|
نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی--چهارم بررسی مسائل مهم ا
بسم الله االرحمن الرحیم نظریات وفتاوی فقهی مهم اصلاحی ایت الله سیدجواد سیدفاطمی (ره) درجامعه اسلامی--چهارم بررسی مسائل مهم اجتماعی، ولایت فقیه و حکومت اسلامی و تزکیه وخودسازی (بررسی مهمترین محورهای مهم تحول واصلاح بنیادین فضای سیاسی،اجتماعی وفرهنگی کشوربارویکرد قرآن و سنت وضرورت مقابله با اندیشه وفرهنگ غرب وشرق وراهکارهای های پیشرودر آثارعلامه ، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه).رضاقارزی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی. چکیده پرسش مهم پژوهش حاضرآنست که بررسی محورهای مهم تحول واصلاح بنیادین فضای سیاسی،اجتماعی وفرهنگی کشورباروش قرآن و سنت در آثارعلامه ، مفسر ومرجع عالیقدر حضرت آیت االه سیدجوادسید فاطمی تبریزی رحمه الله علیه چگونه بیان گردیده است:ازنتایج وحاصل برررسی توصیفی،عینی واستنادی در آثاروکتب ومقالات آن عارف بالله ومفسر عظیم الشان ودانشمندگرانقدر جهان اسلام چندمحور رامی توان به عنوان بخش دوم در ادامه مطالب اورده می شود: 1-بررسی مسئله شادی در قران کریم. 2-تلاقی دوتفکر در موسیقی( از کتاب تلاقی دو طرز فکر در موسیقی ایشان). 3-ولایت فقیه و حکومت اسلامی 4-فتوی حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه در نوشتاری به طرح مسائل به طرح جدید پیرامون بلندگو و اکو 5-مسئله در رنج و زحمت بودن انسان درقرآن(پیرامون تفسیر سوره البَلَد). 7-مسئله آشفتگی ها وناآرامی های انسان وراه نجات ان درقرآن کریم وروایات. 8-تزکیه وخودسازی مومن نه خسران وسرخوردگی انسان نساخته شده. اصطلاحات و واژهها مهم: اصلاح، فضای سیاسی،اجتماعی وفرهنگی کشور ورویکردها. مقدمه صحبت به میان آوردن از زندگی کسی که عمر خود را درراه عبودیت ،اطاعت و بندگی خداوند صرف نموده جز برای او و درراه او نبوده بسیار دشوار وسنگین می نماید، پیرامون عارف بالله، پیروی حقیقی قرآن واهلبیت و منتظر واقعی حضرت ولی عصر (عج) و آن کاشف حقایق الهی، فقیه عصمت و طهارت استادمان حضرت آیت الله حاج سید جواد سید فاطمی تبریزی رضوان الله تعالی علیه. ولیکن جهت الگوگیری وبهره بردن از معارف ناب آن بزرگوار مطالب و نکاتی کوتاه از زندگی وسیره ایشان که ثابت و آشکار گردیده آورده شده است .مجموعه زیر تحقیقی است برگرفته از گزیده نوشته ها، مقالات،کتابها، متن جلسات تفسیر قرآن کریم، اصول عقاید ، درس فقه ( شرح من یحضره الفقیه علامه مجلسی ره )، شرح لمعه ،پرسشهای وشبهات جمع آوری شده در طی سالهای 1370 الی 1403همچنین نکاتی از حالات و مسکنات ،نظر مراجع علما پیرامون آن عظیم الشان (که اساس آن در آیات و سنت اهل بیت عصمت و طهارت(س) و گفتار و حالات بزرگان دین ) ،تا چراغ راه آینده و باعث عبودیت و هدایت بیشتر وکاملتر ما گردد.