول سوره به ارکان دوازده گانه هستی قسم یاد می کند که : پیروزی، رستگاری، و همچنین خسران و سرخوردگی در بشریت حق است، رستگاری کسی که خود را تزکیه کرد و خسران کسی که خود را آلوده نمود.

       بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده بخشایشگروالشمس و ضحیها(1) به خورشید و گسترش نور آن سوگند(1) والقَمر اِذا تلیها(2)             و به ماه هنگامی که پی آن در آید و النهار اِذا جلّها (3) و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد(خورشید را ظاهر سازد)وَ اللَیل اِذا یغشاها (4) و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند (آفتاب را پوشاند)وَ السِّماءِ وَ ما بَنیها (5) و قسم به آسمان و آنچه آن را بنا کرده وَ الارضِ ما طَحیها (6) و به زمین و آنچه آن را گسترانده وَنَفس وَ ما سَوّیها(7) و قسم بجان آدمی و به آنچه آنرا منظم ساخته فَاَلهَمهاً فُجُورَها وَ تقویها(8) سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است.قَد اَفلَحَ مَن زَکیّها(9) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده وَ قَدخابَ مَن دَستّها(10) و آنکس که خویش را با گناه آلوده ساخته و در پستی نگه داشته محروم شده است .[1]

خورشید کلید آسمان شناسی است

خیلی ساده و همه فهم است وقتی آفتاب بچهار یک آسمان می رسد ساعت 9 و چون بالای سر قرار می گیرد ساعت 12 و بچهار یک غرب آسمان که می رسد ساعت 15 را اعلام می کند . با غروب آفتاب ستاره ها آرام آرام ظاهر می شوند . اینجا کمی دقت لازم است . ستاره هائی که در خط سیر آفتاب قرار دارند کار آفتاب می کنند . یعنی وقتی بچهار یک آسمان می رسد سه ساعت از شب رفته و چون به بالا می رسد نصف شب است و در چهار یک غرب وقت سحر است البته باید ستاره ای انتخاب شود که شب طلوع و غروب دارد.در اینجا حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده از آنحضرت پرسیدند نصف شب را چگونه تشخیص دهیم، فرمود آندسته ستاره ها که شب طلوع وغروب دارند، هرگاه به خط نصف النهار(بالاسر) رسیدند نصف شب است.

آسمان در هر سه ساعت نقش عوض می کند : آشنا شدن با دو سه ستاره در خط سیر آفتاب و چند ستاره اطراف بیننده را بحقیقت فوق راهنمائی می کند .

فلاح : رستن از بند و گرفتاری(آتش درونی)و دست یافتن مقصوداست.

تزکیه : پاک نمودن و رشددادن

خیبه : ناامیدی و نرسیدن بمطلوب است .

تدسیه در مقابل تزکیه : آلوده کردن و خاموش داشتن استعدادها و مواهب آن است .

و تلویحاً اشاره بمقدمیت همه موجودات و اینکه دستگاه عظیم آفرینش برای بکمال رسیدن انسان است که با تزکیه و بندگی خدا تحقق پیدا می کند(قَد اَفلحَ مَن ذِکّیها، 9 ) در حدیث آمده : خَلقتُ الاَشیاء لِاَجلِک وَ خَلَقتَکَ لِاَجلی، - نظیر قسمت مهم آیات قرآن در این زمینه : و سَخِّر لَکُم الشَمسَ والقَمَرَ دائبین وَ سَخِّرَ لَکمُ اللّیلَ وَ النَهار 33 ابراهیم و خورشیده و ماه را به تسخیر شما در آورده و شب و روز را مسخر شما کرد.اَلذی جَعلَ لَکم الارضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ اَنزَل مِنَ السَماء ماءَ فَاَحرَجَ بِهِ مِنَ الثَمراتِ رِزقاً لَکم فلا تجعلوا لِلهِ اَنداداً و انتم تعلمون 22 بقره آنکس که زمین را بستر شما و آسمان را همچون سقفی قرار داد و از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن میوه ها تا روزی شما باشد.وَ الاَنعامَ خَلَقها لَکُ فیها دِفُ وَ منافِعُ وَمِنها تاکُلوُن، وَلَکُ فیها جمالُ حینَ تُریحونَ و حینَ تَشَرحُون- 6 نحل چهارپایان را آفرید در حالیکه در آنها برای شما وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید، و در آنها برای شما زینت و شکوه است . بهنگامی که آنها را به استراحت گاهشان باز می گردانید و هنگامی که به صحرا می فرستید.

