بهتر است فرش مسجد سنگريزه باشد به قلم حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي  دام ظله:

كه بهترين وسيله براي تميز نگهداشتن مسجد است زيرا هر ناتميزي در آن دفن مي‌شود،[1] رواياتي در اين باره آمده و مساجدي كه عصر رسول‌الله‌(ص) و بعد از آن عصر نيز تا اين اواخر بوده چنين بوده است در سال 1354 شمسي كه توفيق تشرف به زيارت خانه خدا يافتم فرش مسجدالحرام به همان كيفيت سنگريزه بود، كردبنديهايي و در وسط سنگريزه تميز، و در همان سال مسجد خيف واقع در مني كه تجلي‌گاه مجد وعظمت خداوند براي ابراهيم بود « وَ بمَجدِكَ الذّي تَجَلَّيتَ بِهِ لِموسي كَليمِكَ عليه‌السلام في طُورِ سَينا وَ لاِبراهيمَ عليه السلام مِن قَبلُ في مسجدِ الخفيف » (فرازي از دعاي سمات) مسجدي با صفا آرام ساكت وتميز نه پاسباني نه سرايداري و لازم هم نبود، هركس در گوشه‌‌اي روي سنگريزه تميز نماز مي‌خواند يا خود سجاده‌اي زير پايش مي‌انداخت و عده‌اي هم دراز كشيده مشغول استراحت بودند.

اينها همه قبل از انقلاب اسلامي ايران بود، به سال 1371 شمسي كه بار ديگر توفيق تشرف جهت اعمال عمره حاصل شد، روزي به شوق نماز در مسجد خيف راهي مني شديم به قول معروف اگر شما در آنجا نماز خوانديد ما هم خوانديم، مسجد را خراب كرده بودند، ببخشيد نه به آن معني بلكه ساختماني بسيار عالي با دروپيكر طاغوتي كه فقط از آن پنجره‌هاي مدرن سلطنتي مي‌شد اندرون مسجد را نگاه كرد، چه فرشها و چه چلچراغ‌ها اما نماز، بي‌نماز، گفتند فقط در مراسمي باز مي‌شود.

بلي اين است نتيجه تخلف از شيوه رسول‌الله(ص)، متأسفانه امروز در كشور ما نيز بعضي از مساجد بي‌شباهت به آن وضع نيست[2].

رسول خدا(ص) براي هدايت مردم بسيار حريص بود

« لَقَدجاءَكُم رَسولٌ مِنْ اَنْفُسِكُم عَزيزٌ عَليهِ ماعَنتُم حَريصٌ عَلَيكم...»(سوره توبه/آيه 128)

تا جاييكه اگر مي‌توانست نقبي در زمين يا وسيله‌اي براي رسيدن به آسمان بدست مي‌آورد تا آيه و نشانه‌اي براي هدايت مردم تهيه كند اين كار را مي‌كرد. در آيه 35 سوره انعام چنين آمده: « وَ اِنْ اِستَطَعْتش اَنْ تَبْتَغي نَفَقاً في الارضِ اَو سُلِّما في السَّماءِ فَتَأتيَهُم بِايه...» اين چنين شخص مسجد را آن طور كه مؤثر مي‌دانست بنا كرد و خداوند تبارك و تعالي ما را به تبعيت از آن طرح هدايت فرموده:

« لَقَد كانَ لَكُم في رَسُولُ اللهِ اُسوَه...»  (سوره احزاب/آيه 28)

ليكن در طول تاريخ تحولاتي روي داد و هركس به سليقه خود مسجدي ساخت و براي به  اصطلاح تعظيم شعائر نقش نگاري در آن انداخت، اساس و ريشه‌اي اين تحول به سال 857 قمري روي داد و آن با تبديل كليساي صوفيه قديسه توسط سلطان محمدخان ثاني به هنگام  فتح استامبول به مسجدجامع بود كه به نام مسجد آيا صوفيه معروف شد، آن پادشاه يك مناره و يك مدرسه با آن افزود و سلطان با يزيد مناره ديگري ساخت و مدرسه را وسعت داد، و ديگر مسجد سليمانيه است كه به نخبه‌ترين اثر معماري اسلام معروف شده و آن مسجد در واقع شكل و تكامل يافته مسجد اياصوفيه است بنابراين معماري به اصطلاح اسلامي اين چنين از طريق قسطنطنيه (استامبول فعلي) هويت پيدا مي‌كند، در صورتي كه به حسب واقع تكامل يافته‌ي معماري يوناناست تا معماري اسلامي، و بعد از قرن هفتم هجري هركس مسجدي مي‌ساخت نقش و شكل نسبي اين دو مسجد را در آن پياده مي‌كرد و مردم هم آنها را به حساب معماري اسلامي تلقي مي‌كردند در صورتي كه اسلام به چنين معماريها روي خوش نشان نداده بلكه نهي هم كرده است، معماري اسلام چيز ديگري است، شأن اسلام بالاتر از اين است كه در گل ولاي، سنگ و آجر معماري كند.

