کلام جاودانه ؛ نمونه ای ازجملات توصیه ها، پاسخها ایت الله فاطمی رحمه الله علیه
* زندگی ما باید زندگی محمد و آل محمد صلی ا... علیه و آله باشد . * آیات قرآن کریم محتوی بسیار بزرگ و زیاد دارد و اگر بخواهیم ( در شرح آن مطلب بنویسیم ) باید کتابها نوشته شود . *پیامبر اکرم(ص) آمده بشارت بدهد به آن مقام بزرگ و همچنین آنهایی که آلوده اند را بترساند . *مومن حرص، حسد، تکبر و ... ندارد . *توجه انسان باید به خدا باشد و به غیر خدا تکیه نکند . *مومن غضب نمی کند اگر غضب کرد استغفار می کند و بر می گردد. *ما که مومن به قیامت هستیم معتقد به خدا هم می شویم و تکیه بر چیزی نداریم و برای آخرت می کوشیم پس تکیه به غیر خدا نمی کند پس باید به چیزی از دنیا دل نبست و فقط از دنیا استفاده موقت کرد. * استفاده ابزاری و این ابزارها در اصل زندگی انبیاء بی تاثیر است . *وقتی انسان عادل شد،محبت روی حساب است، غضب روی حساب است، حرص نیست، این آدم زیباست، اخمو نیست. ائمه اطهار عدالت اکمل داشتند که از نتایج عدالت صدای بسیار جالب است. اگر پیامبر آن صدای زیباش را آشکار می کرد همه غش می کردند، پس اعتدال ظاهری و باطنی داشتن :در غذا خوردن و نوشتن در خواب و ... * یکی از حالات ائمه (ع) عدالت است، حضرت علی(ع) می فرماید : اگر انسان حال اعتدال را در خود حفظ کند به استحکام یا آسمان می رسد. * وقتی انسان عادل شد مزاجش، روحش آن زیبایی مخصوص رادارد. * کسی که به خدا ایمان دارد ظرفیت دارد (کم ظرفیت نیست ). * پیغمبر(ص)در زندگی نه ترس داشت، نه مهجور بود و ائمه اطهار(ع)که بعد از ایشان بودند . * کسی که می گوید در خط محمد و آل محمد(ص) هستم و گرفتارم بدان (به معنای حقیقی)در خط نیست . * حال تسلیم نتیجه شناخت،عبادت و بندگی است، و دعوت انبیاء هم برای همین است . * حال تسلیم در مقابل خدا یک حالت بهشتی است، انسان موظف است تکلیف خود را انجام می دهد . * لذت بندگی و عبودیت خدا بالاترین و والاترین مقام است و هدف در خط خدا بودن، ذکر دائم و به یاد خدا بودن است . * نماز درس توحید است، انسان شکوفایی اش در توحید است . * آسمان تابلو عظیمی است که جای جای آن خدا و توحید را فریاد می کند، انسانها را به عدالت و خودسازی دعوت می نماید.
*انسان همه چیز را از خدا ببیند . *تزکیه کلید بهشت است، بهشت سرتاسری(آیه 76 سوره طه) *بنده خدا باشیم.
قرآن عهد خداوند است با بنده اش،طبق حدیث حضرت علی هدف در خط بندگی خدابودن، بندگی خدا، ذکر خدا و دائم به یاد خدا بودن است . اصل زندگی بندگی خداوند است.
سرمایه اصلی ایمان است . ما سرباز امام زمان (علیه السلام) هستیم . دو ثلث ایمان بچه هایتان را با ازدواج حفظ کنید . اصل درس ما درس قرآن است . اهمیت بدهید به قرآن خودمان،بچه هایمان، همسرمان، قرآن عهد خداست به بنده اش : حلال و حرامش، حقوق زن و بچه اش، حقوق همسایه اش، تا قرآن نخوانی اینها را نمی دانی . پیامبران آمده اند که انسان در خط رضای خدا باشد، یهدی بالله، هدایت کننده انسانها . انسان یا رو به سوی رضای خداست یا به سوی غضب خداست . کلمات ائمه همه کلمات جامع است . امام است ، مثل خدا حرف می زند.
خدا ضامن روزی است . به نماز شب عادت کنیم، از آثارش قوی شدن، شاداب شدن است، حال و لذت انبیاء است، صحبت کردن با خداست در نماز شب تو هستی و زمین آسمان و خدا این حالات انبیاء است.از آثار یکسره خوابیدن کسل شدن است. یامبر اکرم(ص)می فرماید : یا علی نماز شب بخوان که 10 خصلت دارد یکی اش تندرستی است . صدقه برای آخرت و برای اصلاح خود است.
یتیمان را فراموش نکنید، دهن آنها را خالی نگذارید این آزمایش است. پیغمبر با تمام کارهایی که داشت چند نفر یتیم را خودش سرپرستی می کرد .
ما روی توحید، یگانه پرستی زندگی می کنیم .
خدانشناسی ما از نظام غرب است.
هرچه غیرخداست ثبات ندارد، آنچه ثبات دارد هوالله
وقتی سائل می آید دم در رد نکن،به اندازه کمی نان، چیزی بدون سائل را برای خدا
انسانِ با خدا، باید باشد، آن وقت شهادت است که بنده الهی است. ناراحتی ندارد، ترس ندارد، انساندوستی ندارد. راه ، راه محمد و آل محمد است .
دشمنان اسلام،عملاً بر علیه اسلام تبلیغات می کنند.حواسمان جمع باشد.
انسان، عاشق علم است . فقط باید از خدا کمک خواست.
خدایا ما را توفیق بده در خط محمد و آل محمد باشیم .
اگر بدانید قیامت چه وضع است .
خدایا به من توفیق بده،در مقابل مقدرات حتمی صبر کنم. خدا روزی را به کسانی زیاد می دهد ولی برای کسانی کم،یرزق ما یشاء و یقدر.
تقوی اصلی این است که انسان خدا را فراموش نکند . هر چیزی اندازه دارد میزان دارد.
آیا مساوی است آن کسی که دل او باز است به اسلام در حالی که نور دارد، چراغ دارد حقایقی برای او روشن است با آن کسی که تسلیم خدا نیست، سینۀ قصی دارد . آیا این دو یکی است ؟ حال تسلیم نتیجه شناخت، عبادت، نتیجه بندگی است، تسلیم الهی است، حتی مقدّرات و پیش آمده ها همه در حال تسلیم است و دعوت(انبیاء) هم برای همین است . این همان حالت آرامش است، این حالت «یا ایتها النفس المطئنه ارجعی الی ربک ... » است .
کسی که تسلیم خداست، تصمیم نمی گیرد، تصمیم بنده با مولاست .
مومن تکلیف، وظیفه اش را انجام می دهد، مولا هر چه انتخاب کند.(این مقام تسلیم است ) برای او داشتن و نداشتن،... هر چه اراده اوست نیکوست .
حال تسلیم در مقابل خدا یک حالت بهشتی است . روز قیامت عده ای هستند که در آن روز می خندد کی اند؟ آنها که حال تسلیم دارند.
باید فریب نخوریم و بدانیم بزرگترین مشکل اصل حاضر طاغوت زمان، غرب است که از جمله تبعات آن فرهنگ انحرافات، نظام آموزش آن که براساس تفکر رنساسنی است می باشد که باید کوشید با آن مبارزه کرد و .. البته باید صبر هم کرد چون خدا به آنها مهلت می دهد بگذار اوج بگیرند و باید در خط مبارزه با آنها بود، بوسیله اعتقاد خدا، بندگی خدا، همه کارها برای خدا کردن، تمسک به قرآن و اهل بیت در مقابله طاغوت ایستاد و ارائه راه و برنامه صحیح.
حضرت علی(ع) دنیا را از بهشت بیشتر دوست داشت چون آنجا لقاء ا... به این معنی که در این دنیا وجود دارد بعد از مرگ وجود ندارد، حضرت دنیا را برای بندگی خدا، برای سجده و برای دیدار خدا(وجه ا...) می خواست(دوست داشت)، نه برای دنیایش. طوری نماز بخوانید که خدا شما را می بیند و شما آن را نمی بینید.(طوری نماز بخوانید که خدا را ببینید و اگر او را نمی بینید خدا شما را می بیند.)
نماز باید با توجه باشد(با توجه به خدا) نماز آرامش باید داشته باشد .
ذکر رکوع باید حتماً 3 مرتبه گفته شود 1 مرتبه اشکال دارد.نماز را خراب می کند. امام علیه السلام می فرماید : مختصر گفتن، یعنی 3 مرتبه.
در اعتکاف تو شریک عمر زندگی را می توان برداشت.
توشه یک عمر زندگی است. اصل زندگی بندگی خداست بهترین الگو پیامبران صلوات الله علیهم و ائمه اطهار علیهم السلام اند . او را بندگی کنید .
عندا... بشوید، عند رب بشوید. اعتدال
هدف بندگی خدا باشد(همه چیزی برای خدا باشد): کار، معامله، زراعت و ...
مسجد برای عبودیت و بندگی خداست؛ نماز، قرآن و ...
اصلا مسجد برای قرآن (خواندن ) است .
امام صادق(ع) فرمود: مشکلی داشتم رفتم در خانه خدا، دیدم خدا دارد نگاه می کند، حالتی به من دست داد که مشکلم یادم رفت . از رذایل اخلاقی؛ تکبر، حرص، کینه، حسد و ... است .
پروردگارا را توفیق قرائت قرآن را در شبانه روز به ما عنایت بفرما .
ما را از برکات قرآن، هدایت قرآن، دنیا و آخرت برخوردار بفرما .
من هر وقت می روم تهران می آیم (از خطر ماشین،سرعت، شلوغی و ...) سجده شکر می کنم(بجا می آورم).
من باید به این مطلب رسیده ام که تاریخ تکرار می شود .
ما باید خدا(علم توحید) و بت را اشتباه نگیریم. باید علم توحید و علم ضار را با هم اشتباه نگیریم .
خداوند از روز اول چراغ برای انسان قرار داده است . «اوایل سوره بقره» در این آیات کوتاه برنامه زندگی تا آخر گفته شد.
خداوند می فرماید : بروید روی زمین، هر گاه از من (خداوند) هدایت یافتید راهنمایی آمدآن را بگیر (و بروید جلو)،ولاخوف علیهم و لاهم یحزنون» هر کس به هدایت من تابع شد دو دنیا نه برای دو ترس خواهد بود و نه مهجور خواهند شد (قصه ای ندارند) در دنیا و آخرت. وظیفه نبوت هم همین است که ما اگر در زندگی، در خط پیامبران به خصوص پیامبر آخرزمان باشیم نه ترسی خواهیم داشت نه مهجور خواهیم شد.
اگر مهمان شما آمده منزل، اهل نماز است برو نماز و آن مسلمان را هم با خود ببر چنانچه، مهمان دل نازک است می خواهد شما بمانید، آنجا نمازجماعت را رها کنید و بمانید) ثواب نماز جماعت را بر شما می نویسند.
تمام انبیاء آمده اند انسان را به بهشت برسانند و راهش همانست که در
پنج آیه اول سوره بقره بیان شد. پیغمبر(ص) از ما زیاد فاصله ندارد علی (ع) از ما زیاد فاصله ندارد. اسلام دین آسان است و تمام برنامه هایش هم آسان است .
امام باقر و امام صادق(علیه السلام) فرمود : اگر ده هزار نفر مسلمان معتقدقبول کنند که ما می خواهیم در راه خدا بجنگیم هیچ قدرتی نمی تواند در مقابل آنها بایستد .
امروز ابر قدرت جهان ایران است با داشتن قرآن و محمد و آل محمد(ص) خوشا به حال آنهایی که بیدار بشوند و زندگی را بفهمند و آزمایش های الهی در تاریخ را به یاد آورند .
کسی که کنار خداست و در خط خدا کارمی کند دنیا برای او شیرین است . خدا بالای سر همه است و ریزه کاری های انسان را می بیند .
تمام پیغمبران آمده اند برای راهنمایی کردن و هدفشان یکی بود و آن هدف بندگی خدا بود . راه تعلیم آن است که انبیاء آورده اند .
در حدیث دارد که چشم زخم، شتر را در دیگ و بچه را در قبر می کند.انسان نیرو های ناشناخته دارد، اما در کسی که بنده خداست، تابع قرآن است و قرآن می خواند، در خط محمد و آل محمد است راه پیدا نمی کند . قرآن ذکر است برای اهل عالم، کسی که اهل قرآن باشد شکوفا می شود .
پیروی از غرب طبق آیه قرآن محکوم است .
از خدا می خواهیم که راه مومنان را برویم که در رأس محمد و آل محمد است.
پیغمبر اکرم(ص) آخرین پیامبران است و آخرین مطالب را، هر آنچه برای بشر خیر است ، لازم است گفته و هرچه برای بشر شر است،آن را ممنوع کرده است، همه چیز را کامل آورده است. دانستن (فراگیری) قرآن برای یک مسلمان واجب است .
اولین علم که طبق آیات قرآن و روایات واجب است انسان یاد بگیرد قرآن و کلمات(بیانات) محمد و آل محمد است .
باید به فکر اصلاح جامعه باشیم .
آتش اندرون انسان مثل آتش حرص و حسد و ... در صورت انسان اثر می گذارد و از صورت انسان آن آتشهای درون پیداست و روز قیامت آن آتش ها ظاهر می شود و آن چیزی که انسانها را درست می کند دعوت انبیاء است . آن خدایی که در شکم مادر ما را فراموش نکرده الان هم فراموش نمی کند.
اجتماع یک خانواده است باید مواظب باشیم خانواده فاسد نشود. * رفتارمان باید طبق دستور قرآن باشد و به عنوان بندگی باشد. * قرآن کتاب هدایت و نجات بخش است . * همه موظف هستیم به حفظ خانه بشریت که همه در یک خانواده بزرگ هستیم و همه موظف هستیم نگذاریم این خانه آلوده شود . * پیغمبر(ص) که الگوی ماست صبر جمیل داشت و جمیل،هم این است که آدم(سختی ها را تحمل کند وشکایت هم نکند و خدا این صفت را دوست دارد . * جالب است که خدای تبارک و تعالی در آیه آخر سوره طلاق می فرماید خداوند هفت آسمان را آفرید ... تا شما بدانید که از این آیه معلوم می شود خلقت برای علم است . * علم الهی به انسان آرامش میدهد. * نماز انسان را از صفات رذیله، بری می کند و آدم را درست می کند . * خداوند واجب کرده که در هر نماز سوره حمد خوانده شود برای اینکه قرآن خواندن ترک نشود . * قرآن دوای بسیاری از دردهاست . * فرعون زمان ما غرب است ملت ایران مانند قوم بنی اسرائیل نیستند که سروصدای فرعون و فرعونیان اینها را تحت تأثیر قرار دهد ما صدها موسی داریم که وقتی اضطراب قوم را دید فرمود : ناراحت نباشید ان الله مع نا، که در اینجا خطاب شد : یا موسی عصا را به دریا بزن . * در قرآن کریم سوره حمد می خوانیم و همچنین در نماز که : خدایا ما را هدایت کن به راه مستقیم، نه راه کسانی که مورد غضب تو قرار گرفته اند نه راه گمراهان که والضالین همین یهود و نصاری هستند . * خداوند ما را حفظ کند که تابع ضالین و مضلین نباشیم که امروز شرق و غرب مشمول این آیه است * احتیاط واجب در باز نگه داشتن مساجد است . * استفاده کردن از ادوات صوتی در حدی که موجب مزاحمت و ناراحتی مردم باشد غیرمجاز و حرام است، مخصوصاً در مجالس ترحیم که همه از صدای ناهنجار اِکو درعذاب هستند(رعایت شود) * توکل یعنی خداوند را وکیل خود گرفتن و کارهای خود را به او سپردن، هر چه او رضایت و تقدیر می دارد انجام دهیم، ما فقط بایدوظیفه و تکلیف خود را انجام دهیم . * فریاد ملت ایران در کنار ارتش، قوه و قدرتی است که دشمنان از آن هراس دارند، مبارزه با دشمنانِ اشغالگر و بیرون کردن آنها از سرزمینهای اسلامی بر مسلمانان واجب است امام باقر و امام صادق (علیه السلام) در کتاب وسائل الشیعه جلد 6 صفحه 22 و کتاب کافی جلد 5 صفحه 21 چنین فرمودند: نگوئید آنها سنی هستند یا والی و رهبر آنها کیست، آنها آمده اند اسم محمد(ص) را از بین ببرند برای شما واجب است دفاع کنید، نگذارید از مرز اسلام وارد شوند . * ما آماده ایم، ما نباید بنشنیم و آمریکا نعره بکشد و ما مسلمانان بترسیم، ما نمی گذاریم کفار و دشمنان اسلام در مرزهای کشورهای اسلامی وارد بشوند. * ما باید امام زمان(عج) را یاری کنیم. * ما تنها نیستیم اما امام زمان داریم . به آقا یاری فرمائید. * جامعه و نظام اسلامی در غیاب حضرت ولی عصر(عج) باید بدون چون و چرا تسلیم ولایت فقیه باشد و در جامعه اسلامی فقط باید امر ولی فقیه اجرا شود. و حکومت اسلامی و حقیقی با آمدن حضرت ولی عصر(عج) محقق می شود. * حفظ رهبر واجب است . * دنیا با تمام زیبائیهایش در نظر یک مسلمان کوچک و حقیر است، دنیا و زیبائیهای آن اگر در چشمها صغیر و ناچیز باشد محلی برای حرص و بخل و حسد و دیگر حالات رذل جهنمی باقی نمی ماند و زندگی بهشت گونه می گردد. * ما مسلمانها علوم متنوع قرآنی داریم از جمله علم به ماوراء(امداد غیبی) توام با حکمت عملی است از سرتاسر قرآن این علوم بدست می آید بخصوص در احوالات انبیاء علیهم السلام . * آسمان تابلو عظیمی است که جای جای آن خدا و توحید را فریاد می کند. * عالم زیباست و زیبائیها در انسان خلاصه شده است، انسان زیبای جهان است، تحقق این زیبایی موقعیست که تزکیه شود. * زیبائی در ائمه اطهار(علی و آل علی علیهم السلام) بقدری بالاست که از عهده افراد عادی ارزیابی آن بیرون است . * در حدیثی امام علیه السلام فرمود : هر کس زائر ما را زیارت کند مثل آنست که ما را زیارت کرده است . * از آنچه تولید کبر می نماید بخدا پناه ببرید. * فهم و درک قرآن همانقدر سهل و آسان است که عرب درس نخوانده در محضر رسول خدا(ص) با یکبار شنیدن آیات می فهمید و عقیده می کرد و متعهد به اجرای دستوراتش می شد، در جائیکه ابهام بنظرش می رسید یا در آیات متشابه، کلام رسول خدا(ص) توضیح و تفسیر می کرد. * پایه و اساس درس ما قرآن کریم می باشد. * پیغمبر در زندگی نه ترسی داشت نه مهجور بود و همچنین ائمه اطهار(ع) که بعد ازایشان بودند، برای من بله ظرفیت کم است برای کسی که به خدا ایمان دارد ظرفیت دارد . * ام القرآئ مکه است * هدف خداست، برای خدابودن است . به این نکته باید برسیم. * خدا دینش را حفظ می کند . * مومن هیچ وقت نگران نیست . * همین که دانستی این نظام(آموزش غرب) درست نیست.خوب است.( خدا انشاء ا... اصلاحمان کند تا یک طور بتوانیم این نظام آموزشی را برگردانیم و اصلاح کنیم. ) * استخاره : باید فقط وقتی که سر دوراهی مانده از قرآن راهنمای بخواهی. * در جواب جوانی که مشکل مالی و ... داشت (درمورد ازدواجش) فرموده بودند: انشاء ا... ، عقد کن بگذار بماند، توکل به خدا کن، قناعت کن، خود او می رساند سربازی هم برو در حالی که زن داری. * قرآن باید خوانده شود، حلالش حرامش و ... راه بهشت قرآن است (راه) غیرقرآن جهنم است . * قرآن عهد خداست به بنده اش، حلال و حرامت، حقوق زن و بچه ات ، حقوق همسایه ات و ... اگر قرآن نخوانی این حقوق را نمی دانی . * برادران اهمیت بدهید به قرآن. * برای هر مسلمان واجب است که روزی 50 آیه قرآن بخواند. * درد ما این است که قرآن را از ما گرفته اند . * حدود 90 سال است که این نظام آموزشی (غرب) به اجبار وارد(ایران) شده است . * ناراحتی ها و تلخی ها را متحمل شدن اجر دارد. * اینها که منحرف می شود ایمان به آخرت ندارند. * انسان اگر از مرگ غافل شد به خوشی های دنیا دل می بندد. * انسان مثل دانه ای است که باید شکوفا شود . * راه رسیدن به شکوفائی(بندگی) خدا است . * تمام کارها باید به عنوان بندگی باشد. * بنده ی خدا بودن شرافت به انسان می دهد. * انسان موجودی است که اگر در خط بندگی خدا باشد در دنیا هم زندگی بهشتی دارد . * شعله های اندرون انسان مثل شعله حسد، حرص و ... موقعی خاموش می شود که بنده خدا باشد و خدا را بشناسد . * اگر شب نبود، آدم حریص آنقدر کار می کرد که (خسته ) می شد و به زمین می افتاد. * انسانی که در خط خداست آرام است . * ملتی که جهادگراست ذلت نمی پذیرد. * ملتی که عاشورا دارد ابرقدرت است . * ملت ایران جوانهایی مثل حضرت قاسم دارد که می فرمود مرگ نزد من شیرین است و این نتیجه اعتقاد به معاد است . * کسی که اعتقاد به اصل معاد دارد دنیا در نظرش فانی است . * ائمه دنیا را زینت نمی دادند . * انسان به کمال رسیدن و کامل انسانی است که یقین به آخرت دارد . * طلاق پیش خدا مبغوض است . * اصل تقوا این است که همه کارها برای خدا باشد. * اصول دین زندگی را هدفدار می کند . * هر کس خودش را بشناسد، که چگونه خلق شده است، خدا را شناخته است. * علم نافع علمی است که دنیا را هم برای انسان بهشت کند و صفتهای جهنمی را در انسان بهشتی کند. * گاهی خدا از انسان می خواهد که بجنگد. * از خدا بخواهیم که از دنیا خیز بگیریم . * جنگ(در راه خدا) مقدس است . * بسیجی باید جان برکف باشد. * اگر انسان در اعتقاد معاد سست باشد نمی تواند در خط الهی استوار باشد. * آن وقت زندگی دنیا رنگ واقعی می گیرد که اعتقاد به معاد باشد. * وظیفه ما این است که انجام وظیفه کنیم و نتیجه با خداست . * در زندگی اگر از کسانی که به شما بد می کنند بگذریم خدا هم شما را می بخشد. * کسانی که ایمان به حساب و کتاب ندارند کارهاشان بی حساب و کتاب است. * در دنیا متقیان پیروز هستند و آدم متقی هیچ وقت شکست ندارد و در دنیا و آخرت پیروز است . * در همه جا اونی که موجب پیروزی است بندگی خدا است . * خداوند در آخرت کمترین چیزی که به مومن می دهد آنقدر است که می تواند تمام انس و جن را مهمانی بدهد. * غم یکی از وسائل رحمت الهی به بندگان است که انسان بخاطر غم با خدا ارتباط پیدا کند . * طبق روایت برای شیعیان دنیا بهشت است قبر هم بهشت است، بهشت هم بهشت . * موسیقی حرام است . * کسی که برای خدا است همه جا برای او باغ است . * انسان وقتی در جهاد واقعاً از جان گذشت و وارد میدان جنگ شد خدا کمک می کند همانطور که پیامبران را کمک کرد که همان امداد غیبی است. * حضرت موسی عصا را به دریا زد و دریا شکاف خورد اگر ما هم حالت موسی را پیدا کنیم عصا را بزنیم دریا شکاف می خورد. * قرآن در دسترس همه است ولی کمند آنها که به علم کتاب درست پیدا کنند. * خدا با مردم ایران است(مردم ایران را کمک می کند ) * اگر ما با کفار، آمریکا و انگلیس و ... سازش کنیم ،آنها دست بردار نیستند و هدفشان این است که اسم محمد(ص) را از بین ببرند. * توقعم از علما و مراجع امروز این است که مردم را بیدار کنند. * امروز باید مسلمانان کاری بکنند که درجهان سربلند باشند . * مسلمانان باید قیام کنند، امریکا دارد اسلام را لگدمال می کند، اسلام را، عزت اسلام را. * هر کس در راه خدا بجنگد، کشته شود و یا غالب شود خداوند بزودی اجر عظیم به او می دهد. * شما عمل پیامبر را ببینید، زندگی ائمه علیهم السلام را چکار می کردند، آیا در مقابل کفار و منافقین می نشستند و بی تفاوت بودند ؟ * ما مسلمانان تنها نیستیم، امام زمان(عج) بالای سرماست. * خداوند موسی را در مقابل فرعون پیروز گرداند، فرعون زمان ما غرب است. * آری شکوفایی و رستگاری انسان موقعی است که انسان تزکیه شود. (قَد اَفلَحَ مَن الزکّا). * خداوند با تمام ذرات عالم است، و از یک ذره هم دور نیست، با هر ذره هست، نه به طور قاطی و از هر چیز جداست نه بطور دوری(سوره آیه...) مثلا و چیزی نیست، او بصیر و شنواست، درد ما را می داند و احتیاجمان را می فهمد و ما در محضر او هستیم . * مومن هیچ وقت نگران نیست. * مومن باید به طرف رحمت الهی حرکت کند . * مومن باید خود را به تنگی نیندازد و خود را در زندگی نباید زیاد به مشقت بیاندازد با کم بسازد، تکلیف را انجام دهد، وقتی در بن بست قرار گرفت خدا می رساند راه را باز می کند . * باید خوردن وآشامیدن، کار و تلاش و ... برای رضای خدا باشد . * مسلمانان زمانی ضربه خورده اند و خواهند خورد که از قرآن(وحی) و علما کناره گیری کنند. * خداوند پشتیبان ایران اسلامی است و ملتی که خدا دارد ابرقدرت است. * اگر خداوند 500 سال هم به بنده عمر بدهد دست از قرآن برنخواهم داشت . * برنامه اصلی ما بندگی خدا باشد روی روال همیشگی : نماز، واجبات و محرمات، کار، خدمت به پدر و مادر، ادای حقوق دیگران، مطالعه، قرائت و تلاوت قرآن توجه به مفاهیم عالیه آن مناجات داشتن با خدا و ایجاد ارتباط معنوی باخداوند، خوردن و در کلاسهایمان پیداکردن به اعتقادات، خدا، معاد، نبوت و .. و انجام و عمل به آنها و رعایت حدود و مقررات و احکام برمبنای شرع و خوب بودن و در کل رعایت شرع. * زندگی ما باید زندگی محمد و آل محمد(صلی الله علیه و آله ) باشد. * روایت از حضرت علی است که : اگر انسان حال اعتدال را در خود حفظ کند به استحکام هفت آسمان می رسد. * امروز تمام کفر در مقابل تمام اسلام ایستاده است . * امروز ایران اسلامی ابرقدرت است . * بزرگترین قوت قلب ما وجود نازنین ولی عصر(عج) است . * امروز ایران با داشتن سلاحها و در عین حال بالاتر از آن با داشتن علم کتاب، تکیه بر امداد غیبی دارد. از انبیای علم کتاب مقدس فتح خرمشر(درجنگ تحمیلی) * حروف ابجد علم کتاب قصه های انبیا در قرآن است. * ما صدها موسی داریم که در رأس همه آنها حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای (مدضله العالی) است. * هدف بندگی خدا باشد(همه چیز را برای خدا باشد). کار،معامله،زراعت و ... * من مات، قامت قیامه، هر کس که می میرد قیامتش شروع می شود . * بنده خدا دائماً می داند نزد خداوند است، او با خداست، نزد خدا زندگی * مومن چون ایمان به خدا داردپس در هرچیز توکل به خدا می کند، حتی در بدترین شرایط ناراحت نمی شود چون همه چیز از ناحیه خدا به ما می آید. مومن راضی به رضای خداست. بدانید که خداوند شما را دوست دارد و با اتفاقات می خواهد شما را به سوی خود برگرداند. * خداوند به یک معنی، عاشق بنده مومن اش است، ما هم باید خدا را بیابیم، تعظیم کنید، از او بخواهیم، خدایا ما را بیشتر دوست بدار، از فراغ خداوند ناله کنیم، دنیا را پشت سرانداختن و عشق ورزیدن به خدا. * به نقل از معصوم علیه السلام: لذت بندگی خدا بهترین و والاترین مقام است. * فقط خداونداست که نجات بخش انسان است . * الگوی ما باید محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم باشد. * توحیدهمان قل هو الله احد است . هرچیز هست اوست- کسی کاره ای نیست مگر به اجازه او . * بنده در این همه سال عمر به این نتیجه رسیده ام که هدف و راه فقط بندگی خداست. باید بنده خدا بود. * اخلاص برای خدا بودن و در عین حال زاری کردن است، خدا را با زاری و ترس یادکردن، ترس از گناهان خود و امید به یاری او. دوام اخلاص در یاری خداوند و کمک اوست. * هستی با عدالت الهی است، بالعدل قامت السموات والارض. عدالت خلاف ظلم است . * حضرت علی علیه السلام می فرماید: خلقت انسان یکی از عجائب جهان است که اگر اعتدال را رعایت کند به استحکام هفت آسمان می رسد، اگر انسان آن راهی را که محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله داشتند، داشته باشد به این حد می رسد. * بندگان خدا شب کم می خوابند و سحرگاهان را استغفار می کنند. در نافله های 2 رکعتی شک نیست، اعتنا نکن اختیار با توست، (مثال اگر در رکعت نافله صبح شک کردی) هر کدام(رکعت ) را اختیار کردی درست است. * پروردگارا حض ما را از نافله ها زیاد کن. * حدیث دارد: بنده من با نافله به من نزدیک می شود تا جایی که به من می رسد مثل من می شود، من به چیزی می گویم بشو می شود، بنده من هم بگوید بشو می شود. * عبادت یعنی : به خدا بنده باش. * خداوند صاحبمان، حضرت ولی عصر(عج) را برساند. * سعی کنید همیشه آماده برای قیامت باشید، شاید فردا یا به زودی باشد، همیشه در حال تجافی باشید، برخواستن از دنیا، (کنده شدن)، نه در حال ناامیدبودن. * همه چیز برای بندگی خدا باشد، الا لیعبدون یعنی عمل صالح، کارکردن برای خدا در دنیا، همه چیز را برای او * برنامه اصلی ما باید بندگی باشد روی روال و همیشگی نماز خواندن، واجبات و محرمات، کار ، خدمت به پدر ومادر، مطالعه، قرائت و تلاوت قرآن و توجه به مفاهیم عالیه آن، مناجات داشتن با خدا و ایجاد ارتباط معنوی باخدا و در کل ایمان پیداکردن به اعتقادات (خدا، معاد، نبوت و ...) را انجام و عمل به آنها و رعایت حدود و مقررات و احکام بر مبنای شرع و خوب بودن و در کار رعایت شرع. * مطالبمان باید زیر پرتو قرآن باشد. * امامت یعنی : ما معتقدیم که بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) 12 نفر ولی آن بزرگوار است، اهل بیت علیهم السلام، حاکم نگهبان و مفسر وحی بودند که هر یک وظایفی داشتند، شخصیت هر یک یک آنها را در طول سال یک مقدار آگاهی پیدا می کنیم . اسلام واقعی هم به زبان ائمه اطهار(س) تفسیر شده است . * همه چیز در بندگی خداست . * تزکیه یعنی بنده خدا بودن . * آیات قرآن محتوی بسیار بزرگ و زیاد دارد و اگر بخواهیم (مطلب بگوییم) باید کتابها نوشته بشود . * مسکین یعنی ساکن است، کسی که نشسته است سرجایش و به کسی(احتیاج و نیازش) را نمی گوید. * پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) فرمودند که اگر مسلمانها این آیه را رعایت کنند مریض نمی شود: «کولوا و شربوا و لاتسرفوا فوان الله لایحب المسرفین » طبق روایت اگر اهل قبرستان را بیدار کنند و بپرسند برای چه مردید می گویند، معده، پدرمان را درآورد. * سعی کنید معتدل زندگی کنید. * بنده وقتی که عندملیک شد. در نزد خدا که شد، آن خدای توانا، دیگر مضطرب نیست، برای بود و نبود خود را ناراحت نمی کند، همیشه زیباست. * نماز باید باتوجه باشد، کل نماز باتوجه به خدا، طوری نماز بخوانید که خدا شما را می بیند و شما اورا نمی بینید، نماز آرامش باید داشته باشد . * توحید یعنی اینکه انسان به جایی برسد که داشتن و نداشتن برای او فرق نداشته باشد . * باید داشتن و نداشتن در مومن تأثیر نداشته باشد . * بنده خدا باشید اسیر نفس نباشید. * تکامل انسان با بندگی است . * در قرآن می گوید قیامت موقعی است که کوهها و زمین بهم کوبیده می شود که ممکن است نزدیک باشد و مرگ هم ناگهان می آید. ما که مومن به قیامت هستیم پس معتقد به خدا می شویم و تکیه به چیزی نداریم و برای آخرت می کوشیم برای قیامت ذخیره می کنیم. پس تکیه بر غیر خدا نمی کنیم پس باید از دنیا استفاده موقت کرد،بزرگترین مشکل اصلی عصر حاضر تفکر رنسانس و نظام آموزشی غربی حاکم بر دنیاست که بایدکوشید اصلاح شود و در کشورمان با انقلاب فرهنگی نظامی آموزشی کشور اصلاح گردد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۹ساعت 12:26  توسط ازشاگردان ایشان
|
● از خصوصیات و ویژگیهای معنوي معظم له: نکاتی از ویژگیها و خصوصیات معنوي حضرت آیت الله فاطمی (رحمه الله علیه) که بر همگان مکشوف است،مختصر به چند نکته بیان می شود: - اصل اساسی و برنامه و هدفشان در زندگی بندگی خدا و عبودیت و اطاعت از فرامین الهی است. - تقیّد به نوافل بویژه نوافل نمازهای واجب خصوصاً نافله شب و بیداری سحرگاهان و بین الطلوعین. - دائم به یاد خدا بودن، توجه به خدا، از خدا بودن و برای خدا بودن، آرامش و سکینه خاص معظم له. - عندالله و عند رب بودن، از ویژگیهای نمازهای آن عبد صالح پروردگار است. - راضی به رضای خداوند، سپردن امور به خداوند در عین انجام وظایف شرعیشان و توکل به او. - ترویج،اعتقاد به امام زمان و انتظار و امید به فرج آن حضرت. - روح لطیف و والا و نورانیت، مهربانی، استحکام اندیشه، قوت قلبی فوق العاده ایشان، جامعیت و کامل بودن شخصیت وجودیشان، مهربانی عجیب و سجده های طولانی. - حمایت و پشتیبانی از ولایت و نظام اسلامی، مبارزه با کفر و نفاق، التقاط و هابیت، دنیا پرستی، هوا پرستی بدعتها، صوفی گری و ... - آگاهی از اخبار و مسائل روز با مطالعه جراید و... - صداقت، صفا، عادی برخورد کردن و عادی جلوه دادن تقوی، ترویج و نشر دین و علوم دینی با چاپ و نشر کتب، مقالات، ایراد سخنرانی ها، پاسخ سؤالات شرعی و استفتاءات، زهد و پرهیزکاریشان، محبت و یاری مسلمین، باز بودن درب خانه شان برروي عموم مسلمین - فرزند و داماد شهید داشتن، عشق به جهاد، شهادت و مبارزه با کفار و حمایت از ارزشها و بسیج و فعالیت های فرهنگی وار - از جمله کرامات و فوق العادگي هاي الهي ايشان؛ علم کتاب، آگاهی داشتن از اعمال و اخبار افراد، استجابت دعا، دائم الذکر بودن، حالات معنوی، مکاشفات متعدد، پیام اهل بیت (ع) عصمت و طهارت به ایشان، نفس مطمئنه و ... که در همین مطالب (عارف مكتوم) نکاتی بر آن اشاره كرده و خواهد شد. - برگزاری جلسات مختلف: فقه، تفسیر قرآن کریم، اصول عقاید علیها شرکت در مجالس اهل بیت سلام الله عليها، ساده زیستی، عدالت، دلباختگی به اهل بیت سلام الله عليهم اجمعين - پرهیز از جهل و گناه و اشتباه - مصداق « المطیع لله و رسوله » بودن و به معنای حقیقی قهرمانی در ارزشهای انسانی و انسانی است کامل. - تُهی از رذایل اخلاقی از جمله: تکبر، حسد، حرص، ظلم، دروغ، تعصب بی جا، قصاوت قلب، حِقد و کینه و... - وفای به عهد، امانت داری، حیا و عفت، حسن ظن به خدا و مردم، درایت و تدبیر، شوق به خدا، تکامل فکر و اندیشه، یاری مراجع و علما و مشتاقان معارف الهی، حق گویی، شجاعت، از خود گذشتگی، تواضع و فروتنی، شکرگزاری خداوند در کلام و عمل، احسان و مشورت با دیگران، احترام و ادب فوق العاده در مقابل بندگان خداوند. - استقامت در راه خدا، صداقت و ملکات الهیه و...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۹ساعت 11:28  توسط ازشاگردان ایشان
|
معرفی آثار حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه
الف: دستگاه آموزشی افلاک نما؛ دارای تمام نقشه آسمان و جداول و فهرست شکلهای آسمان می باشد. با آن آسمان را در هر فصل و در هر ساعتی از شب طبق انتخاب، می توان دریافت . کسانی که از دانشمندان نجوم که عمر را در این راه گذرانیده اند و پشت تلسکوپهای مهم دنیا از اول شب تا صبح به نظاره آسمان نشسته اند ارزش این اثر را می دانند . این اثر ساخته شده کارخانه پیروز مارک تهران می باشد . ب: آثار منتشرشده: 1) کتاب انسان در آتش : بحثی پیرامون تفسیر سوره مبارکه بلد می باشد. 2) کتاب گذرنامه بهشت منتشرشده کتابفروسی اسلامیه سال 1351 3) کتاب شهید و برترین آنان حمزه سیدالشهداء انتشارات کتابفروشی اسلامیه – تهران 4) کتاب آسمان شناسی برای همه به چاپ رسیده است . 5) کتاب صفحه آسمان، منتشرشده 6) کتاب آسمان شناسی : که به نقل حضرت آیت الله فاطمی دام ظله، حضرت آیت الله العظمی میلانی(ره) درباره این کتاب ایشان چنین بیان فرموده اند : « نوشته شما مرا به ملکوت اعلی برد» و همچنین علامه امینی(ره) از این کتاب تمجید نموده اند . 7) رساله پیرامون بانکداری: از موضوعات مطرحه در آن تاریخچه بانکداری دنیا و تاریخ ورود آن به ایران عامل مهم ایجاد تورم، آثار شوم رباخواری پیرامون آیات بیست گانه 261 الی 281 سوره مبارکه بقره که ترسیم کننده قیافه کریه رباخواری و همچنین سیمای انفاق کنندگان که آنها را به باغستان تشبیه کرده است (کمثل جنّه، آیه 265 بقره) این رساله به مناسبت هفته بانکداری تهیه شده است . 8) کتاب حمره مشرقیه و زیبائیهای شفق همتای جلوه گاهان صبحگاهان: در (رساله فقهی) 9) کتاب تلاقی دو طرزتفکر در موسیقی 10) ترجمه کتاب توحید مفضل: معظم له درباره این ترجمه چنین بیان 11) کتاب قرآن و شادی: درچند قسمت چاپ شده است، پیرامون تحلیل شادی صحیح و همچنین شادیهای موقت و زودگذر و بعضاً حرام و مطالب دیگر می پردازد. حضرت آیت اله فاطمی دام ظله در مورد این کتاب چنین نوشته اند: اسلام به شادیهای موقت و زودگذر و فرح و شادیهای تصنّعی، رضایت نداده و بعضاً حرام کرده است(ذالکم به ما کنتم تفرحوم فی الارض بغیرالحق و به ما کنتم تمرحون ادخلوا ابواب جهنم ... ) ، آیه 16 سوره بمافر در قسمتی از آن آمده: عالم زیباست زیبائیها در انسان خلاصه شده، انسان زیبایی جهان است تحقق این زیبایی موقعی است که تزکیه شود و آن روز، روز شادی انسان است. شادی و فرحی که بعد از آن غم و ترس نخواهد بود(قل بِفضلِ الله و برحمه فبذالک فیلفرحوا هوخیرممّایجمعون)58 سوره یونس 12) کتاب انسان و درس (2 جلد) که به صورت تک جلدی نیز به چاپ رسیده است، تحلیلی است بر نظام آموزشی اسلام و جهان معاصر(شرق و غرب)، اثری است در پاسخ فراخوان طرح و مقاله مدیریت حوزه علمیه قم و صدا و سیمای جمهوری اسلامی . 13) کتاب هی نگویید (غرب) آنها پیشرفته اند ما (مسلمانان) عقب مانده ایم: از جمله مباحث مطرحه در آن مباحثی در تعالیم، رشد و تعالی در اسلام، تقابل جهانی اسلام و غرب، مبانی فکری و فرهنگی و آموزش غرب، آفات و مضرات صنعت غرب، تهاجم فرهنگی ، تذرات وتوصیه هایی به مسلمانان و مطالبی دیگر می باشد . 14) کتاب مساجد را از غربت درآوریم : معظم له در قسمت اول بحثی کوتاه در سیر تاریخی مسجد و تحلیلی در مسئله نوظهور آسمانخراشها و در قسمت دوم: آلودگی فضا، مجامع عمومی سقف دار با ملاحظه کثرت، جمعیت ... با تبعیت از آیه (ان اول بیت وضع للناس للذی ببکه مبارکه و هدی للعالمین آیه 95 آل عمران ) رامورد بحث قرار داده اند . 15) مقاله ای در شهرسازی با استفاده از قرآن و روایات به نام شهرک محمدی و علوی : که در پی درخواست و فراخوان طرح و مقاله وزارت مسکن و شهرسازی تهیه نموده اند. واین آثار نیز در برنامه سلام صبح بخیر رادیو(صدای جمهوری اسلامی)به طور محدود پخش شده وهمچنین در مقالات دیگر... 16) کتاب پیرامون سوره مبارکه زلزال: دارای سه قسمت می باشد. معظم له درباره این اثر چنین می فرمایند : « لزلزه برخلاف تصور اکثرمردم بلا و آفت نیست، گواینکه آب و باد و باران نیز گاهی آفت می شود . بلکه سخن وحی گونه دارد (بأن ربک اوحی لها) اثر تربیتی دارد، حدیث زلزله همسو با آیه 88 سوره قصص می باشد(وَلاتَدعُ مَعَ الله الها اخر لا اله الا هو کُلُشیٍ هالِکٌ الا وَجَهه لَهُ الحکم والیه ترجعون ) شما مخلد در زمین نیستید، بناها را آنچنان محکم نکنید حتی الامکان با سقف سبک باشد و این سخن با آیه : اَتَبنُون بکل ریع آیهً تَعبثُون وَتَتّخذون مُصانِعَ لعلکم تَخلُدُون (آیه 128 و 129 سوره شعرا) همسوئی دارد. بلی ما در زلزله از سقوط می ترسیم سقوط چیزی از بالای سرمان . اما اگر در زیر آسمان باشیم و یا در بنائی که سقف سبک دارد زلزله آنچنان وحشتی ندارد» . 17) کتاب اصول دین 18) جزواتی با عنوان صبح را بشناسیم : در 5 شماره می باشد که معظم له درباره این نوشته چنین بیان نموده اند : « بحمدالله این نوشته اثر عملی ظاهر کرد(و از اثرات آن) اینکه در رادیو و تلویزیون ده دقیقه اذان مغرب را به تأخیر انداختند و نیز یک ربع اذان صبح را . » 19) هفت جزوه با عنوان « مسائل جدید در ارتباط با اختراعات جدید»: از جمله مطالبی که معظم له درباره موضوع آن می گوید : اینکه «آیا استفاده کردن از ادوات صوتی جدید مانند بلندگو، اکو و غیره چه اندازه مجاز است تا تعدّی از آن حد غیرمجاز و حرام یا مکروه باشد. دلائلی از قرآن کریم و روایات اهل بیت علیه السلام آورده شده است . 20) رساله در آداب ذبح 21) مقالاتی با عناوین : «اذان، نشستی درمساجد در بازگشت به قرآن کریم، چه بسا کسانیکه زنده بگور می شوند و در قبرمی میرند، حکم خوابیدن در مسجد و ... »
ج : آثار ی که تهیه شده که منتشر ننموده اند یا مهیای انتشار باشد:
1) کتاب شریف هدیه الابرار : حضرت آیت الله فاطمی پیرامون این کتاب چنین می فرمایند : در مدت بیش از پانزده سال تهیه شده است و به نام « هدیه الابرار فی تطبیق رموز السفینه للمُجلّدات الجدید مِن البحار» موسوم می باشد . در واقع کتاب سفینه البحار فهرست کتاب معظم بحارالانوار است که مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان اله علیه در ا ین کتاب جایگاه مطالب را با رمز حروف هجاء معین کرده است مثلاً در کلمه شفاء المرضی، با رمز و کد 297 آورده و اشاره به جلد ششم باب 24، صفحه 297 است که در چاپ جدید منطبق می شود با جلد 18 صفحه 1 به بعد وتوضیح اینکه کتاب هدیه الابرار، منطبق دهنده رموز کتاب سفینه البحار مرحوم حاج شیخ عباس قمی با مجلدات و چاپ جدید کتاب بحارالانوار است . 2) یک دوره تفسیر قرآن کریم : که معظم در جوانی تهیه نموده اند . 3) ترجمه قرآن کریم : که در حال تهیه می باشد. 4) رساله توضیح المسائل 5) شرح زیارت جامعه کبیره 6) جنگ وجهاد(پیک/ با دشمن) 7) مدیریت و ولایت 9) انسان زیبای جهان 10) نجوم 11) تصویری از مسجد و مسکن در قرآن و عترت . 12) استخاره 13) انسان و اصول روان درمانی و روان تربیتی . 14) مجالس عقد وعروسی 15) حوزه و نظام آموزشی 16) حج ... 17) خودکشی چرا؟ 18) زمین خانه من است . 19) بحث کوتاهی در زندگی قبل از رنسانس و بعد از آن 20) صفحاتی از انسان، دانش و درس 21) مسئله آسمان خراشها(پیرامون سوره مبارکه فجر) 22) پیرامون سوره مبارکه آل عمران 23) قبله را بشناسیم 24) پیرامون سوره مبارکه والعادیات 25) قرآن و روان انسان ( درد و درمان ) 26) عالم خانه من بنده است 27) عدالت 28) ساده زیستی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و نسیم بهشت 29) تحلیلی در نوآوری و با اصطلاح پیشرفتهای غرب 30) امام شناسی از دریچه سخن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۹ساعت 11:13  توسط ازشاگردان ایشان
|
پيرامون سوره صف
به حسب آنچه از ائمه عليهم السلام رسيده: بسم الله هر سوره از لحاظ معني مربوط به همان سوره است،چنين بيان مي شود: بنام الله كه همواره رحمان به همه موجودات است بخصوص انسانها،و پيغمبراني فرستاده كه انسانها با راهنماييهاي آنان شكوفا و معتدل باشند و مشمول رحمانيت عمومي در دنيا و در آخرت بر حميت ويژه نائل آيند و اگر عده اي در اثر انحراف از راهنماييهاي پيغمبران در زمين فساد ايجاد كنند بدست مؤمنان جهادگر و شهادت طلب فساد را از بين ببرندو رحمت عمومي را به اجتماع برگردانند. وَلَو لا دَفَعَ اللهِ النّاس بِبَعضِهِم ببعض لِفَسَدَتِ الارض ولكن الله ذوا فضل علي العالمين. ي ترجمه: اگر خداوند بعضي از مردم را بدست بعضي دفع نكند زمين فاسد مي شود و لكن خدا داراي فضل و رحمت بر عالميان است.