وَاَلقی فی الرضِ رَواسِیَ اَن تَمیدَبِکم وَ النهاراً وُ سُبُلاً لعلّکُم تَهتَدون. وَعلاماتٍ وَ بِالنَجم هُم یهتصرون اَفَمن یخلق کَمِن لا یَخلُق افلا تَذکَرون، وَاِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصوا اِنّ الله لَغفُورُ رحیم- 18 نحل- و در زمین کوهها افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد، و نهرها و راههائی ایجاد کرد تا هدایت شوید، و علاماتی قرار داد و بوسیله ستارگان هدایت می شوید، آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید، و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را احصاء کنید، خدا بخشنده و مهربان است.در حدیث قدسی باین مضمون آمده : من با بندگانم طوری هستم که گوئی منم و او وزمین و آسمان، همه چیز برای او اما بندگانم با من بدجور تا می کنند، انگار همه خدای اوست غیر از من .

تزکیه : آزاد شدن انسان از اسارت خود بوسیله تعلیم و تربیت انبیاء است. از حرص و آز، بخل، حسد و سایر شعبه ها و خصلتهای مذمومه که هر یک شعله از آتش است که انسان را در عذاب می دارد و جهنم او را تشکیل می دهند.

 

نظام آموزشی قرآن و اسلام

قرآن کریم دستگاه و عظیم خلقت را مقدمه برای به کمال رسیدن انسان می داند که با تعلیم و تزکیه و در نهایت با بندگی خدا تحقق پیدا می کند واین همان است که در سوره زاریات بعبارت دیگر آمده : ما خَلَقتُ الجِنِّ وَ الاِنس اِلاّ لِیَعبُدوُنِ، ما اُریُدُ مِنهُم مِن رِزقٍ وَ ما اُریدُ اَن یُطعُمونِ، اِنِّ اللهَ هُوَ الرزاق ذُو القُوه اِلمَتین.انسان درباره نان و آب و مسکن مسئله ندارد با کمترین فعالیت طبق تقسیم پروردگار به نصیب خود می رسد (نَحنُ قسمنا بَینَهُم مَعیشتَهم فی الحَیوهِ الدُنیا-32 زخرف).

در این قسمت نیازی آنچنانی به درس و تعلیم و تعلم نیست . مشکل انسان فجور اوست، اینجاست که نیاز شدید به درس و تعلم دارد، انسان اسیر نفس است. انسان شکست خورده است، انسان در آتش است، آزادی انسان، پیروزی انسان و نجات انسان از آتش در پیروی از مکتب انبیاء است و تا تربیت انبیاء و بخصوص درس و تعلیم انبیاء دست انسان را نگرفته انسان در فجور و آتش خواهد بود.اشارات قرآن قسمت مهم این کتاب کریم است : قرآن در خیلی جاها به اشاره سخن گفته در این سوره مبارکه که جلوانداختن فجور بر تقوی همین معنی را می رساند.(فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقویها- 8 ).

بعضاً در یک آیه حقایق زندگی انسان را از اول تا آخر ترسیم کرده است. در آیه 185 آل عمران دقت کنید : هر کسی چشنده مرگ است و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت کسی که از آتش درونی رهیده و از فجور و اسارت خود خلاص شود و در بهشت آید پیروز شده است و زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست .(کلُّ نَفسٍ ذائِقَهُ المَوتِ وَاثِما تُوفونَ اُجورَ کُم یَومَ القیمه فَمن رُحرحَ عَنِ النّارً وَ اُدخِلَ الجِّنه فَقَد فازَ وَ ما الحیوهُ الدُنیا اِلاّ مَتاعُ الغرور).