معماري اسلام در بعد معنوي انسان است

انسان عجول، انسان هلوع، انسان در ماديت غوطه‌ور شده را بالا مي‌آورد و عروجش مي‌دهد، انسان در ضرر و خسران فرورفته را، و بطور خلاصه اسلام آمده از انسان آسيب‌پذير موجودي آسيب‌ناپذير بسازد، شخصيتي آرام ومطمئن، مقاوم بار بياورد، شخصيتي كه در سراسر هستي براي او كمترين اضطرابي پيش نيايد نه تنها زلزله‌هاي منطقه‌اي[3] زلزله بزرگ و عظيم قيامت هم در روح بزرگ او خلل ايجاد نكند بلكه تب سم كند و بخندد و از: « وُجُوهُ يَومئذٍ مُسفِره، ضاحكه مُستَبشِره»  (سوره عبس/آيه39)

امام چهارم در دعاي ختم قرآن در خواست مي‌كند: و به سبب قرآن سهمناك‌ترين روز كه يوم فزع اكبر و روز حشر ما است جامعه امان بر ما بپوشان « وآكسُنا به حلل الامان يوم الفزع الاكبر في نشورها» فرازي از دعاي 42 صحيفه سجاديه. همينطور بعدها، هركس چراغي فرشي، كناره‌اي خيرات نموده و خلاصه به جايي رسيده كه امروز مي‌بينيم كه اين تشريفات سليقه‌اي و شخصي نه تنها به مسجد رونق نداده بلكه برعكس شده.

امروز آنچه از مسجد به ذهنها مي‌آيد:

محلي نمور، فضاي حبس شده، بوي ناراحت كننده، ولو به ظاهر جارو شده ولي اكثراً زير فرشهاي كمتر رسيدگي مي‌شود ديوارهاي مسجد در طول مدت آلوده و چرك، ستونها همچنين در بعضي از مساجد آنقدر فرش و پشتي گذاشته كه شباهت به خانه پيرزني دارد كه چند شوهر را از دست داده و از هر يك اثاثيه‌اي بر ارث برده است و حوصله‌ي تميز كردن هم ندارد.

اي خوشا نماز در فضاي باز:

پانزده سال نماز جمعه در دانشگاه تهران تجربه خوبي شد كه امروز هم مي‌توانيم به رسول‌الله(ص) تاسي كنيم و مثل آن حضرت كه دوست داشت زير آسمان نماز بخواند و كمتر زير سقف و چادر مي‌رفت، در اين مدت مردم در همه فصلها نماز خواندند در گرماي تابستان سرماي زمستان، در باد و باران، مردم مجهز و آماده در صفهاي نماز حاضر شدند برف و باران را تحمل كردند، همچنان كه آن روز در مسجد رسول‌الله(ص) به چكه زمستاني، تحمل مي‌كردند.

 

خلاصه بحث اين قسمت :

مساجد در هر كجا كه باشند شعبه‌اي شعاعي از كعبه معظمه و مسجد الحرام هستند كه هميشه و همه وقت پناهگاه و مأمن مردم مي‌باشد « وَ اِذ جَعَلنا مَثابه لِلنّاس وَ اَمناً» (سوره بقره/آيه 126) خيلي زننده و زشت مي‌نمايد كه ساعتهشت صبح مثلاً  همه جا و همه درها باز باشد اما در خانه خدا بسته شود، براي جواناني كه داراي طينت پاك هستند بهترين جا جهت پركردن اوقات فراغت مسجد است، پيرمرد بازنشسته‌اي كه از خانه‌اش بيرون آمده بهترين جايي كه او را به خود مي‌پذيرد مسجد است.

از فوايد آمد و شد به مسجد مهمترين، ديدار يار است

امام صادق(ع): در توريه نوشته شده خانه‌هاي من در زمين مسجده‌ها مي‌باشند، خوشا كساني كه در خانه خود طهارت گيرد و سپس مرا در خانه‌ام زيرات كند و حق است بر مزور كه زائر را اكرام نمايد.