سرآغاز مطالب را مزین به جملاتی ازمدافع اهلبیت عصمت وطهارت، مرجع عالیقدر حضرت آیت الله آقا، میرزا جواد تبریزی رحمه الله علیه که خطاب به نگارنده نوشتار(حقیر)، پیرامون استادشان آیت الله العظمی فاطمی رحمه الله علیه درچندین سال قبل بیان فرمودند: (( خداوند شما را موفق بدارد، ایشان آدم تهذیب شده ایست از آن سادات هستند که در سادات بودن آنها شبهه ای نیست، من هم از ایشان مقدمات خوانده ام، در وجود ایشان توجه کرده اید (توجه نمایید) در دیانتش و صداقتش (مطالب قابل توجه دارد) . ». ودر ادامه بیانشان فرمودند : «من شاگردی ایشان را کرده ام و از ایشان درسها گرفته ام».2 ۱-تعریف لغوی واصطلاحی اصلاح برطرف کردن فساد و تباهی از شیء و ایجاد سلامت و بهبودی در آن را اصلاح گویند. از اصلاح در بابهای زکات، نکاح و قضاء سخن گفته شده است. اصلاح یا رفرم به معنای بهبود یا ترمیم چیزیست که نادرست، فاسد، بدون کاربرد خوب یا غیره است. کاربرد این واژه بدین معنا از قرن هیجدهم شروع شد. اصلاح عموماً در برابر انقلاب مطرح میشو د. 2-بررسی مسئله شادی در قران کریم (ازکتاب قرآن و شادی اثرفقیه عصمت و طهارت حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمه الله علیه/شادی حق- شادی باطل) 3-تلاقی دوتفکر در موسیقی( از کتاب تلاقی دو طرز فکر در موسیقی ایشان) مطالبی از کتاب تلاقی دو طرز فکر در موسیقی اثر حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي دام ظله : دو جریان است، دو طرز تفکر، اندیشه و تفکر ربانی متکی به وحی، اندیشه غیرربانی متکی به عقل و تجربه که در جاهایی به تضاد می رسند.تضاد در موضوع «ساز و آواز» ، موسیقی از جمله مواردی که این دو جریان منجر به تضاد می شود . دو جریان است، دو طرز تفکر، اندیشه و تفکر ربانی متکی به وحی، اندیشه غیرربانی متکی به عقل و تجربه که در جاهایی به تضاد می رسند. 4-ولایت فقیه و حکومت اسلامیپیرامون ولایت فقیه و حکومت اسلامی از آثار و بیانات حضرت آيت الله سید جوادسید فاطمي رحمه الله علیه 5-فتوی حضرت آیت الله فاطمی رحمه الله علیه در نوشتاری به طرح مسائل به طرح جدید پیرامون بلندگو و اکو ... بسمه تعالی استفاده کردن از ادوات صورت در حدی که موجب مزاحمت و ناراحتی مردم باشد غیر مجاز و حرام است. 6-مسئله در رنج و زحمت بودن انسان درقرآن(پیرامون تفسیر سوره البَلَد) سوره مبارکه البلد- سوره 90 دارای 20 آیه است . این سوره مبارکه در رنج و زحمت بودن انسان را که یکی از شعبه های حرص و آز اوست موضوع قرار داده سپس راه خلاصی از این رنج و تعب را که عامل مهم بدبختی و جهنمی بودن اوست ارائه می دهد.در اول سوره دو موضوع بسیار مبارک را مورد قسم قرار داده و به عامل مهم رنج و تعب انسان را که همانا شهرنشینی و توالد و تناسل اوست اشاره می کند «بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحیم، لااُقسِمُ بِهذا البَلَد، وَ أنتَ حِلٌّ بِهذا البَلَد، وَ والِدِ و ما ولَد 4 » سپس مقسم علیه یعنی چیزی را که قسم را برای آن یاد می کند می آورد«لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فی کَبَد 5» همانا ما انسان را در زحمت آفریده ایم، تعبیر لَقَد خَلَقنا الانِسان، این را می رساند که تا انسان انسان است و هنوز دست تربیت و هدایت الهیه به او نرسیده و مومن نشده است در رنج و زحمت