شماره ترتيب 61 «سوره الصف» تعداد آيات 14 بسم الله الرحمن الرحيم بنام خداوند بخشنده و مهربان 1-سبح لله ما في السماوات و ما في الارض و هو العزيز الحكيم. 1-آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است خدا را تسبيح گويند و اوست قدرتمند حكيم. 2- يا ايّها الّذين امنو لم تقولون ما لا تفعلون. 2-اي كسانيكه ايمان آورده ايد چرا چيزي مي گوييد كه عمل نمي كنيد. 3-كبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون. 3-نزد خدا بسيار مورد غضب است كه چيزي را نگوييد كه عمل نمي كنيد. 4- انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً كانهم بنيان موصوص. 4-همانا خداوند كساني را دوست دارد كه صف بسته در راه او جنگ و مقابله كنند چنانكه گويي بنايي آهنين است. 5- و اذ قال موسي لقومه يا قوم لم توذونني اليكم و قد تعلمون اني رسول الله فلما زاغوا ازارع الله قلوبهم و الله لا يهدي القوم الفاسقين. 5- و آنگاه كه موسي به قوم خود گفت اي قوم من با اينكه مي دانيد من فرستاده خدا به سوي شما هستم چرا اذيتم مي كنيد پس چون منحرف شدند،خداوند دلهاي آنان را منحرف ساخت و خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند. 6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله اليكم مصدقاً لما بين يدي من التوراه و مبشراًبرسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبينات قالو هذا سحر مبين. 6- و آنگاه كه عيسي پسرمريم به بني اسرائيل گفت همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش از من بوده است تصديق مي كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند اين سحري آشكار است. 7- و من اظلم افتري علي الله الكذب و هو يدعي الي الاسلام و الله لايهدي القوم الظالمين. 7- و كيست ظالمتر از كسي كه بخدا به دروغ افترا ببندد در حاليكه او به اسلام دعوت مي شود و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمي كند. 8- يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون. 8- آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهانها (سخنان و افتراهاي خود) خاموش كنند در حاليكه خداوند كامل كننده نور خويش است هرچند كافران ناخشنود باشند. 9- هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلّه و لو كره المشركون. 9- او كيست كه پيامبرش را همراه با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را برهمه اديان غالب سازد گرچه مشركان آن را خوش نداشته باشند. 10- يا ايّها الذين امنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب اليم. 10- اي كساني كه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتي كه از عذاب دردناك نجاتتان دهد راهنمايي كنم. 11- تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذالكم خيرلكم ان كنتم تعلمون. 11- بخدا و رسولش ايمان آوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد كه اين براي شماست خير و بهتر است اگر بدانيد. 12- يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّات تجري من تهتا الانهار و مساكن طيّبه في جنّات عدن ذلك الفوز العظيم. 12- (در اين صورت) خداوند گناهان شمارا مي آمرزد و به باغهايي كه نهرها از فرودست آن ها جاري است و خانه هاي دلپسند در بهشت هاي جاويدان واردتان مي كند اين رستگاري بزرگي است. 13- و اخري تحبّونها نصرمن الله و فتح قريب و بشّر المومنين. 13- و نعمت ديگري كه آن را دوست داريد ياري و نصرت از جانب خداوند و پيروزي نزديك است. (واي پيامبر) مومنان را بشارت ده. 14- يا ايها الذين امنوا كونوا انصارالله كما قال عيسي بن مريم للحواريين من انصاري الي الله فامنت طائفه من بني اسرائيل و كفرت طائفه فايدنا الذين امنو علي عدوهم فاصبحوا ظاهرين. 14- اي كساني كه ايمان آورده ايد ياوران خدا باشيد همان گونه كه عيسي بن مريم به حواريون گفت ياوران من در راه خدا چه كساني هستند حواريون گفتند ما ياوران خدا هستيم پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند پس كساني را كه ايمان آوردند بر دشمنانشان ياري داديم تا (بر آنان غلبه كرده) و پيروز شدند.
بسم الله الرحمن الرحيم و صلّي الله علي محمد و اله طاهرين پيرامون سوره مباركه صف. نام اين سوره مباركه از آيه چهارم گرفته شده است. انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاًكانّهم بنيان مرصوص: بي ترديد خداوند دوست دارد كساني را كه مي جنگند در راه او در صفي بهم فشرده كه هيچگونه فرجه و شكافي در آن نيست. مقدمه اي از تفسير الميزان مرحوم علامه طباطبايي: در اين سوره مومنان را به جنگ در تقابل دشمنان اسلام دعوت مي كند كه اين نور ساطعي است از طرف خداوند، كفار مي خواهند اين نور را با دهانهاي خود خاموش كنند و خداوند نورش را تمام مي كند و لو مشركان را خوش نيايد. اين پيغمبري كه به او ايمان آورده ايد فرستاده اوست و عيسي فرزند مريم اين دين را بشارت داده پس بر مومنان است كه اراده شان را محكم كنند و به آن چه آن ها را امر مي كنند از جنگ و قتال و ياري خدا را در دينش تا اينكه خداوند آنها را در آخرت به پاك نمايند. تاسيس فريضه جهاد در اسلام به همين منظور است آري آمدن پيامبران گذشته براي از بين بردن فساد از زمين بود با اين تفاوت كه در زمان آنان خداوند تبارك و تعالي پس از مهلتي و چند روزي آنان را عذاب مي كرد و يك روز نزد خداوند مثل هزار سال است. و انّ يوماًٌ هند ربّك كالفً سنه ممّا تعدّون ي 47 س حج اما عذاب كفار آخر الزمان را با فرمان جنگ و جهاد بدست مومنان سلحشور و شهادت طلب انجام مي دهد: قاتلوهم يعذّبهم الله بايديكم. ي 14 توبه خلاصه: رسالت هاي انبياء عليهم السلام موجب رشد و شكوفائي انسانهاست و تكذيب كنندگان مفسداني هستند كه بر عليه انبياء خداوند تبارك و تعالي آنان را طرد كرده از رحمتش و پس از مدتي با بلاهاي طبيعي از زمين پاك كرده در سوره مباركه عنكبوت چنين خلاصه مي كند: كلاً اخذنا بذنبه من ارسلنا عليه حاصباًو منهم اخذته الضيحه و منهم من حسقنا به الارض و منهم من اغرقنا و ما كان الله ليظلمهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون ي40. ترجمه: همه را به گناهانشان گرفتيم بر بعضي از آنها طوفان ريگ فرستاديم و بعضي شان را صيحه مرگبار گرفت و برخي را بر زمين فرو برديم و بعضي ديگر را غرق كرديم و اين خدا نبود كه بر ايشان ستم كرد بلكه خودشان بر خود ستم كردند اينچنين بود تا زمان رسول الله كه پيغمبر آخر الزمان رسيد تقديرات الهيه عوض شد و خداوند تبارك و تعالي بدست پيغمبرش شمشير داد و به دست مومنان جهادگر عذابشان داد و در آينده نيز با تاسيس فريضه جهاد لوث كفر و فساد را از زمين پاك خواهد كرد در سوره مباركه توبه آيه 14 چنين آمده: قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مومنين. و يذهب غبط قلوبهم و يتوب الله علي من يشاء و الله عليمٌ حكيم. 15- ام حسبتم ان تتركوا و لمّا يعلم الله الذين جاهدوا منكم و لم يتخذ من دون الله و لا رسوله و لا المومنين وليجه و الله خير بما تعملون16 ترجمه: با آنها بجنگيد و خدا بدست شما آنان را عذاب كند و خوارشان نمايد و شما را بر عليه آنها ياري كند و سينه گروهي از مومنان را از غيظ و غضب دهد و تا خشم دلهاي آنان را فرونشاند و خداوند به هركه مي خواهد به لطف و رحمت باز مي گردد كه خداوند بسيار دانا و حكيم است. 2- يا ايها الذين امنوا لم تقولون مالا تفعلون. 3- كبر مقتاً عندالله ان تقولوا مالا تفعلون. ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد چرا مي گوييد چيزي را عمل نمي كنيد. بزرگ و سنگين گناه است پيش خداوند اينكه بگوئيد چيزي را و عمل نكنيد. با در نظر گرفتن آيه مباركه صف، معني چنين مي شود شما مومنان كه خدا را در كنار آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح مي گوييد و او را عزيز و حكيم مي دانيد و معتقد هستيد كه براي اصلاح و برطرف كردن لوث كفر بايد جنگيد چرا در عمل ايستادگي مي كنيد و مي گوييد آنچه را كه عمل نمي كنيد معني آيات مشابهي در اين زمينه آمده است،در سوره مباركه توبه آيه 38و39. يا ايّها الذين امنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا في سبيل الله اتّاقلتم الي الارض ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره فما متاع الحيوه الدنيا في الاخره الّا قليل. الّا تنفروا يعذبكم الله عذاباًاليماًو يستبدل قوماً غيركم و لا تضرّوه شيئاًو الله علي كل شيٍ قدير و نظائر آيه... ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد چه شده به شما وقتي گفته مي شود حركت كنيد در راه خدا (براي جهاد) خود را بر زمين سنگيني مي كنيد آيا راضي شديد به زندگي دنيا در عوض آخرت در حالي كه زندگي دنيا در مقابل آخرت جز اندكي نيست، اگر حركت نكنيد خداوند شمارا به عذاب دردناك معذب مي كند و قوم ديگري بجاي شما مبدل مي كند و اين كار براي خدا ضرري ندارد.
4- انّ الله يحبّ الذين يقاتلون في سبيله صفّاً كانّ هم بنيانٌ مرصوص. بي ترديد خداوند دوست دارد كساني را كه در راه او مي جنگند در صفي مثل بنيان محكم كه شكافي در او نباشد (محكم و فشرده). *كلمه اي در باره جنگ: جهاد و جنگ از فروع دين است، در كتابهاي فقهي مانند كتاب جواهر و شرح لمعه و غيره كتابي مخصوص دارد بعنوان كتاب جهاد و جنگ-جهاد و جنگ در صورت نياز واجب كفائي است و كمترين آن سالي يكبار است، در حديث معتبر آمده اگر كسي سال بيايد و برود در فكر شركت در جنگ نباشد منافق است. اگر جنگ و جهاد بر فرزند متعين نباشد پدر و مادر مي توانند او را از جهاد منع كنند. * طلبكار مي تواند بدهكار توانگر را در صورتيكه وقت اداي دين فرا رسيده باشد از شركت در جنگ و جهاد منع كند. * جنگيدن با كفار حربي پس از دعوت آنان به اسلام و امنتاعشان از واجبات است تا اينكه مسلمان شوند يا كشته شوند. * حكم كفار اهل كتاب مثل يهوديان و مسحيان و ... نيز همين است مگر اينكه شرايط ذمّه را در ديار مسلمانان بپذيرند. اكثر مراجع شيعه در اين مسئله توافق دارند. 5- و اذ قال موسي لقومه يا قوم لم توذونني و قد تعلمون اني رسول الله اليكم و فلما زاغوا ازاغ الله قلوبهم و الله لا يهدي القوم الفاسقين. ترجمه: و آنگاه كه موسي به قوم خود گفت اي قوم من با اينكه مي دانيد من فرستاده خدا به سوي شما هستم را چرا اذيتم مي كنيد؟ پس چون منحرف شدند خداوند دلهاي آنان را منحرف ساخت و خداوند قوم فاسق را هدايت نمي كند. *اذيت هايي كه قوم موسي در مورد او روا داشتند بسيار بود از جمله مي گفتند (لن نومن لك حتي نري الله جهره) هرگز به تو ايمان نمي آوريم تا اينكه خداوند را بطور آشكار ببينيم. (لن نصبر علي طعامٍ واحد) بر يك نوع طعام صبر نمي كنيم. (لن تدخلها حتي يخرجو منها) ما داخل نخواهيم شد تا آنها از آنجا بيرون نشوند. ( اذهب انت و ربّك فقاتلا انّا هيهنا قاعدون) تو و پروردگارت برويد و با آن ها جنگ كنيد و ما در اينجا نشسته ايم (اجعل لنا الهاًكما لهم الهه) براي ما نيز خدايي مثل خدايان اين بت پرستان قرار بده (قالو اوذينا من قبل ان تاتينا و من بعد ما جئنا) اي موسي ما هم پيش از آمدن تو و هم پس از آن در رنج و شكنجه بوده ايم. *پيغمبر اسلام نيز مورد آزار و اذيت مشركان و منافقان قرار داشت چنانكه قرآن مي فرمايد: (و منهم الّذين يوذون النبي و يقولون هواذن) بعضي از آن ها (منافقان) كساني هستند كه دائم پيغمبر را آزار مي دهند و مي گويند او زودباور است. (و الذين يوذون رسول الله لهم عذابٌ اليم) براي آنها كه پيغمبر خدا را اذيت مي كنند عذاب دردناك است. (انّذالكم كان يوذي النّبي فيستحيي منكم) اين كار شما پيغمبر را آزار مي دهد و او از شما شرم مي كند كه ناراحتي خود را اظهار كند. يكي ديگر از آزارهائيكه پيغمبر اسلام مي ديد سستي بعضي از مسلمانان براي جنگ و جهاد بود مي گفتند: (انّ بيوتنا عوره) خانه هاي ما حفاظ ندارد. (لا تنفرو في الحر) هوا گرم است،(بعدت عليهم الشّقد) راه دور است،(لا في الفتنه سقطوا) با شركت در جنگ تبوك ممكن است نگاه ما به دختران و زنان رومي بيفتند و گرفتار شويم،اسلحه و امكانات كم است. *با توجه به آيات قبل كه فرمود چرا به گفتار خود عمل نمي كنيد، و خدا رزمندگان را دوست دارد معلوم مي شود كه مراد از آزار در اين آيه سستي در جهاد و جبهه است. 6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله ليكم مصدّقا لما بين يدي من التوراه و مبشراًبرسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبيّنات قالوا هذا سحرٌمبين. ترجمه: و آنگاه كه عيسي پسر مريم گفت اي فرزندان اسرائيل همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش ازمن بوده است تصديق كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند: اين سحري آشكار است. *نكته: حضرت موسي از بني اسرائيل بود و لذا مي گفت «يا قوم» ولي حضرت عيسي از بني اسرائيل نبود و لذا به جاي «ياقوم» مي گفت: «يا بني اسرائيل»،اسلام كامل ترين اديان است زيرا بشارت در مورد چيز بهتر و كاملتر است «مبشراًبرسولٍ من بعدي» عيسي (ع) هم مبشّر است و هم مبشّر چه خداوند از وجود او بشارت مي دهد «يا مريم انّ الله يبشرت بكلمه منه اسمه المسيح» ي 45 ال عمران. «8» يريدون ليطفئوا نورالله بافواهم و الله متّم نوره و لو كره الكافرون» ترجمه: آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهان ها (سخنان و افتراها) ي خود خاموش كنند در حاليكه خداوند كامل كننده نور خودش است و هرچند كافران ناخوشنود باشند. «9» هو الّذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلبه و لو كره المشركون. ترجمه: او كسي است كه پيامبرش را همراه با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان غالب ازد گرچه مشركان آن را خوش نداشته باشند. الفتنه سقطوا) با شركت در جنگ تبوك ممكن است نگاه ما به دختران و زنان رومي بيفتد و گرفتار شويم،اسلحه امكانات كم است. *با توجه به آيات قبل كه فرمود چرا به گفتار خود عمل نمي كنيد،و خدا رزمندگان را دوست دارد معلوم مي شود كه مرا از آزار در اين آيه سستي در جهاد و جبهه است. 6- و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل انّي رسول الله ليكم مصدّقا لما بين يدي من التوراه و مبشراًبرسول ياتي من بعدي اسمه احمد فلمّا جائهم بالبيّنات قالوا هذا سحرٌ مبين. ترجمه: و آنگاه كه عيسي پسر مريم گفت اي فرزندان اسرائيل همانا من فرستاده خدا به سوي شما هستم و توراتي را كه پيش از من بوده است تصديق كنم و نسبت به پيامبري كه بعد از من خواهد آمد و نامش احمد است مژده مي دهم پس چون معجزات روشني براي آنان آورد گفتند: اين سحري آشكار است. *نكته: حضرت موسي از بني اسرائيل بود و لذا مي گفت «ياقوم» ولي حضرت عيسي از بني اسرائيل نبود و لذا به جاي «ياقوم» مي گفت «يا بني اسرائيل»، اسلام كاملترين اديان است زيرا بشارت در مورد چيز بهتر و كاملتر است « مبشّراًبرسولٍ من بعدي» عيسي(ع) هم مبشّر است و هم مبشّر چه خداوند از وجود او بشارت مي دهد « يا مريم انّ الله يبشّرت بكلمه منه اسمه المسيح» ي 45 ال عمران. «8» يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متّم نوره و لو كره الكافرون» ترجمه: آنان تصميم دارند كه نور خدا را با دهان ها (سخنان افتراها) ي خود ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد آيا شما را بر تجارتي كه از عذاب دردناك نجاتتان دهد راهنمائي كنم. بخدا و رسولش ايمان آوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جنگ و جهاد كنيد كه اين براي شما بهتر است اگر بدانيد. «12» يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّات تجري من تهتا الانهار و المساكن طيّبه في جناتٍ عدنٍذالك الفوزٍ العظيم. ترجمه: گناهان شما را مي آمرزد و به باغهايي كه از غفرودست آنها نهرها جاريست و خانه هاي دلپسند در بهشت هاي جاودان واردتان مي كند اين رستگاري بزرگي است. *در آيه قبل غلبه دين اسلام را بر ساير اديان وعده داده شد ولي تحقق اين وعده سه شرط لازم دارد. الف) قانون كامل و جهاني كه همان قرآن است نوري كه خداوند آن را كامل كرده و هيچكس قدرت خاموش كردنش را ندارد. ب) وجود رهبر جامع الشرايط با حداقل ده هز ار نفر كه هيچ قدرتي نمي تواند در برابرش ايستادگي كند يا ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف كه به يملااله به الارض قسطا و عدلا الحديث. ج)آمادگي مردم كه حداقل ده هزار نفر با انتخاب فرمانده از خودشان در حديث امام باقر و امام صادق در كتاب بحارالانور و ساير كتب اخبار و كتب فقهيه شيعه – اين آيات هموزن آيه 111 سوره توبه است: انّ الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّه يجاهدون في سبيل الله قيصّلون و يقيتون وعداًعليه حقاًفي التوريه و الانجيل و القران و من اوفي بعهده من الله فاستبسروا بعيبكم الذي بايعتم به و ذلك هوالفوز العظيم. ترجمه: همانا خداوند از مومنان جان ها و اموالشان را ببهاي بهشت خريده است آنان در راه خدا مي جنگند تا بكشند يا كشته شوند (وفاي به اين وعده) حق است كه در تورات و انجيل و قرآن آمده برعهده خداست و چه كسي از خدا بهدش وفادارتر است پس مژده باد شما را بر اين معامله اي كه به وسيله آن با خدا بيعت كرديد و اين همان رستگاري و پيروزي بزرگ است. *حديث: عبّاد بصري در راه مكه: امام سجاد (ع) را ديد بحضرت گفت تركت الجهاد و صعوبته و اقبلت الي الحج ولينه جهاد و سختي آن را رها كرده اي به حج و آساني آن رو آورده اي؟ انگاه اين آيه را خواند حضرت فرمود ادامه آن را هم بخوان عباد آيه التائبون را خواند حضرت فرمود اگر ياران ما اين صفات و كمالات را دارا مي بودند بر ما واجب بود قيام كنيم و در صورت جهاد از حج برتر بود.