علي عليه‌السلام وقتي به درب مسجد مي‌رسيد پاها را جفت مي‌كرد و با آيه‌اي از سوره الرحمن مناجات نموده سپس نجات خود را از آتش طلبيده تمناي ديدار مي‌نمود: « يَسئلَهَ مَن في السماواتِ وَ الارضْ كُلَ  يَوم هُوَ في شأنِ، اللهم وَ ليكُن مِنْ شِأنِكَ شَأنُ حاجَتي وَ هِيَ عِتقُ رقَبَتي مِنَ النارِ وَ اَنْ تُقبِلَ عليَّ بِوَجهِكَ الكَريم» و از آن حضرت آمده هر كس به مسجد آمد و رفت كند به يكي از اين هشت خصلت مي‌رسد برادري كه در راه خدا بدست آورده يا دانستني طرفه و ظريفي، يا آيه محكم از قرآن، يا كلمه‌اي شنود و او را هدايت كند يا به رحمتي كه انتظارش را داشت، يا كلمه‌اي كه او را از سقوط باز گرداند، يا گناهي را از ترس يا از حيا ترك كند، و منافع ارزشمند دنيوي و اخروي ديگري كه تفصيل آنها را در كتابهاي روايتي مانند وافي و وسائل مي‌خوانيم.

در خاتمه آرزو دارم و از خداي بزرگ توفيق اين را مي‌خواهم:

شهركي با مشخصات فوق كه از منابع هدايتي قرآن و اهل بيت(ع) استفاده شده كنار تهران ساخته شود و مساجدي به مانند مسجدالحرام، مسجدالنبي و مسجدالخيف در آن به نمايش درآيد بمنه و كرمه به دست ياري مردمي آزاده كه از استحفاف دشمن احساس خفت نكنند « وَ لا يَستَخِفَنْكَ الذينَ لا يُؤمِنونْ[4]» ودشمني كه خود دو هزار سال ارتجاع دارد و با آمدن رسول‌الله و قرآن كريم از دين منسوخ خود بر نمي‌گردد. اما كلماتي مانند بنيادگرا و ارتجاع را حربه قرار داده حمله مي‌كند نترسند م وَ لَمْ يَخشيَ اِلا الله 919»[5] و با كمال جرأت و شجاعت به ساخت خانه و مسجداسلامي و اهل بيتي خود پس از آنكه فساد گرايش به غرب را در معماري ديد برگردد « ظَهَرَ اَلفِسادُ في البِّر و البَحر... لَعَلَّهم يَرجعون [6]»

 

 

 


1- انسان طبعاً آشغال ريز است هر روز به طور متوسط بيست عدد از موهايش مي‌ريزد، در مسجد دست به سروصورت كه مي‌كشد بفهمي‌نفهمي ذرات فرسوده شده بدنش در كف مسجد مي‌نشيند در حرف زدن و حتي قرآن خواندن گاهي بزاق دهنش فواره‌وار بر كف مسجد سرازير مي‌شود، مضافاً به اينكه عرق كف پا و آلودگي‌هاي ديگر، خلاصه بي‌پرده بايد اذعان كنيم كه امروز مساجد ما ناتميز و از لحاظ تنفس ناسلام است، مردم فقط براي خشنودي خداوند و اداي فرائض به مسجد مي‌آيند و فضاي عفوني مسجد به خصوص در حال سجده را متحمل مي‌شوند در حالي كه مسجد جاي مقدس و جايگاه پاكان است. در سوره توبه آيه 108 را مي‌خوانيم « فيه رِجالٌ يُحبُّون اََن يتطهروا وَ الله يُحبُّ المُطهَّرين » در آن مسجد مرداني هستند كه مي‌خواهند پاك شوند و خداوند پاكان و پاك كنندگان را دوست دارد.

چاره‌ي همه‌ي اينها در تبعيت از رسول(ص) خدا است كه مسجد را بي‌سقف و بي‌پيرايه قرار داد و فرش مسجد را سنگريزه كه همه‌ي ناپاكي‌ها را در خود دفن مي‌كند. بلي بهتر است تعدادي زيرانداز (جانماز حصيري) در كنار درب ورودي مسجد مهيا شود تا هركس خواست زيرانداز خود قرار دهد و موقع بيرون آمدن از مسجد سرجاي خود بگذارد والا روي سنگريزه نماز خواندن واعضاي سجده را مثل پيشاني بر زمين گذاشتن فضيلت دارد چنانچه در روايات آمده است.

ناگفته نماند چيزي مثل فرش و پشتي به مسجد وقف كردن كراهت دارد در حديث شبيه شده به آتش‌پرستان كه به آتشكده وقف مي‌كردند و ديده نشده در روايات از ائمه اطهار چيزي به مسجد وقف كنند در حالي كه چقدر براي فقرا حضرات سلام‌الله عليهم وقف‌ها كرده‌اند.