قرآن کریم و همچنین سایر مکاتیب آسمانی محکوم می کند کسانی را که تعلیم و تربیت و بطور خلاصه فعالیتهای خود را فقط برای رسیدن به دنیا و آب و نان قرار می دهند، متأسفانه امروز نظام آموزشی دنیا(شرق و غرب) در محور مادیات و علوم تجربی و نتیجهً آباد کردن دنیا را هدف قرار داده است.[2]

اینک چند آیه که محکوم می کند :

در سوره مبارکه روم چنین آمده : آنان فقط ظاهری از دنیا را می دانند و از پایان کار و آخرت غافلند(یَعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیواه الدُنیا وَ هم عَنِ الاخِره غافِلونُ 7 ) آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آندوست جز بحق و برای زمان معینی نیافریده است. ولی بسیاری از مردم لقای پروردگارشان را منکرند(اَوَلَم یَتَفکّروُا فی اَنفُسِهِم ما خَلَقَ الله السّماوات و الارض وَ ما بینهما اِلا بِالحَق و اَجَلٍ مُسمّی و اِن کَثیراً مِنَ النّاسِ بلقاء رَبّهم لکافرون 8 ) .

آیا در زمین(تاریخ) گردش نکردند تا به بینند عاقبت کسانیکه قبل از آنان بودند چگونه بود، آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را برای زراعت و آبادی بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند. اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند، خداوند هرگز به آنان ستم نکرد آنها بخودشان ستم کردند.(اَوَلَم یَسیروا فی الارضِ فَینظُر و اکیفَ کانَ عاقِبَهُ الذّین مِن قَبلِهم کانوا اَشّدَ مِنهُم قُوّهً و آثارُ و الارَضَ وَ عَمَروها اکثَرمّما عَمَروها وَ جائتهم رُسُلهُمَ بِالبیّناتِ فما کانَ اللهُ لِیَظلمَهُِم وَ لکنِ کانوا اَنفُسَهُم یَظلِموُن)، سپس سرانجام کسانیکه اعمال ناروا مرتکب شدند بجائی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را بمسخره گرفتند.(ثُمَ کانَ عاقَبَه الذینَ اَساوا السُوای اَن کَذِّبوا بِاآیاتَ اللهِ و کَانوابِها یَستَهزون- 10)

و در سوره مبارکه مومن آیات 21 و 22 : اَوَلَم یَسیرُوا فی الاَرضِ فَیَنظِروا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ کانوا مِن قَبلِهِم کانوا اَشَدَّ مِنهُم قوهً وَ اثاراً فی الارِض فَاَخَذَ هُمُ اللهُ بِذُنوبِهمِ وَ ما کانَ لَهُ مِن الله ِ مِن واقٍ، ذلِکَ بانَّهُم کانَت تَاتیهِم رُسُلُهم بالبَیناتِ فَکفَروا فَاخذَهُم اللهُ انِّه قَوُّی شَدید العِقاب).

و در آیات آخر سوره مومن چنین است : اَفَلَم یُسیروا فی الارضِ فینطروُا کَیفَ کانَ عاقِبَهَ الذّینَ مِن قَبلِهِم، کانُوا اَکثَر مِنهُم وَ اَشّدَ قُوُهً و آثاراً فی الارض، فَما اَغنی عَنهُم ما کانوُا یَکسِبُون، - فَلمّا جائَتهُم رُسُلُهم بِالبَیّناتِ فَرِحُوا بِما عِندَهُم مِن العِلم وَ حاقَ بِهم ما کانُوا بِهِ یَستَهزون،- فَلَما رَاوا بأسَنا قالوا امَنّا بِاللهِ وَ کَفَرنا بِما کُنّا بِهِ مُشرکین،- فَلم یَکُ یَنفَعهُم ایمانُهُم لِّما رَاوُا باسَنا، سُنَّهَ اللهِ التّی قَد خَلَت فی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الکافِروُن- 85) و در سوره مبارکه هود آیه 16 : مَن کانَ یَریدُ الحیوه الدنیا و زینتها نُوَفّ اَلیهم اعمالهم فیها و هم فیها لاینجسون، اولئک لیس لهم فی الاخره الا النّار و حبطما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعلمون.