آيه 112 توبه: التابئون العابدون السّائحون الرّاكعون اليساجدون المرون بالمعروف و الناهون عن منكر و الحافظون لحدودالله و بشّرالمومنين. ترجمه: اهل توبه،عبادت ستايش، سياحت (روزه داران) ركوع و سجود امر به معروف و نهي از منكر و حفظ حدود و مقررات الهي اند و چنين مومناني را بشارت ده. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: قيمت شما بهشت است پس خودتان را ارزان مفروشيد: ليس لانفسكم ثمن الّا الجنّة فلا تبيعوها الّا بها. (نهج البلاغه حكمت 131) *دنيا تجارتخانه اولياء الهي است (الدنيا متجر اولياء الله) جالب آنكه حضرت اين سخن را بكسي فرمود كه از دنيا بدگويي مي كرد. *(13) و اخري تحبّونها نصرمن الله و فتح قريب و بشّر المومنين. ترجمه: نعمت ديگري كه آن را دوست داريد ياري و نصرت از جانب خداوند و پيروزي نزديك 5 و مومنان را بشارت بده، -به ورود به بهشت و مغفرت الهي مصداق نجات از عذاب الهي است ولي چون نصرت و فتح الهي لطف ديگري است خداوند آن را جداگانه بيان فرموده است. (14) يا ايها الّذين امنوا كونو اَنصار الله كَما قالَعيسي ابن مريم للحواريّين من انصاري الي الله قال الحواريّون نحن انصار الله فامنت طائفه من بني اسرائيل و كفرت طائفهُ فايّدنا الّذين امنوا علي عدوّهم فاصبحوا ظاهر. ترجمه: اي كساني كه ايمان آورده ايد ياوران خدا باشيد همانگونه كه عيسي بن مريم به حواريين گفت ياوران من در راه خدا چه كساني هستند؟ حواريون گفتند ما ياوران خدا هستيم پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند پس كساني را كه ايمان آوردند بر دشمنانشان ياري داديم تا پيروز شدند. *پس بودن مخاطبان انصارالله انصار پيغمبر انتشارات دعوت آن حضرت است بالا بردن كلمه حق با جهاد و جنگ در راه خدا. تا اختلاف بين ايمان و كفر هست،جنگ هست. جنگ صفين در زمان خلافت علي عليه السلام هيجده ماه طول كشيد. در شبي كه به ليله الهرير معروف است سي هزار نفر كشته شد. 26هزار از طرف معاويه و شش هزار نفر از طرف لشگر اميرالمومنين. در آن روزها يكي از اصحاب به حضرت علي عرض كرد يا علي ما در اينكه هردو طرف مسلمان هستيم اين همه خونريزي چه توجيهي دارد حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: تِلكَ الرُسلٌ بعضهم علي بعضٍ فَضّلنا بعضِ مِنهم مَن كلم الله و رَفَعَ بعضهم دَرَجات و اتَينا عيسي بن مريم البيّنات وَاَيَّدناه بروحِ القدس و لو شاء الله ما قَتَلَ الّذينَ مِن بعدِهِم مِن بَعدِ ما جائتهم البيّنات و لكن اختلفوا فمنهم من امَنَ منهم من كفرو لو شاء الله ما اقتلوا بَعدِما جائتهم البيّنات و لكن اختلفوا فمنهم من امن و منهم من كَفَرَ وَ لَو شاءالله ما اقتلوا و لكنّالله يفعل ما يريد. ي 253بقره. ترجمه: آن پيغمبران ما بعضي از آنان را بر بعضي برتري داديم از آنان كسي بود كه خداوند با او سخن گفته و درجات بعضي از آنان را بالا برد و به عيسي بن مريم نشانه هاي روشن داديم و او را با روح القدس (جبرئيل) تاييد نموديم و اگر خدا مي خواست كساني كه بعد از آنان بودند پس از آنكه نشانه هاي روشن براي آن ها آمد باهم جنگ و ستيز نمي كردند ولي باهم اختلاف كردند پس برخي از آنان ايمان آورده و بعضي كافر شدند اگر خدا مي خواست با هم جنگ نمي كرند ولي خداوند آنچه را اراده مي كند انجام مي دهد. از نمونه آياتي كه جنگ را واجب مي داند آياتي در سوره مباركه احزاب بلكه اكثر آيات سوره از جمله آيه 23 من المومنين رجالٍ صدقوا ما عاهدوا الله عليه منهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا. در آخرين آيه سوره مباركه بقره چنين درخواست مي كنم: وَ اعفَ عَنّا وَ اَغفِر لنا و ارحمنا انت مولتانا علي القوم الكافرين. ترجمه: از ما عفو كن و ما را ببخش تو اي مولاي ما هستي پس ما را برملت كافر پيروز كن. در سوره مباركه نمل آنجا كه به شب خيزي ترغيب و تشويق مي كند در آخرين آيه اش چنين مي فرمايد: «اِنَّ رَّبَّكَ يُعَلِّمُ اِنّكَ تثوم ادني من ثلثي اليل و نصفه و ثلثه و طائفه من الّذين معك و الله يقداًاليل و النهار علم ان لن تحصوه فتاب عليكم فاقرو اما تير القران علم ان سيكون منكم ترضي و آخرين يضربون يتبغون. من فضل الله و آخرون يقاتلون في سبيل الله فاقرو ما تيسّر منه ... ترجمه: بي ترديد خداي تو مي داند كه كمي از ثلث شب و روز را اندازه گيري مي كند و مي داند كه شما حسابش را نگه نمي داريد لذا از شما مي پذيرد كم و زيادش را پس آن مقدار را كه مي توانيد از قران قرائت كنيد آن مقدار كه ميسر است ... و در سوره محمد (سوره قتال) در مذمت آنهاكه در جنگ حاضر نمي شوند يا سستي مي كنند چنين آمده: فَهَلَ عَسَيتُم اِن تُفسِدوا في الاَرض و شتَقَطّعو اَرحامكم،اولئك الّذين لعنتهم الله فاصمهم و واعمي ابصارهم. ي 24. ترجمه: پس شما نزديك شديد اگر از جنگ و جهاد روي گردانيد در زمين فساد كنيد و قطع نماييد از ارحام خود آنان كساني اند كه لعنت خدا بر آنان باد و كرو و كورشان نمود آنان را (با دشمن خدا جنگ نكنند مبتلا مي شويد به جنگ داخلي) در اين باره اميرالمومنين در نهج البلاغه پس از بيان فضليت جهاد كه دري است از درهاي بهشت و خداوند آن را بر روي خواص و دوستان خود گشوده است مي فرمايد: هركس آن را بدون عذر ترك كند خداوند جامه ذلت و خواري را بر او مي پوشاند و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته به بي خردي مبتلا مي شود همه اينها به جهت ترك نصرت خدا است در حاليكه بحكم قرآن فرموده: اگر خدا را ياري كنيد شما را ياري مي كند و گامهايتان را استوار مي دارد (اِن تَنصُرو الله يَنصُرُكُم وَ يُثَبّت اَقدامَكُم) آيه هفت سوره قتال (محمد) فرمود: پيش از آنكه آنها به جنگ شما بيايند شما به جنگ آنها برويد سوگند به خدا هرگز قومي در ميان خانه و ديارشان جنگ نشد مگر اينكه ذليل و مغلوب شدند. (نهج البلاغه) انّ الملوك ادا دَخَلوا قَريَهَ اَفسُدو و جَعَلوها اهلها اذلبه و كذالك يفعلون آيه 32 نمل ملكه سبا است كه پادشاهان وقتي وارد قريه اي مي شوند فساد مي كنند و عزيزان و اهل آن را ذليل و خوار مي كنند و اينچنين مي كنند سخن حضرت را تاييد مي كند. بحمدالله امروز ملت ايران ابر قدرت است كه خدا فرموده وَ لا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا و اَنتمُ الاَعلون اِن كُنتُم مومنين. ي 139 سوره آل عمران. ملت ايران قصه هاي انبياء را در قرآن خوانده و ياري خدا را درباره آنها مطالعه كرده است و به وعده خدا در باره خود معتقد شده است كه اِنّا للنصر رسلنا و الذين امنوا في الحيوه الدنيا ي 47 سوره روم. ملت ايران مانند قوم بني اسرائيل نيست كه قدرت شيطاني و هياهوي فرعون آنان را مرعوب كند. ملت ايران هزاران موسي دارد كه فرمود: اِنّ الله معناي، - كلا ان معي ربّي سيهدين ي62 سوره شعرا. ملت ايران علم كتاب دارد كه به حروف ابجد اين علم قصه هاي انبياء در قرآن است. قصه حضرت ابراهيم را خوانده است كه حكم سوزاندن ابراهيم را صادر كردند: حَرِقوهٌ وَانصَروا الهتكم ي68 سوره انبيا. قلنا يا ناركوني برداً و سلاماًعلي ابراهيم. ي 69 سوره انبيا. درباره حضرت يونس عليه السلام خوانده: وَنَجّيناهٌ مِنَالغَمِ وَكَذالِكَ ننجي المومنين ي88 انبياء. و از الفباي اين علم (علم كتاب) قصه فتح خرمشهر در جنگ تحميلي ايران و عراق است، بطور خلاصه وعده خداوند است كه بارها در قرآن فرموده: انا لننصر رسلنا و الذين امنوا الحيوه الدنيا ي51 غافر. وَ كانَ حقّاً عَلَينا نَصرَ المومنين ي47روم. و آيات ديگر – اِن تَنصروالله يَنصُركُم وَ يُثَبّت اقدامَكُم. و در اين آيه تجهيزات و تداركات ما خلاصه مي شود: وَلَو انّ قرآناًسُيّرِت بِهِ الجِبال اَو قُطِعّت بِهِ الارض او كُلّم بِهِ الموتي. بِل لله الاَمر جميعا...ي31 سوره رعد. ترجمه: واگر قرآني باشد كه كوهها بواسطه او به حركت در آيد يا زمين تقطيع شود يا بواسطه آن مرده به تكلم در آيد بلكه همه امور زير نظر و قدرت الهيه است... *مخفي نماند كه اصالت جنگ و قتال و قاتلوا روبرو شدن و دست به يقه شدن با دشمن به قصد كشت است با چنگ و دندان چاقو و شمشير و خنجر و چوب و چماق و نيزه و حداقل چنانكه در بيان امام صادق و امام باقر آمده: اگر ده هزار نفر فراهم آيد هيچ قدرتي در مقابل آنها تاب مقاومت ندارد كه بحمدالله امروز صدها هزار بسيجي و سپاهي و ارتشي و مردم كوچه و بازار كه هريك، يك امت است تكليف دارند نماز و روزه را واجب مي دانند، خمس و زكات،حج و جهاد و جنگ را واجب مي دانند. البته منافق و كافر دل و جگر روبرو شدن با مسلمانان را ندارند كه قرآن گوشزد كرده: لا يقاتلونَكُم جَميعاً اِلّا في قريً مُحصّنه اَو مِن وَراء جَزر باسُهُم بَينَهُم شديد تَحسَبَهُم جَميعاً و قُلوبُهُم شَتّي. ي 14 سوره حشر. ترجمه: (با شما دل و جگر مقابله ندارد). مگر در قريه هاي محكم يا از پشت ديوار كارزارشان ميان خود سخت است پنداري آنها را با هم در حاليكه دلهايشان پراكنده است اين بخاطر آن است كه آنان مردمي بي عقل اند (چون ايمان ندارند.) گويا اسلحه هاي گرم هم از همين جا شروع شده است و از دور و پشت ديوار سنگ اندازي و گلوله و بمب پرتابي كه بهر جهت بحمدالله امروز ايران بزرگ مسلمان از هر حيث مجهز است بحمدالله ربّ العالمين – با زمزمه سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و ترنم ذكر خدا و آيات قرآن بخصوص آيات مربوط به جنگ عالوت و جالوت آيات 240 تا 249 سوره بقره. در حين جنگ به حداقل خرد و خوراك قناعت شود و قبل از حركت،چند روز روزه بهتر است كه بيشتر تسلط به خويشتن را تمرين مي نمايد. -دعا حضرت سجاد (ع) مرزداران را. (دعا صحيفه سجاديه) در دعا امام چهارم درباره مرزداران آمده: اللهم صلّ علي محمّد و آل محمّد وَ انسِهم عِندَ لِقائهم العَدوّ ذِكَرَ دُنيا هُم الخَدّاعهِ الغَروز وَ اَمحٌ عَن قلوبِهِم خَطَرات المال الفَتون وَ اجعل الجَنّه نَصَبَاَعيُنهِم وَ لَوّح مَنها لِابصارِهِم ما اَعددتَفيها مِن يَساكِنِ الخلد وَ مَنازِل الكرامَه وَ الحور الحِسان و النهارِ المُطَرّدَه بِاَنواعِ الَشرِبه وَ الاشجاري المتدَلّيهَ بصنوفِ،الثَمَرِ حَتي لا يَهمّ اَحَدٌ منهم بِالاِدبار و لا يُحدِثٌنَفسَه عَن قِرِنه بفرار. ترجمه: خدايا درود فرست بر محمد و آل او و هنگام لقاي دشمن ياد دنياي مكار و فريبنده را از خاطر آنها ببر و از دل آنها انديشه مال فتنه انگيز را محو كن و بهشت را پيش چشم آنها مجسم گردان و آنچه در بهشت آماده كرده اي از مسكن هاي جاويد و منزل كرامت و حوران نيكوروي و جويهاي روان و نوشيدني هاي گوناگون و درختان پربار و اقسام ميوه ها در پيش چشم ايشان مثل ساز تا هيچ يك آهنگ بازگشتن نكند و انديشه گريختن از هماورد خود به دل راه ندهد. (فرازي از دعاي حضرت زين العابدين براي مرزداران). «دعا 27صحيفه سجاديه» *- باطل را هرچند جولاني باشد بي گمان كامكاري از آن حق و پيروزي فتح از آن مومنان جاهد است كه ياران و لشگر خدايند اما ممكن نيست اين حقيقت در خلا و دور از قوانين و سنتهاي الهي حاكم در زندگي صورت پذيرد و از جمله آن سنتها جنگ بر ضد كفر و شرك و مبارزه با آن دو است پس بايد براي حق گروهي آماده شوند كه در راه خدا در صفي يكپارچه و زير درفش رهبري مكتبي جنگ كنند و با خداوند به تجارتي بپردازند (جان خود را بفروشند و خشنودي او و بهشت و فتح را بخرند. همچنانكه حواريوني كه پيرامون عيسي بن مريم (ع) گرد آمده بودند كردند و بحق ياري دادند و از اين رو به اذن خدا پيروز شدند. بحمدالله در ورامين چهار سال حركت مردمي و پلاكارتهاي در و ديوار مبني بر اينكه آمريكا هرچه زودتر از عراق بيرون رود و الا خاك عراق را قبرستان خواهيم كرد و امثال ذلك اثر كرد و آمريكا از عراق بيرون رفت بدون زحمت جنگ و لطف خدا بر ما شامل شد همچنانكه در جنگ احزاب به مسلمانان صدر اول شامل شد در آيه 25 از سوره احزاب وَ رَدَّ الله كَفَروا بِغَيظِهِم لَم يَنالوا خَيراًوَكَفي الله المومَنين القِتال و كانَالله قَوياًعَزيزاً. ترجمه: مردم كافر را با آن غيظ و شومي سرخورده برگردانيد كه بخير هدفي نرسيدند و جنگ را از مومنان كفايت كرد و خداوند همواره قوي و عزيز است. به داد افغانستان هم برسيم: افغانستان خانه ماست، خانه اسلام است، خانه محمد (ص) است. مردم مسلمان ايران امروز افغانستان هم شما را به ياري مي طلبد نبايد بي تفاوت نباشيم و افغانستان هم خانه ما است خانه اسلام است وامام باقر و امام صادق سلام الله عليهم فرمودند نگوييد آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد اسم محمد را و آثار اسلام را مي خواهند از بين ببرند اينجا هم اگر اقدامي نكنيد ترك واجب كرده ايد و مبتلا به عذاب الهي خواهيد شد. در سوره مباركه محمد اين عذاب را به بي خردي و فساد در روي زمين تعبير مي كند: اگر جهاد را ترك كنيد به جنگ داخلي و قطع رحم مبتلا مي شويد آيه 22 و 23 در سوره قتال (محمد) فَهَل عسيتم ان توليتم ان تفسدو في الارض و تقطعوا ارحامكم. اولئك الذين لعنهم الله واصمعم و اعمي و ابصارهم. ترجمه: پس آيا آماده ايد كه اگر از جهاد رويگردان شويد در زمين فساد كنيد و قطع رحم نمائيد (جنگ داخلي) اينان كساني اند كه خدا آنان را لعنت كرده چشم و گوش بصيرت را كر و كور كرده است، بلي هدف دشمنان اسلام از بين بردن آثار اسلام است و در سوره حج آيه 41 خوانديم كه اگر خدا رخصت جنگ و دفع شر بعضي از مردم را به بعض ديگر نكند همانا صومعه ها و دير و مساجديكه در آن ها نماز و ذكر خدا بسيار مي شود همه خراب و ويران مي شد البته خدا ياري خواهد كرد كسي را كه او را ياري كند كه خدا را منتهاي اقتدار و توانايي است. آنچه اين بنده در سفر حج از شيطنتهاي دشمنان اسلام مخصوصاً آمريكا و انگليس ديدم سال 1354 تقريباًچهار سال پيش از انقلاب اسلامي بود زيارت بيت غلام حلقه بگوش آمريكاست آنروز دستور آن بود ... كه اهل دنيا از هرگوشه مي آيند اسلام را و مسلمانان را كثيف ببينند. اما امروز از ترس رسوايي دستور چنين داده است خدا لعنتشان كند به هرحال امروز همين آمريكا و انگليس و اذنابشان در افغانستان هم طوفان مي كند. ملت ايران، مردم مسلمان هشيار باشيم باز وظيفه داريم بفرموده ائمه عليهم السلام نگوييم. آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد،اسم محمد را محو كند، اينجا هم همصدا باشيم؛ (آمريكا، انگليس و اذنابشان از افغانستان بيرون شويد كه با آه و فغان بيرونتان خواهيم كرد.) مردم مسلمان ايران اينجا هم مثل عراق واجب شرعي است مثل نماز. مسامحه نكنيم كه به عقوبت ترك واجب گرفتار نشويم. اخيراًشيطنت ديگري براي محو آثار اسلام در دست اقدام دارد در ضلع جنوب شرقي مسجد الحرام آپارتماني دوازده طبقه ساخته كه اگر مردم اعتراض نكنند دورادور مسجد الحرام را آنچنان بسازد و خانه كعبه و زوار را بطور مسخره آميز به نمايش بگذارد علاوه بر اينكه خود ساختمان چند طبقه در هرجا با ملاحظه متون فقهي خلاف شرع و حرام است بخصوص در خانه خدا شهر مكه كه از معصومين عليه السلام آمده لا ينبغي لاحدان بنبي بنائه فوق الكعبه (وسايل الشيعه). شايسته نيست به احدي كه بنايش را بالاتر از بناي كعبه بنا نهد. از خداي متعال پيروزي و سربلندي ايران و مسلمانان جهان را خواستار هستيم. حمام رايگان، شصت من خبر داد كه آمريكاي شيطان دست به كار شده و دستور ديگري داده كه هرچه بيشتر نظافت و محوطه را توسعه و ... كه مبادا خميني بيدار در اينجا هم آمريكا را رسوا كند. و آنروز بعضي از رفقا مي گفتند احسن دولت سعودي به خانه خدا چه زيبا خدمت مي كند. آهسته به او گفتم نه چنين است بلكه سعودي غلام حلقه بگوش آمريكاست آن روز دستور آن بود ... كه اهل دنيا از هرگوشه مي آيند اسلام را و مسلمانان را كثيف ببينند. اما امروز از ترس رسوايي دستور چنين داده است خدا لعنتشان كند به هر حال امروز همين آمريكا و انگليس و اذنابشان در افغانستان هم طوفان مي كند. ملت ايران، مردم مسلمان هشيار باشيم باز وظيفه داريم بفرموده ائمه عليهم السلام نگوييم. آنها سني هستند دشمن مي خواهد اسلام را از بين ببرد،اسم محمد را محو كند، اينجا هم همصدا باشيم: (آمريكا، انگليس و اذنابشان از افغانستان بيرون شويد كه با آه و فغان بيرونتان خواهيم كرد.) مردم مسلمان ايران اين جا هم مثل عراق واجب شرعي است مثل نماز. مسامحه نكنيم كه به عقوبت ترك واجب گرفتار نشويم. اخيراًشيطنت ديگري براي محو آثار اسلام در دست اقدام دارد در ضلع جنوب شرقي مسجد الاحرام آپارتماني دوازده طبقه ساخته كه اگر مردم اعتراض نكنند دورا دور مسجدالاحرام را آنچنان بسازد و خانه كعبه و زوار را بطور مسخره آميز به نمايش بگذارد علاوه بر اينكه خود ساختمان چند طبقه درهرجا با ملاحظه متون فقهي خلاف شرع و حرام است بخصوص درخانه خدا شهرمكه كه از معصومين عليه السلام آمده لا ينبغي لاحدان بنبي بنائه فوق الكعبه (وسائل الشيعه). شايسته نيست به احدي كه بنايش را بالاتر از كعبه بنا نهد. از خداي متعال پيروزي و سربلندي ايران و مسلمانان جهان را خواستار هستيم. دفتر حضرت آيت اله العظمي سيدجواد سيد فاطمي تبريزي-تهران10/5/1388 9شعبان /1430 خداوند تبارك و تعالي همواره عزت و برتري ايران و مسلمانان جهان را خواهان است.
برچسبها: پيرامون سوره صف
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 12:17  توسط ازشاگردان ایشان
|
بسم الله الرحمن الرحیمپیرامون سوره مبارکه الشمستفسیر سوره مبارکه الشمس ازبرگرفته از کتاب انسان و درس نوشته مفسر عظیم الشأنحضرت آیت آلله سید جواد سید فاطمی رحمه اللهبسم الله الرحمن الرحیم وله الحمد و صلی الله علی سیدنا محمد و آله15 آیه دارد و ردیف شماره 91 قرآن است .اول سوره به ارکان دوازده گانه هستی قسم یاد می کند که : پیروزی، رستگاری، و همچنین خسران و سرخوردگی در بشریت حق است، رستگاری کسی که خود را تزکیه کرد و خسران کسی که خود را آلوده نمود.بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشنده بخشایشگروالشمس و ضحیها(1) به خورشید و گسترش نور آن سوگند(1) والقَمر اِذا تلیها(2) و به ماه هنگامی که پی آن در آید و النهار اِذا جلّها (3) و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد(خورشید را ظاهر سازد)وَ اللَیل اِذا یغشاها (4) و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند (آفتاب را پوشاند)وَ السِّماءِ وَ ما بَنیها (5) و قسم به آسمان و آنچه آن را بنا کردهوَ الارضِ ما طَحیها (6) و به زمین و آنچه آن را گستراندهوَنَفس وَ ما سَوّیها(7) و قسم بجان آدمی و به آنچه آنرا منظم ساختهفَاَلهَمهاً فُجُورَها وَ تقویها(8) سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است.قَد اَفلَحَ مَن زَکیّها(9) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده رستگار شده وَ قَدخابَ مَن دَستّها(10) و آنکس که خویش را با گناه آلوده ساخته و در پستی نگه داشته محروم شده است .[1]
با غروب آفتاب ستاره ها آرام آرام ظاهر می شوند . اینجا کمی دقت لازم است . ستاره هائی که در خط سیر آفتاب قرار دارند کار آفتاب می کنند . یعنی وقتی بچهار یک آسمان می رسد سه ساعت از شب رفته و چون به بالا می رسد نصف شب است و در چهار یک غرب وقت سحر است البته باید ستاره ای انتخاب شود که شب طلوع و غروب دارد.در اینجا حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده از آنحضرت پرسیدند نصف شب را چگونه تشخیص دهیم، فرمود آندسته ستاره ها که شب طلوع وغروب دارند، هرگاه به خط نصف النهار(بالاسر) رسیدند نصف شب است.آسمان در هر سه ساعت نقش عوض می کند : آشنا شدن با دو سه ستاره در خط سیر آفتاب و چند ستاره اطراف بیننده را بحقیقت فوق راهنمائی می کند .فلاح : رستن از بند و گرفتاری(آتش درونی)و دست یافتن مقصوداست.تزکیه : پاک نمودن و رشددادنخیبه : ناامیدی و نرسیدن بمطلوب است .تدسیه در مقابل تزکیه : آلوده کردن و خاموش داشتن استعدادها و مواهب آن است .و تلویحاً اشاره بمقدمیت همه موجودات و اینکه دستگاه عظیم آفرینش برای بکمال رسیدن انسان است که با تزکیه و بندگی خدا تحقق پیدا می کند(قَد اَفلحَ مَن ذِکّیها، 9 ) در حدیث آمده : خَلقتُ الاَشیاء لِاَجلِک وَ خَلَقتَکَ لِاَجلی، - نظیر قسمت مهم آیات قرآن در این زمینه : و سَخِّر لَکُم الشَمسَ والقَمَرَ دائبین وَ سَخِّرَ لَکمُ اللّیلَ وَ النَهار – 33 ابراهیم و خورشیده و ماه را به تسخیر شما در آورده و شب و روز را مسخر شما کرد.اَلذی جَعلَ لَکم الارضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ اَنزَل مِنَ السَماء ماءَ فَاَحرَجَ بِهِ مِنَ الثَمراتِ رِزقاً لَکم فلا تجعلوا لِلهِ اَنداداً و انتم تعلمون – 22 بقره – آنکس که زمین را بستر شما و آسمان را همچون سقفی قرار داد و از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن میوه ها تا روزی شما باشد.وَ الاَنعامَ خَلَقها لَکُ فیها دِفُ وَ منافِعُ وَمِنها تاکُلوُن، وَلَکُ فیها جمالُ حینَ تُریحونَ و حینَ تَشَرحُون- 6 نحل – چهارپایان را آفرید در حالیکه در آنها برای شما وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید، و در آنها برای شما زینت و شکوه است . بهنگامی که آنها را به استراحت گاهشان باز می گردانید و هنگامی که به صحرا می فرستید.وَاَلقی فی الرضِ رَواسِیَ اَن تَمیدَبِکم وَ النهاراً وُ سُبُلاً لعلّکُم تَهتَدون. وَعلاماتٍ وَ بِالنَجم هُم یهتصرون اَفَمن یخلق کَمِن لا یَخلُق افلا تَذکَرون، وَاِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصوا اِنّ الله لَغفُورُ رحیم- 18 نحل- و در زمین کوهها افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد، و نهرها و راههائی ایجاد کرد تا هدایت شوید، و علاماتی قرار داد و بوسیله ستارگان هدایت می شوید، آیا کسی که می آفریند همچون کسی است که نمی آفریند؟ آیا متذکر نمی شوید، و اگر نعمتهای خدا را بشمارید هرگز نمی توانید آنها را احصاء کنید، خدا بخشنده و مهربان است.در حدیث قدسی باین مضمون آمده : من با بندگانم طوری هستم که گوئی منم و او وزمین و آسمان، همه چیز برای او اما بندگانم با من بدجور تا می کنند، انگار همه خدای اوست غیر از من .تزکیه : آزاد شدن انسان از اسارت خود بوسیله تعلیم و تربیت انبیاء است. از حرص و آز، بخل، حسد و سایر شعبه ها و خصلتهای مذمومه که هر یک شعله از آتش است که انسان را در عذاب می دارد و جهنم او را تشکیل |
بسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم وَالسّماء وَالطّارِق و ما اَدریکَ مَاالطارق النَّجمُ الثاقِب اِن کُلُّ نفَسِ لَمّا علیها حافِظ |
| قسم به آسمان و شباینده، و تو چه دانی شباینده چیست، ستاره شکافنده است، قسم که هیچ انسانی نیست مگر اینکه برای او نگهبانی است. |
قسم به آسمان و قسم به طارق که همه انسانها بدون استثناء زیر نظرند و یله و رها نیستند.
- اَلنَّجمُ الثّاقِب : در تمام آسمان تعداد بیست ستاره بعنوان طارق(قدر اول) شناخته شده، ستاره شناسان از دیرباز ستاره های آسمان را به شش دسته تقسیم کرده و هر دسته را قدر نامیده اند و به این ترتیب تعداد معین کرده اند قدر اول بیست ستاره قدر دوم تقریباً دو برابر کمی بیش از آن و قدر سوم دو برابر قدر دوم می باشد تا آخر که حدود دو هزار ستاره در تمام آسمان با چشم عادی دیده می شود البته با دوربین های قوی تعداد خیلی بیش از اینها است.
جالب اینکه ستاره های بیست گانه قدر اول که روشنترین ستاره ها است(و در اینجا بعنوان طارق معرفی شده) در تمام آسمان پراکنده است طوریکه در هیچ فصل شبها خالی از این ستاره ها نیست، اول شب، نصف شب،آخر شب، این ستاره ها پرده تاریکی را می شکافند و زمین را تا حدی روشن می کنند(به شکل شماره 1 توجه کنید)
نکته : اگر در حدیث شریف،ستاره زحل را که از سیارات است بعنوان طارق آورده است بخاطر اینست که سیارات هم غالباً نور نافذ دارند.شایان توجه است : وقتیکه آسمان ابریست و بارانی و نور ستارگان پوشیده می باشد برای رهروان در شب هر چند دقیقه برقی در آسمان می زند وصدها متر پیش روی مسافر ما روشن می کند و تا مسافر به آخرین نقطه برسد برق دیگر می زند و به این ترتیب در زمان ابری بودن آسمان نیز، انسانها هدایت می شوند .آری شکوفائی و رستگاری انسان موقعیست که موضع خود را در این جهان پهناور بداند و بداند که بنده خدا است و اعمال و کردارش زیر نظر است و بالاخره حسابش رسیدگی خواهد شد در روزی که پنهانیها آشکار می شود و بهشت به اهلش نزدیک و جهنم بهر بیننده ظاهر می گردد و تا یقین به چنین روزی حاصل نشود گذشتن از شهوات مشگل است اگر محال نباشد در این زمینه سخن قرآن کریم است آیه 74 سوره مومنون:(وَاِنَّ الّذینَ لایُومِنونَ بِالاخرَهِ عَنِ الصِّراطِ لَناکِبُون ترجمه : مسلما آنها که ایمان به آخرت ندارند از صراط مستقیم منحرف می شوند)، درست است که وقت مشخصی برای قیامت تعیین نشده اما احتمال نزدیک بودنش تصریح شده است : (لَعَلَ السّاعهَ قَریب 17 سوره 42- عَصی اَن یَکُونَ قریباً 51 سوره بنی اسرائیل و درجائی فرماید: لا یَاتیکُم اِلاّ بَغنَهً 187 سوره اعراف و نظائر آیات) بهرحال نباید درباره آنروز تردید کرد، چه خدائی که او را از نیستی بوجود آورده قادر است بار دیگر خلعت هستی بر او بپوشاند که آیات بعدی چنین است و در این باره :
فلینظرالانسان ممّ خُلق خلقَ مِن ماء دافق یخرجُ من بین الصُلب والترائب انّه علی رجعه لقادر. یوم تبلی السرائر فماله من قوه ولا ناصر |
| پس انسان بنگرد که ازچه چیز آفریده شده است از آبی جهنده آفریده شده است که از میانه پشت و سینه ها بیرون آید.بیگمان او بر بازگرداندن وی توانا است. روزی که رازها از پرده برون افتد آنگاه او را یارا و یاوری نیست. |
اِنَّهُ علی رَجعِهِ لَقادِر: استفاده های متفرقه از آیات ..

مشرکان و کفار مکه که منافع نامشروع خود را در خطی می دیدند پیوسته در مقابله با دعوت رسولخدا بعناوین مختلف کارشکنی می کردند، با گفتن شاعر، کذّاب و ساحر و مانند آن، آیات 11 تا آخر سوره در جواب آنها است، قسمت به نظامهای دیگر آسمان و زمین از بارش و رویش که این سخن حاکم و فیصله دهنده حق و باطل است نه سخنی هزل و بیهوده
والسّماء ذات الرّجع والارض ذات الصَدع اَنّه لقول فصل و ما هو بالهزل اّنّهُم یکیدون کیدا و اکیدُ کیدا فمهّلِ الکافِرینَ اَمهِلهُم رُوَیدا |
| و سوگند به آسمان باران دار و سوگند به زمین برشکافته بگیاه که قرآن سخنی قاطع است و هزل نیست آنان نیرنگیمی سگالند من نیز تدبیری می کنم، پس کافران را مهلت ده و اندک زمانی فروگذارشان |
- اِنَّهُم یَکیدون کَیدا : لفظ یکیدون : صیغه مضارع و استمرار را می رساند یعنی همیشه عده ای هستند و خواهند بود که در مقابل دعوت حق پیغمبران می ایستند و نظیر آیات در سوره مبارکه صف آیه 8 و 9 است :
یُریدونَ لیطفوا نوراللهِ بِافواهِهِم وَاللهُ مُتِّم نورهِ و لشوکره الکافرُون. هُوَ الّذی ارسل رسوله بالهُدی وَ دین الحقَ لیُظهرهُ علی الذین کُلِّه وَ لَوکرِه المُشرِکون |
| میخواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند او کسیست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند ولو مشرکان ناخوش داشته باشند. |
- سخنی در نظام آسمان : خورشید ره نمای نظم در آسمان است، همه ما می دانیم وقتی آفتاب به چهار یک آسمان طرف شرق رسید ساعت 9 روز است و چون ببالای سر رسید ساعت 12 و در چهار یک طرف غرب ساعت 15 را اعلام می دارد.
با غروب آفتاب آرام آرام ستاره ها ظاهر می شوند، شما در مسیر آفتاب اولین ستاره را نشان کنید وقتی به ربع شرقی رسید سه ساعت از شب رفته است و همان ستاره بالای سر که رسید حدود نصف شب[1] و به ربع غربی که سرازیر شد وقت سحر را اعلام می کند.
آفتاب با آن عظمت خود نیز لابلای ستارگان حرکت می کند با این فرق که قدری سنگین تر و با وقارتر و حدود چهار دقیقه عقب تر و نتیجه این تأخیر ایجاد چهار فصل است، بهرحال آسمان با تمام ستارگان در بیست و چهار ساعت یکبار می گردد و محور این حرکت خطی است که از قطب شمال و جنوب می گذرد و این حرکت از شرق به غرب است .
جدول بندی و فهرست شکلهای آسمان
حرکت آفتاب در وسط آسمان و به اصطلاح نجومی در منطقه البروج است که از دوازده برج تشکیل یافته به ترتیب : حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو، جوت و هر ماه در یک برج است .
در فروردین آفتاب در برج حمل است با غروب آفتاب برج حمل نیز با آفتاب در افق فرو می رود طبعاً برج های سرطان، اسد و سنبله بتوالی بالای سر می آیند. در ماه اسفند آفتاب در برج ثور است تا آخر ..
روی این حساب و با استفاده کردن از کلام نورانی حضرت صادق(ع) در حدیث مفصلی، این جدول تنظیم شده و تقدیم می گردد.(در صفحه 8)
مردم ما از دیرباز با آسمان و ستارگان انس و آشنایی به خصوصی داشتند. در ادبیات فارسی از ستارگان و مجموعه آنها زیاد استفاده شده که اگر جمع آوری گردد، کتاب قطوری می شود.
شاعر مجموعه ثریا(پروین) را بچشم بیدار تشبیه کرده و گفته است.
همه در خواب برفتند و شب از نیمه گذشت
انکه در خواب نشد چشم من و پروین است
(پروین در قسمت شماره 4 شکل پیدا است) شاعر دیگری درباره تسلی شاگرد مدرسه که معلمی بنام سهیل او را سیلی زده بود گفته است
دلتنگ از آنی که سهیلت زده سیلی
سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد
ستاره سهیل نیز در قسمت شماره 4 شکل است و در لنگر شکل تخیلی کشتی قرار دارد. طلوع سهیل در فصل پاییز می باشد که با سیبهای پاییزی همزمان است.
دب اکبر- جدی- ذات الکرسی
اگر دو ستاره مقدم دب اکبر را با خطی مستقیم بهم وصل کنید و آن خط را بطرف قطب شمال امتداد دهید بستارۀ جدی برخورد می کند، در هر حال ستارۀ جدی بین صورت ذات الکرسی و دب اکبر قرار گرفته است.
خلاصه و تکمله
عالم زیباست و زیبائیها در انسان خلاصه شده است
توجه به نظام عالم چه در آسمان و چه در زمین توجه به زیبایی است طبق حدیث : انسان خلاصه جهان است.(مأخذ حدیث بحارالانوار ج61 صفحه 253 ) و زیبائیها در انسان خلاصه شده است .
انسان زیبای جهان است، تحقق این زیبایی موقعیست که تزکیه شود و زندگیش در خط عدالت باشد که : (بِالعَدلِ قامت السَّماواتِ وَ الارض) و انسان به عدالت امر شده است : (اِنَّ اللهَ یَامُرُ بِالعَدل آیه 90 سوره نحل) زیبایی انبیا و اولیا بخصوص خاتم ایشان حضرت محمدبن عبدالله(ص) و خاندانش گواه روشنی است ثم الامثل فالامثل
در شان نزول آیه 69 از سوره نساء چنین آمده است : یکی از صحابه ی پیغمبر که نسبت به حضرت علاقه ی شدیدی داشت روزی با حال پریشان خدمتش رسید پیغمبر از سبب ناراحتی او سوال نمود در جواب عرض کرد زمانی که از شما دور می شوم و شما را نمی بینم ناراحت می شوم امروز در این فکر فرو رفته بودم که فردای قیامت اگر من اهل بهشت باشم، مسلماً در جایگاه شما نخواهم بود و بنابراین شما را هرگز نخواهم دید و اگر اهل بهشت نباشم که تکلیف روشن است . آیه فوق الذکر نازل شد و ناراحتی صحابه برطرف گردید.
آیه 69 سوره نساء
وَ مَن یُطِعِ اللهُ والرَّسول فَاُولئِکَ مَعَ الّذین اَنعَم الله عَلَیهم مِنَ النَبیینَ وَ الصّدیقین والشُّهداء والصّالِحینَ و حسن اولئک رفیقا |
| و کسی که خدا و پیغمبر را اطاعت کند همنشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنها تمام کرده از پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیقهای خوبی هستند |
هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر این که صدای زیبا داشت :
داود(ع) قاری و خواننده بهشت است که وقتی زبور را قرائت می کرد پرندگان دورش جمع می شدند و با آن همصدا بودند کوهها نیز (وَلَقَد اتینا داوُدَ منّا فَضلاً یا جِبالَ اَوِّبی مَعَهُ وَ الطَّیرَ وَ اَلَنّالَه الحدید آیه 10 سوره سباء) در حق ائمه هدی علیهم السلام نقل شده که صدای قرآن زیبایی داشتند که هر مرورکننده را میخکوب می کرد و بعضاً غش می کردند، گفتند رسول خدا چگونه بوده امام فرمود آن حضرت صدای خود را به اندازه تحمل و طاقت انسانها ظاهر می کرد والا کسی تاب و تحمل آن صدا را نداشت و هوش از سرش می پرید.