خواهد بود، و این یکی از شاخصه های انسان است که شخصیت او را تشکیل می دهد، همچنانکه درباره عجله کردن که شاخصه دیگر اوست می فرماید : «خُلِقَ الاِنسانَ مِن عَجلٍ 37- سوره انبیاء» یا درباره حرص و آز می فرماید : «إنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلَوعاً، آیه 19- سوره معارج» یعنی انسان حریص و آزمند است مگر اینکه در خط بندگی خداوند تبارک و تعالی درآید، و درهمین معنی است:«اِنّ الاِنسانَ لَفی خُسر اِلّا الذینَ امنوُا... سوره والعصر». در سه آیه بعدی آثار شوم این خصیصه را بیان می کند : او آنچنان در راه ارضاء حرص و آز خود پیش می رود و گمان دارد کسی به او خط و اندازه قرار نداده و حدّ و مرزی برای او نیست (اَیَحسَبُ اَن لَن یَقدِرَ عَلَیهِ اَحَد 5 ) پیوسته ادعاها و شعارهای راست و دروغ دارد، زحمت کشیده ام، پولها خرج کرده ام، آنچنانکه گویا کسی او را ندیده و اعمالش را زیر نظر ندارد(یَقُول اَهلکتُ مالاً لُبُداً، اَیَحسُبُ اَن لَم یَرَهُ اَحَد) این چنین انسان در رنج و تعب است و زندگی را هم به خود و هم به دیگران تنگ و ناگوار می نماید مگر اینکه مومن باشد چه با ایمان می تواند از این بلیه خلاص شود. خوشبختانه وسیله کسب ایمان را هم خود دارد اگر بخواهد آن نعمتهای چشم و زبان و سایر عوامل آگاهی است که در آیات سه گانه 8-9-10 : اَلَم نَجعَل لَهُ عَینَینِ، ولِساناً و شَفَتیَن، و هَدَیناُ النَجَّدَینٍ آمده- این اعضاء نموداری از تکامل و اختیار انسان، و قراردادهای تکوینی باریتعالی «اَلَم نجعل .... ) است تا آدمی باختیار خود آنها را بکار برد، بنگرد، بیندیشد، بگوید، بپرسد و با اسرار جهان و دریافتهای دیگران آشنا شود، و هدفها و قوانین حیات را دریابد و بالاخره در صراط مستقیم و خط اعتدال قرار گیرد تا دشواریها برایش آسان شود و از رنجها و سختیها برهد. ولی او با توجه به این وسایل آگاهی و نعمتهایی که پروردگارش در اختیار گذاشته همچنان در اسارت خود پیش می رود و حاضر نشده است از هواهای نفس خود دست بردارد. و وارد میدان بندگی پروردگار خود شود در سوره مبارکه تکاثر»سوره 102» آنجا که افزون طلبی انسان رامورد انتقاد قرار میدهد می فرماید : شما اگر یقین به قیامت داشتید اینکار را نمی کردید(وَ بِالاخَرهِ هُم یُوقِنُون – آیه چهار- سوره بقره) آن روز که جهنم را می بینید از نعمتها سوال می شوید که با داشتن آنهمه وسایل هدایت چرا بی اعتناد شدید و به این روز سیاه افتادید (ثُمِّ لََرونّها عینَ الیَقین ثم لَتُسُئلَنّ یومئذٍ عن النعیم 8) . آری مبارزه با هواهای نفس آنچنان سهل و آسان هم نیست، این راه سختی ها دارد همچنانکه گذرگاههای پرپیچ و خم در سینه کوه سختی ها دارد همه کس متحمل نمی شود(فَلا اِقتَحَمَ العَقَبه 11) و چه دانی تو که آن گردنه(عقبه) چیست(وَما اَدریکَ ما العَقَبَه 12) این گونه سوال«و ما اَدریکَ» که در قرآن مکرر آمده : « وَ ما اَدریکَ ما لیلَهُ القَدر ... وَ ما اَدریکَ ما الحاقَه- وَما اَدریکَ ما عِلیّون- راجع به حقایق و واقعیاتی است که کنه آنها برتر از اندیشه و درک مخاطب است، قرآن پس