کَذَّبت ثَموُدُ بِطَغویها- 11، - قسمتی از قرآن کریم تاریخ و قصه های انبیاء و امتهای آنان است، این قبیل آیات برای تذکر و عبرت و تثبیت خاطر مبارک رسول اله و مومنان است(لِنُثَّبِتَ بِهِ فُوادَک- 120 هود)

اگر خداوند وعده نصرت به پیغمبر و مومنان می دهد : (اِنّا لَننصُرُ رُسُلَنا وَ الّذینَ امنُوا فی الحَیوهِ الّدنیا ...... آیه 51 مومن) با خواندن آیات مربوط به قصه موسی و فرعون نمایشی از تحقق این وعده را می بیند همچنین آیاتی مربوط به قصه نوع نبی و امتش . [3]و عبرت است تا آیندگان به بینند آخر و عاقبت مذکبین چگونه شد:(وَ لَقَد بَعثنا فی کُلّ اُمَهٍ رَسوُلاً اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتنِبوا الطاغوتِ فَمِنهمُ مَن هدَی اللهُ و مَ مِنهُم مَن حَقَّت عَلَیه الضِّلاله فَسیروا فی الارضِ فَانظُرُوا کَیفَ کانَ عاقِبَهُ المکّذبین- 36 نحل)

قوم ثمود دعوت الی الله را تکذیب نموده و بطاغوت گرائیدند آنگاه که بد سرشتترینشان برانگیخته شد، پیغمبر خدا گفت ناقه خدا و آبشخورآنرا متعرض نباشید(اِذا نبَعَثَ اَشقاها، فَقالَ لَهُم رَسولاللهِ ناقَهَ اللهِ وَ سُقیاها 13)

مفسرین با استناد به نقل تاریخ و روایات گفته اند که این شتر با درخواست قوم صالح و بطور اعجاز از میان صخره بزرگی- که شاید محل عبادتشان بود بیرون آمده . قاری وخواننده قرآن باین نکته زیبا و به این عقیده توحیدی می رسد که موثری در عالم غیر از خدا نیست، این آتش نیست که می سوزاند، این اثری است که خداوند به او داده و باذن اوست. اگر بخواهد سرد و سلامش می کند(قُلنا یا نارُکُونی بَرداً وَ سلاماً علی اِبراهیم- 69 سوره انبیاء) این آب نیست که سیلان دارد وتشنگی را برطرف می نماید، این اثری است که خداوند داده و باذن او است.

اگر اراده کند مانند سنگ می کند(فَاوحَینا اِلی مُوسی اَنِ اضرب بِعَصاک البَحر فَانغَلَقَ فکانَ کُلُّ فِرقٍ کَالطّوُدِ العَظیم- 63 شعراء) و سنگ را آب(وَ اذِ ستَسقی موُسی لِقومَهِ فَقّلُنتا اِضرِب بِعَصاکَ الحجَرَ فانفَجَرت مِنهُ اثِنتا عَشَرهَ عیناً ... آیه 60 بقره ) . در دعا دارد : یا مَن ضَلَّ عِندَهُ الأسباب، - اگر با مقاربت نر و ماده موجود زنده متولد می شود بدون پدر و حتی بدون پدر و مادر هم می آفریند(اِنَّ مَثَلَ عیسی عیندَ الله کَمَثلِ آدَم خَلقَه مِن تُراب ثّم قال لَهُ کُن فیکَون 59 آل عمران).

اگر با قرار دادن تخم ها زیر سینه مرغ و گذشت بیست شبانه روز جوجه زنده بیرون می آید در یک آن هم این عمل را انجام می دهد(وَ اِذ تخلُقُ مِنَ الطّین کَهَئیهِ الطَیر باِذنی فَتَنفُخُ فیها فَتکونُ طیراً بِاذنی ... از آیه 11 مائده) و شتری را که ده ماهه آبستن است از سنگ بیرون می آورد.

و اما سرگذشت آن بطور خلاصه : حضرت صالح سومین پیغمبر است که برای دعوت الی الله و توحید قیام نموده و خداوند تبارک و تعالی بعد از حضرت نوح و هود برانگیخته است.

آنحضرت مردم را با حکمت و موعظه حسنه دعوت نمود و به اذیتهای قوم صبر نمود، مدتی بر این منوال گذشت عده کمی از ضعفای قوم ایمان آوردند و اما طاغیان مستکبر و تبعه ای آنها بر کفر خود اصرار ورزیدند، مومنان به آنحضرت را خوار شمرده و تسفیه کردند و گفتند صالح اینها را سحر کرده است و در نهایت از حضرت نشانه و معجزه خواستند و گفتند اگر راست می گوئی از سنگ این کوه ناقه ای با مشخصات(غیرعادی) بیرون آور.