زیبائی در ائمه اطهار (علی و آل علیهم السلام) بقدری بالاست که از عهده افراد عادی ارزیابی آن بیرون است، زیارت جامعه کبیره بمراتبی از آن زیبائیها آگاه می کند.[2]
اینک فرازهائی از آن را از نظر می گذرانیم :
مَو الیَّ لااُحصی ثَناءِکُم وَ لا اَبلُغُ مِنَ المَدحِ کُنهَکُم وَ مِنَ الوَصفِ قَدرَکُم وَ اَنتُم نُورُ الاَخیار وُ هداهُ الاَبرارِ، اِلخ ...
ترجمه : پیشوایان من صفات کمالیه و زیبائی شما آنقدر است که شما نتوان کرد و به کنه آن نتوانیم رسید و شمائید نور اختیار و هدایت کننده ابرار و حجتهای خدای مقتدر،آفرینش را بجهت شما ایجاد و با شما ختم نمود ببرکت شما باران را می فرستد و به برکت شما آسمان را نگه داشته که جز به امرش فرو نیاید و بواسطه شما غم و اندوه و رنجها از دلها برطرف می گردد و پیش شما است آنچه بر پیغمبران نازل شده و آنچه را ملائکه آورده اند و به جد شما روح الامین نازل گردیده، خدا به شما داده آنچه را که به احدی از اهل عالم نداده، هر شخص شریفی پیش شرف مقام شما سر فرود آورده و هر سرکش متکبری به اطاعت شما سرنهاد و هر جبار گردن فرازی مقابل فضل و کمال شما خاضع و همه چیز پیش شما فروتن گشت و زمین بنور شما روشن گردید و رستگاران عالم به ولایت و حجت شما رستگار شدند پیروی شما سلوک راه بهشت و رضوان و انکار ولایت شما خشم و غضب خدای رحمان است، پدر و مادر وجان و اهل و مالم همه فدای شما باد، در حلقه داکران عالم از سماوات و ارض همه جا ذکر خیر شما است . نامهای شما در میان نامها و جسدهای شما در میان اجساد روح بزرگ شما در میان ارواح و نفوس قدسی شما در میان نفوس،آثار وجودی شما در میان آثار و قبور شما در میان قبور پس چقدر نام های شما شیرین و نفوس شما با کرامت و شأن و مقامتان بزرگ و قدر و منزلت شما با جلال و عهد شما با وفاترین عهد و وعد و پیمان شما راست و با حقیقت، سخن شما نوربخش دلها و امر و فرمان شما هدایت و ارشاد خلق، کار شما نیکو عادات شما نیکی و احسان، فطرت شما کرم و بخشش و شان ذاتی شما حق و صدق و موافقت و شفقت، قول و دستور شما حکم حتمی لازم الاجراء، رای و اندیشه شما علم و دانش و بردباری و مال اندیشی است . اگر ذکری از خیر و نیکوئی شود اول مقام نیکی را دارید و اصل و فرع و معدن و محل و مبداء و منتهای هر خیر و نیکوئی شمائید، پدر و مادر و جانم فدای شما چگونه مدح و ثنای شما را توان وصف کرد و شئونات رفیع و جمیلتان را توان بشمار آورد در صورتیکه بواسطه شما خدا ما را از ذلت و کفر و عصیان نجات داد و غم و اندوههای شدید ما را برطرف ساخت و از وادی مهالک عالم و آتش و دوزخ رهانید. پدر و مادر و جانم فدای شما بواسطه ولایت و پیشوائی شما خدا معالم و حقایق دین را بما آموخت و هر آنچه از امور دنیای ما فاسد و پریشان بود اصلاح فرمود و ما را از فقر و ذلت و جهالت بعلم و عزت و دولت رسانید و بواسطه ولایت و پیشوائی شما کلمه توحید و معارف الهیه بحد کمال رسید و نعمت بزرگ دین و دنیا و آخرت بخلق عطا گردید و پراکندگی عقاید و آراء امت به الفت و اتحاد مبدل گشت و بولایت و دوستی شما طاعت و فریضه خلق پذیرفته می شود و خدا، دوستی شما را بر خلق واجب کرد و بشما درجات رفیع و مقام محمود و منزلت عالی معلوم نزد خدای عزوجل و جاه و عزت بزرگ و شان عظیم و مقام شفاعت مقبول عطا گردید...
آنجا که معادلات بهم می خورد :
در تایید آن عده که می گویند صنعتی شدن زندگی بشری، معادلات را بر هم زده که مسئله این نشریه است و در هر جا و هر منطقه که برق کشیده شده مردم آنجا از تماشای آسمان محروم شده اند و از آثار تربیتی آن و همچنین شب را روز و روز را شب، که اکثر مردم شبها تا ساعت یک و دو بعد از نصف شب بیدار و روز تا دوازده خوابند و معادلات دیگر که بهم خورده است...
ائمه هدی صلوات الله علیهم با اینکه علم اولین و آخرین را داشتند ولی در عمل فقط بندگی خدا بوده و چیزی و صنعتی از خود اختراع ننمودند چه هر آنچه در زندگی انسان به او نیاز است خداوند تبارک و تعالی بدون دخالت انسان ایجاد کرده است که در این مقاله اشاره می شود . ابتدا از کلام امیرالمومنین(ع) بهره می گیریم: در نصیحت آنحضرت به فرزندش امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودهاست : از جمله مواعظ لقمان فرزندش را است که به او گفت ای فرزند باید عبرت گیرد کسی که یقینش قاصر است و بینشش در طلب روزی ضعیف است از اینکه خداوند تبارک و تعالی او را در احوالات سه گانه آفریده و روزیش را داده و در یکی از این احوال از و کسبی و حیله نبوده بداند که خداوند تبارک و تعالی در حالت چهارم هم روزیش را خواهد داد اما اول این حالات این بوده که در رحم مادرش او را روزی داده در آن قرارگاه کذایی آنجا که سرما و گرما آزارش نمی داد سپس از آنجا بیرونش آورد و از شیر مادرش او را غذا داد و با آن اکتفا می کرد و او را رشد می داد و بحال می آورد و از تلف شدن حفظ می کرد بدون اینکه خود طفل در آن مدخلتی داشته باشد سپس از شیر گرفته شد و جاری کرد روزی را از کسب پدر و مادرش با رافت و رحمتی از پدر و مادرش و غیر از این هم از آن دو انتظار نبوده حتی بعضا او را بر خود مقدم می داشتند تا اینکه وقتی بزرگ شد و با عقل خود مشغول کسب کردن شد کارش بر او تنگ شد و گمانهایی به پروردگار خود داشت وحقوق واجبه را نداد و بخودش و عیالش زندگی را تنگ نمود از ترس کمی روزی و نداشتن یقین به عوض دادن از اطراف خدایتعالی چه در دنیا و چه در آخرت،چه بد بنده ای است این ای فرزند من (ج13 بحار صفحه 414)
در حدود چهارصد سال است که جهان غرب بازار صنعت را باز کرده و هر روز نوآوری می کند و صنعت خود را عرضه می نماید. که ظاهرش زیبا و در باطن خالی از ضرر نیست و مردم دنیا استقبال می کنند و توجه بضرر و زیانش نمی کنند.
چنانکه گذشت در هر مورد خدای تبارک و تعالی آنچه بشر به او نیاز دارد بدون دخالت او در این خانه بزرگ که خداوند برای انسان و پذیرایی او قرار داده است آورده اینک در آیات ذیل توجه کنید :
در سوره مبارکه بقره آیه 36 و اعراف آیه 24 چنین آمده : گفتیم در زمین فرود آئید که در آنجا برای شما قرارگاه و بهره است تا مدتی
ولکُم فِی الارضِ مُستَقَرُّ وَ مَتاعٌ الی حین |
| پائین روید که شما تا مدتی در زمین قرارگاه و بهره دارید |
موضوعات مطروحۀ کتاب گرانسنگ هدیه الابرار اثر معظم له (که تهیه آن 15 سال بطول انجامیده) مقدمه کتاب در ذیل می آید : بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمد و اله الطیبین الطاهرین و بعدان کتاب البحار و سفینه الذین الف اولهما العلامه المجلسی و ثانیهما المحدث القمی قدس الله سرهما من جوامع کتب الاحادیث وانفسهما و عظمه هذین التألفین علی حد یغنی عن ای تعت و تمجید ولایمکن لای باحث او محقق فی الحدیث الاستغناء عنهما .
هذا وقد طبع البحار طبعه قدیمه حجریه فی 25 مجلدا فی القطع الرحلی و فی قالب غیرفنی مع اغلاط کثیره فی ترقیم صفحاتها فوضع المحدث القمی رحمه اسفینه علی تلک الطبعه واشار الی مجلداته و فصوله بالحروف الابجدیه کما اوضعه فی المقدمه.
و هو مما یزید فی صعوبه الاطلاع علی الباحثین و صعوبه التالیف علیه رحمه الله و لکنه ماکان فی وسع ذلک العصر غیرذلک العمل فجزاه الله عن الاسلام خیر الجزاء:
ترجمه :
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین . بعد همانا کتاب بحار وسفینه او که اولی را علامه مجلسی رضوان ا... علیه تألیف کرده و دومی را محدث قمی خداوند هر دو بزرگوار را رحمت کند .
این دو کتاب از جوامع کتب احادیث و پرارزش ترین آنها است . که هیچ محققی و هیچ فقیهی مستغنی از این دو کتاب پرارج نمی باشد.
توضیح : چاپ قدیم بحارالانوار که با چاپ سنگی انجام شده در 25 جلد میباشد و غلط های زیادی دارد مخصوصا در صفحه بندی ها مرحوم محدث قمی رحمه ا... علیه سفینه البحار را بر این چاپ قرار داده و با حروف ابجد اشاره کرده به جلدها و فصل های کتاب آنچنان که در مقدمه سفینه البحار اشاره نموده و همین نیز موجب شده که خواننده کتاب به زحمت می تواند به خواسته خود برسد و همچنین خود مولف نیز با سختی و زحمت مولفه را به پایان رسانده بلی آن روز آسانتر راه همین بود که آن مرحوم انجام داده است خداوند تبارک و تعالی از اسلام بهترین پاداش را به ایشان عطا نماید.
هذا و قد سعی البعض فی عصرنا الحاضر من طبع البحار فی اکثرمن مائه مجلد مع التعالیق الثمینه و من المعلوم ان السفینه المعهوده لا یطابق بهذه المجلدات فاردت بحول الله و قوته ان اقوم بهذه المهمه واضع مولفا یرشد القاری الی مایحاول تحصیله فی خلال طبعه الجدیده فوضعت جدولا یرشد الی المجلدات و ترقیم الصفحات و ارجو من الله عزوجل ثوابا لما وفقنی به نعم منه التوفیق فالحمدله .
مثال : تری المحدث القمی ره ذکر فی صفحه 6 هذا الخبر«الاب و هوالکلاء والمرعی و کان بعض الصحابه جاهلا به » و رمز فی آخره هکذا « ط صو 477 شا 482 » فالرمز الاول «ط» اشاره الی المجلد التاسع و الثانی «صو» یشیرالای الفصل 66 و العدد یشیرالی رقم الصفحه من مجلد القدیم و «شا 482 » یشیر الی ان هذا الخبر ایضا جاء فی کتاب الارشاد فی رقم 482 من مجلد القدیم فتنظ الی الجدول یرشدک الی مطلوبک
صفحه السفینه | السطر | الرمز الطبعه الجدیده | الصفحه |
6 | 11 | ط صو40 | 223 |
ترجمه :
اما در عصر حاضر عده ای بر این شدند که کتاب بحار را تجدید چاپ نمایند و در نتیجه مجلدات بحار از صد جلد تجاوز کرده و معلوم است سفینه البحار مرحوم الحاج شیخ عباس قمی با این مجلدات مطابقت نمی کند لذا این بنده بحول و قوه الهی خواستم این مهم را به عهده گرفته و به اصطلاح مولفه ای ترتیب دهم که خواننده کتاب را به مطلوبش هدایت کند و آن را در لابلای طبع جدید پیدا نماید لذا جدولی ترتیب دادم که به مجلدات ارشاد کند و رقم صفحه را تعیین نماید و از خداوند عزوجل امید ثواب دارم به آنچه موفقم نموده آری توفیق و سپاس او را سزا است و از اوست .
مثال : محدث قمی رضوان ا... علیه در صفحه 6 این خبر را نقل کرده «الاب و هوالکلاء و المرعی و کان بعض الصحابه جاهلابه » و در آخر آن چنین رمز آورده «ط صو 477 شا 482 » رمز اول «ط» اشاره به جلد نهم و رمز دوم «صو» اشاره است به فصل 66- و عدد اشاره می کند به رقم صفحه از جلد قدیم و «شا 482 » اشاره می کند به اینکه این خبر ایضا در کتاب ارشاد نیز آمده در صفحه 482 از مجلد قدیم پس نگاه می کنی به جدول ترا ارشاد می کند به آنچه می خواهی .
صفحه السفینه | السطر | الرمز الطبعه الجدیده | الصفحه |
6 | 11 | ط صو 40 | 223 |
واما رمز شاء اشاره الی کتاب الارشاد کما اشارره فی المقدمه و رقم «482» فحولته الی ذهن الباحث، توضیح ذلک ان مطلب صفحه من صفحات الطبعه القدیمه یحویه غالبا اربع صفحات من صفحات الطبقه الجدیده فعلیهذا کما تجد مطلب رقم «477» فی رقم «223» الطبقه الجدیده . کذلک تجد مطلب رقم«482» فی رقم «247» الطبقه الجدیده فعلی هذا المقیاس فی کل رقم مشابه والحمدالله اولا و آخرا
(1) در این باره حدیثی هم از امام ششم حضرت جعفربن محمدالصادق سلام الله علیه آمده
1- زیارت جامعه کبیره شیخ صدوق در فقیه و عیون روایت کرده از موسی ابن عبدا... نخعی که گفت عرض کردم خدمت حضرت امام علی النقی علیه السلام که یابن رسول ا... مرا تعلیم فرما زیارتی با بلاغت کامل باشد که هرگاه خواستم زیارت کنم یکی از شما را بخوانم فرمود چون به درگاه رسیدی بایست و بگو شهادتین را و با حال غسل باشی و چون داخل حرم شوی و قبر را به بینی به ایست و سی مرتبه الله اکبر بگو پساندکی راه برو و گامها را کوتاه بردار و با بیست و سی مرتبه تکبیر بگو، پس نزدیک قبر مطهر برو و چهل مرتبه الله اکبر بگو تا صد تکبیر تمام شود، پس بگو السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ... الخ و از راه دور هم توصیه شده است بخوانید زیارت جامعه را
اثر نیک ارتباط قانون به خدا
دین در نتیجه پیوندی که میان زندگی اجتماعی انسان و پرستش خدای متعال داده است در همه اعمال فردی و اجتماعی برای انسان مسئولیت خدایی ایجاد کرده انسان را در همه حرکات و سکنات خود مسئول خدای متعال می داند.
چون خدای متعال با قدرت علم بی پایان خویش از هر جهت به انسان احاطه دارد و بهر گونه فکری که در سر بپروراند و رازی که در دل داشته باشد کاملاً آگاه است و چیزی به بر وی پوشیده نیست به همین سبب در عین اینکه دین مانند قانون بشری برای حفظ انتظامات پاسبان گمارده و مقرراتی برای مجازات متخلفان و سر کشان وضع کرده، امتیاز دیگری نسبت به قانون بشری پیدا می کند و آن این است که دین زمام و مراقبت و نگهداری انسان را به دست یک پاسبان درونی می سپارد که در کار خود هرگز غفلت و اشتباه نمی کند و از پاداش و کیفر آن نمی توان جان بدر برد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
( وهو معکم اینما کنتم)سوره حدید آیه 4
و می فرماید: « و الله بما یعملون محیط» سوره انفال آیه 48 و همچنین می فرماید :« و ان کلا لما لیوفینهم ربک اعمالهم» سوره هود آیه 112
اگر حال کسی را که در محیط قانون زندگی می کند با کسی که در محیط دین به سر می برد مقایسه نماییم مزیت و برتری دین برای ما کاملاً واضح و آشکار خواهد شد.
زیرا جامعه ای که همه افراد آن متدین باشند و وظایف دینی خویش را انجام دهند، چون در همه حال خدا را ناظر کارهای خویش می دانند از هر گونه بد اندیشی نسبت به یکدیگر در امان هستند.
بنابراین عموم افرادی که در چنین محیطی بسر می برند از دست و زبان یکدیگر آسوده بوده عمری را در نهایت خوشی و راحتی بسر خواهند برد، و به سعادت جاویدان نائل خواهند شد.
اما در محیطی که فقط قانون بشری حکمفرما باشد موقعیکه پاسبان را ناظر کار خود می بیند از کار خلاف خودداری می کند و در غیر این صورت ممکن است عمل خلافی دست بزند.
آری در جامعه های اخلاقی تا اندازه ای آرامش قلبی فرهم است ولی همین اخلاق خود موادی است دینی نه قانونی رضا قارزی
بسم الله الرحمن الرحيم
استفتائات جديد ازحضرت آيتالله فاطمي
س 1 – بفرماييد آيا تقليد اگر از روي موازين شرعيه صورت نگيرد چه صورت دارد؟
ج – اگر تقليد از روي موازين شرعي نباشد صحيح نيست.
س 2 – لطفاً بفرمائيد اگر قبل از وقت نماز وضو بگيريد براي نماز صحيح است يا خير؟ و در صورتي كه صحيح باشد فرقي بين اين كه وقت نماز نزديك باشد يا نه هست يا خير؟
ج- اگر نزديك وقت نماز باشد وضو براي نماز صحيح است و وضو براي بودن بر طهارت، قبل از وقت و بعد از وقت مستحّب است.
پيرامون نماز
س 3- كسي كه در حال قيام شك ميان يك و دو نموده آيا جايز است در حال شك قرائت را تمام كند و در موقع رفتن به ركوع تروّي كند يا خير؟يا همچنين در افعال : مثلاً اگر در سجده شك كند كه سجده اول است يا دوم آيا جايز است در حال شك ذكر سجده را بگويد و بعداز نشستن تروّي كند يا خير؟
ج- از حين عروض شك، بايد تروّي كند (يعني اينكه فكر كند تا بلكه يادش بيايد كه آنچه را شك دارد به جا آورده است يا نه) و اگر بدون تروي به انتظار اين كه بعداً تروّي ميكند تا ببيند وظيفه چيست به عمل ادامه دهد چنانچه چيزهايي كه بواسطهي آنها ممكن است يقين يا گمان به يك طرف شكّ پيدا شود از بين نميرود عمل او در صورتي كه موافق با وظيفهاش انجام گرفته باشد اشكال ندارد.
س 4- فردي كه سجده سهوي بر او واجب شده و فراموش نمودهاند تا وارد نماز گرديده و در بين نماز متذكر شد تكلفيش چه ميباشد.
ج- نماز اگر فرضيه است لازم است تمام نمايد و بعد از آن بلافاصله سجده را بجاي آورند.
س5- اگر به گمان اين كه بلوغ پسر، پانزده سال شمسي است ماه رمضان را روزه نگرفت و بعد معلوم شود كه قبل از ماه رمضان پانزده سال قمري اش تمامشده بود آيا كفاره هم لازم است يا نه؟
ج- بايد قضا كند و احتياط آن است كه كفاره بدهد.
از احكام نماز جمعه
س 6- بفرمائيد آيا نماز جمعه در زمان غيبت واجب عيني است يا تخييري و آيا كفايت از نماز ظهر مينمايد؟و اگر كفايت نكند و محتاج به اعاده ظهر باشد آيا اقتداي عصر به امامي كه واجب ميداند جايز است آن كه عصر را هم در صورت اقتدا بايد اعاده كرد؟
ج- واجب تخييري است و احتياط در اعاده ظهر استحبابي است و اقتدا به عصر ميتواند بكند.
درباره مسجد
س 7- گذاشتن مرده پيش از غسل در مسجد و شستن و غسل دادن مرده در حياط مسجد چه صورت دارد؟
ج- نهادن جسد ميت پيش از غسر در مسجد اگر موجب سرايت نجاست و مستلزم هتك حرمت نباشد مانعي ندارد و بعد از غسل دادن بي اشكال است و صحن مسجد اگر مسجد نباشد شستن و غسل دادن ميت در آنجا اگر مخالف با وقت نباشد و موجب هتك نشود اشكال ندارد. بهتر است در جايي ديگر بشويد اگر ممكن باشد.
احكام خمس
س8- مركبي كه از ربح كسب تهيه ميشود براي اين كه سوار شود و به تجارتخانه يا مزرعه يا دكان يا محل كار خود برود بدون آنكه جنس تجارت با او حمل نمايد خمسش واجب است يا نه؟
ج- بايد خمس آن را بدهد.
س9- شخصي كه كارخانه يا اتوبيل يا ساير ابزار كسب دارد كه به قيمتي خريده است و سرمايه او همين ميباشد و در اثر كاركردن فرسوده شده و قيمت آن كمتر شده است ولي باز هم با همين ابزار كار ميكند و تأمين معاش مينمايد آيا در آخر سال مقداري را كه در اثر فرسودگي ازقيمت اين ابزار كم شده است ميتواند از ربح بردارد و جبران كند و خمس بقيه ربح را بدهد يا آن كه خمس تمام ربحي را كه آخر سال برايش ميماند بايد بپردازد؟
ج- فرسودگي و استهلاك ابزار كسب در طريق استرباح كه موجب تنزل قيمت ميشود از درآمد استثنا مي شود و خمس بقيه را بايد داد.