از القاء اینگونه استفهامها جوابهایی از زمان و حوادث و لوازم آن را بیان می دارد. در این آیه نیز فَکُّ رَقَبه از آثار و لوازم عقبه مورد استفهام است، مبارزه با نفس تا دست یافتن به تزکیه نفس با در نظر گرفتن عمق غرائز و احساسهای بشری که بجز پروردگار کسی نمی تواند ابعاد آنها را ارزیابی کند قابل درک برای همه نیست عجیب است که حتی معصومین علیه السلام، هم از آتش این غرائز بخدا پناهنده شده اند راوی گفت : امام صادق علیه السلام را در مکه دیدم در حال طواف ذکرش فقط اینست الهی قِنی شَحِّ نَفسی (خداوندا مرا از حرص و بخل نفسم خلاص کن ) اشاره به این آیه کریمه 9 سوره الحشر و آیه 16 سوره التّغابن یعنی شکوفائی و رستکاری نصیب کسی است که از حرص و بخل نفسش مصون باشد . (فَاتّقواللهَ ما استَطَعتُم وَ اسمَعُوا واَطیعوا وَ اَنفِقُوا اخیراً لِاَنفُسِکُم وَمن یُوفَ شَحَّ نَفسِهِ فَاولئکَ هُمُ المفلِحون). حضرت سجاد علیه السلام در مناجاتش : الهی اِلَیکَ اَشکُوا نَفساً بِالّسُوِء اَمّاره تا آنجا که از بیقراری نفس شکایت می کند : اِن مَسَّها الشَّرُ تُجزَع واِن مَسّها الخَیرُ تَمنَع- اشاره به آیه 19 سوره معارج : خُلِقَ الاِنسانُ هَلوُعاً، اِذا مَسَّهُ الشَرّ جَزوُعاً وَ اِدامَسَّه الخَیرَ مَنوُعاً، است. علی علیه السلام وقتی به درب مسجد می رسید پاها را جفت می کرد و مناجات کوتاهی نموده رهائی خود را از آتشهای نفس تقاضا می نمود :(یَسئَلهَ مَن فی السَماواتِ وَ الَارض کُلَّ یومٍ هُوَ فی شَأن اَللهُمُ وَلیَکَن مِن شَانُ حاجَتی وَهَیِ عِتقُ رَقَبَتی مِنَ النّاروَان تُقبِل عَلّیَ بِوجهِکَ الکریم). انسانها اسیر همین غرائز و احساسها هستند و هر یک از آنها شعله آتشینی است که او را می سوزاند و در عذاب می دارد6. 7-مسئله آشفتگی ها وناآرامی های انسان وراه نجات ان درقرآن کریم وروایات انسان در آتش است (حرص،حسد تکبر و..)ازکتاب باهمین عنوان از ایشان: از امام صادق است که فرمود «الناس ممالیک النار» مردم اسیر آتشند مگر شیعیان ما که از آتش آزادند، بلی فقط تبعیت از انبیاء و بندگی خدا است که انسان را از بندگی غیر خدا آزاد می کند آیات 13 به بعد متضمن این معنی است«اَو اِطعام فی یَومٍ ذی مَسغُبَه ، یَتیماً ذا مَقرَبَهٍ اَومسکیناً ذا متربهٍ » طعام دادن در روز گرسنگی، به یتیمی از خویشاوندان یا فقیر خاک نشین)، - اداء نماز از شرک و کبر پاک می کند(اِنّ الصَلوهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمنکر- آیه 45 فاطر)انفاق، صدقات، زکوه از حب دنیا که رأس کل خطیئه است پاک می کند . در آیه 103 توبه چنین است : از اموال آنها صدقه ای بگیر تا بوسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی خُذمِن اَموالِهِم صَدقَهَ نُطّهُرهُم و تَزکیهم بِها ... آیه 104 توبه) بطور کلی اتفاق بهر معنی زکوه ، خمس، صدقات، حتی طعام دادن، میهمانی دادن این اثر را دارد. رسول خدا (ص) در خطبه آخر جمعه شعبان درباره افطاری دادن توصیه می فرمود کسانی عرض کردند ما همه قادر به افطاری دادن نیستیم. حضرت فرمود:(اِتَقّوا النارَ وَ لَوبَشقِّ تَمرَهٍ ) از آتش خود را بپائید ولو با نصف خرما باشد. یعنی فقیری که مالک پنج و شش عدد خرما بیش نیست آنهم اگر نصف خرما را بدهد از حب دنبایش کاسته می شود و بهمان اندازه از آتش حرص و از مصون می گردد. انبیاء علیهم السلام سروکار با انسان دارند که هدایتش کنند پیغمبر ما هم که آخرین آنهاست نیز سروکارش با انسان است، انسانی که دارای این خصوصیات است که قرآن شمرده :انسان هلوع آفریده شده است :(اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً …) به یقین انسان بی ثبات و بی قرار است چون شَرّی به او رسد نالان شود و چون خیری به او رسد خود را می گیرد مگر نماز خوانان، - (اذا مَسه الشر جَزوعاً ، وَ اِذا مَسّه الخَیر مَنوعاً ، اِلا المُصلّینِ، آیات 19، 20 معارج). در سوره فجر آیات 15 و 16 : اما انسان هنگامیکه پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام می کند و نعمت می بخشد مغرور می شود و می گوید پروردگارم مرا گرامی داشته است، و اما هنگامی که برای امتحان روزیش را برای او تنگ می گیرد مأیوسانه می گوید پروردگارم مرا خوار کرده است، نه، - چنان نیست که شما می پندارید، فَامّا الاِنسانُ اِذا ما اِئتلاهُ رَبُّهُ فَاکرَمَهُ وَ نَّعَمهُ فَیَقولُ رَبِّ اَکرَمَنِ،- وَ اَمّا اِذا ما اِبتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَقُولُ رَبِّ اَهانَنِ، کَلا)، آری انسان همواره با عوارض ناگوار داشتن یا نداشتن، دست به گریبان است. انسان حریص است، انسان بخیل است در این خصوص آیه 100 سوره اِسراء چنین آمده : بگو اگر شما مالک خزینه های رحمت پروردگار من بودید در این صورت نیز امساک می کردید مبادا انفاق مایه تنگدستی شما شود و انسان تنگ نظر است(قُل لَوانتم تَملِکُونَ خَزائِنَ رَحمَهِ رَبّی اِذا لامسکتُم خَشیهَ الاِنفاق و کانَ الاِنسان قتوراً )، و بموازات این حرص ژرف، و عمیق حسد حاسد است(وَ مِن شَرّ حاسِدٍ اِذا حَسَد 5 سوره فلق). اگر دیگران داشته باشند و او نداشته باشد، حسود نه تنها تا کشتن محسود پیش می رود و فرمان «اُقتُلُوا یوسُفَ»آیه 9 سوره یوسف، - صادر می کند، از آن بالاتر نابودی خود از خدا می خواهد تا از آتش حسد برهد، در آیه 32 انفال از بدخواهان رسول خدا چنین آورده : و هنگامی که گفتند پروردگارا این حق است و از طرف تو است بارانی از سنگ بر ما از آسمان فرود آر، یا عذابی دردناک بر ما بفرست: (اللهُم اِنّ کانَ هذا هوالحق مِن عِندک فامطِر عَلَینا حجازَه مِنَ السماءِ اَوِ ائتِنا بِعذابٍ اَلیم). درباره عمق کینه و عداوتی که در برخوردها پیدا می کند در آیات 62 و 63 سوره انفال آنجا که یاری و نصرت خود را به پیغمبرش خاطرنشان می فرماید چنین می گوید : اگر بخواهند درباره صدمات تو خدعه کنند خدا برای تو کافیست که تو را با یاری خود و مومنان تقویت کرده، و دلهای آنان را با هم الفت داد، اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی توانستی، ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد، او توانا و حکیم است.ثُمَّ کانَ مِنَ الَذین امنوُا و اتواصوا بالصبر و تو اصوا بالرحمه .