حضرت صالح آنچه را می خواستند با همان خصوصیتها آورد و فرمود خداوند شما را امر کرده که از آب آبادی یک روز شما بخورد و یک روز خودداری کنید و آنروز مخصوص ناقه باشد(فَلَها شَربُ یومِ وَ لَکَمُ شِربُ یَومٍ مَعلوُم ) و او را بحال خود بگذارید آنطور که خواهد چرا کند و آسیب به او نرسانید که عذاب نزدیک شما را می گیرید(وَ لا تَمَسّوها بِسوُء فَیا خَذَکُم عذابُ قریبُ 72 اعراف، - 64 هود، - 156 شعرا)

مدتی این چنین گذشت قوم طغیان کردند و درباره اش حیله نمودند و شقی ترین خود را برای کشتن ناقه برانگیختند و بصالح گفتند (اِئتِنا بما تَعِدُنا اِن کُنتَ مِنَ الصادِقین) ما آماده هستیم عذاب خدا را بما بیاور. حضرت صالح گفت:(تَمتّعوا فی دارکُم ثَلاثَهِ اَیام ذلِکَ وَ عُد غَیرُ مَکذُوبٍ- 65 هود).

سپس درباره قتل حضرت صالح هم قسم شدند اما خداوند مکر آنها را بخودشان برگرداند(وَمَکَروا مَکراً و َ مکَرا الله مکراً و هُم لا یَشعُرون- 50 نحل) صاعقه آمد در حالیکه نگاه می کردند(فَاخَذَتهُم الصّاعِقَه وَ هُم یَنظُرون) حضرت صالح با اندوه و حسرت گفت : ای قوم من رسالت پروردگارم را رساندم و شما را نصیحت کردم لیکن شما دوست ندارید، ناصحان را- و منادی حق درباره ایشان ندا در داد(اَلا اِنَّّ تَمُود کَفَروا رَبَهّم اَلا بُعداً لِثَمود).

سخن را در اینجا با کلام زیبای مولا امیرالمومنین علیه السلام ختم می کنیم:

کلام 192 نهج البلاغه فیض الاسلام

اَیُها الناسُ لا تَستُو حِشُوا فی                                   ای مردم در راه نجات و

طریق النَجاه لِقِلهَ اَهلِهِ، فانّ                      رستگاری بکمی جمعیت

الناسَ قَد اِجتَموا عَلی مائدَهٍ                              وحشت زده نباشید و به بسیاری

شَبَعُها قَصیرٌ وَ جَوعُها طَویلُ                              مخالفین نگران نشوید، زیرا مردم

اَیُهّا النّاسُ اِنَمّا یَجمَعُ النّاسَ               گرد آمده برسرخوانی که سیری

الرِضا و السَخِّط وَ اِنمّا غَقرناقَهَ             آن اندک و گرسنگیش بسیار

ثَمودٍ رَجُلُ واحِد است                         (دنیا و دلبستگی آن) ای مردم رضامندی و خشم مردم را گرد می                  آورد ناقه           ثمود را یک نفر پی کرد

فَعَمِّمُهمُ اللهُ باِلعَذابِ لِما عَمَّوهُ                         لذا خداوند همه آنها را

بِالّرضا فقالَ سُبحانَهُ فَعَقَروُها              عذاب نمود بجهت آنکه همه

فَاَصبَحُوا نادمین فَما کانَ اِلاّ اَن                       راضی بودند از اینرو خداوند

خارَت اَرضُهُم بالخَسفَهِ خُوارَ               گفته : پی کردند و در بامداد

السِکهِ المُحماهِ فی الارضِ                  پشیمان شدند عذاب چنین زود

الخَّوارَه                                        که زمینشان در حال فرورفتن

صدا کرد مانند صدا کردن آهن

شخم زنی داغ شده در زمین

هموار.