س10- مالك كه سرقفلي ميگيرد براي او وجه هبه محسوب ميشود و خمس ندارد يا از ارّباح مكاسب است و خمس دارد؟
ج- وجه سرقفلي نيز از اربّاح مكاسب است و خمس دارد.
فصل دوم: عالم ربانی
(بیان مراجع تقلید و فقهاء،پیرامون استاد الفقهاء،ذخرالافاضل،فخراقرانه حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه)
حضرت آیت الله العظمی میلانی (ره) در دیداری که با ایشان داشتند در مورد کتاب آسمان شناسی ایشان بیان فرموده اند : «نوشته شما بنده را به ملکوت اعلی برد. » به نقل از آیت الله فاطمی رحمه الله علیه.
حضرت آیت الله العظمی سیدشهاب الدّین نجفی مرعشی(ره) در بیانی دیگر فرمودند : «ایشان سید مظلومی است،اگر به ایشان ضربه ای بزنید قطعاً امامزاده یا زیارتگاه می شود.» ،« ایشان چشم راست من است، از ایشان مواظب کنید.» هر دو مطلب به نقل از خود آیت الله فاطمی (ره) در مقام پاسخ پرسش کننده ای.
حضرت آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی(ره) : «سیدفاطمی را خیلی مواظبت کنید. » به نقل ازشاع و ذاکر اهل البیت سلام الله علیهم مرحوم حاج آقامنصوری از ارادتمندان ایشان در مسجد خاتم الانبیاء ورامین 1382ش.
حضرت آیت الله العظمی بهاء الدینی (ره): درسفارش به یکی از مومنین جانبازشهرستان ورامین:« چرا راهت را دور می کنی ومیایی پیش ما، بروید پیش سید جواد سید فاطمی».و همچنین در دیداری که با آیت الله فاطمی داشتند دراتمام جلسه به یکی از مومنین ورامین فرمودند:« این سید اخلاص بسیار بالایی دارد ایشان را رها نکنید هرجا رفتند با ایشان بروید.» .
علامه امینی(ره) صاحب کتاب گرانقدرالغدیر نیز از کتاب آسمان شناسی تعریف و تمجید نموده اند.به نقل از آیت الله فاطمی رحمه الله علیه.
حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) :ایشان در تقریظشان بر ایشان چنین آورده اند
(لازم به ذکر آن که ترجمه متن و متن نامه در همین نوشتار آمده است)،اجازه اجتهاد حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی ره پیرامون آیت الله فاطمی رحمه الله علیه(در 6 برگ به زبان عربی):
(بیان مراجع تقلید و فقهاء،پیرامون استاد الفقهاء،ذخرالافاضل،فخراقرانه حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه)
حضرت آیت الله العظمی آقا میرزا جواد تبریزی(ره) از مراجع تقلید گذشته : «من شاگردی ایشان را کرده ام و از ایشان درسها گرفته ام». به نقل از حجه الاسلام والمسلمین رضایی از وعاظ و علماءشهیر ورامین.وهمچنین در ملاقات با جمعی از بسیجیان و شاگردان آیت الله فاطمی30/6/85 در دیداری فرمودند : « خداوند شما را موفق بدارد، ایشان آدم تهذیب شده ایست از آن سادات هستند که در سادات بودن آنها شبهه ای نیست، من هم از ایشان مقدمات خوانده ام، در وجود ایشان توجه کرده اید (توجه نمایید) در دیانتش و صداقتش (مطالب قابل توجه دارد) ».
حضرت آیت الله العظمی سیستانی دام ظله:«من به ندرت اسم کسی در دلم می نشیند، اسم آیت الله فاطمی عجیب در دل من نشسته است ، من تعریف ایشان را از علماء شنیده ام.وقتی رساله ایشان چاپ شد مردم ورامین همه بگیرند واستفاده کنند برای من حتماً رساله ایشان را بیاورید.» به نقل از یکی از علماء وشاگردان آیت الله فاطمی و بسیجیان شهر ورامین درسفر عتابات وعالیات درکربلا معلی سال 1386.

حضرت آیت الله العظمی سبحانی دام ظله : « ایشان فرزند آقاسیدعزیزالله است، خانواده ایشان سیدان جلیل القدری هستند که در تبریز معروفند، ما با هم در حوزه طالبیه تبریز خدمت مرحوم انصاری درس می خواندیم، هم درس و هم مدرسه ای بودیم. ایشان از من بزرگتر است، سپس ایشان آمدند قم ... ایشان هیئت و نجوم خوبی دارند.»(انشاء الله خداوند در همه مسائل نگهدارش باشد.) به نقل از شاگردان آیت الله فاطمی 36/6/85و همچنین در بیان دیگر به یکی از طلاب علوم دینی فرموده اند : «ایشان هیئت و نجوم خیلی خوبی دارند.».
حضرت آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی دام ظله(خطاب به نگارنده این نوشتار):«آیت الله فاطمی فردی مومن و نفس پاکی دارند، آیا رساله ایشان چاپ شده یا نه».
حضرت آیت الله العظمی حسن زاده آملی دام ظله در سفارش به یکی از مومنین ورامین(فرزین مرام):« شما چرا با وجود آقای فاطمی در ورامین به ما مراجعه می کنید».
حضرت آیت الله علامه سیدمهدی لاجوردی حسینی رحمه الله علیه از مراجع معاصر و اساتید درس خارج حوزه علمیه قم : در دو بیان جداگانه، مطالبی را فرمودبودند (وتایید اجتهاد و تقلید از آیتالله سید جواد سید فاطمی رحمه الله علیه):
مطلب اول :«بسم الله الرحمن الرحیم یا صاحب الزمان ادرکنی، جناب حضرت آیت اله آقای سیدجواد سیدفاطمی (دام ظله) از علماء بزرگ حوزه مقدسه علمیه قم صانها الله عن الحوادث دارای مقام سداد و تقوا و دارای ملکه اجتهاد و مدتی در حوزه مقدسه علمیه قم نزد علماء و فقهای بزرگ تدّرس به مقام رفیع استنباط رسیده اند دارای علوم مختلفه به ویژه ریاضی و هیئت و مرد فوق العاده، ساکن شهرستان ورامین می باشند. الاحقر سیدمهدی لاجوردی حسینی.» به تاریخ 16 مهر 1386. متن بیان حضرت آیت الله العظمی ، علامه سیدمهدی لاجوردی حسینی رخمه الله علیه پیرامون اجتهاد حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه :

مطلب دوم:«بسم الله الرحمن الرحیم، یا صاحب الزمان ادرکنی، جناب آیت الله آقای سید جواد فاطمی دام ظله از علماء بزرگ و از بزرگان حوزه مقدسه، مجتهد شناخته شده اند،دارای تألیفات در علم هیئت و ریاضی و دارای مقام تقوا و سداد و مدتی بود در شهرستان مذهبی ورامین مشغول تعلیم و تربیت اهالی و دانشجویان دینی باتقوا به جامعه تحویل داده اند و زحمات طاقت فرسا کشیده و آثاری از خود در ورامین گذاشته اند، اجرکم الله سیدمهدی لاجوردی حسینی.» شنبه 14 مهر 1386 . و آن عالم جلیل القدر در مقام پاسخ واستفتاءمکتوبی پیرامون اجتهاد حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه چنین مرقوم فرمودند:
حضرت آیت الله سیدمحمد وحیدی(ره) از مراجع گذشته در نامه ای به حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه نظرشان را درباره کتاب ایشان «مساجد را از غربت درآوریم » چنین آورده اند:«مخدوماً باابلاغ سلام، مرقوم شریف زیارت از بشارت سلامت وجود محترم مسرورت شدم... تالیف شریف راجع به مساجد ملاحظه شد تقدیر می شود، شکرالله مساعیکم.17 شوال 1419 سیدمحمدوحیدی.[1]» و همچنین در نامه دیگر چنین نوشتند:«با ابلاغ سلام و اهداء تهیت مرقوم محترم بعد از بشارت سلامت وجود شریف و تفقدّتان متشکر و ممنون شدم، مدتی بود که باب مواصله و مکاتبه فراهم بود چند مرتبه از رفقای نازی آباد پرسیدم.اخیراً یک نفر از آقایان اظهار نمودند که در ورامین تشریف دارید. انشاء الله تعالی موفق به ترویج و خدمت به دیانت مقدسه بودید و خواهید بود. ادام الله ایام عزکم، متأسفانه تابه حال کتاب مرحمتی به دست من نرسیده حتماً در پست تأخیر کرده است . عامله نامه جناب آقای مجد داماد داعی عازم تهران بوده اظهارعلاقه نمودند به خدمتتان برسند به هر حال قم مشرف شوید. 1406 – 4 شعبان » . اصل نامه ها در اسناد آیت الله فاطمی موجودمی باشد.
حضرت آیت الله شربیانی : « آیت الله فاطمی از دوستان قدیمی ما هستند و خانوادگی سیدان خوب و شریف بودند و ایشان و خانواده شان از هر جهت آراسته هستند، با هم نزدیک بودیم . » به نقل از شاگردان آیت الله فاطمی رحمه الله علیه، آبان ماه 86 ، و همچنین (به نقل از جناب آقای حیدری از شاگردان آیت الله فاطمی رحمه الله علیه) فرموده اند : «خداوند به واسطه ایشان بلاها را از شهر ورامین بر می دارد.» .
حضرت آیت الله ملکوتی رحمه الله علیه از مراجع اخیر درسفارش به جمعی از شاگردان آیت الله فاطمی رحمه الله علیه:« چرا رساله ایشان را چاپ نکرده اید؟ برای ایشان تبلیغ کنید.».
حضرت آیت مجتهدی تهرانی (ره)در مصاحبه ای که از تلویزیون پخش شد با اشاره به کتابخانه شان فرمودند:« اینها آثار آقای فاطمیست که در ورامین است و دست خطی از ایشان را نیز بر روی دیوار قاب نموده ام».
حضرت آیت الله محمد باقر دشتیبانی : «سلام مرا خدمت ایشان برسانید، سلام کامل برسانید، کاش من نیز نزدیکشان بودم و از محضر ایشان استفاده می کردم، ایشان مرد خوب، باتقوی،زحمت کشیده ایست و هیئت و نجومش خوب است، خانواده ایشان تبریزی، صاحب نَفَس، معروف و مردم از اینها دعا می گرفتند، اهل دعا و استجابت دعا بودند آیت الله فاطمی اینجا نازی آباد تشریف داشتند و مسجد امام حسن علیه السلام، نماز می خواندند از سال 1340 یا 1338 ما با ایشان مدتی وسائل الشیعه را بحث می کردیم آیا ایشان رساله توضیح المسائل نوشته اند ؟ چاپ شده است یا نه ؟» و متن مکتوب از ایشان درباره معظم له: «الحمدالله رب العالمین وصل الله علی محمد و آل الطاهرین یرفع الله الذین آمنوا والذین اوتوالعلم درجات، شکی نیست که علماء دین حافظان حدود الهی هستند مداد العلماء افضل من دماء الشهداء جناب مستطاب سلیل السادات حاج آقای سیدجواد فاطمی که مورد احترام هستند از علماء بافضیلت و صاحب تألیفات عدیده مفیده هستند خداوند وجود مبارک ایشان و امثال ایشان را موفق و موید بدارد مردم را بخصوص اهالی محترم ورامین که اکنون از فیوضات معظم له بهره مند می باشند موفق به استفاده کامل از ایشان بدارد والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته، حقیر این صلاحیت را ندارم که از ایشان چیزی بیان نمایم محمد باقر دشتیانی .» 21 ذیحجه الحرام(1429) 1386
بار پرودگارا انقلاب اسلامی ما را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر (عج) متصل بفرماء ما را از اعوان و انصارش قرار بده. اسلام مسلمین را نصرت عنایت بفرما. مقام رهبر عظیم الشأن عالی است متعالی تر بفرما. اموات ما، پدران و مادران ما را ببخش وبیامرز ما را به رحمت خود از آتش نجات بده. اهل بهشتمان قرار بده. برحمتک یا ارحم یا الراحمین.[1]
پروردگارا، توفیق قرائت قرآن در شبانه روز به ما عنایت بفرما.(زندگی ما را قرآنی قرار بده.) ما را از برکات قرآن،هدایت قرآن دنیا و آخرت برخوردار بفرما.[2]
اللّهم یطعم و لایطعم بحق سید عرب و العجم. پرودگارا احسان محسنین را قبول بفرما. خیر و برکاتت را نازل بفرما. شرو بلیّات را دور بفرما، پرودگارا ما را با محمّد و آل محمّد محشورمان بفرما. پرودگارا... بحق محمد آل محمد امواتمان، شهدایمان، حق داران را ببخش و بیامرز، برای شادی انبیاء اولیاء صالحین، صدیقین و شهدا، اموات و گذشتگانمان حمد و صلوات[3] پرودگار ما را از نماز گزاران واقعی قرار بده، فرزندانمان را هم از نماز گزاران قرار بده.[4]
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الا رواح التی حلت بفنائک و صلی و علی محمد و آل محمد.[5]
1- دعای دائمی معظم له بین نماز جماعت ظهر و عصر.
2- دعای بعد از اتمام جلسات تفصیر قرآن کریم.
3- دعای معظم له بعد از اتمام هیئت و مجالس عزاداری اهل بیت عصلت و طهارت و مجالس سوگواری دیگر.
4- دعای همیشگی معظم له بعد از جلسه آموزشی نمازشان
5- دعای ایشان بعد از اتمام گفتن بخش تفسیر جلسه
اصول اعتقادات اسلامي 5-معاد
از ديگر اصول دين ما معاد است، ما يقين داريم كه زندگي دنيا موقت و گذرا و آزمايش است و ما زنده خواهيم شد « و بالاخره هم يوقنون» البته اين يقين داشتن ، عارضي نيست. اين را آيات قرآن به ما ميرساند خداوند عادل است و عادل كار بيهوده عبث نميكند خداوند بالاتر از اين است كه انسان را پوچ و بي هدف قرار دهد. او بالاتر از اين است كه زندگي بي هدف بيافريند. پادشاه به حق بالاترين از اين است كه اين آفرينش دقيق انسان را براي چند صباحي موقت و بيهدف آفريده باشد. تمام اينها از روي علم است، از روي حساب و ما دوباره زنده ميشويم. آن كساني كه به آخرت ايمان ندارند در عذاب و گمراهي آشكارند. گمراهي بالاتر از اين نيست كه انسان با داشتن عقل زندگي را منحصر در اين چند روز بداند. زندگي براي چيست؟ زندگي بيهدف نيست. چيزي كه انسان را از ناراحتيها كه هميشه دامن گير انسان است خلاص ميكند اعتقاد به قيامت است.
پيامبران الهي معتقد به اجر و پاداش قيامت بودند. قرآن ميگويد: همه چيزها و كارهايتان در خط بندگي خدا باشد كسب، تجارت، خوردن، خوابيدن و... انسان وقتي از حالات حيواني خارج ميشود كه در راه بندگي خدا حركت كند. همه چيز او براي خدا باشد. تزكيه يعني بنده خدا بودن اين فرد رستگار ميشود، ميرود تا به خدا
مي رسد و بنده خدا مي شود.
انسان وقتي از زندگي عادي گذر كرد فقط آن را به اندازه نياز استفاده كرد آن وقت تازه به اصل زندگي وارد ميشود و ميفهمد زندگي چيست متقيان آنهايي هستند كه خدا را ميپايند آنان در باغستانها هستند، بهشت دنيا قبل از بهشت موعود ، حالات بهشت گونه دارند، او در بهشت در وسعت است يعني در همه احوال در تنگي نيست، داشتن و نداشتن براي اين آدم مساوي است و اين توحيد است. خداست كه روزي را به هر كه بخواهد زياد ميدهد و به هر كه بخواهد كم ميدهد ، ما فقط مكلف به انجام تكليفيم .
آنچه مطلوب است، رحمت خداوند است آن خدايي كه رب السمواتوالارض و ما بينهما است، خدايي كه رحمتش همه جا را فراگرفته. روز قيامت كسي مالك خطاب نيست، آن روز كه روح و ملائكه صف ميكشند و كسي حرفي ندارد خطابي نميگويد: مگر بفرمان خدا، روز موعود در پيش است و ترديدي نيست پس هر كس ميخواهد به سوي خدا راهي پيدا كند و خود را مهيا كند تا روي رفتن به سوي حق را داشته باشد.
زندگي دنيا جز متاع فريب چيزي نيست و اصل آخرت است و داخل شدن در بهشت اگر انسان بخواهد فقط اين جسم را اينجا (دردنيا) نگه دارد و وسائل زندگي مادياش را فراهم بياورد اين نقص است اگر هدف ما اين باشد بيچارگي و پستي است. در صورتي كه آخرت بهتر است يعني آن زندگي بالاتر از اين زندگي است، آن زندگي الهي كه در بطن دين زندگي بايد آن را پيدا كرد آنچه در كتابهاي آسماني تعريف شده همين زندگي الهي است نه زندگي پست حيواني، زندگي پست حيواني آتش است.
تزكيه يعني بنده خدا بودن، يعني از حالات انسان (نفساني) درآمدن و وارد شدن در جرگه بندگي خدا مثال او آيات اول سوره مؤمنون است ، اين فرد رستگار ميشود ميرود و به خدا ميرسد و بنده خدا ميشود.
راه نجات فقط بندگي خداست ، آن است كه انسان را نجات ميدهد همه چيز را به او دادن و سپردن. بنده خدا هروقت گفت الحمدالله رب العالمين، لااله الا الله ، معتقد ميشود و اول خود را خلع سلاح ميكند و به خود ميگويد، من هيچ و هر چه هست اوست اولين قدم، از بين بردن تكبر است امام زينالعابدين عليهالسلام ميفرمايد: « خداوندا من با آن همه عبادات، در نزد تو از ذره هم كمترم» اگر اين رويه درست نشود ما هم درست نميشويم. و تا وقتي كه شيوه ائمهاطهارعليهمالسلام را كنار بگذاريم و به آن عمل نكنيم درست نميشويم.
وقتي مردم به خوشگذراني عادت كردند محكومند ، راه نجات يافتن ، رهايي از كبر است كه با عبادت و بندگي خدا حاصل ميشود حضرت اباعبدالله الحسين عليهالسلام ميفرمايد: «خداوند تبارك و تعالي دعوت بربندگي خدا ميكند كسي كه بنده خدا شد بنده غيرخدا نميشود.» بنده شهوت، بنده دنيا، بنده زن و... حتي امام صادق عليهالسلام در حال طواف كعبه ميفرمايد: الهي قِ شح نفسي الهي مرا از بخل نفس نجات بده . (مطالب معاد برگرفته از بيانات، جلسات عقايد و آثار حضرت آيتالله فاطمي دام ظله ) رضا قارزی
اصول اعتقادات اسلامي 4-امامت
امامت امتداد راه پيامبراكرم(ص):
از اصول دين ما امامت است؛ توحيد، عدل، نبوت، امامت، معاد. امامت يعني ما معتقديم كه بعد از پيغمبرصلاللهعليهوآله دوازده نفر وصي آن بزرگوار هستند كه هريك وظايفي داشتند، حاكم نگهبان دين و مفسر وحي بودند. اسلام واقعي به زبان ائمه اطهار(س) تفسير شده است .
در صلوات شعبانيه مقداري از مقامات ائمه اطهار صلواتاللهعليهم بيان گرديده است. بارالها صلوات مرا برمحمدوآل محمد بفرست آنها كه: شجره نبوت، موضوع رسالت، مختلف الملائكه آمدوشد ملائكه به خانه وحي بود، معدن علم بودند، اميرالمؤمنين، امام حسن عليهالسلام تا آخر معدن علماند، تمام علم در خانه محمدوآلمحمد صلواتاللهعليهم است.
الفلك الجاريه كشتيهاي جاريه، يأمَنُ مَنْ رَكبَها هركس سوار دراين كشتيها شد از غرق شدن در امان است. خدايا درود فرست بر محمدوآلمحمد صلواتاللهعليهماجمعين درود بسيار كه آن درود موجب خشنودي آنها باشد و اداي حق آنها بر ما شود. آنها كه پاكان بودند و نيكوكاران و اخيار هستند. خداوند اداي حق آنها را برما واجب كرده است. و واجب كرده است كه از اهل بيت صلواتالله عليهم اطاعت كنيم. ما تمام زندگيمان بايد طبق موازيني باشد كه محمدوآلمحمد گفته است. خدايا پيامبر را براي من شفيع مقبول الشفاعه قرار بده و طريق مستقيم هموار بسوي خود گردان، خداوند مرا پيرو آن بزرگوارانت گردان تا روزي كه به لقاء تو برسم تا اينكه روز قيامت را ملاقات كنيم در حالي كه از من راضي هستي، امامت و امتداد راه پيامبر اكرم صلاللهعليهوآله است.
انتظار فرج حضرت وليعصر(عج):
حقيقت وجود حضرت وليعصر(عج) مثل خورشيد روشن است، خورشيد پشت ابرو حقيقتي است انكار ناپذير. ايشان در گرفتاريها آمده و به داد شيعيان رسيده است و گاه افرادي از طرف ايشان ما مسلمانها تنها نيستيم امام زمان بالاي سرماست بزرگترين قوت ما وجود نازنين حضرت وليعصر(عج) است.