(17) عطف به فلا اِتَحَمَ العَقَبَه است . یعنی بس از عبور از عقبه که همان فکّ رقبه و اطعام به ایتام و مساکین است باید توام با ایمان به خدا و وعدهای خدا باشد و تقرب و رضای او هدف باشد تا اعمال و انعامها عاری از ریا و شرک وحتی عالی از توقع شکرگزاری فقیر باشد. «فاتِ ذَی القربی حَقَه وَ المِسکینَ وَابنِ السَبیل ذلِکَ خَیرٌلِلَذینَ یُریدونَ وَجهِ اللهِ وَاولئکَ هم المفلحون 38 روم » .و پس از ایمان فردی ارتباط با هم لازم است تا پایه اجماع مومن شکل گیرد. در آیه 200 آل عمران است : یا اَیُّها الذینَ امنوا اِصبِروُا وَ صابِروُا وَ رابِطُوا وَاَتَّقوُا الله لَعَلَّکُم تُفلِحون) و همدیگر را توصیه به صبر و مرحمه نمایند،- گذشت از خود برای رفاه دیگران مخالف با هواها و کششهای نفسانی است لذا باید هشیار بوده و مددکار یکدیگر، در برابر انگیزه های فردی و بی مهریها به شکیبائی و رحمت توصیه کرد و از همدیگر پذیرا بود تا پیوسته این دو خوی عالی که صبر و رحمت است بیدار و فعال بماند، «مُحَمَّد رَسولَ الله وَاَلَّذینَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَی الکفارُ رُحماءِ بینهم ... آیه 29 فتح » . در چنین اجتماعی همت ها برانگیخته شود و برکات از هر سو رو می کند(اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه) و اهل بهشتند، بهشت سرتاسری، (وَاَلذینَ کفَروُا بِایاتِنا هُم اَصحابُ المَشئَمِه19 عَلیهم نارٌ موصَدَه 20) در قرآن متجاوز از هفتاد مورد تابلوهائی از بهشت و جهنم ترسیده نموده است و جالب اینکه تکراری نیست و در هر مورد به نحو خاصی مطلب را آنچنانکه هست رسانده، در این سوره مبارکه نیز پس از بیان و ترسیم مشخصات اهل بهشت و خلاصه نمودن آن مشخصات با جمله «اولئکَ اَصحابُ المَیمَنه» به حکم مقابله تابلوی اهل جهنم را ترسیم می نماید با آیه 19 و 20 : و کسانیکه به آیات ما کافر شدند آنان افرادی شومند، بقرینه پیوستگی و تقابل آیات چنین توضیح می شود کسانیکه به آیات هدایتی و قدرت ادراک و بیان «عَینین و لسانا و شفتین و هدیناه النجدین» ما بی اعتناد شدند و از اقتحام در عقبه تکلیف روی گرداندند و به آزاد کردن گردنها و اطعام نپرداختند و به اجتماع ایمانی نپیوستند و همدیگر را بصبر و رحمت توصیه ننمودند همین ها اصحاب شوم«مشئمه » هستند اینان وجودشان شوم و ملازم با شئامت است و با استکبار و تکروی روزنه تابش نور حیات و دریچه نسیم رحمت را بر روی خود و دیگران بسته اند، آتش فراگیر و دربسته را برای خود و جمع فراهم ساخته اند«عَلَیهِم نارٌ موصَدَه». در حدیثی از امام صادق(ع) می خوانیم کسی که در نماز واجب سوره «لااُقسِمُ بِهذا البَلَد» را بخواند در دنیا از صالحان شناخته خواهد شد و در آخرت از کسانی شناخته می شود که در درگاه خداوند مقام و منزلتی دارد و از دوستان پیامبران و شهدا و صالحان خواهد بود.7 * ایت الله فاطمی رحمه الله علیه : عمل صالح آن است که برای خدا باشد. این ایمان است که جلوی انسان را پرتگاه ها می گیرد.پناه بر خدا ما یک لحظه اش را نمی توانیم، .