اَیُها النّاسُ مَن سَلَکَ الطَریقَ              ای مردم هر که راه راست به پیماید

الواضِح و رَدَ الماءَ وَ مَن خالَفَ             به آبادی می رسد و هر که بی راهه

و  َقَعَ فی الّتیه .                                         برود در بیابان بی آب و گیاه فرود آید.

 

 


1- هر یک از این موارد دوازده گانه دارای بسی اهمیت و شایان توجه است، سخنی در مورد اول و الشمس وضحیها : آفتاب منبع نور و منشاء حیات و نیرو، هم مادی و هم معنوی است .

انسان با دیدن نظم درآسمان و با توجه به گفتار پروردگار: وَالسّماءَ رَفَعها وَ وَضَعَ المیزان، اَلّا تَطفَوا فی المیزان- 8 الرحمان) خود را که جزئی از هستی است منظم و معتدل می کند، و اعتدال همان تزکیه است که کلید بهشت می باشد.(جَنّاتُ عَدنٍ تَجری مِن تَحتِها الانهار وَ ذلِکَ جَزاءُ مَن تَزَکی – 76 طه )

1- ( بدون پرده باید اذعان کنیم که با قرار گرفتن نظام آموزشی ایران اسلامی تحت پوشش نظام جهانی که در حدود هشتاد سال است و هنوز هم ادامه دارد مردم ما نیز خواهی نخواهی در همان مسیر مادیات قرار گرفته اند، بچه های ما در مدارس با مطالبی آشنا می شوند که در نظام آموزشی دنیا مطرح است(با کمی تغییر محلی) ریشه این مطالب مربوط به زندگی مادی و دور از معنویت است در پایان مدارج دانشگاهی نیز در همین مطالب مربوط به زندگی دنیا صاحب نظر می شوند اما راجعب ه معنویت و مفاهیم عالیه قرآن بجز مقدار اندکی خالی هستند، بیشتر از این هم نباید انتظار داشت.

چه از روز اول تأسیس این نظام هدف همین بوده(روزی که دانش بشری از کلیسا جدا شد و انقلاب رنسانس قرن 16 میلادی رخ داد، درست در برابر معارف الهی و معنویت جبهه گرفت که در فصل جداگانه بشرح آن می پردازیم .                                    انشاء الله)

1- وقتی خواننده قرآن با آیات مربوط به قصه یونس نبی می رسد و نجات او را از زندان تنگ و تاریک بطن ماهی و همچنین از آن اندوه وغمَ شدید ملاحظه می کند، در مواقع غم و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام و اندو خود بشرب خمر یا مواد مخدر پناهنده نمی شود که امام صادق علیه السلام می فرماید من تعجب می کنم از کسی که گرفتار می شود چرا از این آیه غافل است : (وَ ذالنّونِ اِ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنِّ اَن لَن نَقدَرَ عَلَیِ فَنادی فی الظَّلماتِ اَن لا اِاله الا اِنتَ سُبحانکَ انی کنتُ مِنَ الظالِمین، فَاستجبنا لَهُ و نَجبیناهُ مِن الغَّغم و کَذلِکَ نُنجی المومنین- 88 انبیاء)

یا در مواقع غم احساس نیاز به غنا و موسیقی پیدا نمی کندبلکه روبخدا می آورد که (نَجیناهُ مِنَ الغم) می گوید و با رو آوردن بدرخانه خدا، خدا را می بیند و حال خوشی پیدا می کند که امام صادق علیه السلام فرمود : گاهی برای درخواست حاجت رو بخدا کردم، حس نمودم که خداوند بمن توجه کرده حالت خوشی بمن دست داد که از خود حاجتم برتر بود ولون آن حاجت بهشت بوده.

اینجاست که معنی حدیث حضرت رضا علیه السلام فهمیده می شود که فرمود از گناهان کبیره اینست که شخص در موقغ فراغت خواندگی کند و تار بزند، «تحت العقول» آری همچنانکه قمار و شرب خمر از خداوند غافل می کند، غناء و خوانندگی هم از خدا غافل می کند و از دریافت آن حالت شیرین مناجات یا قاضی الحاجات محروم می نماید و این از بزرگترین گناهان است.


برچسب‌ها: تفسیر سوره مبارکه الشمس
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 21:4  توسط ازشاگردان ایشان  |