از اصليترين مطالب در مورد امام زمان(عج) اعتقاد به آمد نشان انتظار فرج و دعا براي فرجشان است. بار پروردگارا انقلاب اسلامي ما را به انقلاب جهاني وليعصر(عج) متصل بفرما ما را از اعوان و انصارش قرار بده، اسلام و مسلمين را نصرت عنايت فرما.
ولايت فقيه حكومت اسلامي:
اَطيعواالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم ( سوره نساء/ آيه 59). تمام مناصب امام معصوم(ع) به جز مقام عصمت و.... به ولي فقيه تفويض شده به نص آيه فوق و توحيد امام معصوم عليهالسلام و به تأكيد روايات، مرجعيت و حاكميت در زمان غيبت مانند تصرف در بيتالمال ، قضاوت، اقامه نمازجمعه و جهاد و جنگ در راه خدا است. جهاد رمز قدرت و عزت مسلمانان و به تعبير بهتر دريچه بهشت است كه به دست وليفقيه برروي امت باز ميشود. ملت ايران مانند قوم بنياسرائيل نيست كه سروصداي فرعون و فرعونيان اينها را تحت تأثير قرار بدهد امروز بايد ايران اسلامي شرق و غرب را به يوغ خود بكشد. امروز تمام كفر در مقابل تمام اسلام ايستاده بايد مسلمانان كاري بكنند كه در جهان سربلند باشند. تاريخ تكرار ميشود، الان هم مثل دوران حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام است الان هم ولايت فقيه عادل وجود دارد ولي مردم به طرف معاويه ميروند وعده كمي دور عليعليهالسلاماند معاويه صفتها ظاهرشان را درست ميكنند ولي باطنشان خراب است.
جامعه اسلامي به معناي حقيقي آن دوران امام زمانعجلالله تعالي درست ميشود (تحقق خواهد يافت) مسلمانان بايد قيام كنند آمريكا دارد عزت اسلام را لگد مال ميكند واجب است از مرزهاي اسلامي دفاع كنيم كافر آمده در مرزهاي اسلامي آماده باشيم براي جهاد بايد پشت سر رهبرمان حركت كنيم، ما به ياري خدا قدرت داريم كفار(آمريكا و...) را از كشورهاي اسلامي بيرون كنيم. برويد از رهبر حكم جهاد بگيريد، امروز جهاد برعليه كفار واجب است، ما مسلمانها تنها نيستيم امام زمان(عج) بالاي سرماست.
«واعدولهم ما استعطعتم من قوه . و من رباط الخَيْل ترهبون به عدوالله و عدوكم»
ترجمه: هرچه ميتوانيد نيرو بر عليه آنها آماده كنيد....
آمادگي داشته باشيم اگر رهبر حكم جهاد بدهد برويم و به كمك امام و رهبرمان حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي حركت كنيم و نام امريكا را براي هميشه دفن كنيم 1.
چند مطلب 2:
- پيامبراكرم(ص) پيش از وفات خود به امر خدا، حضرتعليعليهالسلام را به جانشيني برگزيد و بارها او رابه مسلمانان معرفي كرد و از آنان خواست با او بيعت كنند و قبول خلافتش را اعلام كنند و چنين نيز شد.
لذا پيامبر اكرم اهلبيت(ع) در حديث ثقلين را قرين عدل، مفسر و مبين قران معرفي نموده و روز 18 ذيحجته سال دهم هجري در غديرخم حضرتعلي(ع) را بر تمام مسلمانان اعلام و از آنان بيعت گرفت.
1 ) بخش امامت برگرفته از بيانات و آثار حضرت آيتالله فاطمي رحمه الله علیه
2) از كتاب معرفت ديني شماره 23
اصول اعتقادات اسلامی 3-نبوت
« هو الّذي بعث في الاميين رسولاً منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» ترجمه: « اوست خدايي كه ميان عرب امي پيغمبري بزرگوار از همان مردم برانگيخت تا برآنان آيات وحي خدا تلاوت كند و آنها را از لوث جهل واخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي بياموزد با آنكه پيش از اين همه در ورطهي جهالت و گمراهي بودند» .(سوره جمعه / آيه2)
اصل نبوت يكي از اصول ماست و زندگي ما روي اين پايهها و اصول است ما معتقديم خداوند براي بشر پيامبر فرستاده كه اولين آنها حضرت آدم صلواتاللهعليه و خاتم آنها حضرت محمدصلاللهعليهوآله است. كاري كه پيامبر انجام ميدهد عمده كار پيامبر در آيه فوق بيان شده است، اولين كار پيامبراينست كه نشانههاي توحيد، عدل، حساب و... را براي مردم بخواند، دومين كار پيامبر اين است كه مردم را تزكيه كند در آيات مختلف قرآن كريم ميخوانيد قدافلحمن تزكي، در جاي ديگر ذلك من تزكي، اين جزاي كسي است كه تزكيه شده است.
پيامبر آمده حالات حرص، حسد و آز و تندي و ستيز و....را كه گرفتاري انسانها هم همين است را از آنها بردارد. انسان تزكيه نشده حريص است جمع مي كند و خرج نميكند. مردم ناراحتند، زن و بچه ناراحت است اين زندگي خراب است. جهنم است. پيامبر آمد. اين حالات را از انسان ببرد اين معني تزكيه است. كه اگر انسان آن برنامه عبادي كه آورده عمل كند اين حالات از او دفع ميشود.
متقيها آنانند كه خدا را ميپايند آنها در باغستانها هستند. آدم متقي همه جا براي او باغ است، خانه بازار و... و زندگي مبدل به بهشت ميشود قبل از بهشت موعود دنيا برايش بهشت است و در وسعت است يعني در همه احوال، خواندن قرآن حالات تزكيه را در انسان ايجاد ميكند. آيات قرآن واجب است خوانده شود حضرت علي(ع) ميفرمايد: برهر مسلماني واجب است روزي 50 آيه بخواند . 1
حضرت امام رضاعليهالسلام : اگر كسي بگويد: « چرا خداوند شناخت پيامبران و اقرار و اعتراف به اطاعت آنان را بر مردم واجب كرده است؟» در پاسخ بايد گفت: از آن جا كه در آنان چيزي كه مصالحشان را به گونه اي شايسته برآورد نيست و پروردگار والاتر از آن است كه با چشم ديده شود-تا مردم مصالح خويش را بيواسطه از او برگيرند- و ناتواني و عجز آنان از ادراك و آشكار است، چارهاي جز آن نيست كه ميان خداوند و خلقش پيامبري معصوم باشد تا امر و نهي و آداب او را به آنان برساند و آنان را به چيزهايي كه به واسطهشان منافع خويش را به دست آوردند و ضررها را دفع مينمايند آگاه سازد.» بحارالانوار ج11ص40
ويژگيهاي پيامبران الهي :
پيامبران الهي، ويژگيها و برتريهايي بر ديگر انسانها دارند كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميشود :
1- وحي: پيامبران افزون بر برخورداري از دو نيروي ادراك حسي وعقلي به نيروي ديگري به نام وحي مجهزند كه هيچ گونه خطا و اشتباهي در آن راه ندارد. علم آنان از مبدأ هستي محيط برتمام كائنات افاضه ميگردد به گونهاي كه پيامبر درس نخواند. با نزول وحي از والاترين معارف و قوانين براي رشد و تكامل و اداره جامعه بشري آگاه ميشود.
2- عصمت : عصمت به معناي دوري از هرگونه گناه عمدي و سهوي و اشتباه است. البته آنان انسانهايي مختار و در انتخاب كار خوب يابد آزادند ولي در همان حال به هيچ گناهي آلوده نيستند. اين ويژگي پيامبران، شايستگي اعتماد را به تمام و كمال به آنان ميبخشد. پيامبران كسانياند كه به اوج بندگي رسيده و خداوند آنان را برگزيد و از آغاز آفرينش انسان، كه شيطان در پي گمراهي كردن فرزندان آدم برآمد از گمراه او به دور بودهاند. عصمت پيامبران به بينش و درجه يقين و ايمانشان مربوط است.
3- رهبري بيمانند: پيامبران براي برپايي قسط و عدالت و هدايت انسانها به توحيد و خداپرستي و مبارزه با طاغوت به پا ميخيزند و با بيدار كردن نيروهاي خفته و شكوفا نمودن استعدادها و گسيختن غل و زنجير از دست و پاي مردم ستمديده، چنان دگرگوني و تحول در جامعه پديد ميآوردند كه آثار كوششهاي آنان براي هميشه به جاي ميمانند چنان كه بيشتر قهرمانان حماسههاي قرآني را پيامبران تشكيل ميدهند و قرآن با بازگو كردن حماسه رهبري و دعوت پيامبران به توحيد و مبارزه با ظلم آنان را به عنوان نمونههايي آرماني به مردم معرفي ميكند و در سوره انعام پس از نام بردن از هيجده پيامبر ميفرمايد: « آنان كسانياند كه خداوند هدايتشان كرده پس به هويت آنان اقتدا كن.» و بايد گفت كه سامان بخشيدن و به حركت درآوردن و به حركت درآوردن نيروهاي خفته در نهان انسان در جهت رضاي خدا و صلاح بشريت تنها از عهدهي پيامبران الهي برميآيد.
4- خلوص و قاطعيت: از ديدگاه اسلام ارزش هركاري در گرو خلوص آن كار براي خداست و پيامبران از آن جا كه از سوي خدا برانگيخته ميشوند رسالت الهي بردوش دارند. در كار خود انگيزه و هدف جز تحصيل رضاي خداوند ندارند. از اين رو چنان استقامت و پايمردي از خود نشان ميدهند كه در تاريخ بينظير است و اين جز از گذر خلوص نيت و پشتوانه الهي صورت نميپذيرد. قاطعيت و استواري پيامبران معلول همين خلوص نيت و الهي بودن است.
5- مبارزه با ظلم: قرآن كريم ميفرمايد: « (پيامبري كه) آنان را به نيكي امر ميكند و از زشتي باز ميدارد و پاكيزهها را برآنان حلال و پليديها را برآنان حرام ميكند و قيد و زنجيرشان را برميدارد.»
راههاي شناخت پيامبران الهي
از سه راه ميتوان بهره جست :
1- يافتن نشانهاي در شخص پيامبر كه دليل بر ارتباط با خدا باشد و اين را «معجزه» گويند ؛
4- معجزه: كاري كه به اراده خداوند برخلاف عادت و طبيعت به وسيلهي شخص مدعي پيامبري انجام ميشود به گونهاي كه ديگران از انجام مثل آن عاجزند.
5- گردآوري قراين : از مهمترين قوانين براي شناسايي پيامبران: الف- مطالعه دربارهي گذشته شخص مدعي پيامبري ب- بررسي محيط دعوت ج- محتواي آيين 4- پيروان 5- ايمان به گفتههاي خود.
6- گواهي پيامبران پيشين يا معاصر: از جمله آيات برنبوت پيامبر ما : (سوره صف/6- سوره اعراف/157) 1 رضا قارزی
1) برگرفته از جلسات اصول عقايد آيت الله فاطمي
1) كتاب معرفت ديني ، ج 23
اصول اعتقادات 2-عدل الهي از آثار و بیانات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمه الله علیه
عدل در تكوين : « وَ السماءَرَفَعَها وَ وَضَع الميزانَ » و آسمان را برافراشت و ميزان را قرار داد. سوره الرحمن آيهي 7 «رَبنا الذي اَعطي كُلَّ شَيءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدي» پروردگار ما كسي است كه به هرچيزي آفرينش ويژه همان را داده و سپس آن را هدايت نموده است. (سوره طه/ آيه50)
عدل در تشريح: «لا يُكَلِّفُ الله نَفساً اِلّا وسعَها» خدا بر هيچ كس مگر بر قدر توانايي او تكليف نميكند. (سوره بقره/ آيه286)
« وَ ما جَعَل عَلَيكُم في الدّينِ مِن حَرَجٍ» و در دين كاري سخت برشما ننهاده است. (سوره حج/ آيه78)
رسول اكرم صلاللهعليهوآله ميفرمايند: « از امت من نُه چيز برداشته شده است... و (يكي ازآنها) چيزهايي است كه بدان اضطرار يابند.» ( بحارالانوارج58 ص325 )
عدل در جزا : «اَفَنَجعَلُ المُسلمينَ كالمُجرمين» آيا مؤمنان را همچون مجرمان قرار ميدهيم. (سوره قلم/ آيه35)
«مؤمنان خانهنشين – كه زيان ديده نيستند- با آن مجاهداتي كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد ميكنند يكسان نيستند- خداوند كساني را كه با مال و جانشان جهاد مي كنند به درجهاي به خانهنشينان برتري بخشيده است.»
(سوره نساء/ آيه95)
«فَمَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّهٍ خيراً يَرَه و مَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَهٍ شَرّاً يَرَه» پس هر كس هموزن ذرهاي، نيكي كرده باشد (پاداش) آن را خواهد ديد و هركس هموزن ذرهاي بدي كرده باشد (كيفر) آن را خواهد ديد. (سوره زلزال/ آيه 7و8)
«وَمن جاءَ بِالسَّيئَهِ فَلا يُجزي اِلّا مِثلَها» و هركس گناهي انجام دهد تنها مانند آن جزا داده ميشود. (سوره انعام/ آيه160)
قرآن و اختيار انسان :
علاوه بروجدان، آيات فراواني از قرآن به آزادي و اختيار انسان گواهي ميدهند كه ميتوان آنها را به چند دسته تقسيم كرد:
الف: آيات مربوط به رسالت پيامبران و دعوت انسان به آئين حق با انذار و تبشير (كه) اگر از نظر قرآن انسان مختار و آزاد نميبود ارسال پيامبران و دعوت آنها بيهوده ميبود.
ب: آياتي كه به صراحت از اختيار و آزادي انسان در پذيرش يا نفي ايمان سخن ميگويند. از جمله: (سوره دهر/آيه3- سوره كهف/ آيه29.)
ج: آياتي كه ايمان اجباري را خواست خدا نميدانند و آن را نكوهش ميكنند: از جمله آيات: (سوره شعرا/آيه3و4- سوره انعام/ آيه107)
د: آياتي كه پيامبران را تنها دعوت كننده، راهنما و ترساننده ميشمرند. از جمله آيات: (سوره شوري/آيه 48- سوره غاشيه/ آيه 21و22) 1
« هر كه نيكي آورده ، ده برابرش براي اوست و هر كه بدي آورده جزا داده نميشود (مگر مثل همان) و عدل آن است كه ثواب عمل نيك را نيك دهند به همان قدر و جزاي بد را بد به همان قدر» و جناب نبوي صلياللهعليهوآله فرمودند كه:
« احدي داخل بهشت نميشود به عمل خود، مگر به رحمت حق عزوجل» 2
« خداوند عادل است، خداوند يك ذره هم ظلم نميكند چه ظلم به موجود چه ظلم به انسان، اين اعتقاد آرامش بخش است انسان در هرحال كه باشد مي داند حقش محفوظ است. نتيجه كار اين است كه هيچ كس از حقش محروم نميشود و به يك ذره هم ظلم نميشود. هيچ موجودي در عالم بيحساب نيست عدالت هم معنايش همين است بالعدل قامت السموات و الارض زمين و آسمان روي عدالت است ، روي اعتدال است . آسمان و زمين را بدون ستون آفريد يك اعتدالي در كار است عدالت هم معنايش همين است . عدالت الهي آن است كه هر كاري و هر موجودي را كه آفريده در موقعيت مناسبش قرار داده. هركاري كه اين زيبايي عالم را به هم بزند خلافست و در برابر اين زيباييها در عالم است. كه از آن جمله آثار سوء و مضرات تجهيزات و وسايل صنايع غرب حاضر در جهان است.
حديث دارد: خداوند عالم را آفريد خواست اين عالم را كوچك كند (ماكت عالم را بسازد) انسان را آفريد. انسان خلاصه جهان است. در رأس عادلين ائمهاطهار(س) هستند . » 1
1) كتاب معرفت ديني ، ج 23 بحث عدل الهي
2) مجموعه آثار شيخ صدوق ، ص 108 و 109 ، باب اعتقاد در عدل الهي
1) آثار و جلسات آيت الله فاطمي
اصول اعتقادات اسلامي1 -توحید
- توحيد آن است كه خالق آسمانو زمين و آنچه بين آنهاست خداي واحد است نه تنها خلقت، تدبير هم از آن خداست تمام كارها، تمام حوادث ، چه حوادث شخصي و چه اجتماعي همه زير نظر خدا و به اراده خداست.
- نخستين گام در راه دينداري و عبادت خدا شناخت خداوند و اساس شناختن ، يگانه دانستن اوست.
- لذت بندگي خدا و عبوديتش بهترين و والاترين مقام است.
- توحيد يعني هرچه هست اوست كسي كارهاي نيست مگر به اجازه او . توحيد همان سوره قلهواللهاحد است.
- توحيد يعني كارها براي خدا باشد براي بندگي او كه براي همين آفريده شدهايم «ما خلقت الجن و الانس الابيعبدون» انسان وقتي به اين خط آمد تعبير همان صراط مستقيم است.
- خدا از انسان دور نيست اما اين انسانها هستند كه با خدا فاصله دارند و از خدا دورند عامل آن هم هواي نفس است ( تكبر، حرص، حسد و... ) انسان وقتي درست ميشود كه از اين جاذبه دور شود بندگان خدا آنانند كه خدا را شناختند و در راه طاعت آن حركت كردند .
- شكوفايي انسان در توحيد است توحيد انسان را برپا مي دارد و شكوفا مي كند .
- خداوند با تمام ذرات عالم است و از يك ذره هم دور نيست با هر ذره هست نه بطور قاطي و از هر چيز جداست نه به طور دوري، مثل او چيزي نيست اما او بصير و شنوا است، درد ما را ميداند و احتياجمان را ميفهمد و ما در محضر او هستيم.
- بالاترين مرتبه شكر گزاري خداوند «فنا فيالله» است يعني خداوند همه چيز را به ما داده پس همه چيز ما براي او ، در راه او باشد و ذوب شدن در خداوند و رسيدن به بقاءالله اين همان عبوديت و بندگي خداست. هرچه انسان خود را در مقابل خداوند بشكند به خدا نزديكتر ميشود. خداوند نقش انسان را در قرآن بيان ميكند و كسي كه قرآن بخواند راه و رسم انسان را مييابد. پس اگر اين (طور) نباشد اسفلالسافلين است وقتي انسان خدا را به بزرگي ياد كرد غير خداوند (پول، ماشين، شهوت و....) در نظر او كوچك ميشود دنيا برايش كوچك ميشود و خداوند در نظر او بزرگ، اين بهشت است و حالات بهشتي، بهشت موعود دنيا قبل از بهشت جاوداني اما اگر انسان خدا را فراموش كند پرده كفر ضخيم ميشود و همين انسان باهوش طوري پردههاي كفرش ضخيم ميشود كه ديگر خدا را نميبيند و وقتي به اين حالت رسيد ديگر انذار و عدم و انذار برايش فرقي ندارد و آنگاه كه انسان شقي شد ديگر صلاحيت هم ندارد، «ختماللهعلي قلوبهموعليسمعهموعلي أَبْصارِهم غشاوه و لهمعذاب عظيم » .
- خداوند بردباري ميكند آنچنان كه گويا نميداند و اغماض ميكند كه گويي نديده است و ميپوشاند كه گويي بر او عصيان نميشود براي عقوبت عجله نميكند به لحاظ كرمش و اغماض و حلمش.
- الله بالاتر و والاتر است از اين كه وصف كنندگان او را درك كنند با صفاتي كه او موصوف است به آن و جز اين نيست كه وصف كنندگان به اندازه خودشان وصف ميكنند نه اندازه عظمت و جلال او، خداوند ولاتر از آن است كه وصف كنندگان او را درك كنند خداوند از بندگان خود غني است، احتياج به عبادت بندگانش ندارد ولي انسان موظف است تكليف خود را انجام دهد، زندگي ما بايد زندگي محمدوآلمحمدصلاللهعليهوآله باشد 1 .
چند روايت در باب توحيد
چند نكته در توحيد:
در باب تزكيه (خودسازي)[8]
آري اسلام با تعليماتش با مقررات روزمرهاش، نماز، زكوه، حج، جهاد و... حتي كساني را كه سواد خواندن و نوشتن هم ندارند نيز به اين مقام ميرساند دنيا و زيبائيهاي آن اگر در چشمها صغير و ناچيز باشد ديگر جايي براي حرص، بخل و حسد و ديگر حالات رذل جهنمي باقي نميماند و زندگي بهشت گونه ميگردد پيامبر اكرم (ص) فرمود : هركس به فقرش صبر كند روز قيامت با من خواهد بود.
1) جلسات و آثار حضرت آيت الله فاطمي دام ظله
2) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 125 ، اخبار و روايات نقل شده از اهل بيت در اين مسائل بسيار زياد است .
3) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 129
[3])بحارالانوار ، ج 2 ، ص 94
[4]) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 92
[5])شيعه در اسلام ، علامه سيد محمد حسين طباطبائي ، بخش سوم
[6])طهارت روح برگرفته از آثار علامه شهيدمطهري
[7]كتاب اصول عقايد آيت الله مصباح يزدي
[8]برگرفته از جلسات اصول عقايد و تفسير آيت الله فاطمي
[9]جزاء من تزكي/ طه 76