1- خواب در مسجد: براي توقير و احترام مسجد بهتر است كه نخوابند اما اگر مضطر است يا مسكين كه جايي ندارد جايز است حتي در مسجدالحرام و مسجدالرسول، از امام صادق عليه‌السلام پرسيدند: خوابيدن در مسجدالحرام و مسجدالرسول چطور است؟ فرمود بلي «فَاَين يَنام الناس» پس مردم در كجا بخوابند در خبر ديگر فرمود آيا مردم را چاره ديگري هست جز خوابيدن در مسجدالحرام، بخوابند اشكال ندارد الحديث.

1-  زلزله از ديدگاه يك مسلمان آفت نيست گو اينكه حتي آب هم ممكن است آفت باشد و باد نيز طوفان گردد و بنيان را بكند، زلزله سخن وحي گونه دارد « يَومئذٍ تُحَدِثُ اَخبارَها، بِاَنَّ رَبُّكُ اوحي لَها» (سوره زلزال) زمين در حين زلزله مي‌گويد: فقط به خدا تكيه و در من به اميد ماندگاري اخلاد نكنيد به قدر ضرورت از من بهره برداريد خانه‌اي كه شما را آرامش دهد و از سرما و گرما حفظ كند، ضرورت ندارد سقف سنگيني داشته باشد.

سخن پيغمبر هم همين است از رسول خدا(ص) نقل شده: هر بنايي كه بنا شود براي صاحبش روز قيامت و بال است. مگر به مقدار ضرورت و احتياج مبرم و اجازه نداد به مسجدش سقف بزنند به جهاتي از جمله زلزله كه هميشه در كمين است، در زلزله اگر خانه‌اي خراب شود فقط يك خانواده آسيب مي‌بينند اما در مسجدي كه همه در آنجا جمع‌اند چه مي‌شود...

سخن زمين در حين زلزله سخن انبياست آخرين سخن است « آخر الدواء الكي» سخن انبياء اين است كه دنيا را موقت و معبر حساب كنيد به قصد ماندن كارهايي انجام ندهيد كه موجب محبت دنيا باشد كه محبت دنيا رأس هر خطااست از جمله خطاها  درنده خوئي و سگ ساني است. در سوره اعراف پيغمبرش دستورمي‌دهد داستان اين چنين شخص را بر مردم بخواند، كسي كه آيات به اداده شده بود اما او به دنيا گرائيد و به هوا و هوس خود پيروي نمود آري داستان او همچون استان سگ است...« وَ لكنَّهُ اَخْلَدَ الي الارضِ و اَتبع هَواهْ فَمَثَلُه كَمَثَل الكلب» (آيه176)

حضرت صالح و حضرت هود نيز چنين مي‌گويند: سوره شعرا در مجموعه آيات 123 الي 159

« اَتَبتُونَ بِكُل ريع آيهً تَعبَثُون وَ تَتَخِذُونَ مَصانعً لَعَلَّكُم تَخْلُدون وَ اِذا بَطَشتُم بَطَشتُم جبارين فَاتَّقواالله وَ اطيعُون»

آيا در هر بلندي بنايي از سر بازيچه مي‌سازيد؟ و ساختمان‌ها و قصرهاي محكم، به اميد اينكه جاودان بمانيد مي‌سازيد. و چون دست گشاييد همچون زورگويان دست گشاييد پس خدا را بپاييد و از من پيروي كنيد.

1- « َاصبِر اِنَّ وَعدالله حقٌ و لا يستخفَنَّكَ الذينََ لا يومنون» (سوره روم/آيه 60) پس صبر پيشه كن كه وعده خدا حق است و هرگز كساني كه ايمان ندارند تو را خشمگين نسازند و خفيف نكنند و از راه به در نبرند.

2- مساجد خدا را فقط كساني آباد مي‌كنند كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و نماز را برپا داشته و زكاه مي‌پردازند و از هيچ كس جز خدا نترسيده‌اند و چه بسا ره‌يافته باشند « اِنَّما يُعَمِر مَساجِدَ اللهِ مَنْ آمنَ بِاللهِ وَ اليومِ الاخِر وَ اَقامَ الصلوه وَ اِليَ الزكاه وَ لَمْ يَخْشَ الا الله فَعَسي اُولئكَ اَن يَكونوا مِنَ المُهتَدين»

1- « ظَهَرَ الفِسادُ في البرِ والبحر بِما اَيدي النّاس لِيُذبِهم بَعضَ الذي عَمِلوا لَعَلهُم يَرجعون» (سوره روم/آيه41) فساد در خشكي و دريا به خاطر كارهايي كه مردم انجام داده‌اند آشكار شده است، خدا مي‌خواهد نتيجه بعضي از اعمالشان را به آنان بچشاند شايد به سوي حق بازگردند.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 14:37  توسط ازشاگردان ایشان  |