|
- توحيد يعني كارها براي خدا باشد براي بندگي او كه براي همين آفريده شدهايم «ما خلقت الجن و الانس الابيعبدون» انسان وقتي به اين خط آمد تعبير همان صراط مستقيم است. - خدا از انسان دور نيست اما اين انسانها هستند كه با خدا فاصله دارند و از خدا دورند عامل آن هم هواي نفس است ( تكبر، حرص، حسد و... ) انسان وقتي درست ميشود كه از اين جاذبه دور شود بندگان خدا آنانند كه خدا را شناختند و در راه طاعت آن حركت كردند . - شكوفايي انسان در توحيد است توحيد انسان را برپا مي دارد و شكوفا مي كند . - خداوند با تمام ذرات عالم است و از يك ذره هم دور نيست با هر ذره هست نه بطور قاطي و از هر چيز جداست نه به طور دوري، مثل او چيزي نيست اما او بصير و شنوا است، درد ما را ميداند و احتياجمان را ميفهمد و ما در محضر او هستيم. - بالاترين مرتبه شكر گزاري خداوند «فنا فيالله» است يعني خداوند همه چيز را به ما داده پس همه چيز ما براي او ، در راه او باشد و ذوب شدن در خداوند و رسيدن به بقاءالله اين همان عبوديت و بندگي خداست. هرچه انسان خود را در مقابل خداوند بشكند به خدا نزديكتر ميشود. خداوند نقش انسان را در قرآن بيان ميكند و كسي كه قرآن بخواند راه و رسم انسان را مييابد. پس اگر اين (طور) نباشد اسفلالسافلين است وقتي انسان خدا را به بزرگي ياد كرد غير خداوند (پول، ماشين، شهوت و....) در نظر او كوچك ميشود دنيا برايش كوچك ميشود و خداوند در نظر او بزرگ، اين بهشت است و حالات بهشتي، بهشت موعود دنيا قبل از بهشت جاوداني اما اگر انسان خدا را فراموش كند پرده كفر ضخيم ميشود و همين انسان باهوش طوري پردههاي كفرش ضخيم ميشود كه ديگر خدا را نميبيند و وقتي به اين حالت رسيد ديگر انذار و عدم و انذار برايش فرقي ندارد و آنگاه كه انسان شقي شد ديگر صلاحيت هم ندارد، «ختماللهعلي قلوبهموعليسمعهموعلي أَبْصارِهم غشاوه و لهمعذاب عظيم » . - خداوند بردباري ميكند آنچنان كه گويا نميداند و اغماض ميكند كه گويي نديده است و ميپوشاند كه گويي بر او عصيان نميشود براي عقوبت عجله نميكند به لحاظ كرمش و اغماض و حلمش. - الله بالاتر و والاتر است از اين كه وصف كنندگان او را درك كنند با صفاتي كه او موصوف است به آن و جز اين نيست كه وصف كنندگان به اندازه خودشان وصف ميكنند نه اندازه عظمت و جلال او، خداوند ولاتر از آن است كه وصف كنندگان او را درك كنند خداوند از بندگان خود غني است، احتياج به عبادت بندگانش ندارد ولي انسان موظف است تكليف خود را انجام دهد، زندگي ما بايد زندگي محمدوآلمحمدصلاللهعليهوآله باشد 1 . چند روايت در باب توحيد
چند نكته در توحيد:
در باب تزكيه (خودسازي)[8]
آري اسلام با تعليماتش با مقررات روزمرهاش، نماز، زكوه، حج، جهاد و... حتي كساني را كه سواد خواندن و نوشتن هم ندارند نيز به اين مقام ميرساند دنيا و زيبائيهاي آن اگر در چشمها صغير و ناچيز باشد ديگر جايي براي حرص، بخل و حسد و ديگر حالات رذل جهنمي باقي نميماند و زندگي بهشت گونه ميگردد پيامبر اكرم (ص) فرمود : هركس به فقرش صبر كند روز قيامت با من خواهد بود.
1) جلسات و آثار حضرت آيت الله فاطمي دام ظله 2) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 125 ، اخبار و روايات نقل شده از اهل بيت در اين مسائل بسيار زياد است . 3) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 129 [3])بحارالانوار ، ج 2 ، ص 94 [4]) بحارالانوار ، ج 2 ، ص 92 [5])شيعه در اسلام ، علامه سيد محمد حسين طباطبائي ، بخش سوم [6])طهارت روح برگرفته از آثار علامه شهيدمطهري [7]كتاب اصول عقايد آيت الله مصباح يزدي [8]برگرفته از جلسات اصول عقايد و تفسير آيت الله فاطمي [9]جزاء من تزكي/ طه 76 برچسبها: اصول اعتقادات اسلامي1, توحید
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۹ساعت 20:19  توسط ازشاگردان ایشان
|
|