عذاب جهنم را تحمل کنیمانسان یا رو به سوی رضای خداست یا به سوی غضب خدا . باید همه کارها برای خدا، در راه بندگی خدا باشد ازدواجش، کارش، خوردن و خوابیدنش، عبادتش و ... و باید از تمرّد وتخطی دوری کرد.پیامبران آمده اند که انسان در خط رضای خدا باشد، یهدی به اله صله. تتمه مطالب ؛ در آستان الهی(از دعاهای پایانی معظم له در انتهای جلسات و مراسمات) بار پرودگارا انقلاب اسلامی ما را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر (عج) متصل بفرماء ما را از اعوان و انصارش قرار بده. اسلام مسلمین را نصرت عنایت بفرما. مقام رهبر عظیم الشأن عالی است متعالی تر بفرما. اموات ما، پدران و مادران ما را ببخش وبیامرز ما را به رحمت خود از آتش نجات بده. اهل بهشتمان قرار بده. برحمتک یا ارحم یا الراحمین.[1] پروردگارا، توفیق قرائت قرآن در شبانه روز به ما عنایت بفرما.(زندگی ما را قرآنی قرار بده.) ما را از برکات قرآن،هدایت قرآن دنیا و آخرت برخوردار بفرما.[2] اللّهم یطعم و لایطعم بحق سید عرب و العجم. پرودگارا احسان محسنین را قبول بفرما. خیر و برکاتت را نازل بفرما. شرو بلیّات را دور بفرما، پرودگارا ما را با محمّد و آل محمّد محشورمان بفرما. پرودگارا... بحق محمد آل محمد امواتمان، شهدایمان، حق داران را ببخش و بیامرز، برای شادی انبیاء اولیاء صالحین، صدیقین و شهدا، اموات و گذشتگانمان حمد و صلوات[3] پرودگار ما را از نماز گزاران واقعی قرار بده، فرزندانمان را هم از نماز گزاران قرار بده.[4] السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الا رواح التی حلت بفنائک و صلی و علی محمد و آل محمد.[5] پی نوشت ها: 1- اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403 2-انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمه الله علیه..چاپ میثم1380 3-اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403 4-عبودیت خدا نوشتههای رضاقارزی ۱۵مهر۱۴۰۲، @obodiyatekhodaa 5-14پایگاه اظلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir 15-اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله سیدجوادسید فاطمی رضاقارزی.نشرروزا1403 16-انسان ودرس(تعلیم وتعلم)،سیدجوادسیدفاطمی رحمه الله علیه..چاپ میثم1380 5-14پایگاه اظلاع رسانی آیت الله سیدجواد سیدفاطمیasfatemi.ir
ضمائم مقاله اجازه اجتهاد حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی ره پیرامون آیت الله فاطمی رحمه الله علیه(در 6 برگ به زبان عربی)
متن حضرت آیت الله، علامه سیدمهدی لاجوردی حسینی مدظله پیرامون اجتهاد حضرت آیت الله العظمی فاطمی ( ره)
نوشتارحضرت آیت الله دشتیانی درباره ایشان
1- دعای دائمی معظم له بین نماز جماعت ظهر و عصر. 2- دعای بعد از اتمام جلسات تفصیر قرآن کریم. 3- دعای معظم له بعد از اتمام هیئت و مجالس عزاداری اهل بیت عصلت و طهارت و مجالس سوگواری دیگر. 4- دعای همیشگی معظم له بعد از جلسه آموزشی نمازشان 5- دعای ایشان بعد از اتمام گفتن بخش تفسیر جلسه
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت 19:26  توسط ازشاگردان ایشان
|
|